Sunday, March 13, 2016

پایان اعتصاب غذای سعید حسین زاده پس از بیست روز

سعید حسین زاده، فعال معدنی محبوس در زندان اوین، شب گذشته پس از تحمل بیست روز اعتصاب غذا به اعتصاب غذای خود پایان داد.
به گزارش منابع هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بنا به درخواست فعالین مدنی و وعده مساعدت دادستانی برای اعزام به مرخصی، این فعال مدنی زندانی ساعت ۸ شب گذشته به اعتصاب غذای خود پایان داد.
او از روز جمعه سی ام بهمن ماه به دلیل عدم رسیدگی به وضعیتش، اعلام اعتصاب غذا کرده بود.
این فعال مدنی که چندی پیش در اعتراض به وضعیت پرونده و نگهداری اش در زندان اعلام اعتصاب غذا کرده بود، طی نامه ای نوشته بود که از بیماری های مختلف نظیر روماتیسم، تنگی نفس، مشکلات قلبی و عفونت و خونریزی معده رنج می برد که حین بازداشت و حبس مبتلا شده است.
وی همچنین گفته بود در حین اعزام به بیمارستان “کارشکنی ها و رفتارهای غیرمعمول” شده که منجر به وخامت وضعیت سلامتی اش شده است.
سعید حسین زاده روز ۲۷ بهمن ماه به بیمارستان «امام خمینی» اعزام شد و پزشکان تایید کرده اند که رماتیسم مفصلی او به قلب سرایت کرده و نیاز به معالجه مستمر دارد و این زندانی تحمل ادامه این وضعیت در شرایط حبس را ندارد.
پیشتر پزشکی قانونی زندان اوین نیز شرایط عدم تحمل کیفر این فعال اجتماعی را تایید کرده بود.
خانواده آقای حسین زاده هم اخیرا گفته اند که از طرف نیروهای سپاه جهت عدم پیگیری و رسانه ای کردن فرزندشان به صورت تلفنی تهدید شده اند.
همچنین علیرغم پیگیری‌های حقوقی برای اعتراض به وضعیت پرونده، وکیل وی تا کنون موفق به مطالعه‌ی پرونده نشده است.
سعید حسین زاده در مهرماه ۱۳۹۳، از سوی ماموران سپاه در منزل شخصی‌اش دستگیر و به سلول‌های انفرادی بند ۲-الف زندان اوین منتقل شد.
وی در دادگاه بدوی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری به هفت سال زندان محکوم شد. حکمی که در مرحله تجدیدنظر و در شعبه ۳۶ توسط قاضی زرگر تایید شد. این در حالی است که مجموع اشد مجازات این دو اتهام چهار سال حبس بیشتر نیست.
آقای سعید حسین‌زاده هم‌اینک دومین سال حبس خود را در بند هفت زندان اوین سپری می کند.

طا قت بیار رفیق

نامه افشین ندیمی به افشین سهراب زاده زندانی سیاسی در زندان میناب
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻣﺖ ﺭﻓﯿﻖ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺍﺻﻼ
ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﻡ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩ .
ﺑﻠﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﻣﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭘﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﭘﺎﺗﻖ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ
ﻭ ﭼﺮﯾﮑﻬﺎﯼ ﮐﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭﯼ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﮔﺮﺩﺵ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﻩ ﻭ ﺻﺤﺮﺍ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ
ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺛﺒﺖ ﻧﺎﻡ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ..…
ﺁﺭﯼ ﺭﻓﯿﻖ ﻣﻦ، ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﻦ ﻭ ﺷﻤﺎ ﮐﻨﺎﺭﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻨﺞ
ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ . ﺳﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﻋﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ
ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭ ﺗﺤﺼﯿﻼﺕ ﺁﮐﺎﺩﻣﯿﮏ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﻣﻦ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺑﻠﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﻣﻦ .
ﻣﻦ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﻘﯿﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ . ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ .
ﺑﻠﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﮐﻨﯿﻢ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ
ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺭﺍﻩ ﺑﻬﺘﺮ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺭﺍ .
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﯾﮏ ﻓﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ
ﮔﺮﻓﺖ ﺣﺎﻝ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﻭ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ
ﺗﺠﺎﺭﺏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ .
ﺑﻠﻪ ﺭﻓﯿﻘﻢ ﻭ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ
ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻣﺘﻮﻫﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﻔﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﻘﻖ ﺍﻫﺪﺍﻑ
ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﮐﺮﺩ .
ﺑﻠﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﻣﻦ، ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ
ﺳﻠﻮﻝ ﻭ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﯾﺎﺩ
ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﻬﺎﯼ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﻠﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻋﻠﻢ ﺁﺯﺍﺩ
ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ .
ﺭﻓﯿﻖ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﺻﻌﺐ ﺍﻟﻌﻼﺝ ﺳﺮﻃﺎﻥ
ﺭﻭﺩﻩ ﻭ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﻭ ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯾﺎﺩﺕ
ﻧﯿﺎﺩ ﮐﻪ ﮐﯽ ﻭ ﮐﺠﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ .
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ
ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺍﺳﻔﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺳﺎﻝ ۱۳۸۹ ﺑﻮﺩ ﺑﻠﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺣﺪﻭﺩ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ
ﻇﻬﺮ ﺑﻮﺩ .
«ﺷﯿﺮﺯﺍﺩ ﺁﺳﻢ » ( ﭘﺸﺘﯿﻮﺍﻥ )، «ﻧﻌﻤﺖ ﺍﺳﺤﺎﻗﯽ » ﻭ « ﺻﺒﺎﺡ ﺧﯿﺎﻁ » ﻫﻨﮕﺎﻡ
ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺮﯾﺪﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﺳﻨﻨﺪﺝ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ
ﺍﺯﺕ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺑﻨﺪ ﻣﺎ (ﺑﻨﺪ ﭘﺎﮎ ۲ ﺑﻨﺪ
ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﺳﻨﻨﺪﺝ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ) ﻭﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﺪﻣﺖ ﻭ « ﭘﺸﺘﯿﻮﺍﻥ» ﺑﺎ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻪ
ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﻣﻦ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺑﻠﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻨﺪ ﭘﺎﮎ ۱ (ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ )
ﻫﺴﺘﯽ،ﻣﻦ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﮕﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺳﯿﺎﺳﯽ
ﻧﯿﺴﺘﯽ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺑﻨﺪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﺗﻮ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺑﻢ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ
ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺁﻧﺠﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ
ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﺰﺭﮔﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ
ﺭﺷﺪ ﺑﺎﺩﮐﻨﮑﯽ ﯾﻬﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﯿﺴﺘﻦ ﺁﺯﺍﺭﻡ
ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻡ .
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻭ ﺳﻠﻮﻝ ﻭ ﺑﺎﺯﺟﻮﯼ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﮔﻔﺘﯽ
ﻭﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﭘﻨﺞ ﻧﻔﺮ ﻣﺎ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﻮﺩ ﭼﻮﻥ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﻫﻢ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻣﯽ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺟﺪﺍ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ
ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﮕﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﮐﺎﻣﯿﺎﺭﺍﻥ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﺪﻩ
ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﺳﻠﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺮ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻭ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻧﺠﺎ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ
ﻧﺎﻫﻨﺠﺎﺭ ﻭ ﮔﻮﺵ ﺧﺮﺍﺵ «ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺭﺣﯿﻤﯽ » ﺑﺎﺯﺟﻮﯼ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻭ ﻓﺤﺶ
ﻫﺎﯼ ﺭﮐﯿﮑﺶ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﻮﺩ .
ﺑﻠﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﮔﻔﺘﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﯼ ﻭ ﺩﺭﺩﻫﺎﯼ
ﮐﻪ ﻣﺘﺤﻤﻞ ﺷﺪﯼ ﺍﺯ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺗﺎ ﻣﺸﺖ ﻫﺎﯼ
«ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺭﺣﯿﻤﯽ » ﻭ « ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺍﺣﻤﺪﯼ» ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ ( ﺣﺎﺟﯽ ﻣﺨﺘﺎﺭﯼ ) ﺑﻪ
ﺳﺮ ﻭ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻟﮕﺪ ﺯﺩﻥ «ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺭﺣﯿﻤﯽ» ﺑﻪ ﺑﯿﻀﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ
ﮔﯽ ﻓﺘﻘﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻭﺧﯿﻤﯽ ﺟﺴﻤﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﮐﺘﺮ
ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺩﺭ ﺳﻠﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻭ ﺑﺎﺯﺟﻮﯼ ﻫﺎﯼ
ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺟﺴﻤﯽ ﺗﺎ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﻓﺮﻣﺎﯾﺸﯽ ﻭ ﻣﺤﮑﻮﻣﯿﺖ ﺑﻪ
ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﮔﻔﺘﯽ .
ﻭ ﺍﺯ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ «ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺭﺣﯿﻤﯽ » ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺟﻮﯼ ﻫﺎﺵ ﺑﻪ ﺁﻥ
ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺁﻥ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺑﺎﺯﺟﻮﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﯾﺎﺩﺍﻥ «ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻓﺘﺎﺣﯿﺎﻥ»
ﻭ «ﻓﺮﺯﺍﺩ ﮐﻤﺎﻧﮕﺮ» ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺟﺎﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ
ﺍﻫﺪﺍﻓﺸﺎﻥ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ« ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺭﺣﯿﻤﯽ » ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ .
ﺑﻠﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮔﻔﺘﯽ ﺭﺍﻫﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ، ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ
ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﻭ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻓﺖ ﻓﺪﺍ
ﮐﻨﯽ ﻭﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ « ﭼﮕﻮﺍﺭﺍ » ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ
ﮔﻮﯾﺪ “ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﻣﺎ ﯾﮏ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﻬﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ
ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﯾﻢ ”.
ﺑﻠﻪ ﺭﻓﯿﻘﻢ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﮐﺎﮎ « ﻓﻮﺍﺩ ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺳﻠﻄﺎﻧﯽ »، ﮐﺎﮎ
«ﺻﺪﯾﻖ ﮐﻤﺎﻧﮕﺮ» ، « ﺩﮐﺘﺮ ﺟﻌﻔﺮ ﺷﻔﯿﻌﯽ» ﻭ ﮐﺎﮎ «ﻣﺤﻤﺪ ﺣﺴﯿﻦ
ﮐﺮﯾﻤﯽ» ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﻭ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﺭﺍﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﯽ ﻭﺣﺎﺿﺮﯼ
ﺟﻬﺖ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﻣﺤﺮﻭﻣﺎﻥ ﻭ ﺳﺘﻤﺪﯾﺪﻩ ﮔﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻓﺪﺍ ﮐﻨﯽ .
ﺑﻠﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﺷﻔﯿﻘﻢ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ
ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺣﺰﺏ ﻭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺧﺎﺹ
ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ .
ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﺧﺒﺮ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺟﺴﻤﯽ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ
ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺎ ﻣﺮﮒ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﻪ ﻧﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ
ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺷﺪﻡ . ﺭﻓﯿﻘﻢ ﺑﻠﻪ ﻧﮕﺮﺍﻥ ،ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺳﻼﻣﺘﯿﺖ ﺷﺪﻡ
ﺍﻓﺸﯿﻦ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺯﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ
ﮐﺎﻣﯿﺎﺭﺍﻥ ﻧﺸﺪ ﻭ ۲۵ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﺎﻥ ﺩﻝ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ
ﺍﻫﺪﺍﻓﺶ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺸﺪ ﺍﺯ ﺍﻓﮑﺎﺭﺵ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ
.ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﻫﺪ . ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ
ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ ﻣﺮﮒ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺒﻮﺗﺮ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﺒﻮﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺭﻓﯿﻖ ﻋﺰﯾﺰ ﻭ ﺑﺮﺍﺕ
ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﮐﻦ ﺭﻓﯿﻖ
ﻃﺎﻗﺖ ﺑﯿﺎﺭ ﺭﻓﯿﻖ
ﻃﺎﻗﺖ ﺑﯿﺎﺭ ﺭﻓﯿﻖ
ﺍﻓﺸﯿﻦ ﻧﺪﯾمی
2016/03/11

Friday, March 11, 2016

خامنه ای داماد علم الهد ی رییسی دادستان کل کشور و مسیول کشتار زندانیان در سال 67 را به تو لیت استان قدس رضوی منصوب کرد

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران طی اطلاعیه ای اعلام کردکه خامنه ای جنایتکاربرای اینکه سلطه بی چون وچرای خودش رابراین امپراطوری آستان قدس رضوی ابقاکند٫ رئیسی دادستان کل رژیم راکه داماد علم الهدی امام جمعه وقداره کش خامنه ای درمشهداست رابه سمت تولیت آستان قدس رضوی منصوب کرد.
***
اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران
خامنه‌ای با انتصاب ابراهیم رئیسی به تولیت آستان قدس رضوی درصدد چپاول دهها میلیارد دلار است
رئیسی دادستان کل رژیم و از مسئولان قتل‌عام 1367به‌خاطر جنایت علیه بشریت باید محاکمه شود
خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع، پس از مرگ آخوند جنایتکار واعظ طبسی، سردژخیم ابراهیم رئیسی دادستان کل رژیم، قاتل هزاران زندانی سیاسی و از مسئولان قتل‌عام سال 1367 را به سمت تولیت آستان قدس رضوی منصوب کرد. او یک مهره سرسپرده خامنه‌ای و داماد آخوند احمد علم‌الهدی قداره کش خامنه‌ای در خبرگان و امام جمعه مشهد است.
خامنه‌ای با نصب رئیسی به‌ریاست یکی از بزرگترین بنیادهای اقتصادی ایران درصدد است سلطه بی‌چون و چرای خودش را بر این امپراطوری مالی حفظ کند و با چپاول درآمدهای نجومی آن از یک سو جیب سردمداران رژیم را پر کند و از سوی دیگر هزینه‌های روزافزون جنگ در سوریه و عراق و یمن را به قیمت فقر بیشتر مردم تأمین کند.
داراییهای آستان قدس رضوی در تاریخ 1200ساله خود هیچ‌گاه تا این اندازه مورد چپاول حکام محلی یا سراسری قرار نداشته و همواره بخشهایی از آن صرف رفع نیازمندیهای محرومان و خدمات عمومی می‌شده است. تنها اراضی موقوفه آستان قدس که در سراسر ایران گسترده است، دهها میلیارد دلار قیمت دارد. این بنیاد مالی در همه عرصه‌های اقتصادی مانند کشاورزی، صنایع غذایی، داروسازی، خودرو سازی، ساختمان، معدن، انرژی، تکنولوژی اطلاعاتی و... سرمایه‌گذاری کرده و سودهای کلان به جیب می‌زند. طبق دستور خمینی این امپراطوری مالی از پرداخت مالیات نیز معاف است.
آستان قدس که با سرمایه و درآمد کلانش می‌توانست در خدمت رونق اقتصادی کشور، کاهش فقر و بیکاری و تورم قرار گیرد امروز فقط در خدمت سرکوب، جنگ‌افروزی و باعث فقر و سیه روزی مردم ایران است.
رئیسی عضو کمیته مرگ در سال 1367 بود و منتظری جانشین وقت خمینی در اعتراض به قتل‌عام زندانیان سیاسی به او و سه سردژخیم دیگر نوشت: «این گونه قتل‌عام بدون محاکمه آن هم نسبت به زندانی و اسیر قطعاً در درازمدت به نفع آنها است. دنیا ما را محکوم می‌کند و آنان را بیشتر به مبارزه مسلحانه تشویق می‌کند مبارزه با فکر و ایده از طریق کشتن غلط است... . مجاهدین خلق یک سنخ فکر است با کشتن حل نمی‌شود بلکه ترویج می‌شود...
این جنایتکار در سال 59 در حالی که 20سال داشت دادستان کرج شد و همزمان دادستانی همدان نیز به او محول شد. در سال 1364 جانشین دادستان انقلاب تهران گردید و در همین سمت در قتل‌عام 1367 بیشترین نقش را ایفا کرد. از 1368 تا 1373 دادستان تهران و از 1373 تا 1383 ریاست سازمان بازرسی کل کشور و از 1383 تا 1393 معاون اول قضاییه آخوندها بود و در دو سال اخیر دادستان کل کشور بوده است. وی همچنین به دستور شخص خامنه‌ای به‌عنوان دادستان کل ویژه روحانیت یعنی دستگاه سرکوب و کشتار روحانیانی که حاضر به تبعیت از خامنه‌ای نیستند منصوب شده است. این دژخیم به‌خاطر جنایت علیه بشریت باید در مقابل عدالت قرار گیرد.

احمذ شهید اعدام نوجوانان و فشار بر جامعه بهاییان متو قف کنید

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران در تازه‌ترین گزارش خود درباره وضعیت حقوق بشر جمهوری اسلامی، در سی و یکمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، از ‫#‏اعدام‬ ‫#‏نوجوانان‬ و افزایش فشارهای امنیتی بر جامعه ‫#‏بهاییان‬ به شدت انتقاد کرد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، این نشست روز پنج‌شنبه دهم مارچ/ ۲۰ اسفند در ژنو برگزار شد و احمد شهید، بار دیگر از حکومت ایران به دلیل افزایش چشمگیر اعدام‌ها در سال گذشته میلادی انتقاد کرد.
بر اساس گزارش ۲۲ صفحه‌ای آقای شهید، سال گذشته دست‌کم ۹۶۶ نفر در ایران اعدام شده‌اند که او معتقد است این رقم، بالاترین شمار اعدام‌ها در یک‌دهه گذشته بوده است. این در حالی است که سازمان عدالت برای ایران، شمار اعدام‌ها در سال ۲۰۱۵ را بالاترین در ۲۵ سال گذشته می‌داند.
قرار است او و دیگر گروه‌هایی که در زمینه حقوق بشر در ایران فعالیت می‌کنند، روز دوشنبه چهاردهم مارچ/ ۲۴ اسفند گزارش‌های مفصل‌تری درباره اوضاع حقوق بشر در ایران ارائه کنند.
احمد شهید در صحبت‌های امروز خود با یادآوری استقبالش از توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی، باز هم ابراز امیدواری کرد که این توافق بتواند فضایی برای دولت ایران فراهم کند تا بیش‌تر به مسائل حقوق بشری بپردازد.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران گفت که از تابستان گذشته شاهد تغییر لحن و رفتار دولت ایران در قبال مسائل حقوق بشری بوده اما این تلاش‌ها به تغییر اساسی در وضعیت حقوق بشر ایران و بهتر شدن شرایط منجر نشده است.
احمد شهید به عدم وجود فرصت و امکان برای برگزاری تجمعات در ایران اشاره کرد و از این‌که فعالان مدنی نمی‌توانند تشکل داشته باشند و آزادنه فعالیت کنند، ابراز تاسف کرد.
او گفت که بر اساس گزارش‌هایی که از ایران دریافت می‌کند، از دسترسی نداشتن متهمان به دادرسی عادلانه و اعتراف تحت فشار نگران است. برخوردار نبودن زندانیان از حقوق اولیه‌، به انفرادی فرستادن متهمان و زندانیان و بی‌توجهی به حقوق اقلیت‌ها از دیگر نگرانی‌هایی است که احمد شهید در گزارش خود مطرح کرده است.
او گفت که چهار موضوع را در دستور کار دارد که ایران باید به شکلی جدی به آن‌ها بپردازد. این چهار موضوع عبارتند از تلاش برای بهبود بخشیدن سیستم قضایی ایران، متوقف کردن اعدام نوجوانان، توجه به شرایط بهاییان و همراه کردن ایران با مکانیزم‌های جهانی حقوق بشر.
مخاطب گزارش‌های احمد شهید اما بیش از آن‌که قوه مجریه ایران باشد، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است که زیر نظر رهبر ایران فعالیت می‌کند و رئیس آن، منصوب مستقیم ولی فقیه است.
قوه قضاییه تا به حال واکنش دوستانه‌ای به گزارش‌های آقای شهید نشان نداده است و قوانین حاکم را برآمده از اسلام و غیر‌قابل تغییر دانسته است.
در مقابل، یکی از انتقادهایی که به گزارش‌های احمد شهید وارد می‌شود این است که او کمتر به نقض حقوق دگرباشان جنسی در ایران می‌پردازد چرا که نمی‌خواهد باعث برخورد تند حکومت ایران شود.

Thursday, March 10, 2016

ممنوع التصویری خاتمی رادر صورت وجود ابلاغ کنید

 با ابهام و سردرگمی مطبوعات و رسانه ها درباره ممنوع التصویر بودن سید محمد خاتمی، مدیرمسئول روزنامه بشارت نو در نامه‌ای کتبی خطاب به معاون اول قوه قضاییه و رئیس جمهور “رئیس شورای عالی امنیت ملی” خواستار ارسال تصویر کتبی مصوبه ممنوع التصویری محمد خاتمی به این نشریه شد. درخواست مشابه وی از دادستان کل کشور پس از گذشت ۷۵ روز هم چنان بی پاسخ مانده است،
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تارنمای یزدیان، در پی اعلام شفاهی وجود مصوبه ممنوع التصویری سید محمد خاتمی از طرف برخی از مسئولین قوه قضاییه، مدیر مسئول روزنامه بشارت نو چند ماه قبل با استناد به مواد قانونی، ابلاغ این مصوبه و ارائه تصویری از آن به این نشریه با توجه به قانون “انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات” مصوب ۱۳۸۸ مجمع تشخیص مصلحت نظام را از دادستان کل کشور درخواست کرد که متن نامه درخواست روزنامه بشارت نو به دادستان کل کشور در شماره ۱۰۰۵مورخ ۰۵/۱۰/۱۳۹۴ این نشریه به چاپ رسید.
اما با گذشت بیش از ۷۵روز از زمان درخواست، تاکنون هیچ پاسخ و یا تصویری از مصوبه ممنوع التصویری سید محمد خاتمی به این نشریه ارسال نشده است.
این در حالی است که طبق ماده هشت قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» از زمان درخواست ارائه مصوبه، باید ظرف مدت ۱۰ روز به این درخواست پاسخ داده شود و حتی قانون، عدم پاسخگویی را جرم محسوب می کند.
رد مصوبه ممنوع التصویری توسط رییس جمهور
در هفته گذشته (روز یکشنبه ۱۶/۱۲/۱۳۹۴)، رییس جمهور که رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور هم هست، در نشست خبری خود، وجود نداشتن هرگونه مصوبه در خصوص ممنوع التصویری سید محمد خاتمی (رئیس جمهور اسبق) را اعلام کرد و حتی طرح موضوع ممنوع التصویری و وجود مصوبه ای در این مورد در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را به شوخی تشبیه کرد و تاکید کرد که اگر به فرض هم مصوبه ای وجود داشته باشد، غیرقانونی است.
تاکید معاون اول قوه قضاییه به وجود مصوبه
اما یک روز پس از اظهارات رییس جمهور، معاون اول قوه قضاییه در پاسخ به اظهارات رئیس جمهور، از وجود مصوبه‌ای در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در خصوص ممنوع التصویری آقای خاتمی خبر داد و حتی ضمن اعلام شماره این مصوبه، علت اطلاع نداشتن رئیس جمهور از مصوبه مذکور را مشغله کاری دانست و سخنان وی را به شوخی تعبیر کرد.
در همان روز سخنگوی وزارت ارشاد نیز برای چندمین بار در خصوص ممنوع التصویری آقای خاتمی، بر وجود نداشتن مصوبه ای با تایید رهبر ایران در شورای عالی امنیت ملی تاکید کرد.
سردرگمی رسانه ها در موضوع ممنوع التصویری
برابر ماده چهار آیین نامه تاسیس و نحوه فعالیت خبرگزاری های غیر دولتی مصوب ۱۳۸۴ کلیه مصوبات شورای عالی امنیت ملی در خصوص انتشار اخبار پس از ابلاغ رسمی (کتبی) برای خبرگزاری لازم الاتباع است و با توجه به اینکه مطبوعات در چارچوب آیین نامه ها و دستورالعمل های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کنند و برابر قانون چنانچه مصوبه ای در خصوص ممنوع التصویری فردی وجود داشته باشد، باید به وزارت ارشاد جهت ابلاغ به مطبوعات ارسال شود اما تاکنون چنین ابلاغی انجام نشده است.
حال با توجه به اعلام عدم وجود هرگونه مصوبه در شورای عالی امنیت ملی از طرف رئیس جمهور به‌عنوان رئیس این شورا و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از یک سو و تاکید قوه قضاییه مبنی بر وجود مصوبه و ممنوع التصویر بودن سید محمد خاتمی از سوی دیگر، مطبوعات دچار سرگردانی شده اند و تکلیف آنها جهت انتشار اخبار و تصاویر رئیس سابق، مشخص نیست.
در همین راستا مدیر مسئول روزنامه بشارت نو جهت رفع ابهام در وجود مصوبه و بلاتکلیفی مطبوعات کشور، برای دومین بار طی درخواستی کتبی خطاب به معاون اول قوه قضاییه و رئیس جمهور (رئیس شورای عالی امنیت ملی) خواستار ارسال تصویر کتبی مصوبه در صورت وجود به این نشریه شده است.
این در حالی است که پاسخ به درخواست اولیه خطاب به دادستان وقت کل کشور، حجت الاسلام ابراهیم رئیسی نیز علیرغم ارسال به دادستانی و انتشار در رسانه های مختلف، همچنان بی پاسخ مانده است.

Wednesday, March 9, 2016

9 هزار پناهجوی ایرانی از استرالیا به ایران بر گردانده می شوند

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ‫#‏ایران‬ در سفرش به استرالیا پناهجویان ایرانی را به ایران برمی‌گرداند. به گفته وزیر خارجه استرالیا این توافق سال گذشته در تهران حاصل شده و با امضای قرارداد در کانبرا عملی خواهد شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس از قول مقامات استرالیایی روز چهارشنبه ۹ مارس (۱۹ اسفند) اعلام کرد که‫#‏پناهجویان‬ ایرانی در استرالیا طی قرارداد جدید این کشور با جمهوریاسلامی به ایران بازگردانده می‌شوند.
جولی بیشاپ، وزیر خارجه استرالیا گفته مذاکرات با همتای ایرانی‌اش محمد جواد ظریف خوب پیش رفته است و او انتظار دارد که هفته آینده قرارداد استرداد پناهجویان ایرانی امضا شود.
محمد جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران ۱۵ اسفند (۲۵ مارس) سفرش را به شش کشور آسیای دور آغاز می‌کند. سنگاپور، تایلند، برونئی،‌ اندونزی،‌ نیوزیلند واسترالیا مقاصد ‌ظریف در این سفر هستند.
به گفته وزیر خارجه استرالیا، تهران مدت‌های زیادی از پذیرش پناهجویانی که نمی‌خواهند به ایران باز گردند خودداری می‌کرده است اما او گفته ظاهرا موانع این کار برداشته شده است.
بیشاپ تاکید کرده که ترجیح کشورش این است که پناهجویان داوطلبانه به کشورهای خود بازگردند اما به گفته او کسانی که هیچ استدلال قانونی برای ماندن در استرالیا ندارند می‌بایست بازگردانده شوند.
مقدماتی که در تهران چیده شد
مذاکرات برای بازگرداندن پناهجویان ایرانی از استرالیا سال گذشته و هم زمان با سفر وزیر خارجه استرالیا به تهران آغاز شد. این مذاکرات در چارچوب کلی همکاری‌های دو کشور برای مبارزه با قاچاق انسان صورت گرفت.
در قراردادی که بناست سه‌شنبه هفته آینده، ظریف در کانبرا پایتخت استرالیا آن را امضا کند، قید شده که پناهجویانی که به ایران بازگردانده می‌شوند نباید تحت آزار و اذیت قرار گرفته یا بازداشت شوند.
این قرارداد بالغ بر ۹ هزار پناهجوی ایرانی را در بر می‌گیرد. ۴۰۰ نفر از این پناهجویان در مراکزی که استرالیا برای پناهجویان غیرقانونی در اقیانوس آرام، جزایر نائورا و پاپوآ گینه نو برپا کرده اقامت دارند. این جزایر شرایط بسیار غیرانسانی و بدی دارند و تا کنون پناهجویان ساکن این جزایر چندین بار به شرایط بد آنجا اعتراض کرده‌اند. در جریان این اعتراضات یک پناهجوی ایرانی کشته شد. یک پناهجوی ایرانی دیگر نیز در اثر ابتلا به یک عفونت ساده درگذشت.
دولت استرالیا مدعی است که این پناهجویان در حقیقت “مهاجران اقتصادی” بوده و پناهجوی سیاسی یا اجتماعی نیستند. این افراد به دلیل نداشتن یک آینده روشن ایران را ترک کرده‌اند واسترالیا نیز از پذیرش آنها خودداری می‌کند. دولت ایران نیز تا کنون از قبول بازگشت آنها خودداری کرده است

Tuesday, March 8, 2016

فرزند 15 ساله خالد حردانی زندانی سیاسی پس از تحمل سالها شکنجه از ایران خارج شد

ام او وليد است، زماني بدنيا امد كه پدرش تحت شديدترين شكنجه ها بود و مادرش بخاطر زايمان از زندان ازاد شد اما پس از زايمان و زماني كه وليد فقط چند هفته داشت دوباره مادرش در منزل دستگير و به زندان اوين منتقل مي شود.وليد نزد مادر بزرگش كه اينك سرپرست اوست بزرگ مي شود و اين در حالي است كه پدرش حكم اعدام مي گيرد و همچنين دو تن از دايي هاي وليد بنام هاي فرهنگ و شهرام پور منصوري نيز توسط دادگاه انقلاب تهران حكم اعدام مي گيرند. مادربزرگش بيش از ١٨ ماه در زندان ا وين بود و عمويش،رسول به ٢٢ سال زندان محكوم ميشود واينها تنها بخشي از سرگذشت غم انگيز و تلخ پسري بنام وليد حرداني است. پسري كه تنها سهم او از ايراني بودنش زندگي غم انگيز اطرافيان و خانواده اوست.او ميبايست تمام اين رنجها را تحمل مي كرده زيرا در سرزميني بدنيا امده كه اولين ‘اعلاميه جهاني حقوق بشر’ در ان تدوين شده بود.
ولید نووجوانی که بارها توسط مقامات زندان و امنیتی تهیدید شد حتی ماموران بارها خالد را تحت فشار گذاشتند که در صورت عدم هکاری بچه اش را از بین می برند .
مادر زنداني ، پدر و دو تن از دايي ها زير حكم اعدام،عمو با بيماري و رنج زنداني، خاله هايش زنداني، خدا قوت
چگونه اين هم درد و رنج را مي بايست تحمل مي كرد، كوه هم اگر بودي زير اين همه ناانساني ، فشار وشكتجه و درد خرد مي شد و نابود مي گشت و اين تنها بخش كوچكي از سرگذشت انسانهاي اطراف وليد حداني است. كه حاتمي كيا ، كارگردان حكومتي ان را در فيلمي بنام ارتفاع پست به تصوير كشيده و در نهايت همان فيلم بچه اي بدنيا ميايد كه قرار است وارث اين همه ظلم و شكنجه و زندان باشد.
حال وليد پس از ۱۵ سال از ايران خارج مي شود پدرش كه اينك زنداني است بارها به او گفته است : در ايران با وجود اين حكومت ظالم و ديكتاتور ايندهاي براي تو و هم نسل هاي تو نخواهد بود زيرا اينها دشمنان واقعي جامعه و انسانيت هستند من دوست داشتم تو در كشوري بدنيا مي امدي كه در ان ازادي باشد و جوانان بخاطر ازادي هاي كوچك متحمل درد و رنج ، شكنجه ، زندان و اعدام نشوند