فریدون فرخزاد در کنسرت سال ١٩٨٧ گفته بود: "بعضیها هنوز نشستن میگن که ایشالا امریکاییها چراغ سبز میدن ما هم میریم ایران! امریکاییها چراغ سبز دادند ما را بیرون کردند از کشورمون. ما هنوز نمیخوایم واقعیتها را قبول کنیم. امریکایی ها چراغ سبز دادند که روح الله خمینی، بر جان، مال، و ناموس من و شما غالب بشه، انگلیسیها هم به اونها کمک کردند ..."
لطفا این ویدیو را تا انتها ببینید!!!
شاید وقتی فریدون فرخزاد حقایقی تکان دهنده در مورد کمک آمریکاییها و انگلیسی ها به سرنگونی حکومت پادشاهی ایران و همینطور در مورد کتابهای روح الله خمینی را بر زبان میآورد، بسیاری از هموطنان ما یا نشنیدند، یا اگر هم هشدارهای او را شنیدند تصور نمودند فرخزاد دچار توهم شده و این سخنان را به توهم دایی جان ناپئولن و یا دون کیشوت نسبت دادند.
حکومت ایران هم او را با سلاخی کشت و "همجنس باز" نامید تا از تاثیر سخنان نافذاش در مورد "خطر حکومت آخوند ها برای ایران و منطقه" بکاهد ...
حکومت ایران هم او را با سلاخی کشت و "همجنس باز" نامید تا از تاثیر سخنان نافذاش در مورد "خطر حکومت آخوند ها برای ایران و منطقه" بکاهد ...
اما حال میبینیم که اسناد منتشر شده، نامه خمینی به کارتر، سخنان رونالد ریگان، دکتر مایک ایوانز ژیسکاردستن رئیس جمهور سابق کشور فرانسه، ... تائید کننده سخنان زنده یاد فریدون فرخزاد است که شباهت زیادی به هشدارهای دکتر بختیار داشت.
شاید او را یک شومن عادی میدانستند و به درستی در مورد تحصیلات، سابقه سیاسی، اشعاری که به فارسی و آلمانی منتشر نموده شناخت نداشتند.
فریدون فرخزاد در رشتهٔ حقوق سیاسی با درجه دکترا (Ph.D) فارغ التحصیل گردید. فریدون فرخزاد به جز زبان فارسی به زبانهای آلمانی، انگلیسی و فرانسوی سخن میگفت.
شاید بسیاری از ما تا کنون نمیدانستیم اشعار آلمانی وی از سوی ناشران بزرگ کتاب آلمان بهعنوان بهترین اشعار سال برندهٔ جایزه شد و در کتابی که همه ساله منتشر میشود آثار فریدون فرخزاد در ردیف ده شاعر و نویسندهٔ سال چاپ شد. نخستین مجموعه شعر مستقل فرخزاد با عنوان "فصل دیگر"، در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت!
بخشهایی از شعرهای فرخزاد به کابارههای سیاسی اروپایی شباهت داشت و در لابلای تکههای سرگرم کننده انتقادهایی از سیاستهای روز را می گنجانید. فرخزاد در رابطه با مجری گریش در تلویزیون گفته بود: " همیشه سعی میکنم مردم را در یک برنامه سه ساعته تلویزیونی که پر از خنده و شوخی و آواز و رقص است متوجه مطالبی بکنم که ارزش دارد بر روی آنها فکر بشود."
دکتر شاپور بختیار نیز در مصاحبه با روزنامهٔ لومتن هشدار داده بود:
جمهوری اسلامی خمینی یک مجهول مطلق است، اگر کسی برای فهمیدن این موضوع به متون گذشته مراجعه کند پشتش به لرزه در میآید. او نه تعدد گروههای سیاسی را میپذیرد و نه دموکراسی را، میخواهد روحانیت قانونی الهی را اجرا کند. همه چیز اینجا شروع میشود و اینجا تمام میشود.
دکتر مایک ایوانز ، در کتاب :"جیمی کارتر، حزب چپ لیبرال و هرج و مرج در جهان" مینویسد: جیمی کارتر برای حساب خمینی در پاریس چکهایی متنوع ۱۵۰ میلیون دلاری میفرستاد که وظیفه اش سرنگونی شاه ایران و از بین بردن ملت وی بود ... او همچنین مبلغ ۵۰۰ میلیون دلار به جنگجویان اخوان المسلمین داد که با همان پولها طالبان و القاعده را بنیانگذاری کردند ... همچنین مبلغ ۹/۷ بیلیون دلار برای پس فرستادن گروگانهای امریکایی پس از ۴۴۴ روزاسارت ، به جمهوری اسلامی بخشید ..
دکتر مایک ایوانز میگوید من این داستان «شوک آور» را به صورت کامل در کتاب "جیمی کارتر، حزب چپ لیبرال و هرج و مرج در جهان" شرح داده ام.
من نوشتم که چگونه تصمیمات اتخاذ شده باعث ایجاد امیدواری کاذب شد و ساختار جهان اسلام را تغییر داده و باعث ایجاد جنبش های افراطی متعصب که مسئول تروریسم در سطح جهان هستند، شد!
دکتر عباس میلانی نیز در کتاب « نگاهی به شاه » نوشته است که خمینی در نامهای که مستقیماً برای کارتر فرستاد نوشت: « شما ارتش را خنثی کنید، دفاع از بختیار را وا بگذارید، در مقابل ما کمونیسم را مهار میکنیم و نفت را میفروشیم! »
محمدرضا پهلوی نیز در آخرین مصاحبه خود در جزیره پاناما با دوید فراست که از بیماری سرطان خون رنج میبرد با چهرهای کاملا غمگین و خسته گفت: آیا او (خمینی) میتوانسته تمام این سیستم را طراحی، برنامه ریزی و اجرا کند؟ من میدانم که کسی به تنهایی نمیتواند که کار چنین عظیمی را اجرا کند. و میدانم که پولهای هنگفتی هزینه شد، این را هم میدانم!
این را هم میدانم که از فوق متخصصان تبلیغات و پروپاگاندا استفاده شده است که ما را ظالمترین ظالمها و هیولا نشان دهند، و بر عکس طرف مقابل را طوری نشان دهند که انقلابیونی طرفدار مردم سالاری ، لیبرال، ... که قصد نجات کشور را دارند هستند!
همچنین میدانم که بی بی سی، بنگاه سخن پراکنی بریتانیا چه رفتار خصمانهای بر علیه ما داشت. برای اینکه ما باید جریمه می شدیم!
سالها پیش رونالد ریگان نیز به کمک آمریکا در سقوط پادشاه ایران اقرار کرد و گفت: این لکه سیاهی در سیاست ماست که باعث سرنگونی شاه شدیم!
رونالد ریگان که پس از کارتر به مقام ریاست جمهوری رسید گفت: من از سیاست رئیس جمهور کارتر انتقاد میکنم
شاه ایران، راهش از راه مردمش جدا نبوده است. این لکه سیاهی در سیاست ماست که باعث سرنگونی شاه شدیم. کاری که ما با شاه ایران کردیم؛ شرمی برای تاریخ مناسبات سیاسی ماست.
رونالد ریگان علاوه بر اشاره به خدمات شاه در اصلاحات ارضی (کوتاه کردن دست "مالکان بزرگ، اوقاف و ملایان" و ارائه سند مالکیت زمینهای تقسیم شده به کشاورزان) عنوان میکند و میگوید ما باعث تغییر شرایط شده و حکومت را در دست دیوانه تندرویی قرار دادیم که باعث کشته شدن هزاران ایرانی شده است.
ما، او را که متحد خوبی برای ما، و سختکوش برای مردمش بود، رها کردیم. من به هیچ وجهی قانع نشده ام که او بر علیه مردم خود بود. در عوض حمایت خودمان را از یک فرد روانی متعصب؛ که جان هزاران نفر را با اعدام ها گرفته است، جایگزین کردیم!!
سخنان رونالد ریگان را لطفا در لینک زیر در کانال یوتیوب سپیده دم بشنوید:
https://www.youtube.com/watch?v=6Vs4d8_cElE
https://www.youtube.com/watch?v=6Vs4d8_cElE
اما خمینی در سخنرانی هائی که جهت عوامفریبی از تلویزیون ایران پخش میشد به کارتر حمله میکرد و او را مورد تمسخر قرار میداد.
ژیسکاردستن رئیس جمهور سابق کشور فرانسه، در رابطه با آنچه در گوادلوپ گذشت، تعجب خود از نحوه برخورد کارتر با شاه کشوری که حداقل به مدت یک دهه یکی از نزدیکترین متحدان آمریکا بود، را این گونه بیان میکند: از لحاظ جنبه انسانی قضیه، همگی ما از نحوه صحبت کردن کارتر در مورد شاه و ایران شوکه شده بودیم. چرا که میدانستیم همه چیز در نهایت با شکنجه و یا کشته شدن شاه خاتمه خواهد یافت. او اصلا خجالت نمیکشید. نه. نه. او اصلا خجالت نمیکشید و خیلی راحت و واضح در مورد برخورد با مردی که پیش از این ما از او سخت حمایت میکردیم (محمدرضا شاه) صحبت میکرد. او (کارتر) مثل یک حرامزاده رفتار کرد و بیپرده اعلام کرد مردی را که همگی ما از او حمایت میکردیم، کنار میگذارد. شاید یک کم احساسات بد نبود. ما هم هیچ بحثی نکردیم. بدون کوچترین ملاحظه انسانی و فکر کردن به سرنوشت شاه. ما شاه را خوب میشناختیم. ما او را دیده بودیم، با او کار کرده بودیم، اما از لحاظ سیاسی نیز به این نتیجه رسیده بودیم که به احتمال زیاد برگشتی وجود ندارد و او نهایتا سرنگون خواهد شد. سخت بود. چون دلمان برای او میسوخت.
لازم به ذکر است با وجود اتخاذ این رویکرد سیاسی آمریکا در دوران ریاست جمهوری کارتر ، که خاورمیانه آشوب و جهان دچار تغییر و تحول و از صلح و آرامش فرسنگ ها دور شد،
جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۲ به جیمی کارتر اهدا شد!
No comments:
Post a Comment