Wednesday, February 24, 2016

دادگاه رازینی به عنوان حاکم شرع در مشهد

دادگاه های رازینی به عنوان حاکم شرع در مشهد ، به شهادت بسیاری از بازماندگان آن، محاکمه هایی چند دقیقه ای بودند، دقایقی که تعیین کننده ی مرگ یا زندگی متهم بود. زندانیان سیاسی که در آن زمان یا در زندان وکیل آباد زندانی بوده اند یا در کوتاه زمانی پس از آن به دلیل فعالیت سیاسی در مشهد بازداشت شده اند نیز تایید می کنند که تا قبل از هفته اول دی ماه ۶۰، هیچیک از زنان زندانی اعدام نشده بودند و موج اعدامها تنها مردان را دربر گرفته بود. تا اینکه در هفته اول دی چندین زن جوان در زندان وکیل آباد مشهد اعدام شدند.
تنها در روزهای ۱ و ۲ دی ماه، به ترتیب ۴ و ۶ زن جوان به عنوان “منافق” به جوخه اعدام سپرده شدند و بلافاصله پس از این اعدامها بود که برخی از خانواده های دختران اعدامی به نزدیکانشان گفتند که پیش از اعدام، به دختران آنها تجاوز شده بوده است. به این ترتیب، خبر تجاوز پیش از اعدامهای مشهد به طور وسیعی در میان فعالان سیاسی و خانواده هایشان پخش شد. اطلاع روشنی از دلایل آغاز اعدام زنان در دست نیست اما سپیده فارسی که خود به اتهام پناه دادن به یکی از هواداران سازمان مجاهدین، دختری که همکلاسی وی بوده است، در آذر ماه دستگیر و در دی ماه به وسیله رازینی محاکمه شده می گوید:
“تا قبل از رازینی تقریبا به هیچ زنی حکم اعدام نداده بودند. رازینی که آمد، شروع کرد حکم اعدام دادن به دخترهایی که واقعا هیچ کاری نکرده بودند؛ بچه هایی که در حد پخش اعلامیه توی مدرسه بودند. رازینی اصلا معروف بود که با زنها بد است و حکم های سنگین می دهد. فقط اعدام نبود، به خیلی ها حبس ابد داد که اصلا به اون شکل سیاسی نبودند. اینقدر احکامش سنگین و بی معنی بود که بعدا در سال ۶۱ اومدند یکسری از اون احکام رو کم کردند یا به اون آدمها حتی عفو دادند.”
ماندانا و میترا مجاوریان، دو زندانی هوادار مجاهدین خلق و از جمله اعدامیانی که در زمستان ۶۰ پاسداران پیش از اعدام آنها با گل و شیرینی به خانه ی آنها مراجعه کرده و به خانواده ی آنان اطلاع می دهند که دخترانشان قبل از مرگ به عقد برادران پاسدار در آمده اند (به آنها تجاوز شده است) به همراه تعداد قابل توجهی از دختران جوان، از نخستین کسانی بودند که در فهرست اعدام قرار گرفتند. در آخرین روزهای آذرماه ۶۰ و دو هفته اول دی ماه، هر روز تعدادی از زنان زندانی را از زندان وکیل آباد مشهد به ساختمان دادستانی انقلاب که در کنار مقر سپاه پاسداران قرار داشت می بردند تا علی رازینی، حاکم شرع، آنها را محاکمه کند. سپیده فارسی می گوید: “آنهایی که حکم اعدام می گرفتند دیگر به زندان وکیل آباد برنمی گشتند و همانجا می ماندند.” او که خود به وسیله رازینی محاکمه شده می گوید: “دادگاهم خیلی کوتاه بود. یادم می آید ازم پرسید: مصاحبه می کنی یا نه؟ و من که می دانستم اگر مستقیم بگویم: نه، حکم سنگین می گیرم سعی کردم با جملاتی مثل اینکه من یک دختر دبیرستانی ام و خجالت می کشم جلو دوربین حرف بزنم، موضوع را منتفی کنم.” در نهایت به او حکم دو سال حبس می دهند اما چند نفر از زنان جوانی که صبح به همراه او از زندان وکیل آباد منتقل شده بودند، با حکم اعدام رازینی دیگر هیچگاه به زندان برنمی گردند. احکام اعدام غالبا همان روز یا یکی دو روز پس از آن اجرا می شده است.
در همان زمان بازداشت میترا مجاوریان در بازداشتگاه سپاه، یک روز او را از بازداشتگاه به دفترحاکم شرع که در همسایگی سپاه قرار داشته می برند. مادر میترا که به طور اتفاقی و برای پیگیری وضعیت دختر خود در مقابل سپاه بوده می بیند که به فاصله کوتاهی میترا به بازداشتگاه بازگردانده می شود. بعدها در ملاقات متوجه می شود که محاکمه او در همان مدت چند دقیقه انجام شده است. مهرنوش مجاوریان می گوید: “مامان ازش می پرسه: چطوری ۵ دقیقه ای محاکمه شدی؟ میترا می خندد و می گوید: وارد اتاق حاکم شرع شدم و دیدم نعلین هایش را درآورده و پاهایش را روی میز انداخته است. نگاهی بهش کردم و گفتم: اینجا دادگاهه و شما قاضی؟! حاکم شرع گفت: ببرینش، اعدام!”
با توجه به شهادت دو زندانی سیاسی سابق، می توان نتیجه گرفت که علی رازینی همان قاضی است که میترا با مادرش درباره او صحبت کرده است. در دادگاه هیچیک از دو زندانی که در مورد رازینی شهادت داده اند، هیچیک از موازین دادرسی منصفانه از جمله حضور وکیل، رعایت اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها و… رعایت نشده است. دادگاهها، چند دقیقه ای و فوری بوده و احکام، بلافاصله ابلاغ و اجرا می شده اند بدون اینکه متهم حق تجدیدنظر خواهی داشته باشد.
فاطمه که شش ماه پس از اعدامها به زندان وکیل آباد منتقل شده می گوید: “جو خیلی بدی بود. دوستان این بچه ها از نظر روحی به هم ریخته بودند. می گقتند بچه ها را نصفه شب تیرباران کرده بودند. خیلی ها را اعدام کرده بودند و همه اسامی در روزنامه چاپ نشده بود. در آن زمان در زندان وکیل آباد جو “یا مصاحبه یا اعدام” بود. یعنی می گفتند یا مصاحبه می کنی یا برای اعدام می بریمت. برای همه هم مسجل شده بود که هر دختر باکره ای را برای اعدام می برند قبلش بهش تجاوز می کنند.”
رضا فانی یزدی که در همین سالها به اتهام همکاری با حزب توده در بازداشتگاه سپاه (واحد اطلاعات سپاه)در خیابان کوه سنگی مشهد زندانی بوده است، رازینی را به یاد می آورد –به همراه پورمحمدی و ۲ بازجوی دیگر- که وارد سلول او می شوند و او را که از شدت شکنجه به وسیله ی کابل، نای ایستادن بر روی پا خود را ندارد را تهدید میکند که اگر همکاری نکند، اعدام خواهد شد. رضا فانی پس از یک سال در دادگاهی هفت دقیقه ای به ریاست رازینی به اعدام محکوم می شود، هرچند که این حکم در دادگاه عالی قم (که تحت نظارت آیت الله منتظری بود و به دلیل ترافیک پرونده ها در استان خراسان، به آن دادگاه یاری می رساند) تایید نمی شود.
“از صدور حکم برای چند روزی اطلاعی پیدا نکردیم. اما وقتی که از اتاق دادگاه خارج می شد، در پاسخ به همسر و مادرم که پشت درب دادگاه در انتظار بودند، گفته بود “اعدامشان می کنیم!” به همسر جوانم گفته بود “تو هنوز خیلی جوانی، حیف است که بیوه شوی! برو فکر شوهر دیگری برای خودت بکن.” و از مادرم که زارزار گریه می کرده و جویای حکم ما بوده پرسیده بود “چند تا بچه داری؟” و در جواب مادرم که گفته بود “هشت تا”، رازینی گفته بود که فکر کن هفت تا داری! برو خدا را شکر کن که هفت بچه دیگر داری. “
علی رازینی در سال ۱۳۶۳ و به دنبال برکناری اسدالله لاجوردی از سمت دادستانی دادگاه انقلاب تهران، جانشین او در این سمت گشت. به اذعان خود رازینی او در روش خود دنباله روی لاجوردی بود:
” خدمت من در مشهد ادامه داشت تا زمانی که مسائلی در تهران به وجود آمد که نیاز شد به دادستان انقلاب. دادستان انقلاب تهران در آن زمان مرحوم شهید لاجوردی بود و آقای منتظری قائم مقام رهبری تعیین شده بودند و یک مقداری در مسائل برخورد با گروهک ها و زندانیان نظرات خاصی داشتند که شاید انتقاد داشتند به روش موجود و جاری، ولی خوب مرحوم شهید لاجوردی آدم بسیار سرسخت و قاطعی بود و طبعن سیاست های کلی نظام را که مورد تایید امام بود، عمل می کرد و نظرات انتقادی آقای منتظری خیلی تاثیر در ایشان نداشت. ایشان به شورای عالی قضایی فشار آورده بودند که آقای لاجوردی عوض بشود و فرد دیگری را که مورد نظر ایشان بود، به عنوان دادستان تعیین کنند. من در جریان رایزنی های پشت پرده ی آنها نیستم ، اما همینقدر می دونم که آنها در اصل تعویض تحت تاثیر این مساله واقع شدند و قبول کردند اما آن فرد مورد نظر ایشان را قرار ندادند. فردی را قرار دادند که از همین قماش مرحوم شهید لاجوردی باشد و سیاستهای حضرت امام و برخورد قاطع با مجرمین و گروهک ها را به خصوص داشته باشد. بنابراین من را از مشهد خواستند و این پیشنهاد را به من دادند.” (مصاحبه با رادیو گفت و گو)
علی رازینی در حال حاضر به عنوان کاندیدای فعلی لیست منتسب به جناح اصلاح طلب معرفی شده.
منبع مطلب: سازمان عدالت برای ایران
لینک اصلی: http://goo.gl/NUZrnb

No comments:

Post a Comment