سخنان شما به آینده و راهکارهای پیشنهادی مربوط میشود. وقتی ما به امروز ایرانمان نگاه میکنیم به خصوص پس از تحولات یک سال و نیم اخیر؛ با مسالهای به عنوان «سیاست خیابانی» و رفتار حاکمیت با آن مواجه میشویم. از نظر شما چه تعریفی برای سیاست خیابانی میتوان ارائه داد؟
زمانی که عرصههای نهادینه و پیشبینی شده کار سیاسی بسته میشود، سیاست به کف خیابان میآید و این ویژگی تمام جوامع استبدادی است. این به خودی خود پدیده بدی نیست؛ بلکه بستگی به کیفیت کسانی دارد که به خیابانها آمده و کیفیت شعارها و مطالباتشان مهم است. اگر حرکتهای خیابانی، حرکتهایی هدفمند و سازمان یافته باشد، فکر میکنم در جامعه استبدادی این کاملا طبیعی باشد که کنشگران مطالبات خود را در کف خیابان جستوجو کنند؛ اما همه چیز به این بستگی دارد که آیا صحنه خیابان قرار است به دست نیروهایی بیافتد که از قدرت عملیاتی خود برای اینکه زورسالاری حاکم را کنار زده و زورسالاری دیگری را به وجود بیاورند، استفاده کنند؟ در این صورت سیاست خیابانی نمیتواند در برگیرنده ارزشی غیر از ارزش عملی باشد و ارزش فرهنگی ندارد و حاصل آن ایجاد یک تحول بنیادی در جامعه نخواهد بود. امروز که جامعه ایران با وضعیتی مواجه شده است که تمام منفذها و روزنهها به صورت غیرخیابانی و قانونی در قالب اتحادیه، حزب، سازمان و گروه و حتی در فضای مجازی بسته شده، بدیهی است کسانی که میخواهند کاری بکنند، خیابان را انتخاب میکنند. اگر فرهیختگان جامعه بخواهند با دید تحلیلگرانه نسبت به پدیده سیاست خیابانی نگاه کنند، خیابان در اختیار نیروهای غیر فرهیختهای قرار میگیرد که به دنبال بیرون دادن عصبیتهای خود هستند و میخواهند به هر قیمتی تغییری به وجود بیاورند و کاملا هم مشروع و مقبول و قابل فهم است؛ اما بر اساس تجربه ما میدانیم که از آن چیز درخشانی بیرون نخواهد آمد و به همین دلیل است که شاید باید به فرهیختهگان اجتماعی توصیه کرد خودشان را فقط و فقط در عرصه نظری محصور نکنند و به نظریهپردازی بپردازند و خیابان را برای عدهای رها نکنند که شاید از آن کولهبار محتوایی و فرهنگی لازم برای هدایت این حرکت به سمتی سازنده برخوردار نیستند. نیروی کنشگر حاضر در خیابان باید با نیروهای فرهیختهای که میتواند روشنگری کند تا بازیگر خیابانی بتواند با چشم باز حرکت کند ترکیب شود. توصیهای که من دارم این است که عنصر فرهیخته در بین عناصری که از فرهیختگی کمتری برخوردارند حضور پیدا کنند برای انتقال این فرهیختگی.
اما این انتقال این فرهیختگی فقط از طریق بحث و مقالهنویسی و وبلاگنویسی نیست؛ بلکه نیاز است که این عناصر فرهیخته در کنار کنشگران در خیابان حضور داشته باشند و این حضور آنها مشروعیتی ایجاد کند تا به واسطه این مشروعیت بتوانند روشنگری و آگاهسازی مورد نظر خود را انجام دهند تا از دل این ترکیب، حرکتی سازنده خارج شود.
اما این انتقال این فرهیختگی فقط از طریق بحث و مقالهنویسی و وبلاگنویسی نیست؛ بلکه نیاز است که این عناصر فرهیخته در کنار کنشگران در خیابان حضور داشته باشند و این حضور آنها مشروعیتی ایجاد کند تا به واسطه این مشروعیت بتوانند روشنگری و آگاهسازی مورد نظر خود را انجام دهند تا از دل این ترکیب، حرکتی سازنده خارج شود.
No comments:
Post a Comment