زینب جلالیان زندانی سیاسی در شرف نابینائی کامل به دلیل شکنجه های دژخیمان زندان
یک چشمش را از دست داده و این تنها دریچهی نگاهی که به جهان دارد هم هر روز کمسوتر میشود. چشم دومش را هم دارد از دست میدهد. نامش زینب است؛ زینب جلالیان، متولد ۱۳۶۱. زن جوانی که از هفت سال پیش در زندان کرمانشاه است و در بیش از یک سالِ گذشته، حق هیچ گونه ملاقاتی با خانوادهاش را نداشته است.
خواهرش در مورد زینب چنین میگوید؛
«الان در زندان کرمانشاه است. خیلی وقت است میخواهد ببرندش دکتر، اجازهنمیدهند. یک چشم خود را از دست داده. دکتر گفته بوده دو چشمش بهم وابسته است و اگر عمل نکنید آن چشم دیگرش خراب میشود. تقریباً یک سال و چند ماه است که خانواده نمیتواند برود پیشش، اجازه نمیدهند. نمیگویند اجازه نمیدهیم، میگویند او خودش نمیخواهد. اما این طور نیست. آنها اجازه نمیدهند، میگویند زینب نمیخواهد شما بیایید. میخواستند او را ببرند دکتر. رفتند آنجا، با آنها صحبت کردند که ما میخواهیم ببریم دکتر چشمش را عمل کنیم؛ اجازه ندادند، گفتند که نمیتوانیم ببریم دم زندان. خانوادهاش خواست دکتر را ببرند زندان، آن هم اجازه ندادند. الان وضع خراب است، وضع چشمش خراب است. خیلی مریض است.»
او میگوید تنها ممکن است که خانوادهاش با زینب هفتهای دو دقیقه تلفنی گفتوگو کنند.
دنیز جلالیان میگوید دستگاه قضایی او را متهم به «اسلامی نبودن» کرده است. او از شکنجههایی میگوید که سبب نابینا شدنِ خواهرش شده است:
«وقتی او را گرفتند، سرش را به دیوار زده بودند. چشمش برای همین ضربه خورده و همین طوری این جوری شده.»
خواهرش در مورد زینب چنین میگوید؛
«الان در زندان کرمانشاه است. خیلی وقت است میخواهد ببرندش دکتر، اجازهنمیدهند. یک چشم خود را از دست داده. دکتر گفته بوده دو چشمش بهم وابسته است و اگر عمل نکنید آن چشم دیگرش خراب میشود. تقریباً یک سال و چند ماه است که خانواده نمیتواند برود پیشش، اجازه نمیدهند. نمیگویند اجازه نمیدهیم، میگویند او خودش نمیخواهد. اما این طور نیست. آنها اجازه نمیدهند، میگویند زینب نمیخواهد شما بیایید. میخواستند او را ببرند دکتر. رفتند آنجا، با آنها صحبت کردند که ما میخواهیم ببریم دکتر چشمش را عمل کنیم؛ اجازه ندادند، گفتند که نمیتوانیم ببریم دم زندان. خانوادهاش خواست دکتر را ببرند زندان، آن هم اجازه ندادند. الان وضع خراب است، وضع چشمش خراب است. خیلی مریض است.»
او میگوید تنها ممکن است که خانوادهاش با زینب هفتهای دو دقیقه تلفنی گفتوگو کنند.
دنیز جلالیان میگوید دستگاه قضایی او را متهم به «اسلامی نبودن» کرده است. او از شکنجههایی میگوید که سبب نابینا شدنِ خواهرش شده است:
«وقتی او را گرفتند، سرش را به دیوار زده بودند. چشمش برای همین ضربه خورده و همین طوری این جوری شده.»
No comments:
Post a Comment