۱۸ ماه قبل، زمانی که دانلد ترامپ از حزب جمهوریخواه اعلام نامزدی کرد، کمتر کسی پیشبینی میکرد که او تاب و توان رقابت با جب بوش با آن حامیان بزرگ و مارکو روبیوی جوان را داشته باشد و بیشتر باور بر این بود که ترامپ برای تبلیغات نام و برند و بیزنس خود پا به عرصه رقابت برای رسیدن به کاخ سفید گذاشته است.
اما او سرانجام در روز ۸ نوامبر ۲۰۱۶ به عنوان رییسجمهور ایالات متحده انتخاب شد و به تا چندی دیگر «مستر پرزیدنت» خطاب خواهد شد.
در این میان، اما برای ما ایرانیها دو نکته قابل توجه است:
یک) مقایسه ترامپ و احمدینژاد
• ترامپ یک تاجر و بیزنسمن موفق است که توانسته تجارت خود را هر روز گستردهتر سازد. او در یک سیستم دمکراتیک و بدون هیچ فیلتر انتخابی (مانند شورای نگهبان) در انتخابات درون حزبی شرکت کرد و با اینکه هیچوقت نتوانست حمایت قابل توجهی در میان هستهی اصلی جمهوریخواهان بدست آورد خیلی زود ۱۲۳۷ دلیگیت لازم را به دست آورد و پس از کش و قوس فراوان، کاندیدای این حزب شد. اما در نقطه مقابل احمدینژاد یک جوان انقلابی دارای دکترای مبهم بود که بعد از فرمانداری ماکو و خوی، در دولت هاشمی رفسنجانی به استانداری اردبیل رسید. او در سال ۱۳۸۲ به شهرداری تهران رسید و دو سال بعد، با عبور از فیلتر شورای نگهبان به عنوان کاندیدای «انتصخابات» ریاست جمهوری در ایران معرفی شد.
• ترامپ حاصل رای مردم امریکا در دمکراتیکترین انتخابات دنیاست و احمدینژاد حاصل یک تقلب بزرگ و اشتباهات مکرر اصلاحطلبان در یک سیستم توتالیتر و غیر دمکراتیک است.
• اکثر رسانههای دنیا و به خصوص امریکا، چهرههای تاثیرگذار هنر و ورزش و سیاست و حتی شخص باراک اوباما علیه ترامپ بودند اما دمکراسی او را به کاخ سفید رساند در حالی که احمدینژاد در ایران از حمایت رهبری و سپاه و تمام نهادهای حکومتی برخوردار بود.
• قانون اساسی و دمکراسی امریکایی به شکلی است که به ترامپ این فرصت را نخواهد داد که هرچه خواست بگوید و هر آنچه را دوست دارد انجام دهد کما اینکه او پس از انتشار حرفهای ضدزن و سکسیستی خود وادار به عذرخواهی شد و بسیاری از حرفهای ناخوشایندش را به مرور اصلاح کرد. در مقابل، قوانین ایران به شکلی است که احمدینژاد هرچه خواست کرد و برای ۸ سال، زندگی بیش از ۷۵میلیون ایرانی را بازیچه ماجراجوییهای خود و حامیانش قرار داد و البته پس از آنهمه قانونگریزی، همچنان در صحنهی سیاست ایران حضور دارد و فعالیت میکند.
با وجود این تفاوتهای فاحش، در کمال تعجب میبینیم که همچنان ترامپ و احمدینژاد با هم مقایسه و از یک جنس معرفی میشوند.
دو) تمسخر ملت امریکا برای رای به ترامپ
واکنش تاسفآور دوم به نتیجهی انتخابات امریکا، تمسخر مردم این کشور به خاطر رای به ترامپ، از سوی کسانیست که هنوز یکسال هم از حمایتشان از "لیست امید" و رای به جنایتکاران و پدوفیلها نمیگذرد.
ترامپ نه در قتلهای زنجیرهای نقش داشته و نه در اعدامهای دهه شصت. از این رو، کسانی که با دستهایشان نام ریشهری، دری نجفآبادی، یوسف طباطبایینژاد و حتی علی فلاحیان را نوشتند یا از این افراد حمایت کردند در جایگاهی نیستند که رایدهندگان امریکایی را به خاطر رای به ترامپ تمسخر کنند. مردم امریکا برای رای به کسی که جنایتی مرتکب نشده، نیازی به توجیهاتی از جنس آنچه رایدهندگان ایرانی برای حمایت از جنایتکارها میآورند ندارند.

No comments:
Post a Comment