Wednesday, September 2, 2015

نامه شدید اللحن بیت رفسنجانی به قوه قضاییه

 همسر و بیت هاشمی رفسنجانی در نامه های جداگانه ای به محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه به سخنان اخیر وی درباره مهدی هاشمی پاسخ دادند.
نامه هتاکانه عفت مرعشی (همسر رفسنجانی) به سخنگوی قوه قضائیه:
...گویا عذاب وجدان به خاطر ستمی که بر مهدی رفته شما را راحت نمی‌گذارد که با جواب سوال‌های معلوم‌الحال خودتان را تسکین می‌فرمایید. گوشه‌ای سؤالات فراوان از جریان به اصطلاح دادگاه مهدی را برایتان می‌فرستم اگر جواب دادید، سؤالات مهمتر را می‌فرستم شاید شفای دردتان باشد...
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی، متن کامل نامه همسر وی عفت مرعشی بدین شرح است:
بسم‌‌الله الرحمن الرحیم
جناب محسنی اژه‌ای
پس از شدت گرفتن تهمت‌ها و دروغ‌ها در سالیان اخیر، مهدی تصمیم به بازگشت گرفت. او معتقد بود که تیر کینه‌توزی‌های سیاسی دیر یا زود بر او خواهد نشست و ما می‌دانستیم که مهدی، مدت‌هاست به بزرگترین هدف برای ضربه به پدر تبدیل شده است. او مدت‌ها قبل از این که به ایران بیاید، تصمیم به بازگشت داشت. اما بسیاری از رجال سیاسی، حتی در بالاترین سطح در قوه قضاییه، پیغام می‌دادند که به ایران باز نگردد. در مقابل، مهدی مصرانه عنوان می‌نمود که تنها راه پایان دادن به اتهامات و دروغ‌ها، حضور در برابر قانون است. در هر صورت، او به عنوان یک شهروند مقید به قانون، خود را موظف به پاسخگویی در برابر ابهامات مطروحه پیرامون خود دانست، لذا در برابر قانون تمکین کرد و به ایران آمد تا قانون بر پرونده وی حکم نماید. او با میل خود و با وجود مخالفت‌ بسیاری از رجال، به احترام قانون خود را به قانون و دستگاهی سپرد که محل تحقق عدالت باید باشد.
اما مهدی علاوه بر اتهاماتی که شکل قضایی یافته بود، با یک هجمه و فضای پیرامونی نیز مواجه بود. معطوف به یک تخریب سیاسی و دروغ‌پراکنی طولانی، هنوز دادرسی آغاز نشده بود که آن‌چنان بی‌رحمانه بر مهدی تاختند که عامه مردم، بدون آن که مستندی باشد، به بسیاری از موضوعات ذهنیت پیدا کرده بودند و هیاهو و تبلیغات فراوان رسانه‌ای، مقدمه‌ای بود که دورنمای پرونده را کدر و تیره می‌نمایاند. در ابتدا، قبل و سرانجام، در حین رسیدگی به پرونده، روزنامه‌ها، سایت‌ها و برخی از رجال سیاسی بی‌پروا در خصوص مجرمیت وی سخن می‌گفتند، اما هر چه گذشت، و هر چه اطلاعات بیشتری از پرونده به دست آمد، بی‌گناهی وی در نظر ناظرین و به ویژه کسانی که بر جریان دادرسی نظارت داشتند، تقویت گردید. و در مقابل ما که اطلاعات و جریان مرتبط با پرونده را به دقت پی‌گیری می‌‌نمودیم، آنقدر بی‌قانونی دیدیم که باور نمی‌کردیم.
پرونده‌سازان و برخی سیاسیون، برای متهم کردن مهدی به هر اقدام خلاف قانون و حتی غیراخلاقی دست می‌زدند. پیش‌بینی همین امر بود که موجب شد اولین خواسته ما از دادگاه، علنی بودن دادرسی باشد. این امر موجب می‌شد که جلوی بسیاری از تخلفات و نقض‌های آشکار قانون گرفته شود، اما هرگز چنین نشد. هنوز هم معتقدیم که اگر قوه قضاییه به سلامت این دادرسی اعتقاد دارد، لازم است که فیلم تمامی جلسات دادگاه را بدون سانسور پخش نماید. در این پرونده، از همان ابتدا موارد فراوانی از آنچه گذشت، بی‌عدالتی آشکار بود و نقض مکرر قانون. ما به احترام کسی که اوامرش برایمان محترم است، در آن ابتدا بر تخلف آشکار تغییر قاضی و تغییر شعبه سکوت کردیم و برای تخلفات متعدد، مانند جعل متون فقهیه و تحریف و دستکاری اقاریر و اسناد و تغییر اسامی و زمان‌ها و وقایع، تنها، توسط وکلا مکررا در دادگاه اعلام جرم شد.
اما حال که وظیفه تمکین در برابر قانون به سرمنزل رسانیده شد، لازم است که اندکی از ناگفته‌ها بیان شود. به زودی و با انتشار جریان دادگاه، آشکار خواهد شد که آنچه رخ داد، مجموعه‌ای از تخلفات قضایی در یک پرونده بود. اما خواهیم گفت که متعاقب اعلام مکرر و متعدد جرم و تخلف از سوی وکلا به دادستان و به قاضی، هرگز هیچ اتفاقی رخ نداد به جز آن که پرونده‌هایی علیه وکلای مهدی تشکیل شود! در ذیل، بخش کوچکی از تخلفات آشکار قضایی و دلایل بطلان رأی صادره آمده است:
1ـ در پرونده، هیچ سند و دلیلی برای اینکه مهدی وجهی گرفته وجود نداشت و دادستان و قاضی، هیچ کدام ادعای این را که مهدی هاشمی وجهی را گرفته باشد، نداشتند. نماینده دادستان (در جلسه دادگاه، مورخ 15/6/93) در جواب قاضی که می‌پرسد: «آیا شما در این 30 هزار صفحه در مورد پورسانت (پول گرفتن مهدی) به سرنخی رسیده‌اید؟» جواب می‌دهد: «ما مدعی دریافت پول توسط مهدی نبوده‌ایم.» این امر، در دادگاه صورتجلسه شد و البته تمامی اسناد پرونده و اسناد رسمی کشور و احکام و اسناد خارجی هم این مسأله را اثبات می‌کنند که هیچ پولی به مهدی نرسیده است. همه این اسناد که اسناد رسمی کشور هم هستند، از جمله ردیابی‌های مالی عباس یزدی و شرکت‌هایش تا سه رده در یک بازه زمانی هشت ساله در پرونده موجود است. به تعبیر ساده‌تر، سرنوشت ریال به ریال آن قرارداد کذایی در ردیابی‌های وزارت اطلاعات مشخص و حتی معلوم است که چه کسانی از عباس یزدی در ایران باج‌‌خواهی کرده‌اند. واقعیت این است که این نخستین پرونده در تاریخ قضای ایران است، که شخصی بدون این که ریالی پول گرفته باشد و حتی قاضی پرونده بگوید که علم دارد متهم پول نگرفته است، اما به گرفتن پول متهم شود و حکم بگیرد!
2ـ در زمان اتفاقات هم در کیفرخواست و هم در دادنامه بدوی دست برده شده و در خصوص تاریخ رخدادها، جعل صورت گرفته است، تا بتوان بلکه به هر طریق ممکنه، تأثیر و نقشی را در یک اتهام برای مهدی تراشید!
3ـ اقاریر افراد جعل و مورد تحریف قرار گرفته است. در دادنامه از قول افراد که اصل اظهاراتشان در پرونده موجود است، دست برده شده و جعل صورت گرفته است.
4ـ اسامی اشخاص در اظهارات عوض شده و به مهدی هاشمی تغییر پیدا کرده است! در حالی که اصل اظهارات در پرونده موجود است!
5ـ اظهارات مهدی نیز جعل و مورد تحریف قرار گرفته است. جالب این است که در اینجا نیز اصل اظهارات در پرونده موجود است!
6ـ مدارک به نفع مهدی که در سازمان‌ها و نهادهای مختلف بود، با وجود درخواست فراوان و با وجودی که اسناد رسمی دال بر برائت بودند، خواسته نشد. مسخره‌تر این بود که در دادگاه و دادنامه به این مستندات استناد می‌شد ولی خواسته نمی‌شد!
7ـ با وجود این که قاضی سراج و بازپرس ویژه پرونده دستور ارجاع امر به کارشناسی را دادند، پرونده به کارشناسی داده نشد.
8ـ حتی یک شاهد به دادگاه خواسته نشد. وکلای مهدی، شهود متعددی را به دادگاه فراخواندند، اما قاضی مقیسه حاضر به احضار رسمی آنها به جلسه دادگاه نشد و حق سوال و جرح آنها از ما گرفته شد. اینها دلایل اصلی و کلیدی ما در دعوا بودند.
9ـ به اظهارات کسانی استناد شد که به جلسه دادگاه خوانده نشدند و حتی خود، متهم در این پرونده بودند. این در حالی بود که صریح قانون و فتوای علما اجازه این کار را نمی‌داد.
10ـ اسناد رسمی کشور به کنار گذاشته شد و به اسناد کپی، بدون امضا و بدون هویت استناد شد.
11ـ با وجود این که اصرار بر این بود که پرونده مهدی اقتصادی است، پرونده را به قضاتی در بدوی و تجدیدنظر ارجاع دادند که تخصصی در این امر نداشتند و بیش از هر چیز، پرونده‌های امنیتی و یا مواد مخدر به آنها ارجاع می‌شد. این در حالی بود که این قضات، حتی با وجود عدم تخصص، حتی در یک مورد هم حاضر نشدند که پرونده به کارشناسی ارجاع شود!
12ـ بعد از برگزاری جلسه دفاع آخر و اعلام رسمی ختم مذاکرات، نماینده‌ی دادستانی ده‌ها ساعت بر خلاف قانون با قاضی جلسه برگزار نمود که به معنی نیاز به دفاع آخر مجدد و تفهیم اتهام ادله و مستنداتی بود که نماینده دادستان ارائه کرده بود. اما علیرغم درخواست ما برای دفاع، قاضی اجازه دفاع در برابر آن ادعاها و مطالب مطروحه نداد. در واقع، با توجه به این که براساس قانون، آخرین حرف را در دادگاه، تنها و تنها این متهم است که باید در دادگاه ایراد کند و هیچ سخن و اقدامی بعد از آن مسموع یا جایز نیست. حتی وفق قانون دادگاه بدوی نیز براساس قانون هنوز تمام نشده است و باید فرصت دفاع به ساعات مطلبی که نماینده دادستان در جلسات با قاضی مقیسه گفته داده شود!
13ـ مسئولیت اعمال افراد دیگر بر دوش مهدی گذاشته شده است. در واقع، رأی بدوی که صادر شد، تنها چند روز پس از تعیین قضات خاص که رویارویی آنان در مقابل خانواده آیت‌الله هاشمی مشخص و زبانزد بود، وضعیت و مفاد رأی دادگاه تجدیدنظر قابل پیش‌بینی شد. هدایت پرونده را به کسی سپردند که از وی به عالی‌ترین شخص این کشور، حتی قبل از ارجاع پرونده به وی، شکایت و اعلام جرم نموده بودیم، لذا انتظار داشتیم که وفق قانون، رئیس دادگاه انقلاب که تصدی پرونده در مرحله تجدیدنظر را برعهده گرفته بود، قرار امتناع از رسیدگی صادر نماید. رئیس دادگاه انقلاب که در مرحله بدوی، رئیس قاضی مقیسه بود و بر دادگاه نظارت و هدایت داشت، با رد اعتراض، با وجود قابل تجدیدنظر بودن این نظر، آن را قطعی اعلام کردند و اعتراض به صلاحیت خود را قابل تجدیدنظر ندانستند!! نهایتاً به اعتراض ما رسیدگی نشد و در واقع حق قانونی مهدی در رسیدگی به صلاحیت قاضی تعمداً ضایع شد و این در حالی است که اگر کسی، دیگری را از حقوق مندرج در قانون اساسی مانند حق تظلم و شکایت به مراجع صالح محروم نماید، مجرم است و باید منفصل از خدمت شود.
اما راستی قانون چه جایگاهی دارد؟ چرا تقابل سیاسی و حب و بغض‌های سیاسی این‌طور می‌تواند مؤثر باشد؟ چرا دستگاه قضا و دادستانی به تظلمات واصله در مورد خود واکنشی نشان نمی‌دهد؟ لذا مجدداً از دستگاه قضا می‌خواهیم که جلسات دفاعیه مهدی را به طور کامل و بدون سانسور، در اختیار مردم قرار دهد. ما از ابتدای رسیدگی درخواست کردیم که این دادگاه علنی باشد. در دادگاه تجدیدنظر درخواست را تکرار کردیم، اما حتی یک جلسه غیرعلنی نیز تشکیل نشد. اگر حقیقتاً تخلفات مهدی محرز و مستند بود، چرا به قضاوت مردم واگذار نشد؟ مگر در قانون اساسی، اصل علنی بودن دادرسی‌ها، مقرره و تدبیری برای نظارت مردم بر عملکرد دستگاه قضا نیست؟
تلخ‌تر و غم‌انگیزتر از تمامی این وقایع، این است که چند ماهی قبل از اعلان حکم نهایی، پیش‌نویس حکمی به دست ما رسید که ادعا می‌شد حکم نهایی مهدی است و می‌گفتند که تصمیم از قبل گرفته شده است. متأسفانه باید گفت که حکم صادره، عیناً بخشی از آن متن بود! ما آن حکم را جدی نگرفته بودیم و تصور می‌کردیم که آن متن ارسالی تنها یک شوخی برای ایجاد واهمه در مهدی و وکلایش است. اما حکم نهایی که صادر شد، حقیقت تلخ موضوعی که بازگفتنی نیست، بر ما آشکار گردید و مهم‌تر از همه اینها این است که قاضی در جواب اعتراضات با "مأمور و معذور" خود را تبرئه می‌کند.
و گیریم که بتوان چند صباحی عدالت را از مردم پنهان نگاه داشت، آیا خداوند از آنچه کرده‌اند بی‌اطلاع و غافل است؟ آیا نمی‌دانند که خداوند چه وعده‌ای به این افراد داده است؟
بیت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

عملیات با زسازی گنبد حرمین اما مین عسگریین

باور کنید در پوست خودم نمیگنجم انقدر خوشحال شدم که حد نداره بالاخره حرمین امامین عسکریین با پول نفت و زن و بچه و من و تو در عراق به پایان رسید نمیدونید چقدر نگران این گنبدهایی که امامانش هزاران سال پیش مردند بودم مخصوصا وقتی گنبدش طلا نبود احساس میکردم داره به دین ما توهین میشه خدارو شکر که از شیکم مردم ما زدند و بالاخره این حرمها رو در عراق درست کردن!!
اخه چه معنی داره که پول اون خرج مناطق محروم کشور خودمون و بچه‌های یتیمی که هنوز از زلزه بم که سالها گذشته آواره هستند بکنند؟
چه معنی داره برای مناطق محروم جنوب کشور که خرج این گنبدها از همانجا میاد بیمارستان و مدرسه و آب تهیه بکنند؟؟
چه معنی داره برای سیستان و بلوچستان مدرسه بسازند؟
به درک که بچه‌های ما تو کپر درس میخونند آقا بالاسرش طلا باشه همون کافیه !
میدونید چقدر مهم هست درب ورودی آقا شکیل باشه و از طلا باشه؟
به درک که مادر ایرانی خرج سیر کردن شیکم بچش رو نداره سر قبر اقا در عراق سالم باشه !
هموطن دوست و برادرو خواهر عزیزم آهای شما هایی که بجای کمک به هموطن خودتون سرمایه‌های ملی این کشور در عـــراق کشوری که بیش از ۱ ملیون ایرانی کشت خرج میکنید این روزها هم میگذره امیدوارم اون عمام و عمام زاده روزی بتون جلوی خشم اون ملتی که داری بهش ظلم میکنی و از شیکم زن و بچشون میزنی بگیره !
حالا برید رای به مجلسشون بدید و به قول خودتون اختیار اینده خودتون به دست بگیرید با ور کنید اورانگوتان شعورش از بلانسبت بعضی از این امت ما بیشتره
________________________________
عملیات بازسازی گنبد «حرمین امامین عسکریین» پایان یافت
«این گنبد زیبا مساحت یک هزار و دویست متر مربع دارد که بزرگ‌ترین گنبد در اعتاب مقدسه محسوب می‌شود که در ساخت آن ۲۵ هزار خشت طلا به کار رفته است.»
«صندوقچه‌های قبور مطهر امام علی النقی(ع)، امام حسن عسگری(ع) و نرجس خاتون، مادر امام زمان(عج) و حکیمه خاتون، دختر امام جواد(ع) نیز طی دو سال کار در شیراز ساخته شده است.همچنین ساخت شش درب‌ طلا شامل چهار درب ورودی اصلی و دو درب ورودی داخل رواق‌ها نیز به اتمام رسیده است.»
به گزارش اینا از روابط عمومی ستاد بازسازی عتبات عالیات، حسن پلارک گفت» عملیات نصب کتیبه‌ی مطلای حرم امامین عسکریین علیهماالسلام هم‌زمان با میلاد مسعود امام رضا(ع) به اتمام رسید و پس از شست‌وشوی گنبد طی روزهای اخیر، داربست‌های بسته‌شده روی گنبد نیز باز شد.»
پلارک می‌گوید که این گنبد زیبا مساحت یک هزار و دویست متر مربع دارد که بزرگ‌ترین گنبد در اعتاب مقدسه محسوب می‌شود که در ساخت آن ۲۵ هزار خشت طلا به کار رفته است.
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات ضمن شرح اقدامات صورت گرفته برای این بازسازی می‌گوید که پس از جنایت و بی‌حرمتی تکفیری‌ها طی دو انفجار حرم مطهر در ۲۳ محرم ۱۴۲۷ و ۲۷ جمادی‌الاول ۱۴۲۸، حرم این دو امام همام اکنون کاملا بازسازی شده است.
این مسئول می‌گوید:
عملیات بازسازی این حرم شامل چندین فاز از جمله ساخت گنبد و طلاکاری آن، ساخت و نصب گریو گنبد، کاشی‌کاری، آیینه‌کاری، معرق کاری و سنگ‌کاری داخل حرم، کف و دیوارهاست که همگی به پایان رسیده است.البته بخشی از سنگ‌کاری کف حرم نیز پس از نصب ضریح مطهر صورت خواهد گرفت.
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات می‌گوید:
صندوقچه‌های قبور مطهر امام علی النقی(ع)، امام حسن عسگری(ع) و نرجس خاتون، مادر امام زمان(عج) و حکیمه خاتون، دختر امام جواد(ع) نیز طی دو سال کار در شیراز ساخته شده است.همچنین ساخت شش درب‌ طلا شامل چهار درب ورودی اصلی و دو درب ورودی داخل رواق‌ها نیز به اتمام رسیده است.
پلارک خاطرنشان کرد: ضریح، صندوق‌ها و درب‌ها در یک کارگاه در قم تجمیع شده است که پس از تعیین زمان از سوی تولیت حرم مطهر و مقامات عراقی به سامرا منتقل و نصب خواهد شد.

واردات اب از خارج جدی شد

وزیر نیرو با اعلام اینکه هم اکنون بندرعباس، بوشهر و کرمان با مشکلات جدی در تامین آب شرب مواجه‌اند، گفت: در حال مطالعه و بررسی امکان واردات آب از خارج هستیم.
به گزارش مهر، حمید چیت چیان با ارائه گزارشی از وضعیت این روزهای آبی کشور، گفت: متوسط بارش کشور در چند سال اخیر به ۲۰۷ میلیمتر رسیده که این وضعیت به اضافه اینکه متوسط درجه حرارت کشور ۱.۲ درجه افزایش یافته، موجب تبخیر بیشتر منابع آب شده است.
وزیر نیرو اظهارداشت: در نتیجه با کاهش بارندگی و افزایش تبخیر از میزان آب در دسترس ما (آب تجدیدپذیر) به شدت کاسته شده به نحوی که این رقم از ۱۳۰ میلیارد متر مکعب به حدود ۱۱۰ میلیارد متر مکعب کاهش پیدا کرده و در مقابل مصرف به شدت افزایش یافته است.
وی خاطرنشان کرد: در رابطه با آب های سطحی نیز میزان روان آب ما در رودخانه های کشور به حدود ۶۰ درصد روان آب های سابق کاهش پیدا کرده و اگر ایستگاه ها را ملاک قرار دهیم روان آب ها به زیر ۵۰ درصد کاهش یافته است. متاسفانه بخشی از این آب هم در میانه راه به طور غیرمجاز توسط مردم برداشت می شود.
این عضو ابینه تدبیر و امید ادامه داد: در مورد آب شرب هم که به طور خاص مورد توجه مردم است باید بگویم که ما در ۴ استان شرایط بسیار جدی را پشت سر گذاشته ایم. ما در شهرهای سنندج، کرمان، بندرعباس و بوشهر شرایط بسیار حاد آب شرب در سال جاری داشتیم. الحمدالله با اقداماتی که در شهر سنندج انجام شد در قالب دو طرح اضطراری و یک طرح درازمدت بر مشکل فائق آمدیم ولی در ۳ شهر دیگر ما با مشکلات جدی آبی همچنان مواجه هستیم.
وزیر نیرو درباره انجام برخی اقدامات به منظور واردات آب از سایر کشورها بیان داشت: گزینه های گوناگونی را در اینباره مورد مطالعه و بررسی قرار دادیم و با برخی از کشورهای همسایه هم در این مورد مذاکراتی داشته ایم و امیدوارم که طی چند ماه آینده بتوانیم به یک نتایج مشخصی در این مورد برسیم.
چیت چیان درباره اقدامات صورت گرفته به منظور جلوگیری از هدررفت آب، گفت: توانسته ایم از ابتدای شروع فعالیت دولت تا پایان سال ۹۳، ۱.۳ واحد درصد میزان تلفات را کاهش دهیم. یعنی از ۲۶ درصد به ۲۴.۷ درصد رسیده اما لازم است بیان کنم که برای اینکه یک واحد درصد این میزان را کاهش دهیم به سرمایه ای بالغ بر هزار میلیارد تومان مورد نیاز است.

Saturday, August 29, 2015

قحطی ویسکی در مشهد

یک دکتر داروساز: مسوولان شهر با این نگاه ایدئولوژیک به مصرف مشروب فقط الگوی مصرف را تغییر داده‌اند و خطر مسمویت و مرگ و میر جوانان را چند برابر کرده‌اند.
در یک سال اخیر به دلیل نبودن مارک‌های اصلی، به طرز چشم گیری فروش الکل‌سفید به جوانان سیر صعودی داشته است
.....................
در خانه «سهیلا» در بلوارسجادمشهد میهمان هستم. «آریو»، برادر او و دوست دخترش «پریسا» نیز قرار است شب به ما ملحق شوند تا دور همی کوچکی داشته باشیم.
«آرش»، شوهر سهیلا یک ساقی خوب برای «عرق» می شناسد اما می‌گوید دیگر حالش از عرق به هم می‌خورد و دوست دارد امشب ویسکی بنوشد. به چند نفر زنگ می زند، بی‌فایده است. بیشتر ساقی‌ها گوشی را بر نمی‌دارند و دو نفری هم که جواب می‌دهند، یکی می‌گوید الان بیرون از مشهد است و دیگری می‌گوید فقط عرق دارد و شراب دست ساز.
سرانجام از طریق دوستش «پوریا» شماره یک ساقی را می‌گیرد. پوریا به آرش سفارش می‌کند: «بگو از طرف "رضا"... نمایشگاه‌دار خیابان وکیل‌آباد ... تماس می‌گیرم.»
مردی با صدایی جوان گوشی را بر می‌دارد. لهجه مشهدی بسیار غلیظی دارد. آرش اسم بنگاه‌دار را فراموش کرده اما سهیلا با هیجان داد می‌زند:«رضا... نمایشگاه‌دار.»
ساقی که نامش «آقا محمود» است، چند پرسش تخصصی دیگر هم می‌پرسد و در نهایت اعتمادش جلب می‌شود. ویسکی‌های موجود وی «پاسپورت» و «شواز» است؛ اولی ۱۸۰ هزار تومان و دومی ۳۴۵ هزار تومان. قیمت‌ها در پایتخت بسیار ارزان‌تر است؛ اولی را به قیمت ۱۰۰تا ۱۲۰ هزار تومان می‌توان پیدا کرد و دومی را با قیمت ۲۲۰ تا ۲۴۰ هزار تومان.
آرش برای ساعت ۷:۳۰ دقیقه عصر با او مقابل کوچه‌ای در خیابان «امامت» در «آزاد شهر» قرار می‌گذارد. همراه او به سر قرار می‌روم. محمود پاسپورت را داخل کیسه‌ای مشکی گذاشته، از پنجره ویسکی را تحویل می‌دهد، پول را می‌شمرد و قصد رفتن دارد. آرش می‌پرسد :
«آقا محمود! اصله دیگه؟ خیالم راحت؟»
پاسخ می‌شنود: «خیالت تخت داداش، جنس اعلا دادم.»
ساعت ۹ وقتی گیلاس‌ها آماده است، همه با یک واقعیت تلخ روبه رو می‌شوند؛ ویسکی محمود نه بوی ویسکی می‌دهد نه طعم ویسکی. پریسا می‌گوید: «مزه شربت دیفین هیدرامین می‌دهد.»
آرش از سر خشم به محمود زنگ می‌زند اما او گوشی را جواب نمی‌دهد. به او اس ام اس می‌زند: «ویسکی‌ات تقلبی است، اگر جواب ندی، زنگ می‌زنم ۱۱۰.»
تهدید کارساز می‌شود و محمود خودش زنگ می‌زند. توجیه او این است که او هم از یک فروشنده عمده می‌خرد: «کف دستم را که بو نکردم. من همان را می‌بینم که شما می‌بینید.»
قرار می‌شود آرش ویسکی را پس دهد و پولش را پس بگیرد.
قحطی یافتن ویسکی در مشهد چند سالی است که بیش از همیشه در شهر به چشم می‌خورد. «عسل» دختری ۲۱ ساله، دانشجوی معماری «دانشگاه خیام» که علاقه زیادی به پارتی گرفتن و پارتی رفتن در آخر هفته‌ها دارد، می‌گوید: «سه ماهه ویسکی اصل نخورده‌ام. ودکا به ندرت پیدا می‌شه اما ویسکی اصل رویا شده. همه می‌گن مگه می‌شه؟ مگه داریم همچین چیزی؟ ولی خب، تو مشهد هم می‌شه، هم داریم.»
عسل تعریف می‌کند که یک بار نوشیدن ویسکی تقلبی در نوروز باعث مسمومیت شدید او و تعدادی از هم کلاسی‌هایش می‌شود: «دیگه من فقط عرق می‌خورم. اصلا اصیل و سنتی و ایرونیه.»
می‌خندد و می‌گوید: «پول تو جیب اجنبی هم نمی‌ره.»
البته عسل خاطرنشان می‌کند: «عرق هم راحت گیر نمی‌آد. باید به ۲۰ تا ساقی زنگ زد تا یکی گوشی را جواب دهد. اصلا یک وضعی شده، باید توبه کنیم رسما.»
به نظر می‌آید مقامات مذهبی و دادستان جدید شهر نقش ویژه‌ای در کاهش مشروبات الکلی در مشهد داشته‌اند. سیاست «مشت آهنین» در قبال توزیع مشروبات الکلی ظاهرا جواب داده و باعث کاهش چشم گیر ویسکی و ودکا در این کلان شهر سه میلیون نفری شده است.
«علی مظهری»، رییس کل دادگستری خراسان رضوی اردبیهشت امسال در جلسه «ستاد مقابله با جرایم خاص» استان گفته بود:«برخورد قاطع با جرایم مربوط به مشروبات الکلی ازاولویت‌های دادگستری استان است.»
تمرکز شدید قوه قضاییه، ماموران اطلاعات، نیروی انتظامی و نیروهای بسیجی برای جلوگیری از ورود مشروبات الکلی به شهر و توزیع آن در میان شهروندان ظاهرا باعث توقیف چندین هزار لیتر مشروب در چند ماه گذشته و بازداشت گسترده ساقی‌ها شده‌است.
یک توزیع کننده مشروب در مشهد در مصاحبه‌ای تلفنی از وحشت خود و همکارانش برای ادامه این کار حرف می‌زند: «جو بدی شده. من از خرداد تا الان کار رو تعطیل کردم تا آب ها از آسیاب بیفته. بچه‌هایی که گرفتند رو حسابی زدند تو بازداشتگاه. به یکی از دوستای من چهارسال حبس دادن. همچین چیزی سابقه نداشته؛ همیشه جریمه بوده یا نهایتا شلاق.»
با این حال، وی امیدوار است طوفان دادستانی و پلیس علیه توزیع مشروب در چند ماه آتی آرام بگیرد: «تا ابد که نمی توانند این وضع را ادامه دهند. سال ۸۵ هم جو همین جوری شد ولی بعد جو شکست.»
وضعیت کنونی در مشهد البته باعث شده جوانان دست به کار شوند؛ «علیرضا» ۳۴ ساله، مهندس کامپیوتر است؛ متاهل و بدون فرزند. او از اینترنت شیوه درست کردن آبجو را آموخته و دیگر احتیاجی به ساقی ندارد: «شکر می ریزی، مخمر می ریزی، ماالشعیر می ریزی، درش رو می بندی، ۲۰ روز بعد باز می کنی. تموم شد و رفت. حالا جزییاتی هم دارد که تو اینترنت می شه راحت پیدا کرد.»
برخی راه ساده‌تر و ظاهرا خطرناک‌تری را جست وجو می کنند. «منصور»، اهل تربت جام و دانشجوی برق دانشگاه آزاد مشهد است. او ۲۱ سال دارد و با دو نفر دیگر خانه‌ای در «چهارراه مخابرات»، نزدیک دانشگاه اجاره کرده‌اند: «ما رفیق داروساز داریم، ازش الکل سفید می‌گیریم ، با ایستک می‌زنیم. داروخانه‌ها به خودمون نمی‌دن؛ بعضی ها می‌دن، بعضی‌ها نمی‌دن.»
«گلاره»، دکتر داروساز ۳۲ ساله در خیابان «احمد آباد» مشهد می‌گوید به طرز چشم گیری فروش الکل سفید در یک سال اخیر به جوانان سیر صعودی داشته است: «کسی که مشروب دوست دارد، یک طوری پیدا می کند. فقط مسوولان با این کار خطرآفرینی مصرف الکل را بالا می‌برند چون گرایش به تولید مشروب در خانه بالاتر می‌رود و مشروبات دست‌ساز فاقد سم "اتانونگ می تواند اثراتی از سوء هاضمه شدید تا از کار افتادن کلیه ها، کوری و مرگ پس از فرو رفتن به اغما داشته باشد. مسوولان شهر با این نگاه ایدئولوژیک به مصرف مشروب فقط الگوی مصرف را تغییر داده اند و خطر مسمویت و مرگ و میر جوانان را چند برابر کرده‌اند.»
برخی مقامات قضایی در مشهد می گویند این تغییر الگوی مصرف به قوه قضاییه و ضابط قضایی مربوط نیست. یکی از بازپرس های «مجتمع قضایی امام خمینی» می‌گوید: «ما که نمی‌توانیم چون بعضی قصد جان خودشان را کرده اند، قانون را اجرا نکنیم. این وظیفه رسانه های جمعی، صدا و سیما، دانشگاه‌ها و مساجد است که در این خصوص هشدار بدهند.»
برخی شهروندان نیز حامی سرسخت قحطی مشروبات الکلی در شهر هستند؛ مثلا «رضا» ۵۴ ساله، ساکن محله «طبرسی» در حوالی حرم امام رضا بر این باور است کسانی که در «شهر مقدس» مشروب می‌خورند، باید اعدام شوند: «این شهر به لجن کشیده شده. یک مرد پیدا شده، اونم همین دادستانه که می‌خواد جلوی این همه فساد و مسکرات رو بگیره. کسی مسلمون باشه و از کار او تعجب کنه به نظرم باید در مسلمونیش شک کرد.»
در مرکز و بالای شهر اما احساسات طور دیگری است؛ نوعی حس دلتنگی همراه با خشم در جوان هایی که مشروبات الکلی بسته بندی شده و خارجی دوست دارند، دیده می شود. «فرهاد» صاحب یک بوتیک در بلوار سجاد می گوید: «این طور نیست که ویسکی گیر نیاد ولی همه اش آدم دلهره داره که نباشه. کلی باید بگردی. نمی تونی برنامه‌ریزی کنی. چه تفریحی داریم ما تو ایران جز این که آخر هفته دور هم جمع شیم و یه مشروب خوب بخوریم. همینم الان سخت شده.»
جوانان پول دارتر البته شانس‌های بهتری دارند؛ «آتوسا» را در کافه «گل سرخ» خیابان اعیانی خیام می‌بینم. با دوستانش نشسته، قهوه می‌نوشد و سیگار می‌کشد. می‌گوید تعداد زیادی ویسکی خریده و انبار کرده است: «من تیر ماه یک ساقی خوب پیدا کردم و ۲۰ تا ویسکی و ۱۰ تا ودکا یک جا ازش خریدم. فعلا اوضام خوبه. خوب شد گرفتم چون یک هفته بعد شماره‌اش را به یکی از دوستام دادم، دیگه خاموش شده بود.

معجونی که داعشی ها می خورند و بی رحم می شوند

به گزارش سرویس بین الملل تهران نیوز به نقل از مشرق؛ گروه‌های تروریستی داعش بدون هیچگونه رحم و با خونسردی کامل مردم بیگناه را به روش‌های مختلف و به دور از انسانیت مورد تجاوز و قتل قرار می‌دهند. بسیاری از مردم در مورد بی رحمی و خشن بودن نیروهای تروریستی داعش در تعجب هستند، که چگونه ذره ای از انسانیت در رفتاری آن‌ها احساس نمی‌شود.

برخی از پاسخ ها در مورد این موضوع به تازگی در روزنامه‌های بلغارستان به نقل از مجله هفتگی “لوکورییه انترناسیونال” فرانسه بیان شده است. این مجله تأکید کرده است، که داعش از مواد مخدری به نام “کابتاگون” استفاده می‌کند. این ماده در سال ۱۹۸۶ مورد تحریم بین‌المللی قرار گرفته بود.

این مواد مخدر در آزمایشگاه‌های مخصوص ناتو در کشور بلغارستان تولید می‌شود و از آن به عنوان “معجون محرمانه داعش” نیز یاد می‌شود.

در ادامه این مجله گفته شده است که نیروهای تروریستی داعش با استفاده از مواد مخدر “کابتاگون” زمانی که تحت تأثیر این مواد قرار می‌گیرند، از قدرت بدنی بالایی برخوردار می‌شوند و تمام احساسات ترس و درد از آن‌ها گرفته می‌شود به اضافه این‌که آن‌ها را بی‌رحم و خشن می‌سازد، حتی این مواد میل جنسی افراد را افزایش می‌دهد. این موضوع خودش به تنهایی می‌تواند سلاحی مرگباری باشد،که داعش از آن استفاده می‌کند.

در نتیجه این افراد به ماشین آلات کشتن تبدیل می‌شوند که از هیچگونه احساس و انسانیت بویی نبرده اند. تعدادی از اسیر شدگان به دست داعش که به گونه‌ای از دست گروهای تروریستی رها یافته بودند، شاهد این بودند که نیروهای تروریستی داعش در حالت عادی خود قرار نداشتند و تحت تأثیر مواد مخدر بودند.

وزارت دفاع بلغارستان وجود هرگونه آزمایشگاههای متعلق به ناتو را در کشور خود نفی کرده است. اما مجله فرانسوی “لوکورییه انترناسیونال” تأکید کرد که آمارهای به دست آمده از این مواد مخدر از سوی چندین روزنامه بلغاری افشا شده است و همچنین خبرگزاری “ریا نووستی” روسیه و خبرگزاری “بارنسا لاتین” کوبا ونیز سایت خبری “تو نیزیه نو میریک” تونس اخبار مرتبط با این موضوع را انتشار داده‌اند.

در عوض خبرگزاری “ریا نوفوستی” روسیه افزود که این مواد مخدر تحریم شده در طول موج انقلاب‌های عربی در مصر، تونس و لیبی مورد استفاده قرار گرفته است. این خبرگزاری نیز اعلام کرد که در تجمعات شهر “کی‌یف” روسیه که در برابر نفوذ روسیه به اوکراین تشکیل شده بود، این مواد میان تجمع کنندگان پخش و مورد استفاده قرار گرفته است.

Monday, August 24, 2015

تداوم استبداد گری در ایرا ن و ریشه های ان

سخنان شما به آینده و راهکارهای پیشنهادی مربوط می‌شود. وقتی ما به امروز ایرانمان نگاه می‌کنیم به خصوص پس از تحولات یک سال و نیم اخیر؛ با مساله‌ای به عنوان «سیاست خیابانی» و رفتار حاکمیت با آن مواجه می‌شویم. از نظر شما چه تعریفی برای سیاست خیابانی می‌توان ارائه داد؟
زمانی که عرصه‌های نهادینه و پیش‌بینی شده کار سیاسی بسته می‌شود، سیاست به کف خیابان می‌آید و این ویژگی تمام جوامع استبدادی است. این به خودی خود پدیده بدی نیست؛ بلکه بستگی به کیفیت کسانی دارد که به خیابان‌ها آمده و کیفیت شعارها و مطالباتشان مهم است. اگر حرکت‌های خیابانی، حرکت‌هایی هدفمند و سازمان یافته باشد، فکر می‌کنم در جامعه استبدادی این کاملا طبیعی باشد که کنشگران مطالبات خود را در کف خیابان جست‌وجو کنند؛ اما همه چیز به این بستگی دارد که آیا صحنه خیابان قرار است به دست نیروهایی بیافتد که از قدرت عملیاتی خود برای اینکه زورسالاری حاکم را کنار زده و زورسالاری دیگری را به وجود بیاورند، استفاده کنند؟ در این صورت سیاست خیابانی نمی‌تواند در برگیرنده ارزشی غیر از ارزش عملی باشد و ارزش فرهنگی ندارد و حاصل آن ایجاد یک تحول بنیادی در جامعه نخواهد بود. امروز که جامعه ایران با وضعیتی مواجه شده است که تمام منفذها و روزنه‌ها به صورت غیرخیابانی و قانونی در قالب اتحادیه، حزب، سازمان و گروه و حتی در فضای مجازی بسته شده، بدیهی است کسانی که می‌خواهند کاری بکنند، خیابان را انتخاب می‌کنند. اگر فرهیختگان جامعه بخواهند با دید تحلیل‌گرانه نسبت به پدیده سیاست خیابانی نگاه کنند، خیابان در اختیار نیروهای غیر فرهیخته‌ای قرار می‌گیرد که به دنبال بیرون دادن عصبیت‌های خود هستند و می‌خواهند به هر قیمتی تغییری به وجود بیاورند و کاملا هم مشروع و مقبول و قابل فهم است؛ اما بر اساس تجربه ما می‌دانیم که از آن چیز درخشانی بیرون نخواهد آمد و به همین دلیل است که شاید باید به فرهیخته‌گان اجتماعی توصیه کرد خودشان را فقط و فقط در عرصه نظری محصور نکنند و به نظریه‌پردازی بپردازند و خیابان را برای عده‌ای رها نکنند که شاید از آن کوله‌بار محتوایی و فرهنگی لازم برای هدایت این حرکت به سمتی سازنده برخوردار نیستند. نیروی کنشگر حاضر در خیابان باید با نیروهای فرهیخته‌ای که می‌تواند روشنگری کند تا بازیگر خیابانی بتواند با چشم باز حرکت کند ترکیب شود. توصیه‌ای که من دارم این است که عنصر فرهیخته در بین عناصری که از فرهیختگی کمتری برخوردارند حضور پیدا کنند برای انتقال این فرهیختگی.
اما این انتقال این فرهیختگی فقط از طریق بحث و مقاله‌نویسی و وبلاگ‌نویسی نیست؛ بلکه نیاز است که این عناصر فرهیخته در کنار کنشگران در خیابان حضور داشته باشند و این حضور آنها مشروعیتی ایجاد کند تا به واسطه این مشروعیت بتوانند روشنگری و آگاه‌سازی مورد نظر خود را انجام دهند تا از دل این ترکیب، حرکتی سازنده خارج شود.

رییس ستاد انتخا باتی روحانی به قید وثیقه ازاد شد

 جلال گل محمدی، مشاور سیاسی فرماندار سیرجان و رییس ستاد انتخاباتی روحانی متهم به اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، دعوت به تجمعات خیابانی و همسویی با رسانه های معاند نظام با قید وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از سیرجان خبر، جلال گل محمدی مشاور سیاسی فرماندار سیرجان و رییس ستاد انتخاباتی روحانی با قید وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.
یک مقام مسئول با تایید خبر آزاد شدن جلال گل محمدی گفت” ” وی از جمله فعالان جنبش سبز در سیرجان می باشد که پس از حوادث سال ۸۸ برای تطهیر کاندیداهای معترض به نتایج انتخابات، در شبکه های اجتماعی حضور فعالی داشته و از متعرضان به مصوبه شورای عالی امنیت ملی مبنی بر حصر رهبران معترض بوده که اعتراض های خود را بارها به مناسبت های مختلف مطرح نموده است”.
سیرجان خبر همچنین اضافه کرد: “بیان واقعیات روز جامعه و تطهیر رهبران معترض به نتایج انتخابات سال ۸۸ توسط مشاور فرماندار به خوبی در شبکه های اجتماعی و رسانه های معاند برای همگان مشهود است”.
دلیل بازداشت مشاور سیاسی فرماندار اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، دعوت به تجمعات خیابانی، همسویی با رسانه های معاند نظام و برخی اتهامات دیگر اعلام شده است.