Monday, September 14, 2015

دردودل سارا حسینی

درد و دل سارا حسینی یکی از همراهان شهروندیار
در مورد اتفاقی که ممکنه برای خیلی از ماها عادی شده باشه
سلام من سارا حسینی هستم. یک اتفاقی برام افتاد که خیلی تو روحیه‌ام تاثیر گذاشته و مدام کارم گریه هست.
ساعت 10 شب پنجشنبه متاسفانه پیج کاری من رو در اینستاگرام هک کردند.
براش خیلی هزینه و زحمت کشیده بودم..حتی اینقدر هزینه ی تبلیغ می کردم که گاهی پول تو جیبم نمی موند از محل کارم تا خونه رو ماشین بگیرم..برای همین خیلی نا ارومی میکردم و بدترین مصیبتی بود که تا حالا تجربشو کردم.
تا اینکه بهم گفتند برو پلیس فتا اونجا 1 هفته ای رسیدگی میکنن..با اینکه به این موضوع شک داشتم ولی امروز صبح تصمیم گرفتم برم..مانتو گشاد و بلند وشلوار مشکی گشاد و کفش رو بسته مشکی ..موهامو از پشت بستم و شال مشکی سرم کردم موهامم پوشوندم ..رفتم دادسرا اونجا خانمی که مسئول رسیدگی به حجاب خانما هست جلوی منو گرفت و گفت موهات بیرونه و مانتوت نا مناسبه گفتم اولا من شئون اسلامی رو رعایت کردم ولی اگه فکر میکنی باز نامناسبه چادر بدین سرم کنم تا برم داخل..گفت چادر نداریم..مشکل خودته..گفتم خانم من الان برای طرح شکایتم اینجام نه مشکل حجابم اگه حجاب من مورد داره شما چرا موهات مشخصه..گفت به تو مربوط نیست.
منو برد اتاق سرهنگ..سرهنگ با بی احترامیه زیاد طوری که انگار مجرم روبروش ایستاده بود با نگاه تمسخر امیزی گفت به به اومدی مهمونی؟؟؟سر تا پای منو نگاه کرد و دید موردی پیدا نمیکنه گفت دستکش هم که نداری!!!!!! گفتم اقای سرهنگ این خانم خودشون که مسئول اینجاست موهاشون بیرون بود پشت در اتاق شما موهاشو داد داخل روسریشون..سرهنگ گفت به تو چه!!!لحنو میبینین؟؟به تو چه برو چادر سرت کن دستکش بپوش بیا ببینیم چی میگی و الا رسیدگی نمیکنیم.گفتم مگه شما نمیگید با بی حجابی مشکل دارین من حجابم اسلامیه یعنی با چادر اسلام حفظ میشه سرهنگ گفت مگه مشکل ما اسلامه مشکل ما اینه که شما قانون رو رعایت نکردید..گفتم وظیفه شما اینه که به مشکل من رسیدگی شه نه به حجابم همونطور که من حجابی که الان دارن و بر خلاف میل باطنی و عقایدم هست را به خاطر احترام به قانون شما رعایت کردم شما هم باید به شخصیتم احترام بزارید متاسفانه منو با بی احترامی بیرون کردند گفتن به سلامت؟گفتم اصلا شکایت نخواستم ولی پیگیر این بی احترامی میشم.
گفتن برو خانم از چه بهتر شکایت نکنی!!!اومدم پلیس فتا گفتم میخوام با مسئولتون صحبت کنم اجازه ندادند وارد بشم کنار در ورودی یکی از اونها سرگرد یا سروان من نمیدونم اونجا ایستاده بود گفت چیه؟
همه رو توضیح دادم ولی با گریه نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم بی احترامی که بهم شده بود برام قابل فهم نبود..جوابشون این بود خانم به ما مربوط نیست ..برین چادر سر کنید و دستکش ..گفتم اقای محترم پس به کی مربوطه..گفتن خانم برین بیرون ربطی به ما نداره..زنگ زدم صدا سیما که بیان از نزدیک حجابمو ببینن اگه واقعا غیر از اصول اخلاقی این اقایونه به من بگن واگر موردی در حجابم نبود این اوضاع نا بسامان برخورد مسئولین نظام با خانم ها در دادسراها و قوه قضایی کشور به گوش دیگران برسه ولی متاسفم برای خودم که یک زن هستم در کشورم، کشوری که این مسائل چیزی عادی و پیش پا افتادست که نیازی به باز تاب موضوع نمیبینن.
من زیر حرف زور نمیرم ..چادر سرم نمیکنم حتی اگه بخاطرش به شکایتم رسیدگی نکنن..متاسفم برای مردای جامعه ای که در ان زندگی میکنم که فقط تماشاچی این صحنه ها بودند فقط یکی از مردها صداشو شنیدم که گفت اقا مگه حجابش چشه و اون سرگرد یا سروان داد کشید که خفه شو و ان مرد خفه شد!!!
اسم مرد دارن ولی در برابر این برخوردها ترسو ترینن..اگه مردهای شجاعی داشتیم اوضاع امثال من بهتر از این بود..من به خاطر دزدیه پیج کاری رفته بودم ولی مجرم محسوب شدم.. این عکسمه خودتون قضاوت کنین

No comments:

Post a Comment