Wednesday, September 30, 2015

اوباما وظریف به هم دست دادن

«اوباما با ظریف به هم دست دادن. بعد عده‌ای راه افتادن که وااسلاما، وا رهبرا! که بیایید عزت ایران اسلامی خدشه‌دار شد. عزت ایران اسلامی سی و چند سال است که در «مشت گره‌کرده» و فحش دادن و پرچم آتش‌زدن خلاصه شده است. عزت ایران اسلامی! نتیجه‌اش بیست میلیون بی‌سواد و کم‌سواد طبق آمار رسمی جمهوری اسلامی است. عزت ایران اسلامی که سمبل آن مشت گره‌کرده است چند میلیون یورو اختلاس بابک زنجانی و اعداد شگفت‌انگیز دیگر اختلاس است که از کنار همین مشت‌های گره‌کرده به دست آمده است.
اقتدار ایران اسلامی همان جانبازی است که نان ندارد بخورد و می‌رود در خیابان چادر می‌زند. اقتدار ایران اسلامی همان زن بخت‌برگشته‌ای است که برای خرج زندگی مجبور است با چند نفر زائر خارجی در مشهد هم‌خوابه بشود. اقتدار ایران اسلامی کودکان شین‌آباد هستند که مدرسه‌شان وسایل گرمایی ندارد و هر سال آتش می‌گیرند و می‌سوزند.
اقتدار ایران اسلامی میلیون میلیون معتاد و کارتن‌خواب است. اقتدار ایران اسلامی! در سبد کالای مردمی است که هر روز کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شود. اقتدار ایران اسلامی اقتدار مردی است که همسرش را کتک می‌زند که اجازه نمی‌دهد همسرش سفر کند که اجازه نمی‌دهد زنان به ورزش‌گاه‌ها بروند. اقتدار ایران اسلامی گشت‌های ارشاد است… و این‌همه اقتدار در سایه‌ی همان مشت‌های گره‌کرده‌ی نزدیک به چهار دهه‌ی نظام جمهوری اسلامی است. الان بیش از دو دهه است که قرار است رابطه‌ی ایران و غرب بهبود پیدا کند. و هی می‌گویند که دست داد و دست نداد، سلام کرد و نکرد. راه رفت و نرفت و هنوز اندرخم پس‌کوچه هستیم.
حالا مجلس کار و بار خود را تعطیل کرده است تا تفحص کند ببینید ظریف دست داده است یا نه. و از ظریف می‌خواهند به جای انسان خروس باشد. آخر برادر من! آقایی که اجازه نمی‌دهی من به ورزش‌گاه بروم و مسافرت کنم چون ریش داری و مرد هستی، خب انسان با انسان دیگر دست می‌دهد و سلام و علیک می‌کند دیگر. در کدام باغ وحش بزرگ شده‌ای که هنوز دست‌دادن برایت تابو است. آخر کمی آدم باش.
عکس فتوشاپ می‌کنی که خون طرفدارنت را به جوش بیاوری؟ می‌خواهی به همراهانت ثابت کنی که ظریف مثل آدم با یک نفر دیگر که رئیس‌جمهور آمریکا باشد دست داده است؟ طرفدارانت با رفتار متمدانه خشمگین می‌شوند؟ عجب موجودی هستی تو

درد و دل و پرسش های یک هم میهن چرا نمیگیم مرگ بر عربستان



چطور می گیم مرگ بر اسراییل در حالیکه عراقی‌ها نزدیک یک میلیون ایرانی را کشته و معیوب کردند تو ۸ سال جنگ تحمیلی!!!
چرا میگیم مرگ بر اسراییل وقتی که عربستان تو سال ۶۷ نزدیک به ۵۰۰ زائر بیگناه ایرانی رو به خاک و خون کشیدند در مکه!!!
چرا می گیم مرگ بر اسراییل اونوقت عراقی‌ها به صورت گروهی به نوامیس ایرانیان تو جنگ تجاوز می کردند!!!
چرا میگیم مرگ بر اسراییل اونوقت که ایران تو جنگ با عراق فقط ۱۷۰۰ اسیر فلسطینی گرفته بود!!!
چرا میگیم مرگ بر اسراییل اونوقت که عرب‌ها به خلیج پارس می گن خلیج عرب!!! و اونوقت که اسراییل میگه خلیج پارس درسته،دیگه صداتون درنمیاد!!!
چرا مرگ بر اسراییل میگیم اونوقت که همین بشار الاسد به خلیج عربی رای داد!!!
وقتی که حسن نصرالله میگه ایران تمدن نداشت و عرب‌ها تمدن رو بردن ایران!!!!
بعید میدانم اسراییل تاکنون حتی ۴ ایرانی را کشته باشد!!! در حالیکه میلیونها ایرانی از زمان حمله عمر تا صدام به ایران،شهید شده اند.
اندیشیده ای؟!؟
همین فلسطینیا تو جنگ ایران و عراق به طرفداری از صدام با ایرانیان می جنگیدند
کاسه داغ تر از آش یعنی چی ؟
بزار برات بگم،....
کاسه داغ تر از آش یعنی اینکه ورزشکارای ما که یه عمر زحمت کشیدن،
تو مسابقاتی که میخوان نتیجشو بگیرن میخورن به یه حریف اسراییلی و در حمایت از مردم مظلوم فلسطین ،
آینده حرفه‌ای شون رو باطل میکنن و با حریف بازی نمیکنن و با اشک زمین رو ترک میکنن؛ اونوقت تو تیم ملی فلسطین تو جام ملت‌های آسیا ۵ تا بازیکن اسراییلی وجود داره !!!
بعدشم خود فلسطين با اسرائيل بازى دوستانه ميكنه
و از همه جالبتر اینه که تیم فوتبال فلسطین بازی دوستانه با تیم ملی مارو رد میکنه...!!!
کپی نکنین مردم خدای نکرده از جهالت در میان یه وقت..!!!!
در اخر مرگ بر سگستان سعودی زنده باد اسرایل که در جنگ با عراق سلاح به ایرانیان داد

در اعتراض به دست دادن ظریف با اوباما

یک نماینده مجلس ایران رئیس جمهور آمریکا را "کثیف‌ترین عنصر عالم" خواند و گفت، در اعتراض به دست دادن ظریف با اوباما بیانیه‌ای امضاء شده است. چند طلبه نیز در اعتراض به این مسئله با خانواده‌های‌شان مقابل مجلس چادر زده‌اند. دست دادن وزیر خارجه ایران با رئیس جمهور آمریکا در یکی از راهروهای مقر سازمان ملل متحد خشم اصول‌گرایان تندرو را برانگیخته و به واکنش‌هایی در داخل و بیرون از مجلس شورای اسلامی انجامیده است. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا چند نفر که "دانشجو یا طلبه" معرفی شده‌اند و برای اعتراض به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) جلوی مجلس تجمع کرده‌اند، دست دادن ظریف و اوباما را به موضوع‌های مورد اعتراض خود اضافه کرده‌اند. در تصویری که این خبرگزاری روز چهارشنبه (۸ مهر/ ۳۰ سپتامبر) منتشر کرد روی یکی از چادرهای معترضان پلاکارد دست‌نوشته‌ای با این مضمون به چشم می‌خورد: «ما آمریکا را زیر پا می‌گذاریم.» اوباما: گفتن "مرگ بر آمریکا" در ایران شغل ایجاد نمی‌کند خطای نابخشودنی به گزارش خبرگزاری مهر در ابتدای نشست علنی روز چهارشنبه مجلس، بهرام بیرانوند نماینده بروجرد "بدون اجازه از هیئت رئیسه و با صدای بلند" به دست دادن ظریف و اوباما اعتراض کرد و پس از آن عده‌ای شعار مرگ بر آمریکا سر دادند. علیرضا زاکانی، رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام به سایت خبری "تسنیم"، وابسته به سپاه پاسداران، گفت: «دست دادن آقای ظریف با اوباما مصداق بارزی از زمینه‌سازی عامدانه یا جاهلانه برای نفوذ سیاسی دشمن در شرایط پسابرجام و خطایی نابخشودنی است و مایه تأسف است». پیشتر مرضیه افخم سخنگوی وزارت خارجه گفته بود، دوشنبه (۶ مهر) پس از پایان سخنرانی حسن روحانی، رئیس‌جمهور در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، "وزیر خارجه ایران در حال خروج از سالن مجمع عمومی بود که به‌طور اتفاقی با باراک اوباما، رئیس جمهور و جان کری وزیر خارجه آمریکا، روبرو شد و با یکدیگر سلام و احوالپرسی کردند و دست دادند." دست دادن ظریف با اوباما نادیده‌گرفتن خط قرمز نظام است" «نظام دست نداده» زاکانی در واکنش به اتفاقی خواندن این برخورد گفته است: «این ادعا اولا در عرف بین‌الملل پذیرفتنی نیست و معمولاً چنین کارهایی با هماهنگی‌های دلالان سیاسی پشت پرده صورت می‌گیرد. ثانیاً "دیپلماسی اتفاقی" خود وهن همان دولتی است که با شعار تدبیر رأی مردم را کسب کرده و مدعی صداقت با مردم است». خبرگزاری فارس، از دیگر رسانه‌های سپاه پاسداران ظهر چهارشنبه به نقل از مجتبی رحماندوست، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس گزارش داد که نمایندگان در حال امضای بیانیه‌ای در اعتراض به دست دادن ظریف و اوباما هستند. رحماندوست گفت: «ذهنیت عمومی مجلس این اقدام وزیر امور خارجه را محکوم می‌کند و ارزش‌مداران عالم باید بدانند که ایران هیچگاه با آمریکا دست نمی‌دهد و این دست دادن به معنای دست دادن ایران با آمریکا نیست». عضو کمیسیون اجتماعی مجلس می‌گوید این دست دادن "از سوی نظام جمهوری اسلامی ایران" انجام نشده و مردم از دست دادن به "کثیف‌ترین عنصر عالم به نام اوباما" خشنود نیستند. ۲۳ ماه مذاکره مستقیم با آمریکا دست دادن وزیر خارجه با رئیس جمهور آمریکا در مطبوعات ایران نیز بازتاب گسترده‌ای داشته و به تیتر نخست برخی از روزنامه‌ها تبدیل شده است. روزنامه "وطن امروز" که مدیریت آن را حامی سابق محمود احمدی‌نژاد، مهرداد بذرپاش بر عهده دارد با چاپ کاریکاتوری از ظریف اقدام او را "دیپلماسی هپروتی" خوانده است. این روزنامه سلام و احوال‌پرسی اوباما و ظریف را بخشی از برنامه دولت حسن روحانی برای "شکل‌گیری یک زیرساخت ارتباط با آمریکا" عنوان کرد. برخی از روزنامه‌های نزدیک به دولت نیز در صفحه نخست خود به دست دادن ظریف و اوباما پرداخته‌اند. روزنامه "آرمان" این رویداد را "دیدار اتفاقی اما تاریخی" خوانده است. در حالی که روزنامه "بهار" در تائید رفتار ظریف دست دادن او با اوباما را "دیدار عزتمندانه" عنوان کرده، شماری از اصول‌گرایان تندروی مجلس به رئیس جمهور تذکر داده‌اند و قصد دارند وزیر خارجه را استیضاح کنند. دو سال پیش گفت‌وگوی کوتاه تلفنی روحانی با اوباما که نخستین تماس علنی مقام‌های ارشد دو کشور پس از انقلاب ۵۷ بود جنجال فراوانی برانگیخت، اما ۲۳ ماه مذاکره مستقیم دو کشور را در پی داشت.

Monday, September 28, 2015

باز هم مرگ خامنه ای خبر ساز شد

شاره‌ی جنجال‌برنگیز آقای خامنه‌ای در رابطه با احتمال مرگ وی، یک شوک رسانه‌ای را در ایران به وجود آورد.
به نقل از شبکه‌ی خبر ایران، رهبر جمهوری اسلامی ایران این روزها دو اشاره جنجالی به آینده داشته است؛ چندی پیش عنوان کرد که اسرائیل ۲۵ سال دیگر وجود نخواهد داشت و روز چهارشنبه از احتمال مرگ خود و یا دیگر مقامات در ۱۰ سال آینده سخن گفت.
اشاره عجیب و بی‌سابقه آیت‌الله خامنه‌ای به مرگ و احتمال عدم حضور او در زمان سر رسیدن تعهدات برجام، در وبسایت رسمی او موجود نیست اما تا عصر روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ماه در بخش‌های مختلف خبری صدا و سیما به آن اشاره می‌شد و تا آخرین ساعات این روز در وبسایت شبکه خبر قابل مشاهده بود.
طبق متنی که خبرگزاری صدا و سیما مخابره کرده، آقای خامنه‌ای در جمع فرماندهان سپاه گفته است: “دشمنان منتظرند که ملت و نظام خوابشان ببرد و ده سال دیگر که مثلاً بنده نباشم، اهدافشان را محقق کنند. اما ملت و مسئولان نمی‌گذارند امید شیطانی بیگانگان درباره به خواب رفتن ملت، در دل دشمن پا بگیرد.”
اما “پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری” و “دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای” دو وبسایت رسمی منعکس کننده مواضع رهبر جمهوری اسلامی، روایت دیگری ارائه داده‌اند: “آنها منتظرند که ملت و نظام خوابشان ببرد تا اهدافشان را محقق کنند اما ملت و مسئولان نمی‌گذارند امید شیطانی بیگانگان درباره‌ی به خواب رفتن ملت، در دل دشمن پا بگیرد.”
در این روایت هیچ اشاره‌ای به “ده سال” و احتمال نبود آقای خامنه‌ای نشده است. این متن عینا توسط خبرگزاری‌های داخلی ایران نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
با مراجعه به فایل صوتی سخنان آقای خامنه‌ای که توسط وبسایت رسمی او منتشر شده، جملات دیگری شنیده می‌شود که گویا مسئولان دفتر رهبری چندان مایل نبوده‌اند به متن رسمی راه پیدا کند. در این فایل صوتی شنیده می‌شود که آقای خامنه‌ای می‌گوید: “آنها نشسته‌اند منتظر که روزی ملت و نظام جمهوری اسلامی خوابشان ببرد؛ وعده می‌دهند که ۱۰ سال بعد، ایران، آن ایران نیست. نباید گذاشت این فکر، این امید شیطانی در دل دشمن پا بگیرد. باید آن چنان پایه‌های انقلاب و فکر انقلابی مستحکم باشد که با مردن و زنده بودن این و آن و زید و عمر تاثیری در حرکت انقلابی این کشور نگذارد.”
اشاره به بیماری و یا احتمال مرگ رهبر جمهوری اسلامی تا سال‌ها تابوی بزرگ رسانه‌ای در ایران بوده است؛ هرچند شایعات زیادی در این زمینه بین مردم رواج دارد. اما در شهریور ماه سال گذشته این رویه دچار تغییری بزرگ شد و بستری شدن آقای خامنه‌ای در بیمارستان مورد پوشش گسترده رسانه‌ای قرار گرفت. به نظر می‌رسد با وجود این تغییر، رویه رسمی درباره احتمال مرگ رهبر جمهوری اسلامی همچنان بی‌تغییر باقی مانده و نباید از آن در رسانه‌ها سخن گفته شود؛ هرچند که اشاره‌ای از زبان خود او بیان شده باشد.
پیشتر به بیماری پروستات و عمل جراحی وی اشاره شده بود اما بعد از عمل جراحی، وضعیت جسمی وی نرمال گزارش شده بود.
علی حسینی خامنه معروف به سید علی خامنه‌ای زاده‌ی ۲۴ تیر ۱۳۱۸، رهبر کنونی و دومین ولی فقیه در جمهوری اسلامی ایران است. او از مراجع تقلید شیعیان به شمار می‌رود.
وی سومین رئیس‌جمهور ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ در دو دوره‌ی پیاپی بود. او طبق قانون رئیس حکومت، فرمانده کل نیروهای مسلح، و برترین مقام کشور محسوب می‌شود.

شلیک ما موران پلیس به یک دانش ا موز در چاه بهار

يران شلیک مأموران پلیس باعث زخمی‌شدن یک دانش‌آموز در چابهار شد
یعقوب بندو، دانش‌‌آموز کلاس سوم ابتدایی در شهرستان چابهار استان سیستان و بلوچستان هنگام خروج از مدرسه به ضرب گلوله مأموران پلیس زخمی شد. مأموران پلیس هم‌زمان با تعطیلی مدارس و خروج دانش‌آموزان از مدرسه، به سمت یک خودروی مظنون به قاچاق گازوئیل شلیک کرده‌اند و به همین دلیل یعقوب بندو هنگام خروج از مدرسه از ناحیه دست راست به ضرب گلوله مأموران پلیس زخمی شده است.
این اتفاق روز یکشنبه پنجم مهر در روستای «رمین» چابهار رخ داده است.
به گفته شاهدان عینی، «مأموران پس از این واقعه محل را ترک کرده و پس از مراجعه مردم به کلانتری، منکر تیراندازی شده‌اند.»
دانش‌آموزی که به ضرب گلوله این مأموران زخمی شده، پس از اعزام به بیمارستان امام علی چابهار، مورد عمل جراحی و درمان قرار گرفته و حال کنونی وی «رضایت بخش» گزارش شده است.
«شلیک‌های بی‌ضابطه» مأموران انتظامی به سمت خودرو‌ها همواره یکی از انتقادهای فعالان مدنی، علما و معتمدان سیستان و بلوچستان بوده است.
اردیبهشت امسال نیز دو بلوچ در شهر «محمدان» واقع در شهرستان ایرانشهر به دلیل «قاچاق» گازوئیل با حمله مسلحانه مأموران پلیس مواجه شدند و خود و خودرویشان در آتش سوختند. به دنبال این رویداد اوضاع این منطقه ناآرام و متشنج شد.
نرخ بالای بیکاری در استان سیستان و بلوچستان یکی از مهم‌ترین دلایلی است که باعث افزایش قاچاق کالا در این استان شده است.پپپ 

Sunday, September 27, 2015

خا منه ای عر بستان از امت اسلا می عذر خواهی کند

 خامنه‌ای درباره حادثه منا گفت عربستان باید با عذرخواهی از "امت اسلام" مسئولیت خود را در این حادثه بپذیرد. عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان درخواست ظریف برای دیدار با او را رد کرد. روز یک‌شنبه پنج مهر (۲۷ سپتامبر) در ابتدای جلسه درس حوزوی خود درباره حادثه پیش‌آمده در مکه گفت: «دنیای اسلام سؤالات زیادی در این خصوص دارد و حکام عربستان به‌جای فرافکنی، باید با عذرخواهی از امت اسلامی و خانواده‌های داغدار، مسئولیت خود را در این حادثه سنگین بپذیرند و به لوازم آن عمل کنند.» به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، خامنه‌ای در سخنانش تاکید کرد که "این حادثه کوچکی نیست و نمی‌شود لحظه‌ای از آن غافل ماند". رهبر جمهوری اسلامی ایران همچنین تاکید کرد که "جهان اسلام" این مسئله را فراموش نمی‌کند و در پی یافتن پرسش‌های خود است. حسن روحانی رئیس‌جمهوری ایران نیز در دیدار با بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل درباره حادثه مکه گفت: «متاسفانه دولت عربستان همکاری لازم را برای رسیدگی به وضع مفقودین، انتقال اجساد و مجروحان انجام نمی‌دهد و ضروری است که دبیر کل سازمان ملل وظایف قانونی و انسانی دولت ریاض را در این زمینه متذکر شود.» علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران روز یک‌شنبه ۵ مهر در نطق پیش از دستور مجلس، سعودی‌ها را متهم به غفلت و سوءمدیریت کرد. لاریجانی با اشاره به گزارش وزیر کشور، وزیر ارشاد و معاون عربی آفریقایی وزیر خارجه در جلسه غیرعلنی مجلس گفت: «این گزارش نشان می‌داد دولت سعودی در این ماجرا مقصر واقعی است و در کار خود برای یک عمل عبادی مهم در عالم اسلام دچار غفلت و سوء‌مدیریت بوده است و متاسفانه همه ابعاد قضیه وقتی مطالعه می‌شود، نشان می‌دهد که در انجام این امر هم سهل‌انگاری داشتند و به موقع خدمات‌رسانی نکردند، یا به موقع خدمات‌رسانی بعد از حادثه نداشتند.» لاریجانی اظهارات بعدی مسئولان سعودی را مانند "نمک پاشیدن روی زخم" دانست و گفت "دولت سعودی باید تنبه پیدا کند". رئیس مجلس شورای اسلامی اظهار کرد که بعد از حادثه مکه هیأتی از طرف رهبر جمهوری اسلامی ایران برای شناسایی کشته‌شدگان با مسئولان عربستان تماس گرفته‌اند اما آنها همکاری نکرده‌اند. او این رفتار سعودی‌ها را "عناد" دانسته است. علی لاریجانی تاکید کرده که این رفتارها از ذهن مردم ایران و مسلمانان پاک نخواهد شد. وزیر خارجه عربستان اما با رد تمامی این اتهامات از مقامات ایرانی خواسته تا از حادثه پیش‌آمده "استفاده سیاسی" نکنند. کوتاهی در صدور روادید برای هیأت ایرانی حسین امیرعبداللهیان، معاون عربی و آفریقای وزارت امور خارجه ایران در یک گفت‌وگوی تلویزیونی اظهار داشت که مسئولان سعودی در صدور روادید برای هیأت ایرانی به سرپرستی وزیر ارشاد تعلل کرد‌ه‌اند. به گفته معاون وزارت امور خارجه، کاردار سفارت عربستان در تهران تا کنون سه بار در رابطه با این موضوع احضار شده و به او گوشزد شده که کوتاهی در این مسئله پذیرفته نیست و صدور ویزا برای هیأت ایرانی باید در سریع‌ترین زمان ممکن صورت پذیرد. تیمی به سرپرستی علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای بررسی ابعاد حادثه مکه قصد سفر به عربستان را دارند اما هنوز برای آنها ویزا صادر نشده است. معاون وزارت امور خارجه گفته است: «مسئولان سعودی به جای فرافکنی و توجیهات بی اساس، شجاعانه مسئولیت این حادثه را بپذیرند و به عنوان اقدامی انسانی و اسلامی همه تلاش خود را برای شناسایی مفقودان و مجروحان و انتقال آنان به کشور بکار گیرند.» به گفته امیر عبداللهیان، سفیر سابق ایران در لبنان و دو تن از مدیران ارشد وزارت خارجه جزو مفقودشدگان حادثه منا هستند. همچنین یکی از مدیران ارشد امور خارجه نیز در این حادثه کشته شده است. رد درخواست دیدار ظریف از سوی وزیر خارجه عربستان مسئولان عربستان سعودی همچنان از صدور ویزا برای هیأت ایرانی به سرپرستی وزیر ارشاد خودداری می‌کنند. برای روشن شدن علت این موضوع، محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران که در نیویورک به سر می‌برد، تقاضای دیدار با همتای عربستانی خود را مطرح کرده است. علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن اعلام این خبر به خبرگزاری مهر گفته که درخواست ظریف با "سردی و عدم موافقت این مقام سعودی مواجه شده است". جنتی با تاکید بر اینکه رفتارهای مقامات سعودی حاکی از آن است که عمدا اجازه ورود به مقامات ایرانی به عربستان را نمی دهند، افزود: «با این حال ممکن است تنها سید حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت و درمان کشور تنها برای اقدامات پزشکی اجازه ورود به عربستان را داشته باشد. ظاهرا با حضور وزیر بهداشت در عربستان موافقت کرده‌اند». وزیر ارشاد البته تاکید کرده که او و هیأت همراهش تلاش خود را برای گرفتن ویزا و سفر به عربستان ادامه خواهند داد. مقامات عربستان پیشتر اعلام کرده بودند که علت بروز حادثه منا تغییر مسیر زائران ایرانی بوده و آنها بر خلاف جهت بقیه زائران حرکت می‌کرده‌اند و به همین دلیل این حادثه پیش آمده است. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اما این موضوع را رد کرد و گفت: «این شایعه را عربستان می‌سازد، به نمایندگان هم توضیح دادم که چند مسیر به جمرات منتهی می‌شود اما سعودی‌ها همه مسیرها را جز یک مسیر بسته بودند و در این مسیر نیز به دلیل جمعیت زیاد و فشار، زوار زیر دست و پا افتادند و بسیاری به دلیل تنگی نفس کشته شدند.» تعداد کشته‌های ایرانی به ۱۵۵ نفر رسید حمید محمدی، معاون امور حج سازمان حج و زیارت تعداد ایرانیان کشته‌شده در حادثه منا را تا ظهر روز یک‌شنبه پنج مهر ۱۵۵ نفر اعلام کرد. به گفته او ۱۰۳ ایرانی مجروح نیز در بیمارستان به سر می‌برند و ۳۲۱ نفر مفقود شده‌اند. بسیج دانشجویی دانشگاه‌های سراسر ایران اعلام کرده بود که روز یک‌شنبه پنجم مهر تجمعی اعتراضی را در برابر سفارت عربستان در تهران برگزار خواهد کرد. این تجمع اما به دلیل عدم کسب مجوز از سوی وزارت کشور برگزار نشد. وزیر کشور در توضیح دلیل عدم صدور مجوز برای این تجمع گفته است: «برای خروج حجاج و بازگرداندن پیکر مطهر کشته شدگان حادثه منا به آرامش نیاز داریم.» روز پنجشنبه (۲ مهر/ ۲۴ سپتامبر) هم‌زمان با روز عید قربان و هنگام حرکت زائران برای "رمی جمرات" در منا ازدحام و تنش ناگهانی در یکی از چهارراه‌ها موجب ایجاد سراسیمگی در میان جمعیت انبوه شد و شمار زیادی از زائران زیر دست‌وپا ماندند. به گفته مقامات عربستان تا کنون در جریان این حادثه ۷۶۹ نفر کشته شده‌اند که ۱۵۵ نفر آنها ایرانی بودند (بیشترین تعداد کشته‌شدگان) همچنین به گفته مقامات ایرانی ۳۲۱ ایرانی تا کنون مفقود هستند

امار قر بانیان ایرانی حادثه منا در عربستان سعودی

در تازه‌ترین آمار از قربانیان ایرانی حادثه منا در عربستان سعودی، رئیس سازمان حج ایران روز یک‌شنبه تعداد آنها را ۱۵۵ نفر اعلام کرد. تعداد مفقودان ایرانی این حادثه نیز ۳۲۱ نفر اعلام شده و این می‌تواند نشانه احتمال افزایش این قربانیان باشد. خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا، روز یک‌شنبه بعدازظهر به نقل از سعید اوحدی، رئیس سازمان حج و زیارت ایران، تازه‌ترین آمار از قربانیان ایرانی در حادثه منا را ۱۵۵ نفر اعلام کرد. این آمار ساعاتی پیشتر در صبح روز یک‌شنبه ۱۴۴ نفر اعلام شده بود. به گفته‌ آقای اوحدی، تعداد ایرانی‌های مفقودشده در این حادثه نیز ۳۲۱ نفر بوده است. اما در همین روز علی جنتی، وزیر ارشاد در دولت حسن روحانی، این گمانه را مطرح کرد که احتمالا «۷۰ یا ۸۰ درصد» ایرانی‌های مفقودشده جزء جان‌باختگان این حادثه هستند. با این حساب احتمال افزایش قربانیان ایرانی حادثه منا به بالای ۳۰۰ نفر نیز هست. آقای جنتی در کنار علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، روز یک‌شنبه بار دیگر زبان به انتقاد از دولت عربستان سعودی گشود و به خیل مقاماتی در جمهوری اسلامی پیوست که از روز پنج‌شنبه که حادثه منا رخ داد تاکنون بارها از عربستان انتقاد کرده‌اند. علی جنتی روز یک‌شنبه حادثه منا را «اوج بی‌کفایتی آل سعود» توصیف کرد و علی شمخانی در همین زمینه گفت: «ناکارآمدی دولت سعودی فاجعه سنگینی را برای جهان اسلام رقم زد.» حسن روحانی، رئیس جمهوری، و مقامات دولت ایران دولت عربستان سعودی را متهم کرده‌اند که برای رسیدگی به وضع مفقودین، انتقال اجساد و مجروحان «همکاری لازم» را ندارد. در همین حال هیئت دولت ایران در روز جمعه در جلسه فوق‌العاده خود برای بررسی حادثه «رمی جمرات» در منا که روز پنج‌شنبه هفته گذشته رخ داد تصویب کرد که وزیر ارشاد به عنوان نماینده دولت به عربستان سعودی اعزام شود. با این حال حسن قشقاوی، معاون وزیر خارجه، شامگاه روز شنبه گذشته خبر داد که دولت عربستان سعودی هنوز برای هیئت ویژه جمهوری اسلامی ویزا صادر نکرده است. اما خبرگزاری ایرنا روز یک‌شنبه بار دیگر آمار کل قربانیان حادثه منا را بیش از دو هزار نفر اعلام کرده است. این در حالی است که مقامات سعودی از روز دوم پس از حادثه آمار این قربانیان را ۷۱۷ نفر اعلام کرده و هم‌چنان بر آن پافشاری می‌کنند. حادثه منا که در روز عید قربان، پنج‌شنبه، دوم مهرماه، رخ داد دومین حادثه عمده برای زائران مراسم حج است که ظرف کمتر از دو هفته در عربستان سعودی رخ می‌دهد. روز ۲۰ شهریور نیز در جریان سقوط یک دستگاه جرثقیل در مسجدالحرام مکه ۱۰۷ نفر کشته و ده‌ها نفر زخمی شدند. ۱۱ نفر از این تعداد ایرانی بودند.

Saturday, September 19, 2015

ضرب وشتم مالباختگا ن مو سسه میزان در مشهد

ضرب و شتم مالباختگان موسسه میزان در مشهد توسط نیروی سرکوبگر انتظامی
به گزارش خبرگزاری قاصدان آزادی روز یکشنبه ٢٢ شهریور ١٣٩٤ صدها نفر از مالباختگان موسسه ی میزان شهر مشهد روبروی ساختمان اصلی این موسسه دست به یک تجمع اعتراضی زدند که با دخالت مزدوران نیروی انتظامی، به خشونت کشیده شد.
مالباختگان در این تجمع اعتراضی شعار میدادند دولت تدبیر وامید این همه دزدی را ندید؟!
نیروی انتظامی به کمک نیروهای یگان ویژه نیز پس از تذکر به معترضین جهت پراکنده شدن با مردم درگیر شده که چندین نفر را بازداشت و عده ای را مجروح کرده است.
فردی با در دست داشتن بنزین قصد خودسوزی را در این جمع داشته که با دخالت پلیس و مردم موفق به این کار نشده است. مردم معترض در یکی از پلاکاردهای خود قوه قضاییه را برای حمایت از میزان درچند سال گذشته و بی اعتنایی به مطالبات مردم از این موسسه در حال حاضر و در وضعیت برشکستگی آن به چالش کشیده بودند. موسسه ی میزان با تکیه بر نام سیستم قضایی اعتماد مردم را جلب کرده بود و هم اکنون برخی از مدیران این موسسه پشت میله های زندان هستند.
همچنین جمعی از تجمع کنندگان معترض به کلاهبرداری موسسه میزان، قصد دارند با تجمع در ورودی های حرم رضوی، توجه زائران را به اعتراض خود جلب کرده و ابعاد تازه ای به اعتراض خود دهند.
در حالی که زمان سه ماهه ی مقرر شده از سوی فرمانداری به پایان رسیده و وعده ی بازپرداخت مطالبات این مالباختگان به هیچ وجه محقق نشده است، بار دیگر کریمی معاون سیاسی امنیتی فرماندار مشهد در جمع معترضین حاضر شده و با درخواست پراکنده شدن آنها قول قطعی داد که تا چند ساعت آینده خبرهای خوشی در راه است .
موسسه مالی و اعتباری میزان حوزه فعالیتش با بیش از ۸۰ شعبه عمدتا در استان‌های خراسان رضوی، جنوبی و شمالی متمرکز بود،
اعضای هیات مدیره این بنگاه اقتصادی بازداشت و پس از آن کل این موسسه منحل اعلام شد. کل بدهی این موسسه کمی کمتر از رقم اختلاس سه هزار میلیارد تومانی است، رقمی در حدود دو هزار و هشتصد میلیارد تومان.

Monday, September 14, 2015

وضعیت مدارس و سیستم اموزشی در استان سیستان و بلوچستان

سیستان و بلوچستان در حالی به سمت صنعتی شدن حرکت می‌کند که پایین‌ترین نرخ باسوادی را در کشور دارد، می‌طلبد مسئولان و سرمایه‌گذاران بومی و ملی علاوه بر بخش عمرانی، در زمینه توسعه فضاهای آموزشی نیز سیستان و بلوچستان را حمایت کنند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از فارس، بیشترین آمار بیسوادی کشور در استان سیستان و بلوچستان و به ویژه در جنوب این استان وجود دارد، کمبود فضاهای آموزشی و نبود مدارس مناسب نیز به این معضل در جنوب سیستان و بلوچستان دامن زده است.
در حال حاضر در شهرستان فنوج ۳۶ مدرسه، بنت ۵۴ مدرسه، بزمان ۱۱ مدرسه، ایرانشهر ۱۲۰ مدرسه، سرباز ۸۵ مدرسه، راسک ۹۳ مدرسه و در چابهار کمبود ۹۹ مدرسه محسوس است.
به گفته مسئولان در جنوب سیستان و بلوچستان ۳۳۱ مدرسه فاقد برق و ۴۲۸ مدرسه فاقد آب شرب و ۹۷۸ مدرسه فاقد دیوارکشی است.
فرماندار نیکشهر اظهار کرد: “در حال حاضر ۱۹۴ مدرسه و ۶۴۹ کلاس درس در شهرستان نیکشهر وجود دارد که پنج مدرسه کپری و خشت و گلی است”.
صاحبگل صالحی افزود: “در مجموع در شهرستان نیکشهر ۴۷ مدرسه و ۱۶۷ کلاس درس در نیکشهر مورد نیاز است”.
وی خواستار راه‌اندازی شعبه دبیرستان شبانه‌روزی دانشگاه دریانوردی چابهار در این شهرستان شد.
“ضعیف‌ترین سیستم آموزشی کشور در چابهار”
فرماندار ویژه چابهار نیز با بیان اینکه در زمینه کمبود مدارس در جنوب سیستان و بلوچستان، شهرستان چابهار بدترین وضعیت را دارد، اظهار کرد: “در شهرستان چابهار ۸۱ درصد کمبود مدرسه داریم”.
احمدعلی موهبتی کمبود فضاهای آموزشی و پایین بودن نرخ باسوادی و حاشیه‌نشینی را از مهم‌ترین معضلات و مشکلات شهرستان چابهار عنوان کرد و گفت: “این شهرستان ضعیف‌ترین سیستم آموزشی کشور را دارد که قطعا برای ارتقا آن نیازمند حمایت و همکاری بیشتر خیرین در زمینه‌های مختلف هستیم”.
“نرخ باسوادی در جنوب سیستان و بلوچستان ۶۰ درصد است”
مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان در این زمینه اظهار کرد: “بر اساس سرشماری سال ۹۰، بیش از ۵۳ درصد از جمعیت دانش‌آموزی سیستان و بلوچستان در جنوب این استان قرار دارند”.
این مسئول با بیان اینکه ۶۱ درصد مدارس این استان نیز در منطقه جنوب قرار دارد، گفت: “با وجود اینکه تعداد مدرسه بیشتری در جنوب سیستان و بلوچستان دایر شده اما به دلیل پراکندگی جمعیت همچنان تعداد مدارس در این منطقه باید افزایش یابد”.
علیرضا نخعی از فعالیت ۵۱ درصد از معلمان در جنوب سیستان و بلوچستان خبر داد و گفت: “۵۴ درصد کلاس‌های درس نیز در جنوب این استان دایر است”.
مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان شاخص باسوادی را در کشور ۹۲.۵ عنوان  کرده و گفت: “در سیستان و بلوچستان این رقم ۸۱.۵ درصد است”.
وی بیان کرد: “نرخ باسوادی در جنوب سیستان و بلوچستان ۶۰ درصد است یعنی ۴۰ درصد از جمعیت زیر ۵۰ سال در این منطقه بیسواد هستند که این جای تامل دارد”.
نخعی ادامه داد: “سال گذشته در چارت برنامه شتاب بخشی استان، ۳۹ هزار و ۱۷۳ نفر بیسواد جذب کلاس‌های سوادآموزی شده‌اند، امسال نیز باسوادی ۶۰ هزار نفر را در برنامه داریم که قرار است طی سه سال بیسوادی در سیستان و بلوچستان به حداقل کاهش پیدا کند”.
وی با بیان اینکه میزان بیسوادی در جنوب سیستان و بلوچستان بیشتر است، در زمینه پوشش تحصیلی پیش دبستانی در سال گذشته گفت: “سال گذشته بیشترین ریزش را در پایه اول در کل مقطع ابتدایی داشته‌ایم”.
مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان تعداد بازماندگان از تحصیل شناسایی شده را در سیستان و بلوچستان ۳۶ هزار و ۲۶۵ نفر عنوان کرد و افزود: “۲۰ هزار و ۶۸۴ نفر از این تعداد در جنوب سیستان و بلوچستان ساکن هستند”.
“اجرای پروژه عدالت آموزشی در سیستان و بلوچستان”
این مسئول از اجرای پروژه عدالت آموزشی در سیستان و بلوچستان در سال‌جاری خبر داد و گفت: “با این هدف به پنج شیوه کودکان بازمانده از تحصیل را در مدت دو سال در جنوب سیستان و بلوچستان سر کلاس درس خواهیم آورد”.
در مرحله نخست ۹ هزار و ۴۰۳ کودک، در مرحله دوم ۱۱ هزار و ۲۸۲ کودک بازمانده از تحصیل در جنوب سیستان و بلوچستان جذب کلاس‌های درس خواهند شد.
وی خاطرنشان کرد: “علاوه بر منابع آموزش و پرورش ۵۵ میلیارد و ۹۹۵ میلیون ریال برای جذب کودکان بازمانده از تحصیل در مرحله نخست و بیش از ۵۷ میلیارد ریال نیز در مرحله دوم مورد نیاز است که مسئولان مربوطه برای تامین این ارقام قول مساعد داده‌اند”.
نخعی افزود: “در حال حاضر ۲۲ هزار و ۲۶۶ کودک در دوره متوسطه اول سر کلاس درس حضور ندارند که از این رقم ۱۲ هزار نفر در جنوب سیستان و بلوچستان ساکن هستند که ۵ هزار نفر از اواسط مهر و بیش از ۶ هزار نفر به طرق مختلف سر کلاس درس حاضر خواهند شد و در این میان از ظرفیت شبانه‌روزی‌ها و آموزش از راه دور نیز بیش از پیش استفاده خواهیم کرد”.
مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان گفت: “۳۷ هزار و ۷۰۴ نفر بازماندگان از تحصیل در مقطع متوسطه دوم هستند که ۲۰ هزار و ۵۹۸ نفر در جنوب استان حضور دارند”.
این مسئول  کل رقم اعتباری مورد نیاز برای جذب بازماندگان از تحصیل را در سه مقطع متوسطه،  ۱۷۵ میلیارد و ۳۱۵میلیون ریال برای سال تحصیلی جدید عنوان کرد.
جمع‌آوری ۲۱ مدرسه کپری تا چند ماه آینده
وی تاکید کرد: “آموزش و پرورش در سیستان و بلوچستان در حق رشته ریاضی ظلم کرده است به‌گونه‌ای که نسبت آموزش ریاضی  در کشور ۲۳.۵ درصد و در این استان ۶.۷۵ درصد و در جنوب سیستان و بلوچستان این مشکل جدی است که بنا داریم ضمن عذرخواهی از مردم این خلأ را پر کرده و حق رشته ریاضی را ادا کنیم”.
نخعی بیان کرد: “با توجه به اینکه نیاز امروز کشور به رشته ریاضی است دیگر در رشته تجربی و علوم انسانی بیش از سقف آنها کلاس نداریم و باید در رشته ریاضی ثبت نام کنند”.
وی ادامه داد: “در جنوب سیستان و بلوچستان از نظر نیروی انسانی به ویژه در رشته ریاضی با چالش بزرگی رو به رو هستیم که باید تدبیر ویژه صورت بگیرد، البته در سهمیه استخدام حدود هزار نفر سهمیه سیستان و بلوچستان ۷۵ درصد مربوط به جنوب استان و عمده آنها در رشته علوم پایه بوده و سهمیه خرید خدمت را نیز نسبت به سال گذشته به دو برابر افزایش داده‌ایم”.
مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان از وجود ۲۸۵ مدرسه خشتی و گلی در این استان خبر داد و گفت: “۴۷ مدرسه کپری نیز در این منطقه وجود دارد که ۱۱ مورد از آنها بلااستفاده بوده و تا چند ماه آینده نیز ۲۱ مدرسه کپری جمع‌آوری می‌شود”.
“لزوم استفاده تقویت طرح روستا مرکزی در جنوب سیستان و بلوچستان”
نماینده مردم چابهار در مجلس شورای اسلامی نیز در این زمینه اظهار کرد: “همه مسئولان باید نسبت به برطرف کردن مشکلات نقاط محروم سیستان و بلوچستان عزم و اراده جدی داشته باشند”.
یعقوب جدگال افزود: “آموزش و پرورش سنگ بنای جامعه است لذا ضروری است که علما، روحانیون و همه اقشار مردم برای جذب  بازماندگان از تحصیل پای کار آمده و با آموزش و پرورش برای توسعه علم و دانش در این منطقه همکاری کنند”.
وی با بیان اینکه باید مشکل کمبود نیروی آموزشی در جنوب سیستان و بلوچستان تدبیر شود، گفت: “در حال حاضر که با کمبود مدارس و کلاس‌های درس مواجه هستیم باید از ظرفیت شبانه‌روزی‌ها بیشتر استفاده کرده و طرح روستا مرکزی را در اولویت قرار دهیم”.
“لزوم تأمین آب و برق تمامی مدارس سیستان و بلوچستان”
استاندار سیستان و بلوچستان با بیان اینکه اولویت مدرسه‌سازی باید در نقاط محروم باشد‌، گفت: “باید تمام سرمایه‌های اجتماعی را به پای این موضوع مهم بریزی”.
علی اوسط‌هاشمی اظهار کرد:‌ “باید تمام سرمایه‌های اجتماعی را به پای این موضوع مهم بریزیم و مدرسه‌سازی را در نقاط محروم اولویت‌گذاری کنیم.باید بیگانگی خود را با مردم دور بریزیم و زمینه را برای حضور مردم در صحنه فراهم کنیم”.
هاشمی بر فعال کردن خیرین مدرسه‌ساز در همه شهرها، بخش‌ها و روستاها تأکید کرد و افزود: “همه کسانی که باسواد هستند نسبت به افراد بیسواد مسئول هستند و باید زمینه جذب آنها به سمت مدرسه و کسب علم و دانش را فراهم سازند، شورای آموزش و پرورش در این زمینه رسالت سنگینی به دوش دارد و باید برای ارتقای نرخ باسوادی در استان تلاش کند”.
وی گفت:‌ “برای رسیدن به توسعه باید مدرسه و معلم را هدف قرار دهیم، تا زمانی که در شهرستان‌ها بیسوادی وجود دارد نباید مسئولان بی‌تفاوت از کنار این موضوع گذر کنند”.
این مسئول افزود: “باید هر شهرستان برای جذب افراد بازمانده از تحصیل خود برنامه‌ریزی کند، باید رشته علوم پایه در تمامی شهرستان‌ها فعال شود و همه شهرستان‌ها از وجود مدرسه نمونه دولتی برخوردار شوند”.
هاشمی بیان کرد: “باید رویکرد مردم را از رشته علوم انسانی به سمت علوم پایه و ریاضی که در گذشته مورد بی‌توجهی قرار گرفته سوق دهیم”.
وی ادامه داد: “از سهمیه ۵ هزار نفری مجوز استخدامی آموزش و پرورش، یک هزار نفر سهمیه سیستان و بلوچستان است که دو سوم آنها به جنوب سیستان و بلوچستان اختصاص دارد”.
استاندار سیستان و بلوچستان با تأکید براینکه نباید مدرسه‌ای فاقد آب شرب بهداشتی و برق باشد، گفت: “مسئولان شرکت توزیع برق، آب و فاضلاب و آموزش و پرورش با همکاری هم برای تأمین آب و برق تمامی مدارس تلاش کنند”.
سیستان و بلوچستان در حالی به سمت صنعتی شدن حرکت می‌کند که پایین‌ترین نرخ باسوادی را در کشور دارد، علم و دانش در هر منطقه پایه و اساس توسعه است، می‌طلبد مسئولان و خیران و سرمایه‌گذاران بومی و ملی همانگونه که در بخش‌های عمرانی همکاری می‌کنند، در حوزه آموزشی نیز ورود کرده و برای افزایش فضاهای آموزشی با هدف لبخند نشاندن بر لبان کودکان این دیار نیز مشارکت کنند.

این مرد کسی که اجازه خروج از ایران به همسر فوتبا لیستش نداد

نظر نماینده مجلس در مورد نیلوفر اردلان قهرمان ملی که بخاطر عدم اجازه شوهرش از شرکت در مسابقات آسیایی جا ماند
لاله افتخاری، نماینده مجلس: زن بدون اجازه همسر از خانه هم نباید خارج شود
از اولین روزهایی که دو رشته فوتبال و فوتسال برای زنان ایرانی راه افتاد، نیلوفر اردلان پای ثابت تمام بازی‌ها و تمرینات این دو رشته بود. حالا نوزده سال از حضور او در این دو رشته می‌گذارد، دو دوره خانم گل بازی‌های «همبستگی کشورهای اسلامی» شده. سال 88، باشگاه ابوظبی پیشنهاد دستمزد 150 میلیونی و مبلغ ماهیانه 5000 دلار را داد، وقتی او این پیشنهاد را رد کرد ، بسیاری از روزنامه‌های ورزشی جمله «خانم گل به خاطر خانواده و حجاب، پیشنهاد ابوظبی را نپذیرفت» تیتر کردند.
مطلبی به قلم شیما شهرابی از ایران وایر؛ http://goo.gl/GcaufT
حالا او یکبار دیگر تبدیل به تیتر همه رسانه‌ها شده است. در آستانه آغاز مسابقات قهرمانی آسیایی فوتسال در مالزی نام او از فهرست تیم ملی خط خورده، علت را خودش در صفحه اینستاگرامش توضیح داده و نوشته همسرم اجازه سفر نداده و پاسپورتم که باید با رضایت او تمدید شود، تمدید نشده است.
طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران، رضایت مرد برای تمدید پاسپورت همسرش و صدور اجازه سفر از سوی مردان برای زنان الزامی است، حالا همسر نیلوفر ازدلان؛ مهدی توتونچی که خودش مجری اخبار ورزشی است و بارها از حضور زنان در رشته‌های ورزشی حمایت کرده، تصمیم گرفته به همسرش اجازه خروج از کشور ندهد.
بهانه شوهرش برای عدم تمدید گذرنامه نیلوفر، رفتن پسرشان به پایه اول دبستان و همراهی مادر در روز اول مدرسه بوده است. نیلوفر اردلان در این باره به روزنامه ورزشی «گل» گفته: «28 شهریور زمان جشن ورود به کلاس اول پسرم است که می توانم در کنار او باشم. تیم بیست و نهم پرواز دارد. ضمن اینکه دوم و سوم مهر تعطیل است و بعد از آن تیم از مالزی بر می گردد، بنابراین موضوع سر فقط یک روز مدرسه رفتن رادان است.» نیلوفر اردلان برای این مسابقات ماه‌ها تمرین کرده، او مخالفت همسرش را علنی کرده و قصد دارد پیگیر این موضوع شود: «من از طریق انجمن حقوق زنان پیگیر این موضوع خواهم بود. من برای تفریح خارج از ایران نمی روم. هدفم اعتلای پرچم و کشورم است. مگر بعد از نایب قهرمانی در داخل سالن گوانجو چه چیزی عاید ما شد؟ همان طور که پسرها مشکل سربازی دارند و راه حلی برایش پیدا می شود، باید کاری هم برای بانوان صورت بگیرد. مگر چه فرقی بین ماست؟ من زن و مادر هستم و از حقم در این دو مقوله نمی گذرم.»
وضعیت نیلوفر اردلان را برای لاله افتخاری نماینده مجلس و عضو فراکسیون زنان مجلس توضیح می‌دهم و می‌پرسم آیا مجلس می‌تواند راهی برای پیگیری این موضوع پیدا کند، می‌گوید: «قاعدتا ما حق نداریم در امور داخلی و خانوادگی افراد ورود پیدا کنیم، مگر این ‌که به هر حال گفت وگویی صورت بگیرد، ادله طرفین شنیده شود و ما تشخیص دهیم اگر ضرورت وجود دارد، پادرمیانی کنیم."
این نماینده مجلس با تاکید بر اینکه "اصل بر تحکیم بنیان خانواده است و این خود زوج و زوجه هستند که باید با هم به تفاهم برسند و با هم تصمیم بگیرند"، می گوید: "خانواده از حرمت و حراست و جایگاه خاصی برخوردار است و اعضای خانواده خودشان باید تصمیم بگیرند، گاهی مشکلات در اثر دخالت‌های دیگران بیشتر می‌شود. ولی اگر کمکی بخواهند ما می‌توانیم پیگیری کنیم و پیشنهاداتی ارائه دهیم اما نمی‌توانیم در زندگی شخصی دیگران دخالت کنیم.»
از او می ‌پرسم درباره این کنار گذاشته شدن این قانون نمی‌توانید کاری کنید، با تعجب جواب می‌دهد: «بله، این شرع مقدس است. حکم شرع است. حکم شرع را که نمی‌توان تغییر داد فقط خودشان می‌توانند ضمن عقد این مطالب را مطرح کنند و رضایت همسر را برای رضایت سفر و ... بگیرند و گرنه این حکم شرع است.» او حرفش را با بیان مطلبی از مرتضی مطهری به پایان می‌رساند که تنها درباره سفر زنان نیست بلکه به موضوع خارج شدن آن‌ها از خانه هم اشاره دارد: « شهید مطهری می‌فرمایند مصلحت خانوادگي ايجاد مي کند که خارج شدن از خانه همراه با رضايت شوهر و مصلحت انديشي باشد، ‌البته مرد هم بايد طبق مصالح خانوادگي نظر بدهد نه بيشتر. امیدوارم نظر همسر این خانم فوتبالیست هم با در نظر گرفتن مصالح خانوادگی باشد.»
دومین تماس ایران‌وایر با دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی است. آن‌ها هم بعد از شنیدن وضعیت نیلوفر اردلان فتوای آیت‌الله مکارم شیرازی را بازگو می‌کنند: « تنها در سفر حج واجب اجازه شوهر برای زن لازم نیست. در سفرهای دیگر اجازه همسر لازم است مگر این‌که شرط ضمن عقد کرده باشد.»
پس از مطرح شدن موضوع نیلوفر اردلان کاربران زیادی نظراتشان را در صفحات مجازی نوشتند، خانم‌ها و آقایانی که هم‌نظر با پدر و برادر مرجان بوده‌اند و از همسر نیلوفر اردلان حمایت کرده‌اند، کم نیستند. مثل خانمی که نوشته: «اگر اسلام این رو گفته برای این بوده که بنیان خانواده حفظ بشه.» یا آقایی که نوشته: «خب مگر این خانم مسلمان نیست که اینقدر داد و هوار راه انداخته؟ شوهرشه حق داره به خاطر ناموس‌اش تصمیم شرعی بگیره.» کاربران دیگری هم از نیلوفر اردلان حمایت کرده‌اند، بعضی تصمیم او را برای رسانه‌ای کردن و پیگیری این موضوع تحسین کرده‌اند و برخی دختران را به گرفتن شروط ضمن عقد تشویق کرده‌اند و کاربران دیگر ویدئوی پاره شدن شلوار مهدی توتونچی را در یک برنامه زنده تلویزیونی دوباره منتشر کرده‌اند و نوشته‌اند: «این مرد، کسی است که به همسر فوتبالیستش اجازه خروج نداده.

دردودل سارا حسینی

درد و دل سارا حسینی یکی از همراهان شهروندیار
در مورد اتفاقی که ممکنه برای خیلی از ماها عادی شده باشه
سلام من سارا حسینی هستم. یک اتفاقی برام افتاد که خیلی تو روحیه‌ام تاثیر گذاشته و مدام کارم گریه هست.
ساعت 10 شب پنجشنبه متاسفانه پیج کاری من رو در اینستاگرام هک کردند.
براش خیلی هزینه و زحمت کشیده بودم..حتی اینقدر هزینه ی تبلیغ می کردم که گاهی پول تو جیبم نمی موند از محل کارم تا خونه رو ماشین بگیرم..برای همین خیلی نا ارومی میکردم و بدترین مصیبتی بود که تا حالا تجربشو کردم.
تا اینکه بهم گفتند برو پلیس فتا اونجا 1 هفته ای رسیدگی میکنن..با اینکه به این موضوع شک داشتم ولی امروز صبح تصمیم گرفتم برم..مانتو گشاد و بلند وشلوار مشکی گشاد و کفش رو بسته مشکی ..موهامو از پشت بستم و شال مشکی سرم کردم موهامم پوشوندم ..رفتم دادسرا اونجا خانمی که مسئول رسیدگی به حجاب خانما هست جلوی منو گرفت و گفت موهات بیرونه و مانتوت نا مناسبه گفتم اولا من شئون اسلامی رو رعایت کردم ولی اگه فکر میکنی باز نامناسبه چادر بدین سرم کنم تا برم داخل..گفت چادر نداریم..مشکل خودته..گفتم خانم من الان برای طرح شکایتم اینجام نه مشکل حجابم اگه حجاب من مورد داره شما چرا موهات مشخصه..گفت به تو مربوط نیست.
منو برد اتاق سرهنگ..سرهنگ با بی احترامیه زیاد طوری که انگار مجرم روبروش ایستاده بود با نگاه تمسخر امیزی گفت به به اومدی مهمونی؟؟؟سر تا پای منو نگاه کرد و دید موردی پیدا نمیکنه گفت دستکش هم که نداری!!!!!! گفتم اقای سرهنگ این خانم خودشون که مسئول اینجاست موهاشون بیرون بود پشت در اتاق شما موهاشو داد داخل روسریشون..سرهنگ گفت به تو چه!!!لحنو میبینین؟؟به تو چه برو چادر سرت کن دستکش بپوش بیا ببینیم چی میگی و الا رسیدگی نمیکنیم.گفتم مگه شما نمیگید با بی حجابی مشکل دارین من حجابم اسلامیه یعنی با چادر اسلام حفظ میشه سرهنگ گفت مگه مشکل ما اسلامه مشکل ما اینه که شما قانون رو رعایت نکردید..گفتم وظیفه شما اینه که به مشکل من رسیدگی شه نه به حجابم همونطور که من حجابی که الان دارن و بر خلاف میل باطنی و عقایدم هست را به خاطر احترام به قانون شما رعایت کردم شما هم باید به شخصیتم احترام بزارید متاسفانه منو با بی احترامی بیرون کردند گفتن به سلامت؟گفتم اصلا شکایت نخواستم ولی پیگیر این بی احترامی میشم.
گفتن برو خانم از چه بهتر شکایت نکنی!!!اومدم پلیس فتا گفتم میخوام با مسئولتون صحبت کنم اجازه ندادند وارد بشم کنار در ورودی یکی از اونها سرگرد یا سروان من نمیدونم اونجا ایستاده بود گفت چیه؟
همه رو توضیح دادم ولی با گریه نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم بی احترامی که بهم شده بود برام قابل فهم نبود..جوابشون این بود خانم به ما مربوط نیست ..برین چادر سر کنید و دستکش ..گفتم اقای محترم پس به کی مربوطه..گفتن خانم برین بیرون ربطی به ما نداره..زنگ زدم صدا سیما که بیان از نزدیک حجابمو ببینن اگه واقعا غیر از اصول اخلاقی این اقایونه به من بگن واگر موردی در حجابم نبود این اوضاع نا بسامان برخورد مسئولین نظام با خانم ها در دادسراها و قوه قضایی کشور به گوش دیگران برسه ولی متاسفم برای خودم که یک زن هستم در کشورم، کشوری که این مسائل چیزی عادی و پیش پا افتادست که نیازی به باز تاب موضوع نمیبینن.
من زیر حرف زور نمیرم ..چادر سرم نمیکنم حتی اگه بخاطرش به شکایتم رسیدگی نکنن..متاسفم برای مردای جامعه ای که در ان زندگی میکنم که فقط تماشاچی این صحنه ها بودند فقط یکی از مردها صداشو شنیدم که گفت اقا مگه حجابش چشه و اون سرگرد یا سروان داد کشید که خفه شو و ان مرد خفه شد!!!
اسم مرد دارن ولی در برابر این برخوردها ترسو ترینن..اگه مردهای شجاعی داشتیم اوضاع امثال من بهتر از این بود..من به خاطر دزدیه پیج کاری رفته بودم ولی مجرم محسوب شدم.. این عکسمه خودتون قضاوت کنین

اعصا ب غذای خشک اتنا فرقدانی

«آتنا فرقدانی» فعال مدنی و نقاش منتقد محبوس در بند ۲-الف اطلاعات سپاه زندان اوین در اعتراض به برخی عملکردهای غیرقانونی و غیرشرعی در خصوص وی از روز پنجشنبه ۱۹ شهریور ماه در اعتصاب غذای خشک به سر می برد.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، محمد مقیمی وکیل این فعال مدنی و حقوق کودکان کار در خصوص موکلش «آتنا فرقدانی » نوشته ” امروز خانواده آتنا فرقدانی با ایشان ملاقات حضوری داشته اند و بنابر اظهارات ایشان موکلم با وجود اینکه از بیماری شدید لنفی رنج می برد در اعتراض به برخی عملکردهای غیرقانونی و غیرشرعی در خصوص ایشان سه روز در اعتصاب غذا خشک بوده است. خانواده موکلم در این خصوص گفتند که آتنا به دلیل بیماری لنفی در شرایط جسمانی خطرناکی بسر می برد و با وجود این مشکل، سه روز در اعتصاب غذا بوده و به همین خاطر در ملاقات اصلا حال مساعدی نداشته اگرچه پس از سه روز به اعتصاب غذایش پایان داده است، اما موکلم تاکید کرده است در صورتی که عملکرد غیرقانونی در خصوص ایشان ادامه یابد دوباره اعتصاب غذایش را از سر می گیرد.”
«آتنا فرقدانی» نقاش، دانشجو ستاره‌دار و فعال حقوق کودکان است که در روز شنبه ۲۰دی ماه ۱۳۹۳، در دادگاه مقابل چشم خانواده مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد .
سپس وی در روز۱۷اسفند ماه ۱۳۹۳ به بند ۲-الف اطلاعات سپاه زندان اوین منتقل شد .
اتهام وی کشیدن طرحی انتقادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی بوده است..!
این فعال مدنی قبلاً در شکایت خود نسبت به هتک حرمت از سوی ماموران بند دو الف سپاه از طریق بازرسی اهانت آمیز ، عریان کردن کامل وی در سلول، ضرب و شتم و فحاشی از سوی زندانبانان، نقض حریم شخصی در زندان اوین از طریق کار گذاشتن دوربین فیلم‌برداری در توالت و حمام، نوشتن لپ تاپ، تبلت و گوشی تلفنش در لیست توقیف لوازم شخصی و پس ندادن آن‌ها اعتراض کرده بود.
او قبلاً در دوران بازداشت به خاطر رعایت نکردن حجاب کامل اسلامی در هنگام اعتصاب غذا و انتقال به بیمارستان تحت فشار بوده و پس از آزادی از زندان نیز از حق ادامه تحصیل محروم شده است.
تهدید‌ها و احضارهای تلفنی و غیرقانونی مقامات قضایی پس از آزادی از زندان از دیگر موارد نقض حقوق بشر در پرونده این فعال مدنی است.
«آتنا فرقدانی» اول شهریورماه ۱۳۹۳ از سوی قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران بازداشت شد و نزدیک به دو ماه در بند دو الف سپاه در زندان اوین حبس بود. او ۲۰ روز از مدت حبس خود را در سلول انفرادی گذرانده است. او همچنین در اعتراض به عدم دسترسی به وکیل، نداشتن تماس با خانواده و ادامه غیرقانونی حبس انفرادی ۲۰ روز اعتصاب غذا کرد.
این هنرمند پس از آزادی از زندان، ده نامه به نهاد‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران نوشت تا از موارد نقض حقوقش در دوران بازداشت شکایت کند.
او نامه‌هایی به رهبر جمهوری اسلامی ایران، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، دادستانی کل کشور، ریاست کل دادگستری، دیوان عالی کشور، معاون زنان ریاست جمهوری، اداره کل زندان‌های استان تهران و رئیس زندان اوین نوشته و به صورت شخصی و حضوری نیز شکایت خود را به برخی از این مراجع و همچنین برخی نمایندگان مجلس از جمله علی مطهری اعلام کرده است.
با گذشت یک ماه از ارسال این نامه‌ها، هیچ کدام از این افراد و نهاد‌ها پاسخ و واکنشی به اعتراضات او نشان نداده‌اند.
دیدار خانواده کشته‌شدگان اعتراضات پس از انتخابات دروغین ۱۳۸۸ و زندانیان سیاسی، حضور در تجمعات اعتراضی جلوی زندان اوین و انتشار نقاشی‌های انتقادی از جمله دلایل بازداشت این فعال مدنی عنوان شده است.
او چهار روز پس از بازداشت در شعبه دو دادسرای اوین تفهیم اتهام شد و اتهامات «تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت کشور، تجمع و تبانی با افراد ضدانقلاب و فرقه ضاله (بهاییان)، توهین به نمایندگان مجلس از طریق مهارت نقاشی و توهین به مقام معظم رهبری و سپاه پاسداران و سه قوه» به او تفهیم شد.
این فعال مدنی گفته است که از او در رابطه با برگزاری یک نمایشگاه نقاشی با حضور برخی از فعالان سیاسی و خانواده‌های کشته‌شدگان سال ۸۸ و شهروندان بهایی٬ کشیدن کاریکاتوری از نمایندگان مجلس پس از تصویب «طرح افزایش باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت» و دیوار نوشته‌هایی در اعتراض به اعدام بازجویی شده است.
«آتنا فرقدانی» در پی اعتصاب غذا، با وثیقه یک میلیارد و دویست هزار تومانی به صورت موقت و تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شده بود.
وی مجددادردر روز شنبه ۲۰دی ماه ۱۳۹۳، در دادگاه مقابل چشم خانواده مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و به زندان قرچک ورامین منتقل شده بود .
وی درروز دوشنبه ۲۰ بهمن ماه۱۳۹۳ پس از گذشت یک ماه از بازداشتش دست به اعتصاب غذا زد که پس از انتقالش به بیمارستان و قبول انتقال وی به زندان اوین وی پس ازگذشت ۲۱ اعتصاب غذای خود را شکست.
وی هم اکنون در بند دو الف سپاه زندان اوین بازداشت و از روز پنجشنبه ۱۹ شهریور ماه ۱۳۹۴ در اعتراض به برخی عملکردهای غیرقانونی و غیرشرعی در خصوص وی دست به اعتصاب غذای خشک زده است.
این فعال مدنی از سوی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست «قاضی صلواتی» به تحمل ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم شده است.

مزایده زوج میانسال برای فروش کلیه در ایران

پسرمان بیمار هموفیلی است و خودم یک پایم به خاطر سرطان قطع شده است. زمینگیر شده‌ام و هیچ کس صدایم را نمی‌شنود. پس خودم و همسرم کلیه‌هایمان را می‌فروشیم تا پسرم را درمان کنیم و دیگر فرزندانمان با فقر زندگی نکنند.» این بخشی از اظهارات مردی است که با انتشار آگهی در شهرستان شوشتر و فضای مجازی، دنبال مشتری برای فروش کلیه های خود و همسرش است.
به گزارش جام جم، چند روز پیش آگهی ای روی دیوار یکی از بیمارستان های شهرستان شوشتر نصب شده بود که روی آن نوشته شده بود «به علت فقر بسیار شدید و نجات فرزندانمان از گرسنگی، پدر و مادر تصمیم به فروش هر کدام یک کلیه گرفته ایم.»
دو شماره نیز در کنار این آگهی درج شده بود. خیلی ها شاید با دیدن این آگهی بی تفاوت از کنار آن عبور کردند و برخی هم فقط سری به تاسف تکان دادند اما دیدن این آگهی برای بیماران کلیوی امیدی برای رهایی از درد و دیالیز بود. بعد از چند روز هم آگهی در شبکه اجتماعی منتشر شد اما بسیاری از کاربران خیلی راحت از کنار آن گذشتند.
تعدادی نیز به خاطر کنجکاوی با شماره های اعلام شده در آگهی تماس گرفتند و خود را خریدار کلیه معرفی کردند اما وقتی پای صحبت های مرد 52 ساله نشستند، از کار خود پشیمان شدند. مرد 52 ساله پس از قطع پایش زمینگیر شده و حالا برای تامین نیازهایش با مشکلات فراوانی روبه روست.
قطع پا به خاطر سرطان
فروشنده کلیه می گوید: 52 سال دارم و همسرم که زنی مهربان است و در زندگی همراهی ام کرده 40 ساله است. از روی همسرم شرمنده ام. اما چه کار کنم، به هر دری زدم تا مشکلات مالی مان حل شود ناکام ماندم.
مرد میانسال در حالی که غم و رنج در سینه اش موج می زد، ادامه داد: چهار پسر داریم که همه زندگی مان متعلق به آنهاست. برایشان هر رنجی را تحمل می کنیم. من و همسرم نمی خواهیم آنها سختی بکشند. پسر بزرگم 32 ساله و بیمار هموفیلی است. اگر فاکتور خون به ما ندهند، باید به ناصرخسروی تهران بیاییم و یک میلیون تومان هزینه کنیم. سه پسر دیگر هم محصل یا سرباز هستند. سال 87 سرطان گرفتم و همین بیماری باعث شد یک پایم قطع شده و معلول شوم.
14 سال سابقه بیماری دارد و با وجود بیماری و قطع پایش هنوز با درخواست از کارافتادگی او موافقت نشده و تنها منبع درآمدش پولی است که هر دو ماه یک بار از کمیته امداد می گیرد.
فروشنده کلیه می گوید: کمیته امداد هر دو ماه 50 هزار تومان به ما می دهد که این پول دردی دوا نمی کند. چهار سال پیش تصمیم گرفتم قطعه زمینی را که داشتم به یک دامداری تبدیل کنم اما بعد از ماه ها دوندگی در این رابطه، متاسفانه مسئولان بانک به من گفتند اگر می خواهی وامی به شما بدهیم دو ضامن با وثیقه هر کدام 200 میلیون تومانی به بانک معرفی کن تا وام 400 میلیون تومانی دریافت کنی. سراغ دو ضامن رفتم که آنها نیز گفتند هنگامی که وام گرفتم باید 10 درصد از وام را به آنها بدهم. سه سال پیش می خواستم خودکشی کنم که همسرم متوجه شد و سراغ نماینده شهرمان در مجلس رفت و او را به خانه مان آورد که وی پس از گفت وگو مرا از خودکشی منصرف کرد.
توافق با خریداران کلیه
زمانی که به این قسمت از حرف هایش رسید آهی کشید و ادامه داد: موضوع فروش کلیه را با همسرم در میان گذاشتم، او از من خواست حالا که این تصمیم را گرفته ام اجازه دهم او نیز این کار را انجام بدهد. ابتدا گفته هایش را قبول نکردم. آن قدر اصرار کرد که پذیرفتم. بعد دو نفری تصمیم گرفتیم برای بهتر شدن زندگی پسرانمان از زندگی و سلامتی خود بگذریم. نمی خواهیم آنها مثل ما فقیر باشند. بعد از درج این آگهی فروش افرادی با ما تماس می گرفتند. برخی واقعا خواهان دریافت کلیه ها بودند اما گروه خونی شان با ما مطابقت نداشت. بعضی گروه خونی شان (O مثبت) بود و با ما هم خونی داشتند اما پولی نداشتند بابت خرید کلیه بپردازند. افرادی هم تماس می گرفتند و ما را سر کار می گذاشتند و گروهی نیز در تماس با ما ابراز همدردی می کردند و می خواستند از تصمیمی که گرفته ایم صرف نظر کنیم. حتی افرادی از تهران و تبریز هم برای خرید کلیه با من تماس گرفتند. سرانجام دو نفر از اهواز و بهبهان با ما تماس گرفتند و به ملاقاتمان آمدند. آنها گفتند هر چه مبلغ فروش کلیه ها باشد، می پردازند زیرا چند سالی است عزیزانشان درگیر بیماری کلیوی هستند و تاکنون موفق به پیوند کلیه نشده اند. این دو خانواده قرار شد کلیه مرا 50 میلیون تومان و کلیه همسرم را 75 میلیون تومان بخرند. شاید خیلی ها بگویند شما وجدان ندارید که این کار را می کنید. اما ما وجدان داریم. ما نمی خواهیم گدایی کنیم، فقط می خواستیم مسئولان شهر به ما کمک کنند که بی تفاوت از کنار مشکل ما گذشتند . به همین خاطر تصمیم گرفتیم با فروش کلیه مشکلمان را حل کنیم.

خروج مرد 700 میلیون دلاری از کشور

در کدام کشور دنیا می بینید که چنین اتفاقی افتاده باشد؟ فردی که قبلا پرونده فساد اقتصادی داشته ممنوع الخروج نبوده! ظاهرا محاکمه ی درست و حسابی هم نشده. حالا یک روز صبح از خواب بیدار شده اند دیده اند به فردی که در یک قرارداد 700 میلیون دلاری 220 میلیون دلار از پول مردمان این سرزمین را داده اند دیگر خبری نیست. هیچ ردی از این فرد نمانده. نه ماموران گمنام وزارت اطلاعات!! که انواع و اقسام توطئه های فعالین حقوق بشر را کشف می کنند می دانند کجاست؟! نه بازرسان قوه ی قضائیه که حکم های اعدام صادر می کنند و نه محسن اژه ای دادستان کل کشور که بر خلاف این مفسد اقتصادی حکم ممنوع الخروجی مخالفین و منقدین را صادر می کند.
گزارش «شرق» را در این مورد بخوانید؛ http://goo.gl/wuwMFh
خروج مرد ٧٠٠ میلیون دلاری از کشور
شرق، آمنه شیرافکن: قرارداد ساخت راه‌آهن اترک – برکت پنجم ژانویه سال ٢٠١٠ میان رؤسای‌جمهوری ایران و ترکمنستان به امضا رسید. رقم قرارداد آن‌طورکه «حامد قادرمرزی» به «شرق» خبر داده ٧٠٠ میلیون دلار بود و تا به اینجای کار به بازداشت چند نفر مرتبط با این پرونده در کشور ترکمنستان منجر شده است. در ایران فرد موردنظر یا همان آقای «الف.ر» از کشور خارج شده و ردپایی از خود بر جای نگذاشته است. اما روایت ورود او به قرارداد ساخت راه‌آهن اترک-برکت شباهت‌های زیادی به پدیده بابک زنجانی دارد. به ویژه اینکه به گفته قادرمرزی او نیز مانند بابک زنجانی پرونده‌های تخلف مالی متعددی داشته: «تا‌جایی‌که می‌دانم این فرد مشابه بابک زنجانی پرونده‌های تخلف زیادی داشته و مسئولان هم بدون‌شک در جریان پرونده رانت‌خواری و فساد اقتصادی او بوده‌‌اند و معلوم نیست دلیل سپردن این پروژه به چنین فرد بدنام اقتصادی چه بوده؟ آیا افرادی در این معرفی و برون‌سپاری سودی کرده‌‌اند یا منافع دیگری در میان بوده؟ چطور از افراد و چهره‌های شناخته شده اقتصادی – با شرکت‌های ثبت‌شده و شناسنامه اقتصادی مشخص- در این پروژه و پروژه‌های مشخص استفاده نشد».
زدوبندهای پشت پرده در معرفی این فرد چه بود؟
منظور قادرمرزی مشخص است. او از اینکه چرا در دولت محمود احمدی‌نژاد مدام پروژه‌های نان و آبدار به برخی افراد بی‌نام و نشان اهدا شده، گله دارد و سؤالش این است که چه زدوبند و منافعی در پس تزریق این انسان‌های بی‌نام و نشان به ساختار اقتصادی کشور پنهان است. احداث راه‌آهن بین ایران، ترکمنستان و قزاقستان بعد از چند سال مذاکره طولانی میان ایران و ترکمنستان بالاخره پنج سال پیش کلید خورد. بنا بود طرح به شکل مشارکتی پیش رود، یعنی ٥٠ درصد کار – رقمی در حدود ٣٥٠ میلیون دلار- از طریق بانک توسعه اسلامی به دولت ترکمنستان وام اعطا شود. طرف ایرانی نیز بنا داشت ٥٠ درصد دیگر را به صورت وام به دولت ترکمنستان ارائه کند. در سال ٨٨ از سوی دولت ایران، ساخت پروژه بزرگ ملی و زیربنایی این راه‌آهن- بنا به دلایل نامعلوم- به شرکت پارس انرژی ایران به مالکیت آقای «الف.ر» تحویل داده شد.
آقای رانت‌خوار سال ٧٠ میهمان زندان اوین بود
رحیم زارع نیز در همین زمینه به «خانه ملت» خبر داده: « در سال‌های دهه ١٣٧٠ آقای «الف- ر»، متهم شناخته‌شده و در زندان اوین بازداشت شده بود. دستگاه‌های ذی‌ربط تمامی اموال به‌دست‌آمده نامبرده را در ایران و نیز در چندین کشور خارجی به نفع بیت‌المال مصادره می‌کنند». او نیز سؤال مشابهی پیش‌روی مسئولان قرار می‌دهد، اینکه «این آقا پس از گذشت چندین سال سکونت درکشورهای اروپایی و با گذشته نامناسب، توسط چه کسانی و با چه دست‌های پیدا و پنهانی دوباره وارد عرصه اقتصادی ایران شده است». زارع در عین حال از اینکه «چرا رئیس وقت دولت دهم، وزارت امور خارجه، سفیران ایران در ترکمنستان، وزارت راه و شهرسازی، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی ایران، بانک توسعه صادرات ایران و گمرک جمهوری اسلامی ایران از این فرد بدنام و رانت‌خوار حمایت کرده‌‌اند، گله دارد».
دشواری عقد قراردادهای بین‌المللی با آسیای میانه
قادرمرزی به اسناد خروج این فرد رانت‌خوار از کشور اشاره دارد و اینکه هنوز مستنداتی از محل اقامت او به دست نیامده است. او البته از نمایندگان و مسئولان وقت می‌پرسد که «چطور با وجود اطلاعات طبقه‌بندی‌شده از پیشینه تاریک این فرد، او به چنین تجارتی دست می‌یابد و بعدتر نیز بدون ممنوع‌الخروجی از کشور خارج می‌شود. هر فرد ایرانی می‌داند که دستگاه‌ها نظارتی در ایران به خوبی می‌توانند چنین افراد بدنامی را شناسایی کنند، بنابراین چه مسائلی در کار بوده که او نه ممنوع‌الخروج شده بود و نه شناسایی». به گفته نماینده قروه و دهگلان، «بی‌تفاوتی مسئولان ایرانی در شرایطی اتفاق افتاده که مقام‌های ترکمنستان به‌موقع نسبت به شناسایی طرف‌های متخلف در آن کشور اقدام کرده و آنها را دستگیر می‌کنند».
او خطای اصلی را خدشه وارد‌شدن به سرمایه معنوی بخش خصوصی می‌داند و اینکه «عقد هرگونه قرارداد بین‌المللی در آسیای میانه از این پس با دشواری‌های فراوانی مواجه خواهد شد و متأسفانه به دلیل ورود افراد بدنام چهره سیاهی از تجار ایرانی در ذهن کشورهای همسایه نقش بسته است.شاید همه آنها ندانند در این سال‌ها در اقتصاد ایران چه گذشته و چه افراد رانتی به جای تاجر به قراردادهای کلان راه پیدا کرده‌اند». به روایت قادرمرزی «مردی که سابقه اقتصادی و تجاری خاصی نداشته به‌یک‌باره سر از چنین قراردادی درآورده و می‌تواند همراهی تمام مقام‌های مسئول را جلب کند. آن هم تنها با یک شرکت صوری که ثبت آن در خارج از کشور انجام شده بود». حالا سؤال‌های فراوانی پیش‌روی نمایندگان و افکار عمومی است.
اینکه با گذشت بیش از دو سال از دولت محمود احمدی‌نژاد تا کی بناست، یکی پس از دیگری ماجراهای تکراری تخلف‌های میلیارد دلاری و یورویی از صندوقچه اسرار بیرون بزند و نکته دیگر اینکه نقش نهادهای ناظر و بازرس در آن سال‌ها چه بوده و حالا تکلیف رسیدگی به خطای مسئولان وقت چه می‌شود، آن هم در شرایطی که شخص محمود احمدی‌نژاد تا به اینجای کار حتی در یک جلسه از جلسه‌های دادگاه خود حاضر نشده است. او در همین زمینه به نقش رئیس دفتر رئیس دولت‌دهم اشاره کرده و می‌گوید: «اسنادی از برخی سفارش‌ها و توصیه‌ها در معرفی فرد مورد نظر و تایید او در دریافت مجوز ورود به پروژه ساخت راه‌آهن ایران - ترکمنستان به دست آمده است».
٢٢٠ میلیون دلار
رحیم زارع نیز در همین زمینه به خانه ملت خبر داده: « فرد مورد نظر پروژه را از دولت می‌گیرد و با سوءاستفاده از منابع مالی بانک توسعه اسلامی و با هدایت و حمایت‌های همه جانبه از سوی مقام‌های دولت گذشته و با دریافت امتیاز و تسهیلات بانکی و گمرکی در نهایت این پروژه را به علت ناتوانی و با نیت کلاهبرداری نیمه تمام رها می‌سازد. نامبرده تاکنون بالغ بر بیش از ٢٢٠ میلیون دلار پول دریافت کرده و از کشور ترکمنستان متواری می‌شود». به گفته او«رئیس جمهوری ترکمنستان بعد از سه سال انتظار جهت ساخت خط ریلی واگذار شده به آقای (الف - ر) و معرفی شدن او از سوی ایران، در نهایت در تاریخ ١٨ شهریور در هیأت وزیران تصمیم به لغو قرارداد با شرکت پارس انرژی ایران به مسئولیت این فرد گرفت و این پروژه اقتصادی را به علت تخلفات زیاد او از او لغو کرد».
نهادینه سازی فساد اقتصادی به سبک «بابک زنجانی»
آقای «الف.ر» پایان دوران تاریک هشت ساله دولت محمود احمدی نژاد نخواهد بود. چه بسا پرونده‌های دیگری که فردا روز رو شود و از رازهای مگوی دیگری روایت کند. اما هر چه باشد رمز و راز ورود شبکه‌ای از افراد مشابه «بابک زنجانی» به اقتصاد ایران جای تأمل دارد. اغلبشان سال‌ها در ایران نبوده و بیزینس خارج از کشور داشته‌‌اند، مدتی میهمان اوین بوده‌‌اند و انواع تخلف‌ها و بهره‌مندی از رانت‌ها را در پرونده دارند. ماحصل تلاش مهرورزانه محمود احمدی نژاد و کابینه‌اش در دولت‌های نهم و دهم اقتصاد بیمار و لاعلاجی برای ایران شده که بیش از همه ظهور چهره‌های رانتی در آن بیداد می‌کرد. اینکه چرا در یک دولت مهرورز و عدالت‌محور به افراد با سابقه زندان و بازداشت اجازه ورود به پروژه‌های اقتصادی داده می‌شود، نکته‌ای است که بیش از هر چیز دیگری شخص احمدی‌نژاد دست کم در نامه‌های گویای خود باید پاسخ‌گوی او باشد. ورود این چهره‌های رانتی چه نفعی برای توده‌های مردم داشته و هدف او و تیمش از دعوت این افراد به پروژه‌های اقتصادی چه بوده؟

Tuesday, September 8, 2015

داد گاه نظامی تهران 3 بسیجی متهم به قتل بهنود رمضانی را تبریه کرد

سه بسیجی متهم به قتل بهنود رمضانی، که در چهارشنبه سوری مورخ ۲۶ اسفندماه سال ۱۳۸۹ در میدان نارمک تهران، وی را در اثر ضربات وارده باتوم و شوکر به قتل رسانده بودند، در دادگاه نظامی تهران از اتهام قتل عمد تبرئه شدند.
به گزارش سحام‌نیوز ، «علی رسولی»، «سالار نادی» و «افشین کوهی» سه بسیجی متهم به قتل «بهنود رمضانی قراء» از شهدای جنبش سبز، توسط دادگاه نظامی تهران از اتهام «قتل عمد» تبرئه شدند، این در حالی است که در کیفرخواست صادره برای این سه تن، به طور مشخص از وقوع «قتل عمد» توسط این سه بسیجی به صورت مشترک سخن گفته شده، اما در نهایت شعبه پنج دادگاه نظامی یک تهران، در اقدامی تامل برانگیز، این سه بسیجی متهم به قتل بهنود رمضانی را از اتهام «قتل عمد» تبرئه کرد. گویا این رسم نانوشته که «با رهبر باش، جنایت کن و مجازات نشو» می‌رود تا به یک واقعیت عینی و ملموس در حکومت ایران تبدیل شود.
بهنود رمضانی ۱۹ ساله و دانشجوی سال اول رشته مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بود که روز ۲۴ اسفند ماه ۸۹ در میدان ۲۲ نارمک جان باخت.
بیست و چهار اسفند ۱۳۸۹ چهارشنبه سوری و مصادف با سه شنبه‌های اعتراضی بود که از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید به این عنوان نام گرفته بود، بهنود رمضانی زیر ضرب و شتم نیروهای بسیجی جان باخت و خانواده‌اش تحت فشار قرار گرفتند، احضار و زندانی شدند اما دست از پی‌گیری برنداشتند.
پس از جان باختن بهنود رمضانی، سردار رادان، فرمانده نیروی انتظامی تهران در مصاحبه‌ای از کشته شدن سه نفر در روز چهارشنبه سوری به دلیل انفجار نارنجک دستی خبر داد؛ برخی سایت‌های حکومتی هم نوشتند که بهنود رمضانی به علت انفجار بمب‌های دست ساز که در جیب‌هایش جاسازی کرده بود جان باخته است. شاهدان عینی، خانواده رمضانی و پزشکی قانونی این ادعاها را رد کرده و جز این گواهی دادند. پدر بهنود رمضانی در مصاحبه‌ای با وب‌سایت روز اعلام کرد که پسرش شب چهارشنبه سوری از سوی موتورسواران به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، دست، پا و گردن او شکسته، یکی از بیضه هایش ترکیده و جان باخته است. یکی از شاهدان عینی جان باختن بهنود رمضانی هم در مصاحبه با روز گفته بود: همان موتورسوارانی که در خیابان‌ها ویراژ می‌دهند و حیدر حیدر می‌گویند. روی دو موتور هم کپسول مخصوص آتش داشتند. ما نه شعاری می‌دادیم نه کاری داشتیم. چهارشنبه سوری بود و ما مراسم سنتی‌مان را برگزار کرده بودیم. کم کم داشتیم خداحافظی می‌کردیم به خانه‌های‌مان برویم، که یک‌باره هجوم آوردند و با باتوم و شوکر برقی شروع به زدن کردند. خیلی بد می‌زدند. مردم شروع به داد و بیداد کردند. عده‌ای به کمک آمدند و بسیجی‌ها کنار کشیدند. در اصل از آمدن و سر و صدای مردم ترسیدند به طوری‌که یک موتورشان جا ماند. یکهو صدای داد و فریاد شنیدم که می‌گفتند کشتند، کشتند. بلند شدم و دیدم بهنود افتاده تکان نمی‌خورد…. آمبولانس آمد و او را به بیمارستان بردند ما هم رفتیم اما گفتند تمام کرده، هنوز باورم نمی‌شود، بعد نوشتند نارنجک دستی ترکیده و تکه تکه شده و… همه این‌ها دروغ است این‌قدر زدند که او را کشتند؛ هیچ نارنجکی نترکید. این‌قدربا باتوم زدند که هیچ جای سالمی در بدنش نمانده بود، چند نفرشان با یک ماشین فرار کردند البته دوستان ما شماره ماشین را برداشته‌اند.
اما پس از گذشت ۵ سال از شهادت بهنود رمضانی و نزدیک به ۱/۵ سال از نخستین دستگیری ۳ متهم بسیجی این پرونده، منابع خبری «سحام»، اسنادی را در اختیار این پایگاه اطلاع‌رسانی قرار داده‌اند که نشان می‌دهد سخنان خانواده رمضانی صحت داشته است. در این اسناد به صراحت قید شده که سه نفر متهم بسیجی با باتوم و شوکر برقی آن‌قدر بهنود رمضانی را مورد ضربات سخت خود قرار داده‌اند که وی در وسط خیابان جان باخته است. جالب آن‌جاست که در این اسناد قید شده که متهم بسیجی ردیف اول این پرونده (علی رسولی) پس از ضرب و شتم منجر به مرگ بهنود رمضانی، با اتومبیل سمند نیروی انتظامی از محل حادثه متواری شده است!

تاکید دوباره مصباح یزدی بر ادعای برابر نبودن شیعه و سنی

مصباح یزدی با انتقاد از کسانی که انسجام و امنیت کشور را در گرو وحدت ملی ایرانی‌ها می‌دانند، بار دیگر بر محوریت اسلام تاکید کرد و همزمان گفت که باید میان شیعه و سنی فرق گذاشته شود.
به گزارش خبرگزای هرانا به نقل از دویچه وله، مصباح یزدی رئیس “موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی” و یکی از استادان بانفوذ حوزه علمیه روز یکشنبه (۶ سپتامبر/ ۱۵ شهریور) در دیدار با اعضای هیئت علمی دانشگاه امام حسین و جمعی از سربازان عضو هیئت علمی دانشگاه‌های سراسر کشور، جنگ ایران و عراق را از همه جنگ‌های پس از انقلاب‌ها متفاوت دانست، زیرا به گفته او این جنگ “مقدس” بود.
مصباح سپس به دیدگاه کسانی در جامعه و حکومت حمله کرد که نگران وحدت ملی ایرانیان هستند و به گفته او: “تقید به پیش رفتن اسم اسلامی ندارند و می‌گویند که اختلافات قومی یک آتش زیر خاکستر است و باید کاری کنیم که اصل وحدت ملی ایرانی در کشور حفظ شود”.
مصباح این افراد را کسانی توصیف کرد که: “می‌گویند عرق ایرانی بودن را تقویت کنیم تا کشور از هم نپاشد و این در ظاهر حرف منطقی‌ای هم به نظر می‌رسد اما امام راحل در زمانی حرف از جمهوری اسلامی زد که همین مسائل هم مطرح بود”.
“شیعه و سنی برابر نیستند”
تاکید مصباح در این سخنرانی این بود که نظام حکومتی ایران و انسجام جامعه همچنان باید بر مولفه‌های دینی و مذهبی بچرخد. با این همه او حتی این فکر را نادرست خواند که شیعه و سنی در ایران باید با هم برابر باشند.
این اولین بار نیست که مصباح یزدی بر عدم تساوی شهروند شیعه و سنی در ایران تاکید دارد. او سال گذشته نیز در یک سخنرانی اهل سنت را در ردیف پیروان “دین ناحق” قرار داد و گفت: “باید کتاب‌های شیعه در بین اهل تسنن ترویج یابد تا کسانی که تعصب کمتری دارند، زودتر به دین حق دست پیدا کنند”.
تاکید مصباح به عنوان “معلم اخلاق حوزه علمیه” و “مفسر برجسته قرآن” پیوسته این بوده است که “مسلمانان به طور یکسان از نعمت دین بهره‌مند نیستند”.
از نگاه منتقدان، همین درک و دریافت‌های رایج در حکومت سبب شده که اقلیت سنی در ایران با تبعیضات و محرومیت‌هایی روبرو باشد و حتی در شهر بزرگی مانند تهران اجازه ساخت مسجدی مخصوص به خود را نیابد.
غیبت سنی‌های ایران در رده‌های بالای حکومتی و حتی کم‌شماربودن آنها در مدیریت‌های کلان مناطق سنی‌نشین را هم به همین درک و دریافت‌های مسلط نسبت می‌دهند.
“رشد و پیشرفت بیشتر با ۱۵۰ میلیون جمعیت”
مصباح سپس با پیشرفته‌ دانستن ایران در زمینه‌های علمی و فنی و اقتصادی با استناد به حرف‌های خامنه‌ای نوید داد که رسیدن جمعیت کشور به ۱۵۰ میلیون نفر زمینه “رشد و پیشرفت” باز هم بیشتر کشور را فراهم می‌کند: “رشد مادی حتی در ایران قابل مقایسه نیست و پیشرفت علمی، اقتصادی و سیاسی و وضع بین‌المللی‌ای که ایران دارد اگر با همین شیب ملایم پیش رود، با جمعیت ۱۵۰ میلیونی به کجا می‌رسد، رهبر انقلاب در اینجا افزودند که کشوری با این رشد و ابعاد، رشد معنوی نیز داشته باشد، ببینید به کجا می‌رسد”.
کارشناسان ایران کنونی با جمعیت ۷۵ میلیون‌نفری‌اش را به سبب وضعیت زیست‌محیطی، بیکاری و فقر در شرایطی بحرانی یا نسبتا بحرانی ارزیابی می‌کنند که برای سال‌های آینده چشم‌اندازهای بازهم تیره‌تری را در پیش خواهد داشت. از نظر این کارشناسان ایران در مرحله فعلی بیش از افزایش کمی جمعیت نیازمند ارتقای کیفی جمعیت کنونی است.
با این همه، رهبر جمهوری اسلامی با انتقاد از سیاست‌های تنظیم خانواده در دهه‌های دوم و سوم پس از انقلاب دستور کنارگذاشتن آنها را صادر کرده و در حال حاضر همه تبلیغات و اقدامات در کشور در راستای سوق جمعیت به زاد و ولد بیشتر در جریان است.

روایت تکان دهنده از شکنجه معلولا ن با استفاده از غل وزنجیر وسگ

ابتدا نمی خواست حرفی بزند اما بعد گفت می‌خواهم تنها با خبرنگار صحبت کنم. می‌گفت: اسمش برفی بود. سگ بزرگ و سفید و دندانهایش را فراموش نمی‌کنم. خیلی ترسیده بودم. جرات نداشتند دست من را زنجیر ببندند اما برای بقیه را بستند. یکبار پرستار یادش رفته بود زنجیر را باز کند و بچه ها تا ظهر دستانشان با زنجیر روی تخت بسته شده‌بود. علی که معلول ذهنی است اما به گفته مادرخوانده اش لب مرز است و هوشیاری خوبی دارد، گفت: من غذاهای آنجا را نمی‌خوردم و همیشه با پولی که مادرم می‌داد از بیرون غذا تهیه می‌کردم. یکبار یکی از آنها (افراد متخلف در مرکز) روی یکی از دوستان افتاد و می خواست او را خفه کند. ... دیگر نمی‌خواهم حرف بزنم خیلی سخت و بد بود...
این گفته‌های یکی از معلولانی‌ست که در یک مرکز نگهداری در اطراف تهران سال‌ها شکنجه و آزار و اذیت شده اند. والدین تعداد زیادی از معلولان به دلیل اثبات شکنجه و اذیت و آزار از این مرکز نگهداری از معلولان، بطور رسمی شکایت کردند.
گزارش هادی کسایی‌زاده را بخوانیم:
قرارمان ۵۰ کیلومتر دورتر از تهران در منطقه ولدآباد نزدیک محمدشهر بود. چندین خانواده معلول منتظر بودند تا اسناد و مدارک و ناگفته‌های خود را در مورد ضرب و شتم و اذیت و آزار فرزندان‌شان در یک آسایشگاه نگهداری از معلولان گزارش دهند.
وقتی گفتیم سینا را بیاورید تا پارگی شکمش را ببینیم پدرش به سرعت پشت یک خودرو قایم شد! گفت: نمی‌خواهم سینا من را ببیند... هوایی می‌شود! حال و هوای خانه هم خوب نیست و مادرش عصبی و بیمار شده... وقتی سینا آمد پدرش از پشت شیشه های خودرو فرزندش را دید... گریست و بعد گفت: بمیرم الهی چقدر لاغر شده... پسرک خیلی بی تابی می کرد اما بالاخره توانستیم پیراهنش را بالا بزنیم و دیدیم جای بریدگی شدیدی روی شکمش است! و این آثار همان شکنجه ها در آسایشگاه بود!
به گزارش خبرگزاری مهر، در سال ۱۳۷۹ یک موسسه خصوصی اقدام به ایجاد مرکز نگهداری از معلولان با مجوز اداره کل بهزیستی البرز می کند و بعد از ۱۳ سال فعالیت با کمک خیرین و هزینه های دریافت شده از والدین کار خود را توسعه داده و با خرید زمین و ساختمان ۱۳۹ معلول را زیر پوشش خود قرار می دهد. ماجرا از آنجا آغاز می شود که والدین معلولان از سال ۹۰ متوجه کبودی یا زخم در بدن فرزندان خود شده اما باورشان نمی شود که شاید این علایم بر اثر ضرب و شتم ایجاد شده باشد.
بازرسان شکنجه معلولان را اثبات کردند
مادر خوانده یکی از معلولان (علی) که چندین میلیون تومان کمک نقدی و یک ساختمان هم به این مرکز هبه کرده از طریق فرزند معلولش که قدرت تکلم داشت متوجه می شود که او را کتک زده اند و اتاقش محلی برای کارهای غیراخلاقی و رقاصی شده است! شکایت اولیه این مادر به سازمان بهزیستی و اعزام بازرس از تهران بی نتیجه ماند و مادر نتوانست تخلفات رخ داده را اثبات کند. تا اینکه مدیرکل بهزیستی استان البرز با مشاهده فیلم های دوربین مداربسته نصب شده در آسایشگاه به حقیقت زنجیر کردن معلولان روی تخت و ضرب و شتم آنها پی برد و بازرسان در مرکز را چند ماه قبل پلمب کردند.
روایت شکنجه سینا در آسایشگاه
اما روایت زندگی ۱۱ ساله معلولان در این مرکز از زبان خودشان و والدین، تلخ و غیر قابل باور است. وحید عبدالحسینی پدر سینا که بعنوان شاکی از مدیر مرکز متخلف به دادسرای فردیس شکایت کرده است (شماره پرونده موجود است) می گوید: سینا ۲۰ سال دارد و معلول ذهنی و جسمی است. سال ۱۳۹۰ فرزندم را به این مرکز بردم تا از آن به نحو احسن نگهداری کنند. هزینه این نگهداری ماهانه ۳۷۰ تا ۵۰۰ هزار تومان بود و با اینکه کارمند ساده ای بودم به هر زحمتی این مبلغ را به آسایشگاه پرداخت می کردم. البته آسایشگاه از من همانند سایر والدین چک و سفته گرفت تا اگر هزینه نگهداری را ندادم اقدام قانونی کند!
ماهی یک بار سینا را از آسایشگاه به خانه می بردیم تا روحیه اش کمی شاداب شود. ۲ سال بعد وقتی سینا را یک روز خانه آوردم در حمام متوجه شدم جای گاز گرفتگی، ضرب و شتم و کبودی روی دست و بدنش زیاد است! هرچند مسئولان مرکز زیر بار نمی رفتند اما بازرسان این اقدامات را اثبات کردند. سینا ۴ روز بعد از تعطیلی مرکز در کما بود و نتیجه پزشکی قانونی گفته های من در مورد شکنجه فرزندم را اثبات می کند. بازرسان در گزارش خود سگ درمانی و زنجیر درمانی را ذکر کرده اند.
آقای مددی پدر یکی دیگر از معلولان این آسایشگاه بود که می گفت: فرزندم ۱۱ سال در این مرکز نگهداری شد و ما نمی دانستیم در این سالها چه بلایی سرش آمده است. هفته ای یکبار از تهران به کرج می آمدیم. یکبار که لباسش را بالا زدیم جای چنگ و خراشیدگی شدیدی روی بدنش دیدم. هر هفته لاغرتر می شد و بعد بیماری ذات الریه گرفت و چند روز در ICU بستری بود. ما نمی دانستیم که قرص هایش را قطع کرده اند و پسرم عذاب می کشد.
از آقای مددی سئوال کردیم چرا شکایت نکردید، گفت: ما را تهدید کردند که اگر شکایت کنید فرزندتان را هیچ کجا قبول نمی‌کنند برای همین اقدام نکردم.
گفته های روان‌شناس مرکز
در میان خانواده های معلولان خانم محمدی روان‌شناس مرکز هم بود. هر چند مدت زمان همکاری وی با آن مرکز یک ماه بیشتر نبود اما برخی گفته های خانم دکتر قابل تامل است. می گفت: بچه ها استرس زیاد و به نوعی فشار عصبی داشتند و بعد از مدتی مشکلات بیشتر شد. یکبار برای تعمیرات تخت ها را جمع کردند و بچه ها مجبور بودند تمام روز ایستاده باشند و شب هم به سختی بخوابند. من خیلی اعتراض کردم اما پاسخی ندیدم برای همین استعفا دادم.
قرار است این مرکز دوباره فعالیتش را آغاز کند!
خانم صفایی مادرخوانده علی می گفت: از سال ۹۲ فهمیدم فرزندم اذیت می شود. با اینکه برای مرکز ساختمان ساخته بودم اسباب فرزندم را بیرون انداختند و گفتند تاریخ مصرفش تمام شده است! بعد علی برایم تعریف کرد که یک شب سگ به جانش انداختند و او از ترس فرار کرده و بعد کتفش در رفته است. آب را روی معلولان می بستند و برای پنهان کاری تخلفات آدم می خریدند. حالا هم هنوز تابلوی مرکز پایین نیامده و خبردار شدیم قرار است دوباره باز شود.
البته بعد از پلمب مرکز معلولان از طرف بهزیستی استان به مرکز دیگری منتقل شدند و سریع از مدیر مرکز متخلف شکایت کردیم و پرونده در حال پیگیری است.
به معلولان نان خشک آب زده می دادند!
اظهارات والدین و انواع شکنجه ها و تخلفات آنقدر تکان دهنده بود که نمی‌توان تمام آنها را نوشت اما گفته های مادریار مرکز که حالا در جای دیگری مشغول کار است کار را تمام کرد. گفت: من می دیدم که معلولان مرکز فقط نان خشک آب زده می خوردند و گوشت ها و مرغ های اهدایی وارد آشپزخانه نمی شد. حتی گوشت داشتیم و آنها آن را دور می ریختند! بچه های بیگناه از غذاها بیزار بودند اما زبان نقد نداشتند. در حالی که مدیر مرکز از خیرین کمک های میلیونی می گرفت.
در این میان، گفته‌های آقای فرزین از مدیران سابق این مرکز قابل تامل بود که می گفت: این رخدادها بعد از رفتن من بیشتر شد چون من آن زمان به واقع ندیدم. اما اخذ هزینه ماهانه ۵۰۰ هزار تومان از والدین به جای ۳۷۰ هزار تومان غیر قانونی بود. گرفتن چک و سفته از والدین هم غیرقانونی بود و اینکه به جای ۱۳۹ معلول بعد از پلمب ۱۲۵ نفر تحویل شدند؛ یعنی آمار فوتی ها ارائه نشد!
سایر معلولان تک به تک از داخل حیاط محل زندگی جدید خود ما را نگاه می کردند. برخی هنوز جای شکنجه ها را در بدن داشتند اما مسئول مرکز مانع گفتگو شد. پدر سینا حال خوبی نداشت و سایرین هم به دلیل بازگو کردن این روایت متاثر بودند. برخی می گفتند: واقعا رسانه حرف های ما را منتشر می کند؟ آیا قوه قضائیه گزارش را می خواند؟ آیا واقعا کسی صدای ما را می شنود؟ چندین رسانه رفتیم اما قول دادند و کاری نشد.