Sunday, July 12, 2015

بلاهایی که سر کودکان کار می اید تجاوز.فقر.اعتیاد.بی سوادی و...........

۴٫۸ درصد از ۱۲۲ کودک کار در اصفهان گفتند که یک تا پنج بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. این آمار حاصل تحقیق چهار پژوهشگری است که با این کودکان مصاحبه کرده‌اند. در این پژوهش که در سال ۹۱ منتشر شده، آمده است: «۳٫۳ درصد از این کودکان بین پنج تا ده بار و بالاتر مورد تجاوز جنسی قرارگرفته‌اند.»
پژوهشگران دانشگاه یزد، علیرضا افشانی، عباس عسکری ندوشن، محمد حیدری و محمد نوریان نجف‌آبادی بعد از ارائه یافته‌ها تاکید کرده‌اند: «این یافته با نتایج تحقیقات قبلی همسوست. مثلاً در پژوهش احمدخانی‌ها هم ۲۰٫۹ درصد از کودکان مورد مطالعه مورد سوءاستفاده جنسی قرارگرفته‌اند.»
هزاران هزار برگه‌ی پژوهشی هم که در ردیف قفسه‌های دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های جهان و ایران خاک می‌خورد گویای چنین ادعایی است.
آنها که هستند؟
سازمان ملل متحد «کودک خیابانی» را این‌گونه تعریف می‌کند: «پسر یا دختری که خیابان (و ساختمان‌ها و زمین‌های متروکه)، خانه و محل زندگی او شده و تحت حمایت و نظارت کافی بزرگسالان مسؤول قرار ندارد.»
سازمان جهانی بهداشت، آنها را در چهار گروه دسته‌بندی کرده است:
ـ کودکانی که در خیابان‌ها زندگی می‌کنند و اولین نگرانی‌شان زنده‌ماندن و داشتن سرپناه است.
ـ کودکانی که از خانواده جدا شده و موقتاً در مأمنی مثل خانه‌های متروک و یا ساختمان‌ها، پناهگاه‌ها و سرپناه‌ها زندگی می‌کنند و یا از خانه یک دوست به منزل دوست دیگر می‌روند.
ـ کودکانی که تماس با خانواده را حفظ می‌کنند، ولی به علت فقر، پرجمعیت بودن خانواده و یا سوء استفاده جنسی و جسمی از آنان، بعضی شب‌ها و اکثر ساعات روز در خیابان‌ها به سر می‌برند.
ـ کودکانی که در مراکز ویژه نگهداری می‌شوند، اما قبلاً در وضعیت بی‌خانمانی به سر می‌برده و در معرض خطر برگشت به همان وضعیت هستند.
کمترین درد تجاوز است
از یک ماه پیش، خبر تجاوز گروهی به دختربچه‌ای ۱۱ ساله در زیر یکی از پل‌های شهر تهران نگاه‌ها را متوجه پدیده‌ی کودکان کار و خیابان کرده، مساله‌ای که بارها در گزارش‌های کارشناسان و روزنامه‌نگاران دیده شده است.
در کتاب «گزارش اجتماعی وضعیت ایران» که به بررسی آسیب‌های اجتماعی ایران در سال‌های ۸۰ تا ۸۸ می‌پردازد، بخش‌هایی هم به معضل سوءاستفاده از کودکان مربوط می‌شود و باز این گزارش هم یافته‌های پیش از خود را تأیید می‌کند: «یافته‌های پژوهش مدنی و دیگران، ۱۳۸۶، موید نتایج تحقیقات پیشین بود و نشان داد نسبت بزرگ‌تری از کودکان روسپی‌شده، در مقایسه با زنانی که تن‌فروشی را در بزرگ‌سالی شروع کرده‌اند، سابقه مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتن قبل از روسپی‌شدن را دارند. در تحلیل‌های چندمتغیری نیز وجود این رابطه تأیید شده است. به این ترتیب، ارتباط بین سن روسپی‌شدن با سابقه آزار جنسی در آزمون‌های آماری معنی‌دار بوده است. احتمال این که کودکانی که مورد استفاده جنسی قرار می‌گیرند در بزرگ‌سالی به جرم روسپی‌گری دستگیر شوند، ۲۷٫۷ بار بیشتر از کودکانی است که قربانی این مساله نمی‌شوند، احتمال ورود مردان و زنانی که در کودکی یا نوجوانی مورد تجاوز قرار گرفته یا مجبور به انجام فعالیت جنسی شده‌اند به روسپیگری ۴ برابر کسانی است که قربانی این مساله نشده‌اند.»
و این که «بر اساس مطالعه صابری ۶۴ درصد، علیایی زند ۲۲٫۵ درصد شرافتی پور ۷۶٫۶ درصد، و مدنی و دیگران ۳۲٫۲ درصد از زنان تن‌فروش، سابقه مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتن در دوران کودکی داشته‌اند.»
وضعیت کودک کار و خیابان در همه گزارش‌های ایران و جهان موارد مشابهی دارد مثل آنچه در تحلیل «وضعیت کودکان خیابانی و کار در شهر اصفهان» آمده:
«اکثر کودکان کار و خیابان مورد مطالعه، پسر، مهاجر، دارای میزان درآمد پایین و والدین معتاد و کسانی هستند که توسط والدین خود مورد آزار جسمی قرارگرفته‌اند و بیشتر به کار دست‌فروشی مشغول هستند. اکثر این کودکان به کارهای انحرافی دست زده‌اند. در این تحقیق رابطه‌ی معناداری بین اعتیاد والدین، آزار کودکان توسط والدین و زندان رفتن والدین با نوع کار کودکان وجود دارد.»
آنها هشدار می‌دهند که «عدم توجه دقیق به کودکان کار و خیابان می‌تواند در آینده سلامتِ بخش وسیعی از جامعه را تهدید کند.»

No comments:

Post a Comment