ن : علی مطهری نماینده تهران در مجلس گفت گاهی برخورد جمهوری اسلامی با مخالفان آن از برخورد رژیم گذشته هم بدتر بوده است. او بار دیگر از رفع حصر خانگی موسوی و کروبی دفاع کرد و گفت برخی انتقادهای حقوق بشری غرب به ایران وارد است. علی مطهری که در نشست انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سخنرانی میکرد گفت امروز اگر کسی نظرش را درباره رویدادهای ۱۳۸۸ بیان کند و غیر از نظر رایج باشد یا نامهای امضا کند و یا انتقادی کند، «معلوم نیست چه عاقبتی پیدا خواهد کرد». او با بیان اینکه «گاهی نوع برخورد ما از نوع برخورد رژیم گذشته هم بدتر بوده» افزود، پدرش، آیتالله مرتضی مطهری «در زمان شاه به زندان رفت اما بعد از دوره زندان از تدریس محروم نشد.» علی مطهری انتقادات غرب از جمهوری اسلامی در زمینه حقوق بشر را به دو دسته تقسیم کرد و گفت: «یکی اختلاف مبنایی مثل اینکه حکم قصاص و حدود و تعزیرات برای آنها قابل قبول نیست اما بعضی انتقادهایشان هم وارد است. اینکه ما یک خبرنگار را میگیریم به دلیل اینکه مطلبی را در جایی منتشر کرده است، این از رفتارهایی است که باید اصلاح شود.» او پس از حل اختلاف بر سر مسأله هستهای ایران با کشورهای غربی موقعیت را برای اصلاح برخورد با مخالفان مناسب ارزیابی کرد و افزود: «وقتی ما مشکل انرژی هستهای را با گفتوگو حل میکنیم و به نتیجه میرسانیم چطور نمیتوانیم در داخل مسائل مورد اختلاف را حل کنیم.» مطهری که بارها خواهان رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران اصلاحطلب رویدادهای ۸۸ شده است این بار نیز ادامه حصر آنها را زیانبار خواند و گفت: «اعتراض ما همیشه این بوده که چرا بدون دفاع آنها و صدور حکم قضایی آنها را از حقوق اجتماعیشان محروم کردیم.» او افزود: «یکی از دلایل ادامه حصر بیتفاوتی اقشار جامعه ، علماء، روحانیون و دانشگاهیان است و علت آن رعب ایجاد شده است.» موسوی، کروبی و زهرا رهنورد، همسر موسوی از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در حصر خانگی بهسر میبرند. علی مطهری که از نمایندگان اصولگرا محسوب میشود اگر چه در برخی از زمینهها از جمله مسأله حجاب و احکام مجازات اسلامی نگاهی محافظهکارانه دارد اما در یک سال اخیر بارها چنین سخنانی را تکرار کرده و مورد انتقاد اصولگرایان تندرو قرار گرفته است. در یک سال اخیر برخی از سخنرانیهای او لغو شده و در یک مورد نیز تندروها در شیراز به او حمله کردهاند.
Saturday, October 31, 2015
بابک زنجانی من را از زندان وتهدید نترسا نید
چهارمین جلسه رسیدگی به پرونده موسوم به فساد نفتی صبح امروز (شنبه) در دادگاه انقلاب به صورت علنی برگزار شد.
به گزارش ایسنا بابک زنجانی با قرار گرفتن در جایگاه در ابتدا با قرائت بخشهایی از زیارت عاشورا گفت: دفاعیات من شامل مقدمه چند صفحهای و دارای دو فصل است. فصل اول شامل عملکرد اینجانب است که قرائت میکنم و فصل دیگر بررسی خط به خط کیفرخواست است که در جای خود از آن دفاع خواهم کرد تا انشاء الله بتوانم این اتهامات را از پیش پای خود بردارم.
به گزارش ایسنا بابک زنجانی با قرار گرفتن در جایگاه در ابتدا با قرائت بخشهایی از زیارت عاشورا گفت: دفاعیات من شامل مقدمه چند صفحهای و دارای دو فصل است. فصل اول شامل عملکرد اینجانب است که قرائت میکنم و فصل دیگر بررسی خط به خط کیفرخواست است که در جای خود از آن دفاع خواهم کرد تا انشاء الله بتوانم این اتهامات را از پیش پای خود بردارم.
گزیده دفاعیات بابک زنجانی در دادگاه:
مگر می شود فردی که از سال ۷۸ تا ۹۲ میلیاردها تومان معاملات بانکی و تجارت داشته و ال سی باز کرده است یک مرتبه فردی غیرمطمئن شود؟ چرا آن زمان منشاء پول های من درست بود و صوری نبود و یک مرتبه خواستند دادستان را فریب دهند؟ اگر موضوع فقط وصول پولهای نفت است، پس آقای وزیر برود آن ۵ میلیارد یورو که از فردی غیرمتخصص برای فروش نفت طلبکارند را دریافت کند.
جناب آقای قاضی، شما گفتید نفت برای مردم بوده، اما چرا آن ۵ میلیارد یورو که یک فردی به وزارت نفت بدهکار است را پیگیری نمی کنید؟
من به کارشناسان اعتراض نکردم، بلکه گفتم مطالبی که بانک مرکزی گفته است، هدایت شده بوده و سوالی که بازپرس از بانک مرکزی کرده، اشکال دارد. بازپرس می توانست از بانک مرکزی سوال کند شرکت «ب» کارگزار است یا نه؟ و آیا پول به حساب مشتری رفته؟ که بانک مرکزی هم می گفت بله، اما سوال اشتباه بود و بانک مرکزی با اینکه می دانست، اما سکوت کرد.
جناب آقای قاضی، شما گفتید نفت برای مردم بوده، اما چرا آن ۵ میلیارد یورو که یک فردی به وزارت نفت بدهکار است را پیگیری نمی کنید؟
من به کارشناسان اعتراض نکردم، بلکه گفتم مطالبی که بانک مرکزی گفته است، هدایت شده بوده و سوالی که بازپرس از بانک مرکزی کرده، اشکال دارد. بازپرس می توانست از بانک مرکزی سوال کند شرکت «ب» کارگزار است یا نه؟ و آیا پول به حساب مشتری رفته؟ که بانک مرکزی هم می گفت بله، اما سوال اشتباه بود و بانک مرکزی با اینکه می دانست، اما سکوت کرد.
وکلای وزارت نفت به رسانه ها گفته اند بابک زنجانی حتی یک سنت هم به حساب ما پول واریز نکرده است. آخر مگر صدور ضمانتنامه الکی است باید قرارداد داشت، بانک را معرفی کرد و چندین مرحله دارد، اما با این حال می توانم یکهزار و ۹۶۸ میلیون یورو ضمانتنامه از یک بانک بسیار معتبر تا روز دوشنبه واریز کنم.
جناب آقای قاضی، دو سال است که در زندان انفرادی هستم و ۳ هزار صفحه نامه نوشتم، اما این دولت برای اعتبار خود تخریب میکند در حالی که کار اقتصادی، کار بازی و احساس نیست. دو سال است تهمت ها را شنیدم، اما سکوت کردم در صورتی که طبق قانون نباید به من بگویند رکوردار کلاهبرداری دنیا یا من را تهدید به مرگ کنند. مگر آنها مصونیت قضایی دارند؟
برای بقای خود هر دروغ و تهمتی می زنند حتی برخی هم که در کمیته پیگیری پرونده هستند و تا حالا پایشان به دادسرا برای پرونده من باز نشده، اظهار نظر می کنند که یکی از آنها هدفش این است که بدهی به بانک را بپوشاند.
با توکل به خدا و علم و دانش اقتصادی و انسانیتی که داشتم نه رشوه دادم و نه به شخصی متوسل شدم و تاجری حرفه ای هستم و عملکردم بسیار شفاف است. می گویند زنجانی ۳۰ هزار میلیارد تومان کلاهبرداری کرده و همه باور می کنند، اما وقتی می گویند این مبلغ را پرداخت کرده باور ندارند. چرا فکر می کنید من فردی کوچک و بی عقل هستم؟ من اگر کلاهبردار بودم چرا در کشور خودم سرمایه گذاری کردم که در آخر هم ۲۴۰ صفحه کیفرخواست برای خدماتم نوشته شود. ۲ میلیارد یورو بدهی من به شرکت نفت پول خرد من هم نیست و این یک طنز است.
رفته اند از آبدارچی شرکت، سند و اظهارنظر گرفتند در حالی که آنها اصلا کارشناس نیستند. بدانید که در این پرونده دنیا قضاوت می کند و اقتصادانان می خندند؛ چرا که شاهد تغییر واژه ها هستیم. بگذارید اقتصاد را اقتصاددان ارزیابی کند و بنویسید که به خاطر همین همکاری شرکت های من از سوی اتحادیه اروپا و خزانهداری آمریکا تحریم شد و خزانه دار آمریکا ۸ دقیقه در مورد من صحبت کرد...
جناب آقای قاضی، دو سال است که در زندان انفرادی هستم و ۳ هزار صفحه نامه نوشتم، اما این دولت برای اعتبار خود تخریب میکند در حالی که کار اقتصادی، کار بازی و احساس نیست. دو سال است تهمت ها را شنیدم، اما سکوت کردم در صورتی که طبق قانون نباید به من بگویند رکوردار کلاهبرداری دنیا یا من را تهدید به مرگ کنند. مگر آنها مصونیت قضایی دارند؟
برای بقای خود هر دروغ و تهمتی می زنند حتی برخی هم که در کمیته پیگیری پرونده هستند و تا حالا پایشان به دادسرا برای پرونده من باز نشده، اظهار نظر می کنند که یکی از آنها هدفش این است که بدهی به بانک را بپوشاند.
با توکل به خدا و علم و دانش اقتصادی و انسانیتی که داشتم نه رشوه دادم و نه به شخصی متوسل شدم و تاجری حرفه ای هستم و عملکردم بسیار شفاف است. می گویند زنجانی ۳۰ هزار میلیارد تومان کلاهبرداری کرده و همه باور می کنند، اما وقتی می گویند این مبلغ را پرداخت کرده باور ندارند. چرا فکر می کنید من فردی کوچک و بی عقل هستم؟ من اگر کلاهبردار بودم چرا در کشور خودم سرمایه گذاری کردم که در آخر هم ۲۴۰ صفحه کیفرخواست برای خدماتم نوشته شود. ۲ میلیارد یورو بدهی من به شرکت نفت پول خرد من هم نیست و این یک طنز است.
رفته اند از آبدارچی شرکت، سند و اظهارنظر گرفتند در حالی که آنها اصلا کارشناس نیستند. بدانید که در این پرونده دنیا قضاوت می کند و اقتصادانان می خندند؛ چرا که شاهد تغییر واژه ها هستیم. بگذارید اقتصاد را اقتصاددان ارزیابی کند و بنویسید که به خاطر همین همکاری شرکت های من از سوی اتحادیه اروپا و خزانهداری آمریکا تحریم شد و خزانه دار آمریکا ۸ دقیقه در مورد من صحبت کرد...
Friday, October 30, 2015
انتقاد امام جمعه موقت اصفهان از اجرای ارکستر موسیقی در برخی رستورا ن ها
امام جمعه موقت اصفهان گفت: اگر گلولهای از سوی رژیم آل سعود به سمت ایران شلیک شود، ایران اثری از ریاض در جغرافیای عالم باقی نخواهد گذاشت.
به گزارش ایسنا، حجت الاسلام والمسلمین سید مجتبی میردامادی در خطبههای عبادی سیاسی این هفته نماز جمعه اصفهان با انتقاد از اجرای ارکسترهایی در برخی رستورانهای شهر اظهار کرد: غرب به دنبال نفوذ فرهنگی و اقتصادی در ایران و فراهم کردن زمینه های ورود فرهنگ مبتذل و کثیف غربی در کشور است؛ تصمیم این رستورانها چه با مجوز و چه بدون مجوز خالی از اشکال نیست و اگرچه از عمومیت این مساله اطمینان کافی ندارم اما خاطیان امر بدانند که در صورت تدوام این حرکت، دغدغه مندان جامعه عرصه عمل را از آنها خواهند گرفت.
وی با انتقاد از اسامی برخی مغازهها و خیابانها در سطح شهر افزود: به عنوان نمونه بر سر در یک مغازه نوشته شده است "گوشت فروشی ثامن الائمه" یا "لاستیک فروشی قمر بنی هاشم". این به دور از اخلاق و منش اسلامی است؛ برای چه نام خیابان میرداماد بدون پیشوند "علامه" استفاده شده است، برای بیننده این سوال پیش میآید که مقصود از این میرداماد امام جمعه موقت اصفهان است یا علامه میرداماد؟!
امام جمعه موقت اصفهان به نامه رهبری به رییس جمهور در موضوع برجام اشاره و خاطرنشان کرد: بنا به روایتی از امام خمینی (ره) اگر روزی فرا برسد که مبارزه با استکبار معنای اساسی خود را از دست بدهد، مسلمانان دیگر نباید خود را تابع قرآن بدانند چراکه انذار یکی از ویژگیهای غیرقابل انکار دین مبین اسلام است؛ رهبری در نامه عالمانه اخیر خود به رییس جمهوری، دولت و مسوولان نظام در حوزه مسایل مختلف هشدار داده و اعلام کردهاند که ایران نباید در فرستادن سوخت خود به خارج از ایران عجله کند؛ برنامه اقدام مشترک ایران نباید به دستاویزی برای کلاهبرداری طرف غربی از ایران منجر شود.
میردامادی با بیان اینکه مقامات آمریکایی رجزخوانیها و غزل سراییهای خود در خصوص گزینه های روی میز را دوباره از سر گرفتهاند، گفت: به گفته مقام معظم رهبری این گزینهها کجاست که دیده نمیشود؟ مقامات آمریکایی که گاه و بیگاه از گزینههای روی میز خود سخن میگویند نباید گزینههای زیر میز جمهوری اسلامی ایران را که در عمق 500 متری زیر زمین قرار گرفته، نادیده بگیرند.
وی با تاکید بر اینکه آمریکا بر ناتوانی خود در برابر ملت و حاکمیت ایران اذعان داشته، ادامه داد: اگر غیر از این بود آنها مانند بسیاری از کشورهای مظلوم منطقه، خود را از قاعدههای سیاسی کنار می کشیدند و عمال خود در خاورمیانه را به صف آرایی در برابر ایران تشویق می کردند، اما همه دشمنان ایران در منطقه و خارج از آن به این باور رسیده اند که اگر گلوله ای از سوی رژیم آل سعود به سمت ایران شلیک شود، ایران اثری از ریاض در جغرافیای عالم باقی نخواهد گذاشت.
امام جمعه موقت اصفهان به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان سال 58 اشاره و تصریح کرد: تسخیر لانه جاسوسی آمریکا از سوی دانشجویان پیرو خط امام یکی از درخشانترین حوادث پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که نه تنها هیبت دروغین آمریکا را از بین برد بلکه سیاست های مستکبرانه آنها را به ذلت و زبونی کشاند؛ این روز در تاریخ تقویمی ما به عنوان روز مبارزه با استکبار جهانی شناخته می شود.
میردادمادی همچنین تقارن 13 آبان با روز تبعید امام خمینی (ره) ابتدا به ترکیه و سپس به عراق و فرانسه را مورد توجه قرار داد و گفت: در 13 آبان 1343 امام خمینی (ره) پس از دستگیری بلافاصله به ترکیه تبعید شدند و فرزند بزرگوار ایشان نیز در بند رژیم گرفتار شد با این حال امام خمینی (ره) هیچ گاه چه در زمان تبعید در خاک ترکیه و چه بعدها در عراق دست از روشنگری مردم برنداشتند و زمانی که زیر لوای دیکتاتور معروف عراقی عرصه بر ایشان تنگ شد اعلام کردند اگر این کشور اجازه اعلام مواضع او را ندهد به یکی از آبهای آزاد جهان رفته و از آنجا پیام های خود را برای ذهن های بیدار در ایران خواهد فرستاد.
وی به پیام امام خمینی (ره) پس از شهادت نوجوان شهید حسین فهمیده اشاره و خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره)، شهید حسین فهمیده را الهام بخش خود نامیدند، نوجوانی که در زمان اضطرار و تنگنا برای انهدام تانک دشمن نارنجک به خود بست و وارد میدان کارزار شد.
امام جمعه موقت اصفهان با بیان اینکه در اصول و مبانی اسلامی، شعار و شعور در کنار یکدیگر قرار می گیرند، افزود: مسلمانان در مناسک رمی جمارت به شیطان سنگ می زنند؛ نه آن دیوار شیطان است و نه آن سنگ ها توان از بین بردن شیطان را دارند اما این یک نماد است؛ این شعار جهانی در بیان مفهوم خود به جهانیان می گوید که مسلمانان برای مقابله با شیطان آماده اند.
وی خاطرنشان کرد: مسلمانان باید شیطان زمانه خود را بشناسند و برای مقابله و مبارزه با آن آماده باشند؛ شیطان بزرگ زمانه ما آمریکاست و مناسبت هایی مانند 13 آبان عرصه مناسبی است تا از ته جان "مرگ بر آمریکا" فریاد بزنیم و در برابر جور زمانه خود بایستیم.
به گزارش ایسنا، حجت الاسلام والمسلمین سید مجتبی میردامادی در خطبههای عبادی سیاسی این هفته نماز جمعه اصفهان با انتقاد از اجرای ارکسترهایی در برخی رستورانهای شهر اظهار کرد: غرب به دنبال نفوذ فرهنگی و اقتصادی در ایران و فراهم کردن زمینه های ورود فرهنگ مبتذل و کثیف غربی در کشور است؛ تصمیم این رستورانها چه با مجوز و چه بدون مجوز خالی از اشکال نیست و اگرچه از عمومیت این مساله اطمینان کافی ندارم اما خاطیان امر بدانند که در صورت تدوام این حرکت، دغدغه مندان جامعه عرصه عمل را از آنها خواهند گرفت.
وی با انتقاد از اسامی برخی مغازهها و خیابانها در سطح شهر افزود: به عنوان نمونه بر سر در یک مغازه نوشته شده است "گوشت فروشی ثامن الائمه" یا "لاستیک فروشی قمر بنی هاشم". این به دور از اخلاق و منش اسلامی است؛ برای چه نام خیابان میرداماد بدون پیشوند "علامه" استفاده شده است، برای بیننده این سوال پیش میآید که مقصود از این میرداماد امام جمعه موقت اصفهان است یا علامه میرداماد؟!
امام جمعه موقت اصفهان به نامه رهبری به رییس جمهور در موضوع برجام اشاره و خاطرنشان کرد: بنا به روایتی از امام خمینی (ره) اگر روزی فرا برسد که مبارزه با استکبار معنای اساسی خود را از دست بدهد، مسلمانان دیگر نباید خود را تابع قرآن بدانند چراکه انذار یکی از ویژگیهای غیرقابل انکار دین مبین اسلام است؛ رهبری در نامه عالمانه اخیر خود به رییس جمهوری، دولت و مسوولان نظام در حوزه مسایل مختلف هشدار داده و اعلام کردهاند که ایران نباید در فرستادن سوخت خود به خارج از ایران عجله کند؛ برنامه اقدام مشترک ایران نباید به دستاویزی برای کلاهبرداری طرف غربی از ایران منجر شود.
میردامادی با بیان اینکه مقامات آمریکایی رجزخوانیها و غزل سراییهای خود در خصوص گزینه های روی میز را دوباره از سر گرفتهاند، گفت: به گفته مقام معظم رهبری این گزینهها کجاست که دیده نمیشود؟ مقامات آمریکایی که گاه و بیگاه از گزینههای روی میز خود سخن میگویند نباید گزینههای زیر میز جمهوری اسلامی ایران را که در عمق 500 متری زیر زمین قرار گرفته، نادیده بگیرند.
وی با تاکید بر اینکه آمریکا بر ناتوانی خود در برابر ملت و حاکمیت ایران اذعان داشته، ادامه داد: اگر غیر از این بود آنها مانند بسیاری از کشورهای مظلوم منطقه، خود را از قاعدههای سیاسی کنار می کشیدند و عمال خود در خاورمیانه را به صف آرایی در برابر ایران تشویق می کردند، اما همه دشمنان ایران در منطقه و خارج از آن به این باور رسیده اند که اگر گلوله ای از سوی رژیم آل سعود به سمت ایران شلیک شود، ایران اثری از ریاض در جغرافیای عالم باقی نخواهد گذاشت.
امام جمعه موقت اصفهان به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان سال 58 اشاره و تصریح کرد: تسخیر لانه جاسوسی آمریکا از سوی دانشجویان پیرو خط امام یکی از درخشانترین حوادث پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که نه تنها هیبت دروغین آمریکا را از بین برد بلکه سیاست های مستکبرانه آنها را به ذلت و زبونی کشاند؛ این روز در تاریخ تقویمی ما به عنوان روز مبارزه با استکبار جهانی شناخته می شود.
میردادمادی همچنین تقارن 13 آبان با روز تبعید امام خمینی (ره) ابتدا به ترکیه و سپس به عراق و فرانسه را مورد توجه قرار داد و گفت: در 13 آبان 1343 امام خمینی (ره) پس از دستگیری بلافاصله به ترکیه تبعید شدند و فرزند بزرگوار ایشان نیز در بند رژیم گرفتار شد با این حال امام خمینی (ره) هیچ گاه چه در زمان تبعید در خاک ترکیه و چه بعدها در عراق دست از روشنگری مردم برنداشتند و زمانی که زیر لوای دیکتاتور معروف عراقی عرصه بر ایشان تنگ شد اعلام کردند اگر این کشور اجازه اعلام مواضع او را ندهد به یکی از آبهای آزاد جهان رفته و از آنجا پیام های خود را برای ذهن های بیدار در ایران خواهد فرستاد.
وی به پیام امام خمینی (ره) پس از شهادت نوجوان شهید حسین فهمیده اشاره و خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره)، شهید حسین فهمیده را الهام بخش خود نامیدند، نوجوانی که در زمان اضطرار و تنگنا برای انهدام تانک دشمن نارنجک به خود بست و وارد میدان کارزار شد.
امام جمعه موقت اصفهان با بیان اینکه در اصول و مبانی اسلامی، شعار و شعور در کنار یکدیگر قرار می گیرند، افزود: مسلمانان در مناسک رمی جمارت به شیطان سنگ می زنند؛ نه آن دیوار شیطان است و نه آن سنگ ها توان از بین بردن شیطان را دارند اما این یک نماد است؛ این شعار جهانی در بیان مفهوم خود به جهانیان می گوید که مسلمانان برای مقابله با شیطان آماده اند.
وی خاطرنشان کرد: مسلمانان باید شیطان زمانه خود را بشناسند و برای مقابله و مبارزه با آن آماده باشند؛ شیطان بزرگ زمانه ما آمریکاست و مناسبت هایی مانند 13 آبان عرصه مناسبی است تا از ته جان "مرگ بر آمریکا" فریاد بزنیم و در برابر جور زمانه خود بایستیم.
نگاهی به روند واردات از امریکا شامپو نخ دندان
روابط تجاری با آمریکا بر اساس قانون ممنوع نیست اما به گفته سخنگوی دولت، تلاش میشود از این کشور کالاهای مصرفی وارد نشود و فهرست کالاهای وارداتی از آمریکا نیز نشان میدهد.
به گزارش خبرنگار ایسنا، چندی است بحث واردات ایران از آمریکا مورد بحث و گفتوگو قرار گرفته ولی سخنگوی دولت اعلام کرده است که در پی تذکر رهبری تاکید دولت بر این خواهد بود که کالاهای مصرفی از آمریکا وارد نکند و اگر تکنولوژی مدنظر باشد نیز در چارچوب قانون اقدامات لازم انجام شود، در عین حال آمارها نشان میدهد که طی سه سال و نیم گذشته تغییر چندانی در روند واردات از این کشور به وجود نیامده است.
بر اساس فهرست صادرات غیر نفتی ایران، مهمترین کالاهایی که ایران به ایالات متحده صادر کرده فرش و میگو بوده است، این فهرست نشان میدهد که در 6 ماهه نخست امسال آمریکا 22 تن میگو با ارزش کمتر از 100 هزار دلار و 619 تن فرش با ارزش کمتر از 200 هزار دلار از ایران خریداری کرده است.
زعفران از جمله دیگر کالاهای صادراتی مهم ایران است اما آمریکا خرید زیادی از ایران نداشته و در نیمه نخست امسال مجموعا تنها 7 کیلو گرم زعفران را در بسته بندیهای بیش از 10 گرمی و 30 گرمی از ایران خریده که این خرید مجموعا برای کشور 7000 دلار ارزآوری داشته است.
گل و غنچه گل برای مصارف زینتی نیز از دیگر کالاهایی است که امسال مسافر آمریکا شد که بر اساس آمار و ارقام گمرکی مجموع آن به حدود یک تن و با ارزش 20 هزار دلار میرسید.
مبلمان از دیگر کالاهایی است که از ایران به آمریکا صادر میشود و ایالات متحده در نیمه نخست امسال حدود 54 هزار دلار مبلمان و 30 هزار و 600 دلار اجزا و قطعات مبلمان را از ایران خریده است.
همچنین در مدت مذکور بیش از دو تن کاب و بروشور و سایر نشریات و مطبوعات با ارزش بیش از 9 هزار دلار و 704 دلار اجزا و قطعات وسایل نقلیه از ایران به آمریکا صادر شده است.
ایران به ترتیب در سالهای 1390 تا 1393، یک میلیون دلار، یک میلیون و 400 هزار دلار، 658 هزار دلار و 480 هزار دلار صادرات به ایالات متحده آمریکا داشته است.
اما واردات از این کشور روند دیگری دارد به این ترتیب که از سال 1390 تا 1393 ایران از ایالات متحده به میزان 100 میلیون دلار، 132 میلیون دلار، 132 میلیون دلار و 154 میلیون دلار کالا خریداری کرده است.
اما لیست کالاهایی که از آمریکا به ایران صادر شده در سالهای مختلف کمی متفاوت است، اگرچه بخش عمده ای از واردات ایران از این کشور مربوط به کالاهای واسطهای و سرمایهای مورد نیاز برای بخشهای مختلف صنعت، پزشکی، کشاورزی، دامپروری و معدن میشود اما کالاهای مصرفی نیز از این کشور به ایران وارد میشوند.
در سال 1391 کالاهای مصرفی آمریکایی وارداتی شامل کره، ماهی قزلآلا، آب آناناس، مکملهای غذایی و دارویی برای انسان، فرواردههای آرایشی برای لب، چشم و ناخن، پودرهای آرایشی، شامپو، میخ، قایق تفریحی (JET-SKI)، چرخ و فلک و تاب و سیرک سیار و فرچههای آرایشی میشود.
در سال 1393 اما ایران از آمریکا کالاهایی مانند گاو شیری، کره، برنج، روغنهای خوراکی مختلف، مکملهای غذایی و دارویی، عطر، لوازم آرایش و پودرهای آرایشی و فراوردههای زیبایی، شامپو، نخ دندان، میخ، ابزار مانیکور و پدیکور، یخچال، فریزر، کامپیوتر، تبلت، صفحه کلید،لامپ و مسواک خریداری کرده است.
.
به گزارش خبرنگار ایسنا، چندی است بحث واردات ایران از آمریکا مورد بحث و گفتوگو قرار گرفته ولی سخنگوی دولت اعلام کرده است که در پی تذکر رهبری تاکید دولت بر این خواهد بود که کالاهای مصرفی از آمریکا وارد نکند و اگر تکنولوژی مدنظر باشد نیز در چارچوب قانون اقدامات لازم انجام شود، در عین حال آمارها نشان میدهد که طی سه سال و نیم گذشته تغییر چندانی در روند واردات از این کشور به وجود نیامده است.
بر اساس فهرست صادرات غیر نفتی ایران، مهمترین کالاهایی که ایران به ایالات متحده صادر کرده فرش و میگو بوده است، این فهرست نشان میدهد که در 6 ماهه نخست امسال آمریکا 22 تن میگو با ارزش کمتر از 100 هزار دلار و 619 تن فرش با ارزش کمتر از 200 هزار دلار از ایران خریداری کرده است.
زعفران از جمله دیگر کالاهای صادراتی مهم ایران است اما آمریکا خرید زیادی از ایران نداشته و در نیمه نخست امسال مجموعا تنها 7 کیلو گرم زعفران را در بسته بندیهای بیش از 10 گرمی و 30 گرمی از ایران خریده که این خرید مجموعا برای کشور 7000 دلار ارزآوری داشته است.
گل و غنچه گل برای مصارف زینتی نیز از دیگر کالاهایی است که امسال مسافر آمریکا شد که بر اساس آمار و ارقام گمرکی مجموع آن به حدود یک تن و با ارزش 20 هزار دلار میرسید.
مبلمان از دیگر کالاهایی است که از ایران به آمریکا صادر میشود و ایالات متحده در نیمه نخست امسال حدود 54 هزار دلار مبلمان و 30 هزار و 600 دلار اجزا و قطعات مبلمان را از ایران خریده است.
همچنین در مدت مذکور بیش از دو تن کاب و بروشور و سایر نشریات و مطبوعات با ارزش بیش از 9 هزار دلار و 704 دلار اجزا و قطعات وسایل نقلیه از ایران به آمریکا صادر شده است.
ایران به ترتیب در سالهای 1390 تا 1393، یک میلیون دلار، یک میلیون و 400 هزار دلار، 658 هزار دلار و 480 هزار دلار صادرات به ایالات متحده آمریکا داشته است.
اما واردات از این کشور روند دیگری دارد به این ترتیب که از سال 1390 تا 1393 ایران از ایالات متحده به میزان 100 میلیون دلار، 132 میلیون دلار، 132 میلیون دلار و 154 میلیون دلار کالا خریداری کرده است.
اما لیست کالاهایی که از آمریکا به ایران صادر شده در سالهای مختلف کمی متفاوت است، اگرچه بخش عمده ای از واردات ایران از این کشور مربوط به کالاهای واسطهای و سرمایهای مورد نیاز برای بخشهای مختلف صنعت، پزشکی، کشاورزی، دامپروری و معدن میشود اما کالاهای مصرفی نیز از این کشور به ایران وارد میشوند.
در سال 1391 کالاهای مصرفی آمریکایی وارداتی شامل کره، ماهی قزلآلا، آب آناناس، مکملهای غذایی و دارویی برای انسان، فرواردههای آرایشی برای لب، چشم و ناخن، پودرهای آرایشی، شامپو، میخ، قایق تفریحی (JET-SKI)، چرخ و فلک و تاب و سیرک سیار و فرچههای آرایشی میشود.
در سال 1393 اما ایران از آمریکا کالاهایی مانند گاو شیری، کره، برنج، روغنهای خوراکی مختلف، مکملهای غذایی و دارویی، عطر، لوازم آرایش و پودرهای آرایشی و فراوردههای زیبایی، شامپو، نخ دندان، میخ، ابزار مانیکور و پدیکور، یخچال، فریزر، کامپیوتر، تبلت، صفحه کلید،لامپ و مسواک خریداری کرده است.
.
Tuesday, October 27, 2015
تا ملی بر خشو نت کلا می در گفتار مقا ما ت رزیم ایران
ین مقاله نوشته سایت تابناک ارگان سبزعلی رضایی است بدون هیچگونه دخل و تصرفی و نشانی از وضعیت زار نظام آخوندی و اذعان به جنگ گرگها
***
تاملی بر خشونت های کلامی در گفتار مقامات رژیم ایران
غلط کردی! پدر سوخته بی سواد! برو به جهنم!
تاملی بر خشونت های کلامی در گفتار مقامات رژیم ایران
غلط کردی! پدر سوخته بی سواد! برو به جهنم!
خشونت کلامی در سخن امرای دولت و مجلس، سال هاست نهادینه شده و عموم مقامات در ایران، دعواهای خود را غیر مستقیم و در رسانه ها انجام می دهند
از قدیم گفته اند، حرمت امامزاده به متولی آن است؛ اما از همان روزی که رئیس دولت مخالفان را به جهنم حواله داده تا روزی که علیه ظریف خطابه «غلط کردی» راه افتاد و تا زمانی که قرار شد، عده ای از وزرا را در مجلس اعدام کنند و آنان را در قلب رآکتور گذاشته و روی آنان سیمان بریزند تا به امروز که رسانه ای معاون رئیس جمهور را به «پدر سوخته بازی» متهم کرده، حرمتی برای امامزاده باقی نگذاشته اند، متولیان امور در دولت و در مجلس!
به گزارش «تابناک»، الناس علی دین ملوکهم را همه شنیده ایم و بارها برای متنبه کردن همدیگر، بارها برای هم خوانده ایم؛ مردم به شکل و شمایل حاکمانشان درمی آیند و خواه، ناخواه خلق و خوی آنان را می گیرند؛ خشونت کلامی در سخن امرای دولت و مجلس، سال هاست نهادینه شده و عموم مقامات در ایران، دعواهای خود را غیر مستقیم و در رسانه ها انجام می دهند. مثلا رئیس جمهور در یک همایش با عنوان نقش ایزوتوپ ها در درمان فلان بیماری سخن می گوید و بناگاه به یاد می آورد که باید پاسخ فلان نماینده را در فلان موضوع به تندی و به سختی بدهد و آخرش هم تذکر بدهد که همه ما یکی هستیم و باید همدل و همزبان باشیم!
یا یکی دیگر در مجلس وقت می گیرد که تذکر آیین نامه ای بدهد یا نطق پیش از دستور می گیرد که در مورد مشکلات حوزه انتخابیه خود حرف برند؛ اما ناگاه به یاد می آورد که باید ضربتی محکم به فلان وزیر یا رئیس جمهور بزند و آنان را سر جای خودشان بنشانند و آخر هم از وحدت و انسجام داخلی سخن بگوید و اشاره ای حکیمانه بکند که همه ما در درون یک قایق سوار شدهایم!
وقتی نماینده ای از تریبونی که می داند پخش عمومی هم می شود، به وزیری می گوید تو غلط کردی! وقتی رسانه ای معاون رئیس جمهور را به پدرسوخته بازی متهم می کند یا وقتی رئیس جمهور عده ای از مخالفان را به جهنم حواله می کند و برای تحقیر، آنان را بی سواد می نامد، جامعه و مردم تکلیفشان چیست؟ اگر گفتن «غلط کردی و برو به جهنم و پدر سوخته بازی»، برای مقامات این کشور عیب و منکر نیست و این الفاظ را نه در جمع های خودمانی بلکه در تریبون های عمومی هم بیان می کنند، چگونه می توان مردم را از به کارگیری چنین ادبیاتی نهی کرد؟ وقتی تصمیم گیران این مملکت بارها و تعمدا از این واژه ها استفاده می کنند به فرزندان این ملک و بوم چه باید گفت؟
حرمت مردم و جامعه به حاکمان آن است. وقتی منتخبان مردم حرمت آنان را نگه نمی دارند، چگونه می توانند از مردم بخواهند و بیاموزند که حرمت خود و مقامات کشور را نگه دارند؟ این روزها به انتخابات مجلس نزدیک و نزدیک تر می شویم. عده ای در مجلس و دولت انگار راهبردشان برای دیده شدن و رأی آوردن، تند تر کردن و بی اخلاق تر کردن فضای سیاسی و اجتماعی کشور است. داد می زنند که بیشتر دیده شوند؛ از الفاظ ناشایست استفاده می کنند تا تیتر رسانه ها شوند! بی خیال بلایی که سر جامعه و این مردم و کودکان آن می آورند! کودکانی که خیلی سریع از دست خواهند رفت و خشونت های کلامی برخی مقامات را نقل و نبات گفت و گو هایشان می کنند. رحم کنید به این ملت ! به این بچه ها
وزارت بهداشت سبب پرداخت نشدن مطا لبات بیمارستان های دولتی است
«عزیزه شریفی» نماینده کارگران کاشی ایرانا درباره مقدمه چینی که به تازگی از سوی وزارت بهداشت برای دستیابی به منابع صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی صورت گرفته است، به ایلنا گفت: ادغام صندوق¬ ها کاملا به ضرر صندوق تامین اجتماعی و کارگرانی است که در اصل با پرداخت یک عمر حق بیمه، صاحبان اصلی صندوق تامین اجتماعی هستند.
این فعال کارگری گفت: دارایی صندوق تامین اجتماعی نباید با صندوق¬های دیگر تقسیم شود زیرا این صندوق متعلق به کارگران بوده و بدون کمک دولت روزگار می¬گذراند و با توجه به بدهی کلان دولت به تامین اجتماعی این صندوق در شرایط مساعدی به سر نمیبرد که بتواند منابع و امکانات مالی خود را با سایر صندوق ها شریک شود.
وی افزود: بحثی که بین دو وزیر رفاه و وزیر بهداشت و درمان پیش آمده باید به روش قانونی حل و فصل شود نه اینکه به نوعی گروکشی شود و به علت بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی و به طبع آن بدهی سازمان تامین اجتماعی به بخش درمان،از میزان خدمت رسانی در بخش درمان به کارگران کاسته شود.
شریفی تصریح کرد: کارگران قبل از اینکه مزدی دریافت کنند با پرداخت حق بیمه منابع صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی را تامین میکنند اما چون سیاستگذاری مدیران وزارت بهداشت در بخش درمان ناکارآمد است بازهم برای استفاده از خدمات درمانی این صندوق با مشکل مواجه هستند.
وی افزود: در نهایت صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی تابع سیاستهای وزارت بهداشت است و دلیل بالارفتن هزینههای درمانی به نوعی به عملکرد مدیران این وزارتخانه بازمیگردد.
وی افزود: جدا از این منابع و امکانات صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی هیچ ارتباطی با سایر صندوق های بیمهگر ندارد که وزارت بهداشت اینطور برای دسترسی به آن مقدمه چینی میکند.
شریفی بابیان اینکه در حال حاضر خود سازمان تامین اجتماعی بابت تامین هزینههای درمانی بیمه شدگان خود با مشکل مواجه است، افزود: صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی یک صندوق مشاء است و به همین دلیل در عمل نیاز درمانی همه کارگران را پوشش نمیدهد و حتی نام بسیاری از داروهای معمولی مانند ویتامین¬¬ ها نیز از لیست بیمه¬ ای حذف شده است.
فعال کارگری تاکید کرد: قطعا اگر ادغام صندوق ها صورت گیرد یا از خدمات بخش¬ های درمانی به علت بدهی¬ سازمان تامین اجتماعی به وزارت بهداشت و درمان کاسته شود زیانش به کارگران تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی وارد می¬ شود که با توجه به دریافت حداقل مزد و یا مستمری سهم بیمه خود را می¬ پردازند.
شریفی افزود: اگر صندوق تامین اجتماعی ادغام صندوق¬ ها را بپذیرد قطعا در پرداخت مستمری به بازنشستگان خود با مشکل مواجه می ¬شود که این امر باعث بروز نارضایتی شدید در جامعه می¬شود.
این فعال کارگری گفت: دارایی صندوق تامین اجتماعی نباید با صندوق¬های دیگر تقسیم شود زیرا این صندوق متعلق به کارگران بوده و بدون کمک دولت روزگار می¬گذراند و با توجه به بدهی کلان دولت به تامین اجتماعی این صندوق در شرایط مساعدی به سر نمیبرد که بتواند منابع و امکانات مالی خود را با سایر صندوق ها شریک شود.
وی افزود: بحثی که بین دو وزیر رفاه و وزیر بهداشت و درمان پیش آمده باید به روش قانونی حل و فصل شود نه اینکه به نوعی گروکشی شود و به علت بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی و به طبع آن بدهی سازمان تامین اجتماعی به بخش درمان،از میزان خدمت رسانی در بخش درمان به کارگران کاسته شود.
شریفی تصریح کرد: کارگران قبل از اینکه مزدی دریافت کنند با پرداخت حق بیمه منابع صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی را تامین میکنند اما چون سیاستگذاری مدیران وزارت بهداشت در بخش درمان ناکارآمد است بازهم برای استفاده از خدمات درمانی این صندوق با مشکل مواجه هستند.
وی افزود: در نهایت صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی تابع سیاستهای وزارت بهداشت است و دلیل بالارفتن هزینههای درمانی به نوعی به عملکرد مدیران این وزارتخانه بازمیگردد.
وی افزود: جدا از این منابع و امکانات صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی هیچ ارتباطی با سایر صندوق های بیمهگر ندارد که وزارت بهداشت اینطور برای دسترسی به آن مقدمه چینی میکند.
شریفی بابیان اینکه در حال حاضر خود سازمان تامین اجتماعی بابت تامین هزینههای درمانی بیمه شدگان خود با مشکل مواجه است، افزود: صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی یک صندوق مشاء است و به همین دلیل در عمل نیاز درمانی همه کارگران را پوشش نمیدهد و حتی نام بسیاری از داروهای معمولی مانند ویتامین¬¬ ها نیز از لیست بیمه¬ ای حذف شده است.
فعال کارگری تاکید کرد: قطعا اگر ادغام صندوق ها صورت گیرد یا از خدمات بخش¬ های درمانی به علت بدهی¬ سازمان تامین اجتماعی به وزارت بهداشت و درمان کاسته شود زیانش به کارگران تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی وارد می¬ شود که با توجه به دریافت حداقل مزد و یا مستمری سهم بیمه خود را می¬ پردازند.
شریفی افزود: اگر صندوق تامین اجتماعی ادغام صندوق¬ ها را بپذیرد قطعا در پرداخت مستمری به بازنشستگان خود با مشکل مواجه می ¬شود که این امر باعث بروز نارضایتی شدید در جامعه می¬شود.
Monday, October 26, 2015
رونمایی از یک فساد دیگر دولت قبل
انتخواری گروهی٢٥٠ نفره در سهام عدالت
به گزارش آفتاب، نقد تند پورابراهيمي، نايبرييس كميسيون ويژه اقتصادي مجلس با هشدار او از وقوع اتفاقات ناگواري درخصوص پروندههاي مفاسد اقتصادي از محل مديريت سهام عدالت در چند سال آينده همراه بود. سهام عدالت در واقع تكليفي بود كه از برنامه سوم توسعه به عنوان يك حكم قانوني برعهده دولت گذاشته شد.
اين حكم اما در دولت هشتم اجرايي نشد و بنابراين به عنوان يك بند تنفيذي به قانون برنامه چهارم منتقل شد و دولت احمدينژاد اين ماده را از سال ٨٥ عملياتي كرد. حكم واگذاري سهام شركتهاي سودده در ميان هفت دهك كمتوان بود ولي آنچه اجرا شد فاصله عميق با اهداف داشت. برگههايي دست مردم داده شد كه هيچ ماهيتي نداشت و مشخص نيست مربوط به كدام شركت است. به همين دليل است كه پورابراهيمي اين برگهها را كاغذهاي بيخاصيتي در دست مردم ميداند كه با اهداف اوليه خود فاصله زيادي دارد. تشكيل تعاونيهاي سهام عدالت كه نه جزو دولت بوده و نه مردم سبب شده سود ١٠ سال گذشته سهام عدالت به جيب اين تعاونيها رفته و براي مردم عايدي جز كاغذهاي بيارزش باقي نماند. از ابتداي سال ١٣٩٣ سازمان خصوصيسازي قرار را بر اين گذاشت كه طرح آزادسازي سهام عدالت را پيگيري كند.
امروز نحوه آزادسازي سهام عدالت، افراد مشمول آن، سبد شركتهاي سهام عدالت، نحوه ساماندهي و مديريت، از جمله مشكلات پيش روي آزادسازي سهام عدالت است كه بسته سياستي براي رفع اين چالشها در دولت تدوين شده است. ابتداي كار، قانونگذار پيشبيني كرده بود سهام عدالت در اختيار هفت دهك جامعه قرار گيرد كه در وهله اول شركتهاي سرمايهپذير، سود آن را پرداخت كنند. حدود ٩٦ شركت در ليست شركتهاي سرمايهپذير هستند كه هر ساله سود ٤٠ درصد سهام عدالت واگذار شده را به حساب سود خزانه واريز ميكند و تاكنون حدود ٣٥ درصد آن يك ميليون تومان سهم هر فرد را پرداخت كردهاند.
حلقه مفقوده سود سهام
درحالي كه سود سهام از سوي شركتهاي سرمايهپذير پرداخت شده است اما به جز دو سال اول يعني سال ٨٥ و ٨٦ كه سود اندكي به صاحبان سهام پرداخت شد، پرداخت ديگري صورت نگرفت. به اين ترتيب در هشت سال گذشته در صورتي كه سود سهام به تعاونيهاي سهام عدالت رفته ولي محل صرف اين مبالغ مشخص نيست و هيچ رقم دقيقي از ميزان مطالبات صاحبان سهام از سوي مسوولان اعلام نشده است. شايد آخرين اعلام مربوط به دي ماه سال ٨٩ باشد كه مديرعامل اتحاديه تعاونيهاي سهام عدالت كشور گفته بود ميزان مطالبات دولت از شركتها و بدهي شركتهاي سهامي عدالت به مردم حدودا دو هزار و ٣٠٠ ميليارد تومان برآورد شده است. اما در سالهاي اخير اعداد مطالبات مردم اعلام نشده است. ضمن آنكه به دليل نامشخص بودن هويت سهام واگذار شده به مردم، مشخص نيست كدام برگه مربوط به چه شركت و بنگاه و با چه ميزان سود هست.
سهام عدالت در دست گروهي ٢٥٠ نفره
روند كار در اين ١٠ سال به گونهاي بوده كه پورابراهيمي عمليات اجرايي سهام عدالت را به وضعيتي بسيار بغرنج در اقتصاد ايران تشبيه ميكند. به گفته او ٤٠ درصد سهام بزرگترين شركتهاي فعال در اقتصاد كشور كه عمدتا بورسي هستند سهام عدالتي شد. يعني ماهيت اين سهام به برگ كاغذهاي بيخاصيت دست مردم تغيير يافت. اين برگهها نه سودي ميگيرند، نه سهمي دارند و نه اينكه مجمع ميروند و نه اينكه حق اعمال مالكيت به اسم سهام عدالت دارند.
از طرفي سهام عدالت در دست ٢٥٠ نفر است، شبكهاي كه به صورت يك شبكه مافيايي در اقتصاد كشور عمل ميكند و پدر اقتصاد كشور را درآورده است. همين قدرت به تشكيل باند مافيايي تبديل شده كه اقتصاد كشور را به خاك سياه نشانده است. يعني شرايط آنچنان بحراني است كه مجلس ترجيح ميدهد دستكم به صورت موقت قدرت تصميمگيري و مديريت اين سبد سهام به دست دولت برگردد اما در اختيار اين گروه خاص قرار نگيرد.
ميكند، افزود: تعدادي از افرادي كه سال ٨٥ برگههاي سهام عدالت را دريافت كردهاند، الان مُردهاند. اينها چيزي نگرفتهاند، پيشنهاد ايجاد صندوق ATF را به دولت دادهايم كه ميتواند واگذار شود و مردم هم سهام بگيرند. در اين زمينه مقاومتها زياد شده و دستهاي پنهاني كه سهام عدالت را در اقتصاد كشور اداره ميكنند به اين پيشنهاد واكنش نشان دادهاند. با وجود همه اين افشاگريها اما متوليان تعاونيها و شركتهاي سرمايهگذراي سهام عدالت از موضع خود عقبنشيني نميكنند.
شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد را در تلگرام هم دنبال کنید
شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد را در تلگرام هم دنبال کنید
,وضعیت حقوق بشر در ایر ان
سعی شده است در ادامه مطلب گزارشی اجمالی و مختصر از وضعیت حقوق بشر در ایران ارائه شود. شایان ذکر است به علت عدم رسانه ای شدن برخی اخبار حقوق بشری، ممکن است موارد مورد ذکر کامل نباشد. اعدام زندانیان یکی از اهرم های مهم حکومت جمهوری اسلامی در خلال 37 سال گذشته ارعاب مردم از طریق فشار زندان و به ویژه اعمال اعدام بوده است. در مهر ماه سال 94 مجازت اعدام به مانند ماه های گذشته اجرا شد و پرونده اعدام مهرماه با 32 فقره در شهرهای مختلف ایران به انجام رسید. از سری گزارش های اعدام در این ماه باید به اجرای حکم اعدام سه نفر به اتهام محاربه در خیابان ارشاد کازرون در ملاء عام (متهمان سال ۸۹ در دادگستری کازرون “مفسد فی الارض ومحارب” شناخته شدند) و اعدام ۶ زندانی اهل سیستان و بلوچستان در یزد (از علت اعدام و اتهام این افراد اطلاعی در دسترس نیست)، اشاره کرد که البته این اعدام ها مخفیانه و بدون پوشش رسانه های دولتی انجام شد. اعدام فاطمه سالبهی نوجوانی که در ۱۷ سالگی به اتهام قتل همسرش بازداشت شده بود، پس از رسیدن به سن بلوغ حکم قصاص وی علیرغم اعتراضات سازمان های داخلی و بین المللی اجرا شد، حکم اعدام فاطمه سالبهی در حالی در زندان عادل آباد شیراز اجرا شد که انتظار می رفت قوه قضائیه با توجه به بازداشت متهم قبل از 18 سالگی و قانون مجازات سال ۹۲ اعدام کودکان را متوقف کند. وی اگرچه در بازجویی های مقدماتی و تحت فشار به قتل اعتراف کرده بود ولی در دادگاه به قتل اعتراف نکرد. قانون مجازات اسلامی جدید، اعدام کسانی که در کودکی مرتکب قتل شده اند را منوط به آزمایش رشد عقلی کرده است، به گفته اطرافیان فاطمه سالبهی، این آزمایش درباره وی به شیوه ای غیرعلمی و با پرسش سئوالاتی نامربوط از وی انجام شده است. اجرای حکم اعدام فاطمه سالبهی منجر به نگرانی های جدید سازمان های حقوق بشری در رابطه با اعدام کودکان در ایران شده است. در ماهی که گذشت علی رغم تمام اعدام های صورت گرفته شاهد بخشش و نجات ۱۶ نفراز محکومین به قصاص بودیم که نجات جان یک زن محکوم به اعدام با همیاری هنرمندان عرصه موسیقی به اهتمام برادران حاتم پور از شرکت آوای فروهر و بخشش یک محکوم به اعدام پس از ۱۲ سال از جمله آنها بود. نقض حقوق اقلیت های ملی و دینی ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر : هرکس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد. ماده 5 اعلامیه جهانی حقق بشر : احدی را نمیتوان تحت شکنچه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد. علی رغم موارد ذکر شده در بالا روزانه شاهد نقض حقوق انسان ها به دلایل مختلف منجمله باورهای دینی ، مذهبی و همچنین تعلق به قومیت خاصی میباشیم. در ماه گذشته نیز این روند نقض حقوق بشر اقوام و اقلیت های دینی در ایران ادامه داشت که میتوان به صدور شش ماه حبس برای یک فعال مدنی در آستارابه اتهام تخریب اموال دولتی (تابلوی منصوب در جاده) اشاره کرد. وی در بهمن سال ۹۳ در شعبه ۱۰۴ عمومی و جزایی تبریز به همراه ۱۸ نفر دیگر از بازداشت شدگان بازی تراکتورسازی و الجزیره به اتهام اخلال در نظم عمومی از طریق «هیاهو و جنجال و انجام حرکات غیر متعارف در استادیوم ورزشی یادگار امام» به ۳ ماه و یک روز و۳۰ ضربه شلاق که به مدت دو سال تعلیق شده است محکوم شده بود. همچنین این فعال مدنی در تابستان سال ۹۳ به دلیل شرکت در مراسم سالیانه ساوالان به همراه چند نفر دیگر از فعالان مدنی بازداشت و پس از چند روز با قرار وثیقه آزاد گردید. همچنین بازداشت یک فعال مدنی در مشکین شهر به دلیل نامعلوم نیز گزارش شده است، شایان ذکر است از مکان نگه داری این فعال مدنی نیز اطلاعی در دسترس نیست. همچنین عدم موفقیت بیش از چهارصدهزار کودک افغانستانی به ثبت نام در مدرسه به دلیل ناتوانی در پرداخت ۱۲۰ هزار تومان از اخبار غم انگیز دیگری در این زمینه است. در رابطه با اقلیت های دینی و مذهبی نیز همچنان شاهد آزار و نقض حقوق شهروندی این افراد بودیم، سه شهروند بهایی در گرگان به اتهام تبلیغ علیه نظام محاکمه شدند. دو شهروند بهایی نیز جهت گذرانیدن دوره محکومیت، خود را به زندان یزد معرفی نمودند. زمین های کشاورزی یک شهروند بهایی در سمنان به حکم دادگاه سمنان و با حضور نیروهایی از وزارت جهاد کشاورزی، دادستانی و نهادهای امنیتی مصادره شد، زمین های مصادره شده قیمتی معادل ۱۲ تا ۱۵ میلیارد تومان دارد. در زمینه حقوق شهروندان اهل سنت نیز گزارشاتی منتشر گردید از جمله، ماموستا محمد برائی از علمای اهل سنت و شهروند ساکن بوکان در حالی که قصد درخواست ویزا از سفارت ایتالیا را داشت بازداشت شد و همچنین شش تن در مناطق استان گلستان بازداشت شدند که دستکم ۳ تن از آنها از فعالان مذهبی اهل سنت هستند. منابع مطلع خبر داده اند که ماموران امنیتی برای بازداشت این افراد به خانه های آنها حمله کرده و بدون داشتن برگه قضایی آنها را با توهین و تحقیر برده اند و در برابر مقاومت خانواده، متوسل به تهدید با اسلحه شده اند. تا کنون از علت بازداشت و محل نگه داری آنها اطلاعی در دست نیست و این افراد پس از بازداشت هیچ تماسی با خانواده خود نداشته اند. نقض حقوق زنان و کودکان نقض حقوق زنان و کودکان به مثابه شهروندان درجه دو در این ماه نیز به مانند ماه های گذشته همچنان ادامه داشت و این قشر از شهروندان ایرانی همچنان برای احقاق کوچکترین حقوق انسانی خود تلاش میکنند. از بارزترین گزارش های نقض حقوق بشر در حوزه حقوق زنان میتوان به تلاش های نیلوفر اردلان فوتبالیست ملی پوش ایرانی برای حضور در بازی های بین المللی،دستگیری یک خواننده و مدلینگ زن در استان البرز،رد صلاحیت دولت توسط یک نماینده مجلس در طرح موضوع اصلاح قانون خروج زنان از کشور اشاره کرد. آمنه بهرامی(قربانی اسید پاشی اصفهان) از مسئولان مجددا درخواست کمک کرد، وی به دلیل عوارض ناشی از گاز اسید که باعث سوختن ریهاش شده به سختی نفس میکشد و در حال حاضر برای انجام عمل جراحی در اسپانیا به سر میبرد. درزمینهٔ حقوق کودکان نیز گزارش هایی منتشر شد که برجستهترین آنها عبارت بود از دختربچه ای که به قیمت هشتصد هزار تومان به یک خانواده فروخته شده بود، با دستور قضایی به یک مرکز بهزیستی منتقل شد. محرومیت ۷۵ هزار کودک کار کلاس اولی از نشستن در کلاس های درس ، مرگ دو کودک بر اثر برق گرفتگی در میدان اصلی شهر درود. نقض حقوق کارگران متاسفانه در این ماه 11 گزارش مربوط به مرگ کارگران در محل کار گزارش شد. همچنین گزارشی مبنی بر مرگ ۱۳۷ کارگر تهرانی در حوادث کار در پنج ماه نخست سال به دلیل فقدان مسائل ایمنی از مهمترین گزارشات در زمینه نقض حقوق کارگران بود، حسن رسول نژاد از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری به اتهام عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری به زندان رفت، پنجاه کارگر کربنات سدیم به دلیل آنچه از سوی کارفرما “رکود بازار فروش محصولات” عنوان شده است اخراج شدند، تجمع کارگران اخراجی شرکت کشت و صنعت کارون در مقابل فرمانداری شوشتر و بازداشت یک فعال کارگری در تبریز به اتهام شرکت در مراسم خاکسپاری شاهرخ زمانی از دیگر اخبار در این رسته بودند. نقض حقوق اصناف اول ماه مهر زنگ بازگشایی مدارس در شرایطی به صدا درآمد که تعدادی از معلمان فعال همچنان پشت میله های زندان در انتظار آزادی و حضور در کلاس های درس روزشماری میکردند. این در حالیست که وزیر آموزش و پرورش ابراز امیدواری کرده بود همکارانش همزمان با آغاز سال تحصیلی آزاد شوند. محمود بهشتی لنگرودی، مهدی بهلولی، محمدرضا نیک نژاد، رسول بداقی، اسماعیل عبدی، علی اکبر باغاتی، علیرضا هاشمی و عبدالرضا قنبری از جمله معلمان زندانی در ایران هستند. این فعالان عمدتا در کانون صنفی معلمان ایران/تهران عضویت دارند. رسول بداقی که اخیرا 6 سال حبس خود را به پایان رسانیده است با پرونده سازی جدید به 3 سال حبس دیگر محکوم شد. روز سه شنبه 31 شهریور ماه، وبلاگ کانون صنفی معلمان گزارش کرد اسماعیل عبدی، دبیر کل زندانی این کانون در یک تماس تلفنی گفته است به همراه محمدرضا نیک نژاد و مهدی بهلولی در اندرزگاه 8 زندان اوین به سر می برند به گفته ایشان محمود بهشتی، سخنگوی کانون صنفی معلمان به اندرزگاه شماره 7 اوین منتقل شده است. در حالی که علی اصغر فانی وزیر آموزش پرورش از آنها به عنوان همکار یاد میکند و امیدوار است که آنها به زودی آزاد شوند لیکن حسن روحانی در حالی زنگ آغاز سال تحصیلی مدارس را به صدا درآورد که معلمان در زندان بودند و مطالبات صنفی آنها به نیابت از جامعه فرهنگی بر زمین مانده است. اخبار نقض حقوق اصناف در مهرماه 94 بدین شرح است : رامین زندنیا عضو انجمن صنفی معلمان کردستان به همراه خانواده بازداشت شد اتهام ایشان تبلیغ علیه نظام عنوان شده است، مانتوهای آستین کوتاه و جلو باز و همچنین لباسهایی که بر روی آنها نوشتهها و عکسهای نامناسب و ضد اخلاق اسلامی چاپ شده باشد از بازار جمع آوری شد و همچنین برخی از کارمندان آموزش و پرورش در تهران پس از دریافت فیش حقوقی شهریور ماه خود متوجه شدهاند که بدون اطلاع قبلی، از حقوق هر یک از آنها مبلغ دو هزار تومان به عنوان “کمک به مردم یمن” کسر شده است. بهداشت و محیط زیست درزمینهٔ ی بهداشت و محیط زیست در این ماه گزارش های اندکی منتشر شد که غالب آنها با موضوع آلودگی هوا و محیط زیست در کشور بود که از جمله مهمترین آن هشت برابر حد مجاز؛ ریزگردها در آبادان و خرمشهر است. گزارشات متفرقه و قابل توجه مرتضی نعمت اللهی، از مسئولان شبکه جهانی مرجعیت و دفتر آیت الله صادق شیرازی پس از احضار به دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شد.لازم به ذکر است که دادگاه ویژۀ روحانیت هیچ گونه توضیحى در مورد علت بازداشت وی ارائه نکرده است و تا کنون خبرى از وی در دست نیست. یک مرد افغانستانی پس از اسیدپاشی به صورت همسرش در محله مشیریه تهران، به سمت کشور خود گریخت. پس از آنکه در ۱۶ شهریور ماه، خبرگزاری مهر گزارشی با عنوان “روایت تکان دهنده از شکنجه معلولان، استفاده از غل و زنجیر و سگ” منتشر کرد که در آن در مورد اذیت و آزار تعدادی از معلولان یک مرکز نگهداری از معلولان در کرج روایت شده بود، دفتر سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد که قرار مجرمیت متهمان پرونده آزار معلولان دریک مرکز خصوصی صادر شده است. مسئول بخش اندوسکوپی بیمارستان خاتمالانبیاء شهرستان ایرانشهر در استان سیستانوبلوچستان از حکم تبعید خود و دو نفر از همکارانش به شهرستان نیکشهر بهدلیل حمایت از بیماران به گرو گرفته شده این بیمارستان خبر داد. بر اثر حادثه اسیدپاشی در روستای شجاع شهرستان جلفا، چهار نفر دچار آسیب دیدگی شده اند که متهم پرونده، خود یکی از این آسیب دیدگان است. هفت زندانی سنیمذهب به نام های داود عبداللهی، کامران شیخه، فرهاد سلیمی، انور خضری، خسرو بشارت، قاسم ابسته و ایوب کریمی که در سال ۸۸ دستگیر شدند، پس از بیش از شش سال از بازداشت هنوز در وضعیت بلاتکلیف به سر می برند. این هفت فعال اهل سنت در سال ۸۸ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت مذهبی دستگیرشدند. ایشان حدود دو ماه در سلول های اداره اطلاعات ارومیه مورد بازجویی، بازداشت و بدرفتاری قرار داشته و پس از آن حدود شش ماه در زندان مهاباد نگهداری شدند. گردآورنده : مینا مصطفوی
Sunday, October 25, 2015
نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر در مهر 94
آنچه در پی می آید گزارش اجمالی و ماهیانه وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره زمانی مهرماه ۹۴ است که به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه شده است، این گزارش با توجه به حجم محدود آن و نیز به دلیل عدم اجازه فعالیت گروه های مستقل مدافع حقوق بشر در ایران نمی تواند بازتاب دهنده کامل وضعیت حقوق بشر در ایران باشد.
لازم به یادآوری است بخش آمار این تشکل بصورت سالانه گزارش مفصل تر خود را از وضعیت حقوق بشر در ایران به اشکال آماری و تحلیلی منتشر می کند.
گزارش تفصیلی، آماری نقض حقوق بشر در مهرماه ۱۳۹۴
در مهر ماه سال ۱۳۹۴ نقض سامانمند حقوق بشر در ایران همچون گذشته ادامه داشت و این ماه با اعدام ۳۲ نفر در شهرهای اردبیل، شیراز، کرج، کازرون، بندرعباس، رشت، قزوین و یزد به پایان رسید.
از برجسته ترین گزارش های اعدام در این ماه باید به اجرا حکم اعدام سه متهم به محاربه در خیابان ارشاد کازرون در ملاء عام و اعدام ۶ زندانی در یزد اشاره کرد که اغلب این اعدام ها مخفیانه و بدون پوشش رسانه های دولتی انجام شد.
یکی از مورد توجهترین و بحثبرانگیزترین گزارشات در این زمینه، اعدام فاطمه سالبهی بود که در ۱۷ سالگی به اتهام قتل همسرش بازداشت شده و پس از رسیدن به سن بلوغ حکم قصاص وی علیرغم اعتراضات سازمان های داخلی و بین المللی اجرا شد، اعدام فاطمه سالبهی یکی از اولین موارد اجرای حکم اعدام کودکان بزهکار پس از اجرای قانون جدید مجازات اسلامی محسوب می شد و به نگرانی ها درباره ادامه اعدام کودکان بزهکار در ایران دامن زد.
در مهردماه ۱۳۹۴ در کنار تمام اعدام های صورت گرفته شاهد بخشش و نجات ۱۶ نفراز محکومین به قصاص بودیمکه نجات جان یک محکوم به اعدام با همیاری هنرمندان عرصه موسیقی و بخشش یک محکوم به اعدام پس از ۱۲ سال از جمله آنها بود.
این ماه همچنین با تداوم تعرض به حقوق اولیه اقلیتهای قومی و دینی در ایران همراه بود که بارزترین آنها، صدور شش ماه حبس برای یک فعال مدنی در آستارا، بازداشت یک فعال مدنی در مشکین شهر و همچنین بیش از چهارصدهزار کودک افغانی موفق به ثبت نام در مدرسه نشدند.
در رابطه با نقص حقوق شهروندان بهایی نیز همانند گذشته شاهد موارد متعدد تبعیض و آزار و اذیت بودیم، گزارشات سه شهروند بهایی در گرگان محاکمه شدند و آغاز محکومیت دو شهروند بهایی در یزد از جمله آنان بود.
یکی از بارزترین گزارشات تضییع حقوق بهاییان در رابطه با مصادره زمین های کشاورزی یک شهروند بهائی در سمنان بود.
در زمینه حقوق شهروند اهل سنت نیز گزارشاتی منتشر گردید از جمله، بازداشت مجدد ماموستا محمد برائی وبازداشت ۶ تن در استان گلستان بود.
درزمینهٔ حقوق کودکان نیز گزارش هایی منتشر شد که برجستهترین آنها عبارت بود از خرید قولنامهای دختر یک ساله در مشهد، هفتاد و پنج هزار کودک پشت در مدرسه ماندند ، مرگ دو کودک بر اثر برق گرفتگی.
درزمینه حقوق اولیه زنان در ایران همچنان در ماهی که گذشت قدم جدی برای تحقق شعار برابری جنسی از سوی دستگاه حاکمه برداشته نشد، زنان ایرانی همچنان شاهد نقض متعدد حقوق خود بودند، از پراهمیتترین گزارش های نقض حقوق بشر در حوزه حقوق زنان به نیلوفر اردلان همچنان به دنبال پاسپورت برای حضور در بازی های بین المللی،دستگیری یک خواننده و مدلینگ زن در استان البرز،رد صلاحیت دولت توسط یک نماینده مجلس در طرح موضوع اصلاح قانون خروج زنان از کشورو درخواست مجدد آمنه بهرامی(قربانی اسید پاشی اصفهان) از مسئولان؛ کمک کنید راحت نفس بکشم بود.
رویدادها و اخبار کارگری در مهرماه نیز به سان ماههای گذشته پرشمار بود از جمله انها، مرگ ۱۳۷ کارگر تهرانی در حوادث کار در پنج ماه نخست سال، حسن رسول نژاد به زندان رفت، پنجاه کارگر کربنات سدیم اخراج شدند، تجمع کارگران اخراجی شرکت کشت و صنعت کارون در مقابل فرمانداری شوشتر، بازداشت یک فعال کارگری در تبریز و همچنین در این ماه ۱۱ گزارش مربوط به مرگ کارگران در محل کار بود.
در حوزه اصناف و حقوق صنفی هم این ماه خالی از حوادث نبود چنانکه رامین زندنیا عضو انجمن صنفی معلمان به همراه خانواده بازداشت شد، جمعآوری مانتوهای آستین کوتاه و جلو باز از بازار و همچنین برداشت از حقوق کارمندان به عنوان کمک به مردم یمن از برجسته ترین های این رسته بودند.
درزمینهٔ ی بهداشت و محیط زیست در این ماه گزارش های اندکی منتشر شد که غالب آنها با موضوع آلودگی هوا و محیط زیست در کشور بود که از جمله مهمترین آن هشت برابر حد مجاز؛ ریزگردها در آبادان و خرمشهر است.
توجه خاص به موارد نقض حقوق بشر
در این بخش سعی شده به گزارشهایی از نقض حقوق بشر در مهرماه که با حساسیت و توجه بیشتری از سوی افکار عمومی مواجه شدند، اشاره شود. بدیهی ست که این توجه بیشتر، الزاماً به معنی شاخصتر بودن این دسته از گزارشها به لحاظ حجم نقض حقوق بشر نیست.
از جمله گزارش ها با توجه خاص می توان به بازداشت مرتضی نعمت اللهی، از مسئولان شبکه جهانی مرجعیت،اسیدپاشی مرد افغانستانی به صورت همسرش در مشیریه، صدور قرار مجرمیت متهمان پرونده آزار معلولان دریک مرکز خصوصی، تبعید سه نفر از پرسنل بیمارستان خاتمالنبیاء ایرانشهر، آسیب دیدگی چهار نفر در اثر اسیدپاشی در شهرستان جلفا اشاره کرد.
همچنین اعدام فاطمه سالبهی را نیز باید در زمره پرتوجه ترین گزارش های مهرماه دانست
گزارشهای حقوق بشری، در سایهی کم توجهیآنچه در پی می آید گزارش اجمالی و ماهیانه وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره زمانی مهرماه ۹۴ است که به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه شده است، این گزارش با توجه به حجم محدود آن و نیز به دلیل عدم اجازه فعالیت گروه های مستقل مدافع حقوق بشر در ایران نمی تواند بازتاب دهنده کامل وضعیت حقوق بشر در ایران باشد.
لازم به یادآوری است بخش آمار این تشکل بصورت سالانه گزارش مفصل تر خود را از وضعیت حقوق بشر در ایران به اشکال آماری و تحلیلی منتشر می کند.
گزارش تفصیلی، آماری نقض حقوق بشر در مهرماه ۱۳۹۴
در مهر ماه سال ۱۳۹۴ نقض سامانمند حقوق بشر در ایران همچون گذشته ادامه داشت و این ماه با اعدام ۳۲ نفر در شهرهای اردبیل، شیراز، کرج، کازرون، بندرعباس، رشت، قزوین و یزد به پایان رسید.
از برجسته ترین گزارش های اعدام در این ماه باید به اجرا حکم اعدام سه متهم به محاربه در خیابان ارشاد کازرون در ملاء عام و اعدام ۶ زندانی در یزد اشاره کرد که اغلب این اعدام ها مخفیانه و بدون پوشش رسانه های دولتی انجام شد.
یکی از مورد توجهترین و بحثبرانگیزترین گزارشات در این زمینه، اعدام فاطمه سالبهی بود که در ۱۷ سالگی به اتهام قتل همسرش بازداشت شده و پس از رسیدن به سن بلوغ حکم قصاص وی علیرغم اعتراضات سازمان های داخلی و بین المللی اجرا شد، اعدام فاطمه سالبهی یکی از اولین موارد اجرای حکم اعدام کودکان بزهکار پس از اجرای قانون جدید مجازات اسلامی محسوب می شد و به نگرانی ها درباره ادامه اعدام کودکان بزهکار در ایران دامن زد.
در مهردماه ۱۳۹۴ در کنار تمام اعدام های صورت گرفته شاهد بخشش و نجات ۱۶ نفراز محکومین به قصاص بودیمکه نجات جان یک محکوم به اعدام با همیاری هنرمندان عرصه موسیقی و بخشش یک محکوم به اعدام پس از ۱۲ سال از جمله آنها بود.
این ماه همچنین با تداوم تعرض به حقوق اولیه اقلیتهای قومی و دینی در ایران همراه بود که بارزترین آنها، صدور شش ماه حبس برای یک فعال مدنی در آستارا، بازداشت یک فعال مدنی در مشکین شهر و همچنین بیش از چهارصدهزار کودک افغانی موفق به ثبت نام در مدرسه نشدند.
در رابطه با نقص حقوق شهروندان بهایی نیز همانند گذشته شاهد موارد متعدد تبعیض و آزار و اذیت بودیم، گزارشات سه شهروند بهایی در گرگان محاکمه شدند و آغاز محکومیت دو شهروند بهایی در یزد از جمله آنان بود.
یکی از بارزترین گزارشات تضییع حقوق بهاییان در رابطه با مصادره زمین های کشاورزی یک شهروند بهائی در سمنان بود.
در زمینه حقوق شهروند اهل سنت نیز گزارشاتی منتشر گردید از جمله، بازداشت مجدد ماموستا محمد برائی وبازداشت ۶ تن در استان گلستان بود.
درزمینهٔ حقوق کودکان نیز گزارش هایی منتشر شد که برجستهترین آنها عبارت بود از خرید قولنامهای دختر یک ساله در مشهد، هفتاد و پنج هزار کودک پشت در مدرسه ماندند ، مرگ دو کودک بر اثر برق گرفتگی.
درزمینه حقوق اولیه زنان در ایران همچنان در ماهی که گذشت قدم جدی برای تحقق شعار برابری جنسی از سوی دستگاه حاکمه برداشته نشد، زنان ایرانی همچنان شاهد نقض متعدد حقوق خود بودند، از پراهمیتترین گزارش های نقض حقوق بشر در حوزه حقوق زنان به نیلوفر اردلان همچنان به دنبال پاسپورت برای حضور در بازی های بین المللی،دستگیری یک خواننده و مدلینگ زن در استان البرز،رد صلاحیت دولت توسط یک نماینده مجلس در طرح موضوع اصلاح قانون خروج زنان از کشورو درخواست مجدد آمنه بهرامی(قربانی اسید پاشی اصفهان) از مسئولان؛ کمک کنید راحت نفس بکشم بود.
رویدادها و اخبار کارگری در مهرماه نیز به سان ماههای گذشته پرشمار بود از جمله انها، مرگ ۱۳۷ کارگر تهرانی در حوادث کار در پنج ماه نخست سال، حسن رسول نژاد به زندان رفت، پنجاه کارگر کربنات سدیم اخراج شدند، تجمع کارگران اخراجی شرکت کشت و صنعت کارون در مقابل فرمانداری شوشتر، بازداشت یک فعال کارگری در تبریز و همچنین در این ماه ۱۱ گزارش مربوط به مرگ کارگران در محل کار بود.
در حوزه اصناف و حقوق صنفی هم این ماه خالی از حوادث نبود چنانکه رامین زندنیا عضو انجمن صنفی معلمان به همراه خانواده بازداشت شد، جمعآوری مانتوهای آستین کوتاه و جلو باز از بازار و همچنین برداشت از حقوق کارمندان به عنوان کمک به مردم یمن از برجسته ترین های این رسته بودند.
درزمینهٔ ی بهداشت و محیط زیست در این ماه گزارش های اندکی منتشر شد که غالب آنها با موضوع آلودگی هوا و محیط زیست در کشور بود که از جمله مهمترین آن هشت برابر حد مجاز؛ ریزگردها در آبادان و خرمشهر است.
توجه خاص به موارد نقض حقوق بشر
در این بخش سعی شده به گزارشهایی از نقض حقوق بشر در مهرماه که با حساسیت و توجه بیشتری از سوی افکار عمومی مواجه شدند، اشاره شود. بدیهی ست که این توجه بیشتر، الزاماً به معنی شاخصتر بودن این دسته از گزارشها به لحاظ حجم نقض حقوق بشر نیست.
از جمله گزارش ها با توجه خاص می توان به بازداشت مرتضی نعمت اللهی، از مسئولان شبکه جهانی مرجعیت،اسیدپاشی مرد افغانستانی به صورت همسرش در مشیریه، صدور قرار مجرمیت متهمان پرونده آزار معلولان دریک مرکز خصوصی، تبعید سه نفر از پرسنل بیمارستان خاتمالنبیاء ایرانشهر، آسیب دیدگی چهار نفر در اثر اسیدپاشی در شهرستان جلفا اشاره کرد.
همچنین اعدام فاطمه سالبهی را نیز باید در زمره پرتوجه ترین گزارش های مهرماه دانست
گزارشهای حقوق بشری، در سایهی کم توجهی
در مقابل بخش قبل، بسیاری از گزارشهای حقوق بشری اساساً باکم توجهی و بعضاً بیتوجهی رسانهها و افراد فعال در شبکههای اجتماعی که به هر ترتیب تشکیلدهندهی قسمتی از افکار عمومی هستند، روبهرو شدند. گفتنی است این نوع کم توجهیهای بعضاً غیر تعمدی یا بعضاً تبعیضات هدفمند، زمینه بیشتری از تداوم و گسترش نقض حقوق بشر را فراهم میآورد.
- برای انتخاب مورد اول در این دسته باید به بیش از شش سال بلاتکلیفی هفت زندانی سنیمذهب اشاره کرد که علیرغم اهمیت با واکنش و حساسیت زیادی در افکار عمومی روبرو نشد. همچنین شش زندانی در کرج اعدام شدند، متهم به قتلی که با وجود رضایت اولیای دم باز هم در خطر اعدام است، اعدام ۶ زندانی در یزد، متهم به قتل، ۶۰ روز تا اعدام فاصله دارد / ۴۰۰ میلیون تومان تا آزادی نیز از دیگر گزارشاتی بود که در سایه کم توجهی از سوی افکار عمومی قرار گرفتند.
در مقابل بخش قبل، بسیاری از گزارشهای حقوق بشری اساساً باکم توجهی و بعضاً بیتوجهی رسانهها و افراد فعال در شبکههای اجتماعی که به هر ترتیب تشکیلدهندهی قسمتی از افکار عمومی هستند، روبهرو شدند. گفتنی است این نوع کم توجهیهای بعضاً غیر تعمدی یا بعضاً تبعیضات هدفمند، زمینه بیشتری از تداوم و گسترش نقض حقوق بشر را فراهم میآورد.
برای انتخاب مورد اول در این دسته باید به بیش از شش سال بلاتکلیفی هفت زندانی سنیمذهب اشاره کرد که علیرغم اهمیت با واکنش و حساسیت زیادی در افکار عمومی روبرو نشد. همچنین شش زندانی در کرج اعدام شدند، متهم به قتلی که با وجود رضایت اولیای دم باز هم در خطر اعدام است، اعدام ۶ زندانی در یزد، متهم به قتل، ۶۰ روز تا اعدام فاصله دارد / ۴۰۰ میلیون تومان تا آزادی نیز از دیگر گزارشاتی بود که در سایه کم توجهی از سوی افکار عمومی قرار گرفتند.
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی ومدنی
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، پیش تر در صبح روز یکشنبه ۱۲ مهر ماه ۱۳۹۴ نیروهای امنیتی با چهار خودروی متعلق به نهادهای امنیتی به حکم شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین با حضور در منزل «امین انواری رستمی» دانشجوی ترم ۶ مهندسی نرم افزار دانشگاه امیر کبیر (پلی تکنیک) پس از تفتیش منزل و ظبط اموال شخصی نامبرده را بازداشت کردند.
این فعال مدنی طی تماس تلفنی می بایست ظهر روز یکشنبه ۱۲ مهر ماه سال جاری در دادسرای اوین حاضر می شد.
«امین انواری رستمی» پیش تر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی «احمدزاده» به اتهام انتسابی حمایت از همجنسگریان”، “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبری”، “حمایت از خواننده شاهین نجفی” ،”توهین به مصباح یزدی و مقامات کشوری” و “حمایت از بهاییت” به دو سال و نیم حبس محکوم شد و حکم صادره پس از پیگیری های وکلا (امیرسالار داودی و خانم هاله موسویان) به ۵ سال حبس تعلیقی تبدیل شد.
«امین انواری رستمی» همچنین در ۹ دی ماه ۱۳۹۳در یک تماس تلفنی از سوی اداره اماکن نیروی انتظامی واقع در خیابان مطهری“جهت یک کار دفتری” احضار و پس از بازجویی بازداشت و به دادسرای ۱۳ اوین منتقل و با قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد شد.
مسوولین هیچگونه پاسخی را جهت وضعیت کنونی و محل دقیق نگهداری و همچنین علت بازداشت اخیر این فعال مدنی به خانواده ما اعلام نکرده اند.
همچنین از رسیدگی به پرونده بازداشت اخیر «امین انواری رستمی» و همچنین ملاقات «امیر سالار داودی» وکیل او در زندان از سوی مسوولین ممانعت به عمل آمده است.
مادر این فعال مدنی با جهت ملاقات با فرزند خود به دادسرای ۲ زندان اوین مراجعه کرده و بازپرس مربوطه پس از ممانعت با درخواست او، بیان نموده است “در صورت تعهد مبنی بر توقف شرکت در تجمعات اعتراضی و مصاحبه با رسانه های خبری و قبول سکوت و رسانه ای نکردن هیچگونه اخباری اجازه ملاقات را صادر می کند”.
«فرح بخشی» مادر «امین انواری رستمی» در جواب بازپرس اینگونه بیان کرده است که “با شناخت کامل از روند کار قوه قضاییه در احقاق حق فرزندم امین به هیچ عنوان درخواست شما را قبول نخواهم کرد و در جهت آزادی فرزندم و دیگر زندانیان در بند تا پای جانم خواهم ایستاد و می دانم قلب من مادر در قلب های امین می تبد.”
بازپرس شعبه ۲ دادسرای اوین پس از شنیدن جواب دستور ممانعت از ورود مادر این فعال مدنی جهت پیگیری وضعیت کنونی فرزندش به دادسرا را صادر کرده است
این فعال مدنی طی تماس تلفنی می بایست ظهر روز یکشنبه ۱۲ مهر ماه سال جاری در دادسرای اوین حاضر می شد.
«امین انواری رستمی» پیش تر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی «احمدزاده» به اتهام انتسابی حمایت از همجنسگریان”، “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبری”، “حمایت از خواننده شاهین نجفی” ،”توهین به مصباح یزدی و مقامات کشوری” و “حمایت از بهاییت” به دو سال و نیم حبس محکوم شد و حکم صادره پس از پیگیری های وکلا (امیرسالار داودی و خانم هاله موسویان) به ۵ سال حبس تعلیقی تبدیل شد.
«امین انواری رستمی» همچنین در ۹ دی ماه ۱۳۹۳در یک تماس تلفنی از سوی اداره اماکن نیروی انتظامی واقع در خیابان مطهری“جهت یک کار دفتری” احضار و پس از بازجویی بازداشت و به دادسرای ۱۳ اوین منتقل و با قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد شد.
مسوولین هیچگونه پاسخی را جهت وضعیت کنونی و محل دقیق نگهداری و همچنین علت بازداشت اخیر این فعال مدنی به خانواده ما اعلام نکرده اند.
همچنین از رسیدگی به پرونده بازداشت اخیر «امین انواری رستمی» و همچنین ملاقات «امیر سالار داودی» وکیل او در زندان از سوی مسوولین ممانعت به عمل آمده است.
مادر این فعال مدنی با جهت ملاقات با فرزند خود به دادسرای ۲ زندان اوین مراجعه کرده و بازپرس مربوطه پس از ممانعت با درخواست او، بیان نموده است “در صورت تعهد مبنی بر توقف شرکت در تجمعات اعتراضی و مصاحبه با رسانه های خبری و قبول سکوت و رسانه ای نکردن هیچگونه اخباری اجازه ملاقات را صادر می کند”.
«فرح بخشی» مادر «امین انواری رستمی» در جواب بازپرس اینگونه بیان کرده است که “با شناخت کامل از روند کار قوه قضاییه در احقاق حق فرزندم امین به هیچ عنوان درخواست شما را قبول نخواهم کرد و در جهت آزادی فرزندم و دیگر زندانیان در بند تا پای جانم خواهم ایستاد و می دانم قلب من مادر در قلب های امین می تبد.”
بازپرس شعبه ۲ دادسرای اوین پس از شنیدن جواب دستور ممانعت از ورود مادر این فعال مدنی جهت پیگیری وضعیت کنونی فرزندش به دادسرا را صادر کرده است
Saturday, October 24, 2015
30 مهر ماه 1391مصا د ف با اعدام انتقام جویانه عبد الباسط ریگی از زندانیان عقید تی و سیا سی اهل سنت بلوچ است
مطلب ذیل توسط برادر عبدالباسط نگاشته شده است: "برادر" واژه ای است که با شنیدنش بغض گلوی بسیاری پاره میشود، "برادر" کلمه ای است که اگر از زبان جگر سوخته ای بدر آید حلقه های بسیاری را برچشمان ناظران مینشاند، "بردار" کوهی است که وجودش زندگیت را بر جزیره آرزو ها میخکوب میکند. میخواهم امروز شما را بر سفره دل بنشانم و درد جگر سوخته ام را برای تان بازگو کنم بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران باشد که بدانند سبک بالان ساحل نشین حال چون مایان را. تقویم برای انسانها یاد آوریست که شاید خنده را بر لبها بنشاند یا که اشکها را از دریای پشت چشمش به سمت آبشار قدش سرازیر کند. من جزء ان دسته ام که مرور تقویم و تاریخ به تکرار، دریای پشت چشمم را مواج میکند و ساحل پلکهایم را خیس از آب شور جدایی. مهر و آبان از ان ماه هایی هستند که با نزدیک شدنشان قلبم به تپش در می آید، ۴ آبان و۳۰ مهر روزهایی هستند که کاخ آرزوهایم به تلی از خاک تبدیل گشت. عبدالباسط ریگی متولد ۴\۱۲\۶۳برادر ارشد من است جوانی که تعلق خاطرش به دین و علماء شهره خاص و عام بود و بدین جهت جایگاه ویژه ای بین هم سنُ سالان و دوستان خودش داشت و به نحوی پلی ارتباطی بود جهت نزدیک کردن دوستانش با علما، عبدالباسط از آن دسته از جوانان بود که چون موج به زبان حال میگویند --سکون ما عدم ماست-- او در کنار کسب و کار فعالیتهای اینترنتی منظم و هدف داری را پی گیری می کرد و گزارشهای مظالم و جنایت های حکومت را جمع آوری و برای سایتها و اشخاصی که به نحوی با خبرگزاری ها و یا اشخاص حقوق بشری در ارتباط بودند میفرستاد؛ تا اینکه سه مهر ماه ۱۳۸۹بعد از حادثه ی مسجد جامع زاهدان به همراه برادر کوچکتر خود عبدالوهاب ریگی بازداشت و به بی دادگاه وزارت اطلاعات منتقل میشود، در آنجا به مواردی متهم میشود که هیچ سنخیتی با اخلاق و رفتار او نداشت، اتهامهایی که حکم (ماموران) اعدام را برایش قطعی جلوه میدهند، و به نحوی او را در تنگنا قرار میدهند تا از این طریق بتوانند به ان چیزی که در ذهن دارند دست بیابند. آن ها قصد داشتندعبدالباسط را بازیگر آنچه کارگردانی کرده بودند قرار دهند اما نمیدانستند شاگردان مکتب حسین بن علی آزاد مردن را در قبال زیستن چون بردگان نخاهند فروخت. درسلول های تنگ و تاریک اتهام های تراشیدند و با چشمان بسته امضا و انگشت گرفتند سپس به زعم اینکه توانسته اند زمینه را برای ترساندن او فراهم کرده اند به او پیشنهاد میکنند "که هر آنچه ما میگوییم تایید کن تا تو را ازاد کنیم!" که از آن جمله شروطِ بازجویان، اعتراف بر علیه مولوی عبدالحمید و مسجد مکی و حوزه علمیه آن بود که این پیشنهاد با انکار صریح و شجاعانه عبدالباسط رد میشود. به همین جهت زیر شدیدترین شکنجه ها قرار میگیرد و به علت این مقاومت به مدت یک سال در سلولهای وزارت اطلاعات نگه داری می شود و در این مدت پیوسته این درخواست را برایش مطرح میکنند اما هر بار با مقاومت عبدالباسط روبرو می شوند تا اینکه بعد از یک سال نگاه داری در سلولهای وزارت اطلاعات زاهدان به همراه برادرش عبدالوهاب به زندان مرکزی زاهدان انتقال داده میشود اما با سپری شدن یک ماه بازداشت در زندان دوباره عبدالباسط به سلولهای وزارت منتقل میشود که بازگشت دوباره اش به وزارت حدود شش ماه به درازا میکشد و در این مدت بارها پیشنهاد مذکور از سوی مامورین تکرار میشود اما هر بار با سرسختی عبدالباسط روبرو میشوند. فشار و شکنجه بر عبدالباسط در مرحله دوم انتقالش به وزارت سخت تر میشود و شرایط برای عبدالباسط تا حدی دشوار می شود که دست به اعتصاب غذای مرگ میزند اما مامورین اصرار به شکستن اعتصاب عبدالباسط می ورزند و قرصهایی را با زور به خوردش می دهند اما عبدالباسط همچنان مقاومت میکند تا اینکه بر اثر ضعف و شکنجه، عبدالباسط توان راه رفتن خود را از دست میدهد و عملا برای مدتی فلج میشود، وضعیت اسفناک عبدالباسط توسط زندانی که از وزارت به زندان منتقل میشود به برادر و سایر زندانیان سیاسی بند پنج زندان مرکزی زاهدان اطلاع داده میشود. در این میان زندانیان بند پنج با عبدالوهاب عهد میبندند که مسولین را مجبور کنند برادرش عبدالباسط را به زندان منتقل کنند از این رو در اردیبهشت ماه نود و یک، زندانیان بند پنج ترتیب یک اعتصاب بزرگ را میدهند که در همین حادثه بخش پنج زندان به اتش کشیده میشود و کم کم این اعتصاب به تمام بخشها کشیده میشود و اکثر زندانیان به صورت جمعی دست به اعتصاب میزنند. وضعیت زندان تا به حدی پیچیده میشود که دادستان زاهدان (مرزیه) ساعت یازده شب مجبور به حضور در زندان میشود، زندانیان جهت پایان دادن به اعتصاب خود خواسته هایی را در مقابل مرزیه مطرح میکنند که یکی از ان خواسته انتقال عبدالباسط به زندان مرکزی است. که این درخواست بلافاصله توسط مرزیه مورد پذیرش قرار میگیرد و بدین صورت عبدالباسط با گذراندن جمعا یک سال و شش ماه در وزارت اطلاعات، به بخش سه زندان مرکزی انتقال داده میشود. اما بعد از سه روز برادر عبدالباسط، عبدالوهاب و کسانی ک اعتصاب را تدارک دیده بودند که از ان جمله....ایوب بهرام زیی.... به همراه هشتاد زندانی دیگر به شکل وحشیانه ای به قرنطینه ی زندان منتقل می شوند و بعد از یک ماه بی خبری خانواده هایشان از وضعیت آنها، هر کدام از این زندانیان از شهرهای دور از زاهدان با خانواده های خود تماس میگیرند و اطلاع میدهند که به شهرهای دیگری تبعید شده اند که از ان جمله عبدالوهاب برادر عبدالباسط به شهرقزوین تبعید میشود. عبدالباسط حدود پنج ماه دیگر را در بند سه زندان مرکزی زاهدان سپری میکند او در طول مدت چند ماهی که در بند سه زندانی می شود بی تفاوت نمی نشیند و در کنار به عهده گرفتن امامت نماز، بخش و تعلیم و تعلم قرآن به هم بندیان خود اخبارهای حقوق بشری را از زندان مخابره میکند و گوشه ای از مظلومیت خود و دیگر زندانیان سیاسی عقیدتی را فریاد میزند تا اینکه در تاریخ ۳۰ مهر 91، مصادف با انتقام گیری بیدادگاه های حکومت از حادثه انفجار مسجد امام حسین چابهار توسط گروه انصار،عبدالباسط ریگی به اتهام عدم ادای شهادت دروغ بر علیه شخصیتها و ارزشهای دینی مذهبی خود به چوبه دار آویخته می شود. و پس از یک سال و چهار روز از شهادتش عبدالوهاب به همراه ۷ تن دیگر از دوستانش که دو نفر در تبعید بودند شبانه به دار آویخته شدند. نکته اساسی در اعدام هر دو برادر مصادف شدنش با یکی از عملیات های گروه های مسلح بلوچ چون جیش العدل و ... بود و دقیقا مصادف و مقارن با این تاریخ ها چندین نفر از جوانان انتقام جویانه اعدام شدند که از میان آنها بار اول "عبدالباسط ریگی" و بار دوم که 16 نفر را یکجا انتقام جویانه اعدام کردند "عبدالوهاب ریگی" اعدام شدند. متاسفانه واقعه اول که عبدالباسط در آن اعدام شد هیچ گاه به اندازه کافی مساله اش رسانه ای نشد و دنیا از ظلمی که به صورت پنهان انجام شده و رسانه ها و فعالان حقوق بشر هم اطلاع زیادی از آن نیافتند بی اطلاع ماند. این چند صدر بخاطر 30 مهرماه و هنگامه اعدام مظلومانه فعالان مذهبی و خصوصا "عبدالباسط ریگی" نوشته شد تا بلکه بار دیگر یاد آنها در اذهانمان تداعی شده و برای جلوگیری از ظلمی که در مناطق اهل سنت و مرزی خصوصا در بلوچستان انجام می شود اقدام های حقوقی و درستی انجام دهیم.
Friday, October 23, 2015
مادر امین انواری دانشجوی زندانی تامین جانی نداریم هراتفاقی برای خانواد ه ام بیفتد مسولش سپاه است
مادر امین انواری، دانشجوی ۲۱ ساله ای که از روز ۱۲ مهرماه ۱۳۹۴ به اتهام نامشخصی بازداشت شده و تاکنون در بند ۲-الف سپاه پاسداران در زندان اوین به سر می برد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت نگران است فرزندش برای اعترافات اجباری با آزار و اذیت روحی مواجه باشد. او همچنین گفت فرزند کوچکش دو بار توسط مامورانی که در سر راه مدرسه او را به زور سوار ماشین کرده اند تهدید شده که اگر مادر با رسانه ها صحبت کند اتفاق بدی برایش خواهد افتاد. این دانشجوی زندانی تا کنون فقط سه بار تماس تلفنی کوتاهی با خانواده داشته و هنوز اتهام و دلیل بازداشت او مشخص نیست.
امین انواری، ۲۱ ساله، فعال مدنی و دانشجوی ترم هفت مهندسی نرم افزار دانشگاه امیر کبیر برای روز ۱۲ مهرماه به دادسرای زندان اوین احضار شده بود. با این حال در همان روز ماموران با ورود به خانه، او را دستگیر و به زندان اوین منتقل کردند. به گفته مادر این دانشجوی زندانی او از زمان بازداشت تاکنون حق ملاقات نداشته و در این مدت فقط سه بار تماس تلفنی کوتاه با خانواده اش داشته است.
امین انواری پیش از این در ۹ دی ماه ۱۳۹۳ بازداشت و همان روز با قرار کفالت ۳۰ میلیون تومانی آزاد شد. بعدتر او در تیرماه ۱۳۹۴ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی احمد زاده به اتهام “تبلیغ علیه نظام،” “توهین به رهبری” و “توهین به محمد تقی مصباح یزدی” (عضو مجلس خبرگان رهبری) به دو سال و شش ماه حبس که به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در آمد، محکوم شد. مبنای هر سه اتهامات او نوشته هایش در فیسبوک بوده است.
فرح بخشی به کمپین گفت: «روز چهارشنبه ماموران سپاه پسر دومم، آرمین را که ۱۷ سالش است و پیش دانشگاهی می رود، جلوی مدرسه به زور سوار ماشین کرده اند، به او کارت شناسایی شان را نشان داده اند و گفته اند اگر مادرت را خاموش نکنی برایت گران تمام می شود و همه تان را اذیت می کنیم. گفته اند مادرت را ساکت کن وگرنه ما محل کار پدرت را می دانیم، مدرسه تو را و خانه تان را، هر کاری بخواهیم می توانیم انجام دهیم. این دومین بار است که ماموران سپاه، آرمین، پسر کوچکم را تهدید می کنند. اولین بار چند ساعت پس از این بود که امین را دستگیر کردند. به او گفته بودند که امین باید بداند ما نشانی های شما را داریم و می توانیم هر لحظه هر کاری بخواهیم بکنیم.»
مادر امین انواری با اظهار نگرانی از این وضعیت به کمپین گفت: «ما تامین جانی نداریم. هر اتفاقی برای دو فرزندم، خودم و همسرم بیفتد مسولش سپاه است. اینها ما را تهدید می کنند که من اعتراض نکنم، مصاحبه نکنم، خب تو رو خدا بچه ام را آزاد کنید تا ساکت شوم. چاره ای ندارم جز مصاحبه و اعتراض. من حتی نمی دانم اتهام بچه ام چیست. مطمئن هستم با تهدید و اذیت ما، امین را در داخل زندان تحت فشار قرار می دهند که راضی به اعتراف اجباری شود. من مطمئنم دارند از طریق فشار بر ما از او اعتراف دروغین می گیرند.»
خانم بخشی در ادامه گفت: «من دیروز مثل هر روز دیگر به دادسرای اوین برای پیگری وضعیت امین رفتم. بازپرس آنجا به من گفت که بهت اجازه ملاقات می دهم اما باید تعهد بدهید که دیگر مصاحبه و تجمع نمی کنید. گفتم شما هم تعهد می دهید که بچه ام را آزاد کنید. گفت خیر. گفتم پس من هم ادامه می دهم. بعد بازپرس با فریاد من را از اتاقش بیرون کرد. یکبار پیش از این بازپرس گفته بود اگر مصاحبه نکنم وقت ملاقات می دهد من هم سکوت کردم اما در طی ده روز نه تنها ملاقاتی داده نشد بلکه پسرم حتی تماسی هم نگرفت. من نگران بودم، باید کاری می کردم، چه کاری جز اعتراض و مصاحبه مانده است برایم؟»
خانم بخشی در ادامه گفت:«بعد از ده روز سکوت، در تجمع اعتراضی خانواده های زندانیان در روز ۲۷ مهرماه شرکت کردم، همان روز وقتی من در تجمع بودم، امین به خانه زنگ زده و با پدرش صحبت کرده و گفته حالش خوب است و مشکلی ندارد. بعد هم سراغ من را گرفته و گفته به مادرم بگویید که با رسانه ها مصاحبه نکنند چون پرونده من با مشکل مواجه می شود. دارند بچه من را تهدید و اذیت می کنند و ما را وادار به سکوت.»
خانم فرح بخشی در مورد نحوه دستگیری فرزندش به کمپین گفت: «ابتدا شخصی روز ۸ مهرماه با گوشی همراه همسرم تماس گرفت و گفت باید پسرم روز ۱۲ مهرماه به دادسرای اوین برای آزاد شدن قرار کفالت ۳۰ میلیونی برود اما همان روز ده نفر مامور به خانه ما ریختند. به ما گفتند حکم تفتیش خانه را فقط به امین نشان می دهیم، یک کاغذ جلوی صورت بهت زده ام بچه ام گرفتند اما او حتی فرصت نکرد آن را بخواند چون سریع مامور کاغذ را در جیبش گذاشت. به ما هم نه کارت شناسایی نشان دادند، نه حکم تفتیش خانه و نه حتی حکم بازداشت امین را. همه خانه را تفتیش کردند و بعد او را به همراه وسایل شخصیش مثل کامپیوتر و لپ تاپش بردند.»
مادر امین انواری با اظهار نگرانی شدید از وضعیت سلامت فرزندش به کمپین گفت: «امین طی این مدت فقط سه بار به منزل تماس گرفته است. دو بار در حد چند ثانیه بود و فقط گفت که حالش خوب است. وقتی از او پرسیدم که کجایی؟ بند دو الف سپاه هستی ؟گفت به من گفتند نگویم و بعد تلفن قطع شد. بار سوم روز دوشنبه ۲۷ مهرماه پسرم تماس گرفته و با پدرش گفته حالش خوب است و هیچ مشکلی ندارد. گفته به مادرم بگوید مصاحبه نکند چون به من گفته اند پرونده ام با مشکل مواجه می شود.»
مادر این دانشجوی زندانی در مورد فعالیت های او به کمپین گفت: «هیچ کار خلافی نکرده جز اینکه هر سال در تابستان ما به یک سفر خارجی می رویم. امسال آخر شهریور ماه به ترکیه رفتیم در آنجا شنیدیم چند نفر از دوستانش دستگیر شده اند. من به او گفتم امین اگر مشکلی داری برنگرد. گفت من آخر هیچ کاری نکردم. می خوام برگردم درس بخوانم. من خواهشم از مسولان قضایی این است که با هر اعتراضی جوان ها را دستگیر نکنند، اتهام های بزرگ و حبس های زیاد ندهند. او باید الان سر کلاس و مشغول درس خواندن بود.
ما لک واقعی ایران خودرو کیست
آن سالها (اواخر دهه ۴۰ خورشیدی) که سفر به عربستان از سفر به آمریکا هم دشوارتر بود و “حاجی شدن” مثل این روزها مد نبود، او به خاطر اعتقادات مذهبی اش حاجی شده بود.
آقای مدیرعامل، عادت داشت گاهی به محوطه کارخانه سر می زد و کارها را از نزدیک سرک می کشید.
در یکی از همین بازدیدها، زمانی که سر ظهر در حیاط کارخانه قدم می زد، کارگری را دید که به جای حضور در بوفه، گوشه ای نشسته و مشغول خوردن “نان و پنیر و انگور" است.
نزدیک شد و علت این کار را از او پرسید:
- چرا بوفه نمی روی؟
کارگر گفت: غذای کارخانه 12 ریال است، نان و پنیر ارزانتر در میاد ! اینطوری چیزی هم برای خانواده ام جمع می کنم.
- چرا بوفه نمی روی؟
کارگر گفت: غذای کارخانه 12 ریال است، نان و پنیر ارزانتر در میاد ! اینطوری چیزی هم برای خانواده ام جمع می کنم.
مدیر با شنیدن این سخنان دچار بهت شده بود ! همیشه در مقابل کارمندانش و کسانی که از کار او امرار معاش می کردند، احساس مسوولیت می کرد. قبلا هم این احساس مسوولیت را ثابت کرده بود.
زمانی که دستور داد برای نخستین بار در تاریخ شرکتها و موسسه های خصوصی ایران، شرکت او برای همه کارمندانش خانه بسازد و با وام های بلند مدت در اختیارشان قرار دهد (مجتمع آپارتمانی معروف به ۱۶ دستگاه).
مدیرعامل در حالیکه سرش را به زیر انداخته بود، لبخندی زد و از کارگر دور شد.
از هفته بعد، به دستور مدیرعامل، غذای کارگران در کارخانه های وابسته به شرکت او، رایگان شد.
نام این مرد “حاج محمود خیامی” و شرکت او ایران ناسیونال سابق یا همان “ایران خودرو” بود.
احمد و محمود خیامی به همراه خواهرشان، کارگاه مونتاژ خودروی ایران را سال ۱۳۴۱ تاسیس کرده بودند.
زمانی که شرکت آنها با تشکیلات جدید و نام رسمی “ایران ناسیونال” در سال ۱۳۴۶ و با سرمایه ۴۰ میلیون تومان ثبت شد، تنها می توانست روزانه ۱۰ خودروی سبک و ۷ خودروی سنگین (اتوبوس و کامیون بنز) تولید کند.
هفت سال بعد، ایران خودرو با افتخار اعلام کرد که سرمایه شرکت در همین مدت کوتاه، بیش از ۱۲ برابر شده و ایران ناسیونال از نظر کیفیت و کمیت تولید، در ردیف بزرگترین خودروسازان آسیا قرار گرفته است.
پس از آن، در سال ۱۳۵۲، ایران ناسیونال اعلام کرد که خودکفایی در تولید قطعات یدکی را در راس برنامه هایش قرار داده است.
بدین ترتیب، در همین سال، شرکت های بلبرینگ، پیستون و ایدم تبریز، شرکت ریخته گری، شرکت رضای مشهد و… توسط این کمپانی تاسیس شد.
در همین سالها، حاج محمود خیامی با کمک گروهی دیگر از سرمایه داران ایران، بانک صنعت و معدن و فروشگاه های زنجیره ای کوروش را نیز بنیان نهاد.
سال ۱۳۵۶، ایران ناسیونال اعلام کرد که می خواهد “پیکان” را از خط تولیدش خارج کند و با شرکت پژو وارد شراکت جهانی شود و تولیداتش را به کشورهای دیگر صادر کند.
یکسال بعد، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و به حکم دادگاه های انقلاب (خلخالی) به عنوان یک سرمایه دار حاج محمود خیامی دستگیر شد، تمام اموال خصوصی او مصادره شد، کارخانه های او ملی شدند و بین بنیاد های مختلف تقسیم گرددیدند همه دارایی ها، از جمله حساب های بانکی اش مسدود شد و خیلی محترمانه از کشور اخراج شد.
اگر فکر می کنید به آخر داستان یکی از بزرگترین کار آفرینان خوش فکر ایرانی رسیده اید، باید بگویم که داستان تازه شروع شده است!
حاج محمود خیامی به دلیل سابقه خوبی که در همکاری با شرکت مرسدس بنز آلمان داشت، از این شرکت اعتبار گرفت و در خارج از ایران، کارش را به عنوان فروشنده از صفر آغاز کرد.
به دلیل نبوغ اقتصادی که داشت، این بار هم موفق شد و اکنون خانواده او، یکی از نمایندگی های فروش مرسدس در انگلیس و آمریکا را دارد.
حاج محمود اعتقاداتی داشت که آنها را تحت تاثیر پول و قدرت قرار نمی داد. برای همین، زمانی که تمام اموالش را از او گرفتند و از کشور اخراجش کردند، باز هم بر سر اعتقاداتش باقی ماند.
او با ثروتی که از فروش “مرسدس” در آمریکا به دست آورد، شروع به ساخت مدرسه در مناطق روستایی استان خود (خراسان) کرد و آنقدر به این کار ادامه داد تا به یکی از بزرگترین مدرسه سازان تاریخ کشور تبدیل شد.
خیامی در سالهای گذشته نه تنها ۱۱۰ مدرسه در روستاهای استان خراسان ساخته است، بلکه هشت مجموعه بزرگ آموزشی نیز در مشهد احداث کرده است.
خیامی ساخت هجده مجموعه کار و دانش را در استان خراسان به پایان رسانده که هجده میلیارد تومان هزینه دربرداشته است.
خیامی بخشی از ثروت خود در انگلستان را نیز صرف برگزاری همایش هایی برای گفتگو میان پیروان اسلام و مسیحیت کرده است و بخش دیگری از ثروت خیامی به خرید اشیای عتیقه ایرانی در حراجی های بین المللی اختصاص یافته و بالاخره او، اکنون یکی از یاری رسانان به برنامه های فرهنگی ایرانیان در خارج از کشور است.
و چه بسیار که بر سر سفره ای که او پهن کرده بود نشستند و هیچ از او نیاموختند و البته چه بسیار کسانی که حتی نان از سفره مردم ربودند..
Subscribe to:
Comments (Atom)