Monday, June 13, 2016

محکومیت احکام صادره شلاق از سوی فعالین کارگری

 تعدادی از جمعیت های کارگری طی بیانیه ای ضمن محکوم کردن مجازات شلاق کارگران و دیگر محکومان به این مجازات ضمن پافشاری برای لغو حکم ضد کارگری شلاق برای کارگران بافق، خواستار لغو مجازات شلاق و دیگر مجازات های بدنی و تحقیر کننده شدند.
متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار هرانا قرار گرفته در ادامه می آید:
صدور حکم شلاق؛ پس از کارگران معدن آق دره این بار نوبت به کارگران معدن بافق رسید!
بازهم دادگاه های حکومتی حکم زندان و شلاق برای کارگران صادر کردند! این بار کارگران معدن بافق به حکم دادگاه اسلامی،به تحمل ضربه های شلاق و زندان محکوم شدند.
کارگران معدن بافق در سال گذشته نزدیک به ۵۰ روز دست از کار کشیدند وبرای احقاق مطالبات خود و مخالفت با خصوصی سازی معدن، اعتصاب کردند. مبارزۀ متحد این کارگران در مقابل تصمیم ضدکارگری کارفرما، باعث افزایش ابعاد فشار و سرکوب علیه کارگران گردید.
سلاح کارگران اتحاد و حمایت خانواده های آنان بود،اما سلاح کارفرما، پلیس و دیگر نیروهای انتظامی و امنیتی، دادگاه و حمایت دستگاه قضایی حاکم که حکم زندان و شلاق و جریمۀ نقدی برای کارگران صادر می کند. آری سرمایه داران و نهادهای سرکوبگر حامی شان – که نیروهای انتظامی و امنیتی و دستگاه قضائی در رإس آنها قرار دارند-  با وارد کردن انواع اتهام ها به کارگران، به زندانی کردن، شلاق زدن و جریمۀ نقدی کارگران روی می آورند. آنها شیوه های قرون وسطائی و حتی برده دارانۀ تازیانه زدن به کارگران را (تازیانه زدن شکنجه ای بود که بر برده ها اعمال می شد) در دستور روز قرار داده اند تا استثمار و بی حقوقی کامل کارگران را تداوم بخشند.
پس از صدور و اجرای حکم شلاق کارگران آق دره، موجی از انزجار و نفرت نسبت به این عمل وحشیانه در میان کارگران، دانشجویان، روشنفکران و همۀ کسانی که حداقل حقوق و منزلت انسانی برای کارگران قائلند به وجود آمد.
دستگاه های سرکوب و اختناق، از جمله قوۀ قضائیه، برای مقابله با این نفرت و اعتراض کارگران حق طلب و نیروهای دموکرات به دو نیرنگ و ترفند ضد کارگری و ضد انسانی روی آوردند: نخست اینکه مدعی شدند مجازات شلاق نه به ضد کارگران بلکه علیه «برهم زنندگان نظم و امنیت عمومی» بوده است! مردم به خوبی معنی این دروغ های پلید را می دانند: هم اکنون شماری از فعالان کارگری به اتهامات «امنیتی» به حبس های طولانی در زندان های مختلف کشور محکوم شده اند در حالی که هیچ یک از به اصطلاح جرائمی که به آنها نسبت می دهند ربطی به «امنیت کشور» و «نظم عمومی»  ندارد. جعفر عظیم زاده یکی از این فعالان کارگری است که به ۶ سال زندان محکوم شده و اکنون حدود یک ماه ونیم است که در زندان اوین اعتصاب غذا کرده است. یک دلیل اعتصاب غذای این فعال کارگری اعتراض به ضدامنیتی دانستن حرکات کاملاً مسالمت آمیز و عادی او و دیگر فعالان زندانی در دفاع از حقوق کارگران مانند حق تشکل و گردهمائی و حق اعتراض و اعتصاب است. هم دستگاه قضائی که خود منشأ این اتهامات دروغ و مجازات های سنگین و ضد انسانی است و هم دستگاه های سیاسی کشور که هیچ گونه اعتراض و واکنش مدنی مردم را تحمل نمی کنند به مخالفت هائی که علیه این احکام می شود بی اعتنائی نشان می دهند. اما این بی اعتنائی آنها مسئولیت شان را به هیج رو منتفی نمی کند: بی تردید هم دستگاه قضائی و هم دستگاه سیاسی و انتظامی و امنیتی مسئول جان و سلامت جعفر عظیم زاده و دیگر کارگران و معلمان زندانی و تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند.
واکنش دوم دستگاه قضائی عبارت است از تشدید و تداوم مجازات های وحشیانه از جمله صدور حکم علیه کارگران معدن بافق. دستگاه قضائی با این احکام می کوشد در میان کارگران و دیگر توده های زحمتکش ترس و وحشت به وجود آورد که با سیاست دستگاه حکومتی برای ادامۀ سلطۀ بی درد سر سرمایه داران و دیگر طبقات دارا هماهنگی دارد.
امروز در ایران کارگران بیکار و گرسنه را به حکم «قانون» به خاک وخون می کشند، کارگرانی را که برای ادامۀ زندگی چاره ای جز فروش نیروی کار خود ندارند، کارگرانی را که ماه ها مزد حداقلی شان معوق مانده یا از کار بیکار ساخته اند با شلاق قانون مورد شکنجه قرار می دهند. دیروز و امروز و فردا و فرداهای دیگر برای کارگران ایران تا زمانی که در ابعاد طبقاتی متحد نشوند و به مبارزۀ سیاسی نپردازند، در بر روی همین پاشنه می چرخد: یا استثمار بی حد و محرومیت یا شکنجه و مرگ! تحت هر شرایطی روند سودآوری سرمایه باید تضمین گردد و سیاست حاکم روی دیگر اقتصاد چرک و خون سرمایه داری است.
همۀ دستگاه ها و کارشناسان وابسته را به کار می گیرند تا کارگران را از لولوی سیاست دور نگاه دارند و بساط تباهی را جاودانه جلوه دهند. این به معنای خلع سلاح کارگران از داشتن سیاست و تشکل مستقل کارگری، تعیین سرنوشت کار و زندگی خویش و به یک معنا پراکنده و درمانده سازی کارگران و در وابستگی همه جانبه نگه داشتن در بند مناسبات ضدانسانی حاکم است. تاریخ پربار جنبش کارگری نشان از این افتخار دارد که تکرار کشتارهای جانیان در خاتون آباد، بیکاران اندیمشک، به جوخه سپردن کارگران رزمنده و به زندان و شلاق محکوم نمودن ها، کارگران را نه تنها از صحنۀ مبارزه به عقب نخواهد راند، که کاربست تجارب ارزشمند این مبارزات مسیر سازماندهی متحد، متشکل و هدفمند را به ضرورتی حیاتی برخاسته از واقعیات شرایط کار و زندگی، پیش روی کارگران قرار داده است. “تنها قدرت کار است که اعلام می کند، فنای هر چه ویرانی را … “
کارگران، معلمان، دانشجویان، روشنفکران، زنان مبارز و آزادیخواه، حقوقدانانی که شرف و وجدان خود را با پول و سرمایه و قدرت مبادله نکرده اند و تمام کسانی که پای بند حیثیت و منزلت انسانی هستند باید با تمام قوا ضمن محکوم کردن مجازات شلاق کارگران و دیگر محکومان به این مجازات وحشیانه و پافشاری برای لغو حکم ضد کارگری شلاق برای کارگران بافق، خواستار لغو مجازات شلاق و دیگر مجازات های بدنی و تحقیر کننده گردند.
مبارزه برای آزادی بی قید و شرط و فوری کارگران و معلمان زندانی و تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی جزئی از مبارزات طبقۀ کارگر است و تا هنگامی که حتی یک کارگر، یک معلم، یک زن آزادیخواه، یک دانشجو و یک روشنفکر در زندانند، تا هنگامی که حتی یک زندانی سیاسی یا عقیدتی در زندان است باید ادامه داشته باشد.

Monday, June 6, 2016

اسناد افشای نامه نگاری خمینی دجال به شیطان بزرگ

خميني آخوند مشكوكي كه الحق و الانصاف و به درستي «دجال» و «ضد بشر» ناميده ميشود براي فريب مردم زير نام دين و مذهب دجالگري مي كرد. وي در همان ابتداي انقلاب ضد سلطنتي كه مردم خواهان بهبود اقتصادي جامعه و ايجاد كار بودند چون يك دزد و سارق انقلاب مردم بود و براي بهبودي اوضاع جامعه و مردم بر خر مراد سوار نشده بود و با ماهيت واپسگرا و قرون وسطايي اش جور در نمي آمد, مي گقت ”اقتصاد مال خر است” ! ” ما انقلاب نكرديم كه خربزه ارزان شود!” وي با علم كردن اسلام از پاسخگويي به مطالبات جامعه طفره مي رفت . يا با سوار شدن بر روي شعار برحق مردم ايران كه مخالفت با دخالت دولت آمريكا در امور ايران و كودتاي 28 مرداد و بر سر كار آوردن ديكتاتوري محمدرضا پهلوي بود, با تسخير سفارت آمريكا و گروگان گرفتن ديپلمات هاي آمريكا دجالگرانه هم خواست و اعتراض مردم ايران را لوث كرد و هم ماهيت خودش را زير اين ماسك پنهان مي نمود. او يكي از دجالگريهايش اين بود كه مي گفت «آمريكا شيطان بزرگ است»! و چه بسيار از فرزندان مجاهد و مبارز آزاديخواه و استقلال طلب مردم ايران را با شعار مرگ بر آمريكا و يا در پرچم آمريكا به زندان و شكنجه گاه افكند و يا به جوخه تيرباران و چوبه دار سپرد. گروههاي سياسي مخالف سياست هاي واپسگرايانه و ضد مردمي اش را گروهكهاي آمريكايي مي ناميد! يا در حالي كه از اسرائيل سلاح مي خريد مي گفت «اسرائيل اگر دست به دريا بزند, دريا نجس ميشود»! حال در گذر زمان حقايق بر ملا ميشوند و در روزهای گذشته سازمان «سیا» اسنادی را منتشر کرده که نشان می دهد‌ خمینی دجال از دهه 60 میلادی تا 1979 یعنی تا قبل از ترک فرانسه و آمدنش به ایران در سال 1979 با روسای جمهوری آمریکا در ارتباط بوده و براي سران «شيطان بزرگ» نامه نگاري مي كرده است.
به گزارش ‌ «الشرق الاوسط» روح الله خمینی طی این مدت حداقل دو بار با روسای جمهوری آمریکا تماس مستقیم برقرار کرده و به آنها وعده داده بود که «منافع آمریکا» به خطر نخواهد افتاد.
در اسناد سازمان سیا آمده است که خمینی پس از آزادی از زندان در ایران مخفیانه نامه‌هایی با جان کندی رئیس جمهوری وقت آمریکا مبادله کرده است.
طبق این اسناد خمینی یک بار سال 1963 با جان اف کندی تماس گرفته و از وی خواسته است که هجوم لفظی وی به آمریکا تفسیر به اشتباه نشود و این حمله لفظی را جدی نگیرد.
بر اساس اسناد سازمان سیا خمینی به دو رئیس جمهوری آمریکا تضمین داده که منافع این کشور در ایران را حفظ کند.
طبق این اسناد بنیانگذار جمهوری اسلامی چند روز پیش از انقلاب یعنی در سال 1979 با جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا نیز تماس برقرار کرده است.
اسناد سازمان سیا که در بیست و هفتمین سالمرگ خمینی منتشر شده، نشان میدهند که خميني پس از از اعتراض علیه رفرم حكومت شاه در سال 42 كه تا آن زمان يك حاكميت دو پايه بورژوا ملاك بود و با چرخش شاه به سمت آمريكا كه برخلاف استعمار انگليس و سياست استعمار مستقيم بر صدور سرمايه اهداف و برنامه هاي امپرياليستي خودش را پيش مي برد, براي برقراری ارتباط با رئيس جمهوری آمریکا تلاش کرده است. در سند "خمینی توضیح داد که او با منافع آمریکا در ایران مخالفتی ندارد. بر عکس، او اعتقاد داشت که حضور آمریکا در ایران برای ایجاد توازن در برابر شوروی و احتمالا نفوذ بریتانیا ضرورت دارد."
بنا بر این سند، پیام حدود ۱۰ روز قبل از سفر لئونید برژنف، رهبر شوروی به ایران توسط یک روحانی به ظاهر غیرسیاسی به نام حاج میرزا خلیل کَمَره‌ای به سفارت آمریکا در تهران می‌رسد.
در سند آمده: "او همچنین اعتقادش درباره همکاری نزدیک اسلام و سایر ادیان جهان به ویژه مسیحیت را توضیح داد."
از جمله رفرمهايي كه با نام «انقلاب سفيد شاه و مردم» حكومت ديكتاتوري شاه براي يك پايه شدن و وابستگي به آمريكا انجام داد ‌‌ حق رای دادن زنان در ایران بود كه خميني به دليل ماهيت زن ستيزانه و مادون تاريخي خود به مخالفت با آن پرداخت و در اين رابطه دستگير و زنداني شد كه با وساطتت و پادرمياني تعدادي از مراجع آنزمان از جمله شريعتمداري كه خميني را مرجع كردند تا شاه نتواند عليه وي كاري بكندو نيز آويختن به دامن آمريكا و عقب نشيني مصلحتي براي حفظ جانش كه برايش از همه چيز مهم تر بود چنانچه اسناد نشان ميدهد از زندان آزاد و سپس به تركيه و عراق تبعيد شد. خميني دادن حق راي به زنان را "خطری علیه اسلام " ناميده بود و نوروز سال 1962 (1341) در اعتراض به قانون مساوات حقوق زن و مرد اعلام عزداری عمومی کرد.
بنابر اسناد منتشره خميني همچنین در 19 ژانویه 1979 با جیمی کارتر رئیس جمهوری وقت آمریکا نیز تماس گرفته است. خمینی در تماس با کارتر قول داده که هرگز فروش نفت به آمریکا را متوقف نخواهند کرد.
پسندنمایش واکنش‌ها یبیشتر

Saturday, June 4, 2016

بازداشت 70 تن در یک مهمانی خصوصی در رستورانی در فرحزاد

خبرگزاری قوه قضاییه ایران می‌گوید که پلیس امنیت این بار نه در یک مهمانی خصوصی که در یک رستوران در منطقه فرحزاد تهران، ۷۰ تن را شناسایی و دستگیر کرده که برخی از آنها متهم به «مصرف مشروبات الکلی» هستند.
در خبر کوتاهی که بعد از ظهر پنجشنبه روی خروجی خبرگزاری میزان، پایگاه اطلاع‌رسانی رسمی قوه قضائیه قرار گرفت، آمده است که پلیس امنیت تهران، پنجشنبه شب «در جریان یک مهمانی مختلط در رستوران امیر ریش» در منطقه فرحزاد، ۷۰ دختر و پسر را شناسایی و بازداشت کرده است.
این خبرگزاری می‌افزاید که بازداشت‌شدگان که در میان آنها افراد «تراجنسی» یا به نوشته این خبرگزاری «دوجنسه» نیز هستند، «مشروبات الکلی مصرف کرده بودند».
میزان ساعتی بعد در خبری تکمیلی به نقل از مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی نوشت که پلیس امنیت تهران در ساعت ۳ بامداد روز جمعه در جریان «برگزاری یک پارتی شبانه» در رستورانی در فرحزاد شرقی قرار گرفته و «بلافاصله» اکیپ‌های پلیس امنیت به این رستوران اعزام شده‌اند.
بر اساس این گزارش پلیس امنیت «۴۰ مرد (۶ دو جنسه) و ۳۰ زن» را دستگیر و به مرکز پلیس منتقل کرده است.
مرکز اطلاع‌رسانی پلیس همچنین اعلام کرده که «تست الکل ۲۸ مرد و ۶ زن مثبت بوده و با دستور مقام قضایی پرونده در حال پیگیری است».
خبر بازداشت این ۷۰ تن در تهران، تنها چند روز پس از آن منتشر می‌شود که خبرگزاری دولتی ایرنا از بازداشت ده‌ها زن و مرد در «مهمانی مختلط» در بندرعباسخبر داده بود.
ایرنا شامگاه چهارشنبه، ۱۲ خرداد، به نقل از «یک منبع آگاه» در نیروی انتظامی استان هرمزگان خبر داده بود که «جمعه شب گذشته» [یک هفته پیشتر] ۳۹ زن و ۲۳ مرد در «یک جشن مختلط شبانه» در بندرعباس به دست پلیس امنیت اخلاقی دستگیر و تحویل قوه قضائیه شده‌اند.
در این زمینه مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری هرمزگان هشدار داده بود که نیروی انتظامی «به طور مرتب از خانه، ویلا و نقاط شهری و روستایی سرکشی کرده» و با کسانی که «نظم و امنیت مردم را نشانه گرفته‌اند» برخورد خواهد کرد.
این مقام استانداری هرمزگان اضافه کرده بود که «به طور معمول این افراد در تجمع‌های خود دختر، پسر، زن و مرد برخلاف عرف اخلاقی اقدام به کارهای ضد اخلاقی از قبیل شرب خمر، مفاسد اخلاقی و جنسی می‌کنند، از این رو عوامل انتظامی نسبت به قبل فعال‌تر و با این افراد برخورد می‌کند».
در روزهای گذشته اجرای حکم شلاق برای ۳۵ دانشجوی دختر و پسر به دلیل شرکت در یک «پارتی مختلط شبانه» در قزوین خبر ساز شده بود که اجرای چنین حکمی اعتراض‌ها و انتقاد‌های زیادی را در پی داشت.
با این حال اجرای غلامحسین محسنی اژه‌ای، معاون اول و سخنگوی قوه قضائیه، اجرای این حکم شلاق را «قانونی» دانسته و گفته بود که قوه قضائیه «شواهد و قرائنی» در اختیار دارد که نشان می‌دهد «پارتی‌هایی که در چند استان کشور برگزار شده، با هدایت یک جریان خاص» بوده است.
در ایران شرکت در برخی از جشن‌های خصوصی مختلط می‌تواند منجر به بازداشت افراد شود و در ۳۵ سال گذشته صد‌ها گزارش در این خصوص در رسانه‌ها منتشر شده است.
از جمله دادخدا سالاری، دادستان کرمان، روز سه‌شنبه، چهارم خرداد، از دستگیری ۲۳ نفر از شرکت‌کنندگان در یک جشن به اتهام «شرب خمر» و «رقص مختلط با پوشش‌های نامناسب» خبر داده بود.
در روزهای پایانی اردیبهشت نیز نبی‌الله مسلمی، رئیس مرکز حفاظت و اطلاعات دادگستری کل استان مازندران، از بازداشت بیش از ۱۵ وکیل در یک «پارتی شبانه» در شهرستان سرخ‌رود محمودآباد این استان خبر داد.
پلیس ایران در ماه‌های اخیر از اجرای طرح جدیدی در حوزه امنیت اخلاقی و اجتماعی با عنوان «گشت نامحسوس» پرده برداشته، که به رغم مخالفت دولت با آن، باحمایت آیت‌الله خامنه‌ای و مسئولان قضایی همراه بوده است.

Friday, May 27, 2016

اهددای مردم زرند خشت طلا

مردم زرند ۱۲۰ عدد انواع خشت طلا به گنبد جدید امام حسین اهدا کردند
امام جمعه زرند گفت این هدایا "ذخیره قبر و قیامت" مردم است
ما این کلمات را در گوگل جستجو کردیم: " مشکلات و کمبودهای مردم زرند" در بازه زمانی یک سال گذشته، نتیجه را ببینید:
- وجود تعداد زیادی زندانی دیه و عدم آزادی آنها به دلیل ناتوانی مالی این زندانیان
- بیکاری کارگران بخاطرتعطیلی ۶ معدن زغال‌سنگ درمنطقه به دلیل سوءمدیریت ونبود منابع مالی
- عدم احداث کتابخانه مرکزی شهرستان زرند به دلیل نبود اعتبار
- مشکل عدم اتمام مسکن مهربه دلیل عدم تامین بودجه
- مشکل نبود یا فرسودگی شبکه فاضلاب در بسیاری از مناطق شهر
- مشکل کیفیت و قطعی متناوب آب شرب شهری و روستایی در شهرستان زرند
- بسته شدن محور "زرند- کوهبندان" به دلیل نبود اعتبار
- در نقاط دور دست شهرستان هنوز پوشش دیجیتال و حتی آنالوگ صدا و سیما وجود ندارد
- و ...
برگردیم ببینیم در یک سال گذشته مردم "متدین" شهرستان زرند چه چیزهایی به بارگاه امام حسین اهدا کرده‌اند:
اهدا ۱۲۰ عدد خشت، نیم‌خشت و ربع خشت و سه ربع خشت طلا به ارزش یک میلیارد و ۱۶۰ میلیون و ۸۰۰ هزار ریال و همچنین ۲۷۹ گرم طلا به ارزش ۲۶۵ میلیون ۷۰۰ هزار ریال و۵۱۲ میلیون ریال وجه نقد در طرح ترفیع و ساخت گنبد جدید حرم امام حسین مشارکت داشتند.
ابراهیمی، امام جمعه زرند با بیان اینکه در ارزیابی صورت گرفته در راستای کمک به عتبات عالیات در یک سال گذشته شهرستان زرند از رتبه ۱۱ به رتبه ۳ در سطح استان ارتقا یافته است افزود: از تمامی ظرفیت‌های موجود شهرستان درجهت پیشبرد امورات این ستاد بهره خواهیم برد و وظیفه ماست تا بستر سازی مناسبی جهت مشارکت بیش از پیش مردم در جهت کمک به این‌گونه فعالیت‌ها داشته باشیم
حجت الاسلام ابراهیمی، امام جمعه زرند نیز دراین نشست فعالیت ستاد بازسازی عتبات عالیات را نمونه بزرگی ازکار فرهنگی در کشور دانست و افزود: انجام امورات فرهنگی در راستای اعتلای دین انجام می شود و این قبیل اقدامات، باورهای مردم را نسبت به دین مستحکم تر می‌کند.
وی با بیان اینکه پول و طلایی که مردم به عتبات عالیات تقدیم می‌کنند ، ذخیره قبر و قیامت می‌شود اظهار کرد : این امر معنوی پس انداز اخروی دارد و فعالیت در ستاد بازسازی کار عشق و دل است و مردم شهرستان زرند همیشه در همه صحنه‌های انقلاب حضور فعالانه داشته‌اند.

Tuesday, May 24, 2016

قاری محبوب رهبری

قاری محبوب رهبری؛ متهم اول اعمال «منافی عفت» در جامعه قرآنی کشور
پرونده «سعید طوسی» قاری عضو جامعه قرآنی کشور که به دلیل «فساد اخلاقی»، «اعمال منافی عفت» و «اغفال نوجوانان» از سال ۱۳۹۱ در محاکم قضایی گشوده شده، دارای شکات خصوصی متعددی است. اما به دلیل صاحب نفوذ بودن و ارتباط این قاری مشهور با سران ارشد نظام، به طرز شگفت‌آوری پس از گذشت پنج سال همچنان بلاتکلیف باقی‌مانده و رسیدگی به آن در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.
سی‌وهشت سال پیش وقتی‌که در بحبوحه انقلاب سخن از آینده ایران به میان می‌آمد، مهم‌ترین دیالوگ موجود از «رساندن مردم به مقام انسانیت» می‌گفت. از پاک‌سازی معنوی و جامعه‌ای عاری از فساد و تباهی که توسط روحانیت وعده داده می‌شد. اما پس از گذشت سی‌وهشت سال آنچه که در بساط حاکمیت جمهوری اسلامی به‌صورت سازمان‌یافته گسترش‌یافته، نه تنها معنویت و انسانیت نیست بلکه باکمال تأسف، رواج فساد و تباهی اخلاق و سیاهه بلند بالایی از فساد اخلاقی و مالی است. آن‌هم در بین مقاماتی که بیشترین نزدیکی را با شخص اول مملکت یعنی آیت‌الله خامنه‌ای داشته و دارند.
حضور عضوی از اعضای ارشد جامعه قرآنی کشور در یکی از پرونده‌های قضایی مرتبط با «فساد اخلاقی»، نمونه‌ای دیگر از پشت پرده جمهوری اسلامی است که تاکنون تلاش شده به‌صورت «مخفی» و «محرمانه» باقی‌مانده و خبری نشود. «محمد. گ. ط» از قاریان مشهور جامعه قرآنی کشور است که جزو نفرات محبوب رهبر جمهوری اسلامی به شمار آمده و به همین دلیل نیز به‌عنوان «کارشناس مسئول نوجوانان جامعه قرآنی کشور» به فعالیت مشغول بوده است. این قاری پر سابقه که در جامعه قاریان کشور به نام «استاد. ط» مشهور است، از جمله افرادی است که در زمان کودکی و پیش از انقلاب در شهر مشهد با آیت‌الله خامنه‌ای در یک جلسه قرآنی آشنا شده و از دست وی جایزه نقدی نیز دریافت نموده است. او بارها به نقل این خاطره پرداخته و آن را واسطه آشنایی خود معرفی نموده که تا امروز نیز ادامه داشته است؛ ارتباطی که البته موجب پیشرفت سریع جایگاه «سعید. ط» در تشکیلات جامعه قرآنی کشور گردیده است.
پرونده «سعید. ط» که به دلیل «فساد اخلاقی»، «اعمال منافی عفت» و «اغفال نوجوانان» قاری عضو جامعه قرآنی کشور از سال ۱۳۹۱ در محاکم قضایی گشوده شده، دارای شکات خصوصی متعددی است. اما به دلیل صاحب نفوذ بودن و ارتباط این قاری مشهور با سران ارشد نظام، به طرز شگفت‌آوری پس از گذشت پنج سال همچنان بلاتکلیف باقی‌مانده و رسیدگی به آن در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.
در تاریخ ۲۲ مهرماه ۱۳۹۱ «قطبی» – دادیار دادسرای عمومی و انقلاب تهران – طی کیفرخواستی درباره پرونده اظهارنظر نموده و در مورد جرائم انتصابی به وی می‌نویسد: «کارشناس شورای‌عالی قرآن متهم است به تشویق به فساد و فحشا از طریق بیان مطالب غیراخلاقی و تحریک جنسی نوجوانان، ارتکاب اعمال منافی عفت و افعال حرام با نوجوانان.»
قطبی در ادامه کیفرخواست از جمله دلایل وقوع فساد و اعمال منافی عفت این قاری مشهور با نوجوانان می‌نویسد: «با عنایت به محتویات پرونده و نظر به دلایل: ۱- شکایت آقایان […] و اظهارات آقایان […] از نوجوانان جامعه قرآنی کشور، از جمله حافظین قرآن قاری قرآن یا مؤذن بوده و اظهارات آنان به‌عنوان مطلع اخذ گردیده است. ۲- گواهی آقایان […] که جهت حصول علم بازرسی محترم استماع گردیده است. ۳- اقاریر مکتوب متهم در پذیرش ارتباطات ناسالم با نامبردگان و دفاعیات بلاوجه و عاری از صداقت و متناقض در مراحل بازپرسی. ۴- سی دی مکالمات احدی از شکات با متهم. ۵- متن پیامک‌های متهم قطع‌نظر از حریم خصوصی و سایر قرائن و امارات مطروحه نامبرده مرتکب بزه فوق گردیده لذا به استناد ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی اصل ۱۶۷ قانون اساسی و ماده ۲۱۴ از قانون آئین دادرسی کیفری دادگاه‌های انقلاب و منابع معتبر فقهی من‌جمله تحریر الوسیله حضرت امام خمینی تقاضای تعیین کیفر می‌نماید.»
«آمدنیوز» در جریان پیگیری‌های خود به اسنادی دست پیداکرده که از اعترافات متهم (محمد. گ. ط) و احکام قضات قوه قضائیه حکایت دارد. اما پس از ارسال پرونده به «عباس جعفری دولت‌آبادی» دادستان تهران، وی آن را برای تعیین تکلیف و استیذان به رئیس قوه قضاییه ارجاع داده است. ولی در نهایت «صادق آملی لاریجانی» ضمن ارجاع پرونده به حجت‌الاسلام «علی خلفی» یکی از مشاوران خود، پرونده را «فاقد ادله اثباتی جرم» تشخیص داده و دادستان تهران به قضات پرونده دستور «مختومه شدن» آن را انشاء و صادر نموده است. به نظر می‌رسد با اعمال‌نفوذ اعضای جامعه قرآنی و بیت رهبری در پرونده «سعید. گ. ط» به دلیل شهرت وی و نزدیکی‌اش به آیت‌الله خامنه‌ای تلاش می‌شود تا پرونده هر چه زودتر مختومه و سروصداها خاموش شود.
نکته جالب این ارجاع به ریاست قوه قضاییه آن است که دریافت و عودت پرونده ظرف مدت یک‌روز (نهم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲) رخ‌داده است! درحالی‌که پرونده‌های قضایی ارسالی به حوزه ریاست قوه قضائیه، به‌طور معمول زمان زیادی را در انتظار به‌سر می‌برند. بااین‌حال «خلفی» مشاور رئیس قوه قضائیه در پاراف ذیل درخواست تعیین تکلیف این پرونده، ضمن عودت پرونده خطاب به دادستان تهران نوشته است: «پرونده ملاحظه شد، با عنایت به محتویات آن و ملاحظه اظهارات طرفین به نظر می‌رسد دلیل کافی اتهام به متهم مبنی بر تشویق فساد و فحشا و ارتکاب اعمال منافی عفت وجود ندارد و پرونده جهت امعان نظر دادستان محترم انقلاب تهران اعلام می‌گردد.»
در ارجاع بعدی، پرونده بار دیگر به بازپرسی شعبه پانزده دادسرای کارکنان دولت تهران ارسال‌شده و این‌بار «عباس جعفری دولت‌آبادی» دادستان تهران در ذیل نامه ضمن اشاره به اهمیت جایگاه متهم و موقعیت «قاری مشهور کشور» خطاب به بازپرس شعبه نوشته است: «با توجه به اعاده پرونده و اظهار نظر موجود با عنایت به عدم اقناع از ادله موجود و وضعیت خاص متهم که از قاریان معروف کشور است، دلایل ابرازی علم‌آور و مؤید وقوع جرم نمی‌باشد. لذا این‌جانب ضمن عدول از اظهارنظر دادیار به شرح موجود در پرونده، با قرار مجرمیت صادره مخالف بوده و عقیده به منع تعقیب دارم.»
بازپرس شعبه پانزده دادسرای کارکنان دولت تهران، پس‌ازاین اتفاق دریکی از صفحات پرونده نوشته است: «مورخ ۱۳۹۲/۲/۱۷ پرونده کلاسه ۹۱۰۰۳۸ که مجدداً از دفتر دادستان محترم اعاده شده است، به تصدی این‌جانب «کیان‌منش» بازرسی شعبه ۱۵ دادسرای کارکنان دولت تهران تحت نظر است ملاحظه‌ی دستوری که دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران ضمن عدول از کیفرخواست صادره و به استدلال عدم اقناع از ادله‌ی موجود و وضعیت خاص متهم و این‌که دلایل ابرازی، علم آور و مؤید وقوع جرم نمی‌باشد با قرار مجرمیت سابق الصدور مخالفت و ابراز عقیده به منع تعقیب نموده‌اند. لذا این شعبه‌ی بازپرسی با پذیرفتن نظر ایشان و به استناد بند (ل) ماده ۳ قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب و اصلاحات بعدی، قرار «منع تعقیب» متهم را صادر و اعلام می‌نماید قرار صادره ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ قابل‌اعتراض به‌وسیله شکات محترم در محاکم صالحه می‌باشد.»
کیان‌منش بازپرس شعبه پانزدهم دادسرای کارکنان دولت، در انتهای پاراف خود در خصوص سایر اتهامات «سعید. ط» آن را به محاکم دیگر ارجاع داده و می‌نویسد: «پرونده در خصوص اتهام دیگر متهم دایر بر تفخیذ قطع‌نظر از دلایل اثباتی به استناد تبصره ۳ ماده‌ی ۳ ذیل‌الذکر جهت رسیدگی مستقیم به محاکم محترم عمومی و جزایی تهران ارسال می‌گردد.»
آنچه در پرونده «محمد. گ» مشهور به «سعید. ط» برای رییس قوه، دادستان تهران و قضات ثانویه اصلاً به چشم نیامده و مهم تلقی نشده، «حقوق شکات مظلوم و اتهامات وارده» است. ظاهراً اولویت دستگاه قضایی، متمایل بر «حفظ نظام» ولو با انکار جرائم مشهود و ادله قابل اثبات است. امری که در سال‌های گذشته نیز به بهانه «حفظ نظام حاکم»، سکه رایج محکمه‌های قضایی بوده است.
لازم به ذکر است متهم این پرونده محرمانه «فساد اخلاقی»، با حمایت مقامات قضایی با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد گردیده تا رضایت شکات را چه با تهدید و چه با تطمیع جلب کند، امری که تاکنون موفق به انجام آن نگردیده و این «عدم رضایت»، پرونده را برای مقامات عالی قضایی با دو راهی سختی مواجه کرده است.
«آمدنیوز» با اسنادی در اختیار دارد ضمن اشراف بر این پرونده محرمانه تلاش دارد تا با علنی کردن جرم «اغفال نوجوانان» توسط این قاری مشهور و نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی، چنانچه رسیدگی به پرونده آن‌هم پس از پنج سال به سرانجام نرسد، به کمک شکات مظلوم این پرونده رفته و موجبات رسیدگی قضایی عادلانه به این پرونده را فراهم نماید.
بدیهی است اسناد زیادی از این پرونده نزد «آمدنیوز» موجود است که به جهت رعایت عفت عمومی از انتشار فله‌ای آن خودداری می‌شود، اما چنان‌چه قوه قضاییه این پرونده را به صورت عادلانه رسیدگی نکند، در آینده جزییات بیشتری از این پرونده به اطلاع مردم خواهد رسید.
.....................

Sunday, May 22, 2016

جدایی دین از سیاست در تونس

هبر حزب النهضت تونس جدایی دین از سیاست را اعلام کرد. راشد الغنوشی در یک اجتماع بزرگ هواداران این حزب گفت که النهضت از ایدئولوژی اسلام سیاسی فاصله می‌گیرد و افزود: «ما باید دین را از مبارزات سیاسی دور نگه داریم.»
به گزارش دویچه وله، حزب اسلام‌گرای "النهضت" تونس به طور رسمی اعلام کرد که دو حوزه دین و سیاست را از یکدیگر تفکیک خواهد کرد و از سنت "اسلام سیاسی" فاصله خواهد گرفت.
حزب النهضت تونس نخستین حزب اسلام‌گرا بود که در پی انقلاب‌های موسوم به "بهار عربی" در سال ۲۰۱۱ در قدرت سیاسی این کشور حضوری پررنگ یافت.
پس از سرنگونی رژیم خودکامه و فاسد زین‌العابدین بن‌علی و بیرون راندن او از کشور و در حالی که بسیاری از شهروندان تونس که برای انقلاب خود هویتی اسلامی قائل بودند، این حزب در نخستین انتخابات به پیروزی رسید. با این حال النهضت با نیروهای سکولار وارد یک دولت ائتلافی شد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، حزب اسلام‌گرای النهضت روز جمعه ۲۰ مه کنگره سه روزه خود را آغاز کرد و چنان‌که پیش از این انتظار می‌رفت، جدایی دین از سیاست را اعلام کرد.
در مراسم گشایش این کنگره حزبی که در جنوب تونس، پایتخت این کشور برگزار شد هزاران نفر شرکت جستند. آخرین کنگره این حزب در سال ۲۰۱۲ برگزار شده بود.
"باید دین را از مبارزه سیاسی دور نگه داریم"
به گزارش رویترز، در این مراسم راشد الغنوشی، رهبر این حزب گفت که «حزب النهضت از یک جنبش ایدئولوژیک مبارزه برای کسب هویت به یک جنبش اعتراضی علیه رژیم خودکامه و حال به یک حزب دمکراتیک ملی تحول یافته است.»
غنوشی در میان جمع بزرگ هواداران این حزب افزود: «ما باید دین را از مبارزه حزبی دور نگه داریم.»
به دنبال این سخنان، باجی سعید اسبسی، رئیس‌جمهور سکولار تونس از این رویکرد تازه‌ی حزب النهضت استقبال کرد.
از نظر تحلیل‌گران، به نظر می‌آید که حزب النهضت قصد دارد خود را، در منطقه‌‌ای که اسلام سیاسی ضربات دردناکی را متحمل شده است، از این رویکرد دور کند و بدین گونه خود را برای انتخابات محلی سال آینده و انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۹ آماده سازد.
برخلاف جنبش اخوان المسلمین مصر که در سال ۲۰۱۳ از سوی ارتش این کشور سرکوب و فعالیت‌های سیاسی‌اش به انزوا کشیده شد، حزب النهضت تونس توانست به‌رغم اختلافات اولیه با نیروهای سکولار، با این نیروها همکاری تازه‌ای آغاز کند و وارد ائتلاف سیاسی شود.
به عبارت دیگر حزب النهضت تونس و رهبر آن راشد الغنوشی، بر خلاف اخوان المسلمین مصر خطر شکاف در جامعه را به سرعت دریافتند و توانستند آسیب‌های ناشی از یک اسلام سیاسی و ایدئولوژیک را جبران کند.
جمال عرفاوی تحلیل‌گر تونسی معتقد است: «النهضت از تجربه تحولات منطقه، پس از سرنوشت اخوان المسلمین در مصر، بهره گرفت و آموخت. این حزب فهمید که در این منطقه آینده‌ای برای یک اسلام سیاسی وجود ندارد.»
این تحلیل‌گر می‌افزاید که بدین گونه النهضت الگویی تازه برای اسلام‌گرایان خارج از مرزهای تونس ارائه خواهد داد "اما این پرسش باقی است که آیا قادر خواهد بود مسلمانان داخل کشور را نسبت به این تحول متقاعد سازد

Sunday, May 15, 2016

فایزه هاشمی خلافی نکردم و پشیمان نیستم

 انتشار عکس فائزه هاشمی، نماینده سابق مجلس ایران در کنار فریبا کمال آبادی یکی از مدیران جامعه بهایی ایران، حملات شدید جریان اصولگرا و رسانه‌های منتسب به این جریان نسبت به او و اکبر هاشمی رفسنجانی را به دنبال داشته است. اما خانم هاشمی می‌گوید که هیچ کار خلافی نکرده، پشیمان نیست و کسانی که به این دلیل به او حمله می‌کنند دغدغه دین ندارند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از یورونیوز، فریبا کمال‌آبادی که به ۱۰ سال زندان محکوم شده طی روزهای گذشته و برای اولین بار بعد از ۸ سال زندان به مرخصی آمد. هم‌بندیان سابق او در زندان اوین همچون نسرین ستوده، ژیلا بنی‌یعقوب، ساجده عرب سرخی و مهسا امرآبادی به دیدار او رفتند اما انتشار عکسی از فائزه هاشمی که محجبه در کنار فریبا کمال‌آبادی و چند زن غیرمحجبه بهایی نشسته است خبرساز شد.
خبرگزاری فارس با انتشار مصاحبه‌های متعدد بهائیان را فرقه‌ای ضاله، گمراه و صهیونیستی معرفی و معاشرت با آنها را مذموم دانسته و از اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری خواسته که از این عمل دخترش اعلام برائت کند.
فائزه هاشمی، نماینده سابق مجلس، مدیرمسئول روزنامه توقیف شده زن و دختر اکبر هاشمی رفسنجانی اما می‌گوید که هرچند تصور چنین حملاتی را نداشت اما نگران این موج‌ها نیست و این موج‌ها در نهایت به ضرر موج سازان تمام می‌شود.
خانم هاشمی دوم مهرماه سال ۹۱ بازداشت و برای سپری کردن محکومیت خود راهی زندان اوین شده بود. او به شش ماه زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، مطبوعاتی و اجتماعی محکوم شده بود و بعد از سپری کردن دوران محکومیت خود از زندان ازاد شد.
تحت‌فشارهای شدیدتر بوده‌ایم
فائزه هاشمی در گفتگویی به آشنایی‌اش با فریبا کمال‌آبادی در زندان اوین اشاره می‌کند و می‌گوید: من دیدن خانم کمال‌آبادی رفتم به دلیل اینکه هم‌بندی من بود و شش ماه با هم زندگی کردیم و بعد از هشت سال برای پنج روز مرخصی آمده و این دیدار خیلی چیز عادی و معمولی و مسئله پیش‌پاافتاده‌ای است. حیوان که نیستیم در زندگی در دوران‌های مختلف یک چیزهایی وجود دارد که یک سری وظایف اخلاقی و انسانی را بر دوش آدم می‌گذارد و یکسری ارتباطاتی را برقرار می‌کند.
او می‌افزاید: من با اینها آشنایی که نداشتم و قبل از زندان با جامعه بهایی هیچ ارتباطی نداشتم. جمهوری اسلامی درواقع با زندانی کردن من، سبب این آشنایی و ارتباطات و سبب باز شدن دریچه دیگری در زندگی من شد. بارها گفته‌ام من این زندان را خیلی دوست داشتم و بسیار تجربه گران‌بهایی برای من بود. خیلی چیزها آنجا یاد گرفتم، خیلی چیزها را متوجه شدم و این هم یکی از ارتباطاتی بود که آنجا ایجاد شده بود و خود اینها سبب ایجاد این ارتباطات شدند.
خانم هاشمی درباره فشارها و حملاتی که به دلیل این دیدار و انتشار عکس او متوجه او و پدرش شده می‌گوید: آدم دیدن دوست اش می‌رود و موضوع این بود و غیرازاین هم نبود. آقای هاشمی و کلاً ما هم اولین بار نیست تحت فشار قرار می‌گیریم سال‌های قبل را نگاه کنید فشارهای شدیدتر از این هم بوده حالا نمی‌دانم چه نتیجه‌ای می‌گیرند ولی چیز جدیدی نیست. به نظر من یک عکس‌العمل غیرمنطقی است و خودشان موضوع را بزرگ کرده‌اند یعنی اگر موضوع توسط اینها این‌قدر مطرح نمی‌شد و نسبت به آن این‌طور عکس‌العمل نشان نمی‌دادند هیچ‌کسی هم نمی‌فهمید که چنین اتفاقی افتاده. همه بی‌اعتنا و معمولی از کنارش رد می‌شدند. عکس‌العمل‌های غیرمنطقی اینها است که موضوع را دامن می زند و موضوع کش پیدا می‌کند.
او سپس به برهم زدن برنامه سخنرانی‌اش در شهر مشهد در سال گذشته اشاره می‌کند و می‌گوید: بسیجی‌ها ریختند به هم زدند و سخنرانی انجام نشد. یاسر [هاشمی] گفته بود اگر فائزه سخنرانی می‌کرد خیلی معمولی صحبت اش را می‌کرد و تمام می‌شد می‌رفت اما با کاری که بسیجی‌ها کردند تمام ایران فهمیدند که فائزه سخنرانی داشته و تبلیغاتی که اینها کردند بی‌نهایت بود. اگر سخنرانی انجام می‌شد یک‌هزارم این هم تبلیغ ایجاد نمی‌کرد. این مسئله هم همین‌طور است یعنی این دیدار اگر عکس‌العمل نشان نمی‌دادند این گونه تبلیغ نمی‌شد. این همه هم که این کارها را می‌کنند درس نمی‌گیرند که در نهایت به ضرر خودشان می‌شود.
کارکرد سیاسی دارند نه دغدغه دین و مذهب
خانم هاشمی در پاسخ به این سؤال یورونیوز که انتشار عکس شما علاوه بر فشار و حمله به شما موجی از توهین و اتهام زنی به بهائیان را هم به دنبال داشته و در این مورد چه فکر می‌کنید؟ می‌گوید: آب که از سر گذشت چه یک وجب چه ده وجب. فکر نمی‌کنم فرقی برای آنها [بهائیان] بکند این قضایا و شاید اصلاً بدشان هم نیاید که این‌قدر مطرح باشند. اینها [اصولگرایان] نباید این‌قدر بی‌عقلی بکنند. که این‌قدر مطرح نکنند و این‌قدر راجع به این موضوع حرف نزنند. الآن شرایط دنیا، شرایط ایران و جامعه مجازی و.. خیلی متفاوت شده. موضوع من نسبت به بهایی‌ها، موضوع حقوق بشری است. اینکه ما به‌عنوان دین این گونه تبعیض قائل شویم و این‌گونه ظلم بکنیم به بهایی‌ها و سایر گروه‌ها مثل اصلاح‌طلبان درست نیست. شما ببینید چقدر بچه‌های اصلاح‌طلب داریم که از دانشگاه‌ها اخراج شده‌اند و زندان رفته‌اند به این دلیل که از حکومت انتقاد کرده‌اند. اینها ظلم است در مورد بهایی‌ها هم همین است. نگاه من، نگاه حقوق بشری است. حضرت علی به مالک اشتر توصیه می‌کند موقعی که خلیفه شده بود که افراد انسان دو دسته هستند یا هم دین تو هستند یا همنوع تو در آفرینش هستند و فرقی نمی‌کند تو موظفی حقوق همه اینها را رعایت کنی. هرگز هم نگفته کسانی که هم دین تو نیستند تو می‌توانی نابودشان کنی و از حقوق اجتماعی‌شان محرومشان کنی. ما الآن اسلام را هم عمل نمی‌کنیم، کجای اسلام گفته می‌توانیم نسبت به بهایی‌ها و اصلاح‌طلب‌ها و سایر گروه‌ها چنین رفتارهایی بکنیم و دایره غیرخودی را مدام افزایش دهیم؟ اینها کارکرد سیاسی است کارکرد مذهبی و دینی نیست.
به بهائیان ظلم می‌شود
او معتقد است که عکس‌العمل‌ها نسبت به دیدارش با یکی از مدیران جامعه بهایی ناشی از دغدغه‌ای دینی نیست و می‌گوید: نگاه من به این عکس‌العملی که اینها نشان می‌دهند نگاه دینی نیست یعنی معتقد نیستم به خاطر دین این کارها را می‌کنند و دغدغه دین دارند. اگر دغدغه دین داشتند رفتار خودشان را اصلاح می‌کردند و اینقدر به نام دین ظلم نمی‌کردند. نگران این هستند که بهائیت گسترش پیدا بکند؟ اول بروند خودشان را اصلاح بکنند دین را درست تبلیغ بکنند، اگر کسی رفت سراغ بهائیت؟ اگر ما مسلمان‌ها رفتار درست داشته باشیم به دین خودمان درست عمل کنیم و اخلاق و اصول دینی را رعایت بکنیم کسی می‌رود سراغ دین دیگری؟ اگر هم کسی می‌رود به خاطر عملکرد کسانی است که به نام اسلام کار خطا می‌کنند. اسلام این نیست که اینها عمل می‌کنند.
فائزه هاشمی می‌گوید که نگاه او به بهائیان در ایران حقوق بشری است و معتقد است که: ما در ایران داریم ظلم می‌کنیم نه تنها به اینها که به خیلی‌ها. منتهی میزان اینها از همه بالاتر است. و نباید این اتفاق بیفتد و ما باید رفتارهایمان را اصلاح بکنیم.
او در پاسخ به این سؤال که برخی از انتشار عکس انتقاد کرده‌اند و معتقدند که نباید عکس شما منتشر می‌شد می‌گوید: الآن دیگر در این دنیای امروزی دست توی دماغتان هم بکنید سایت‌ها منتشر می‌کنند. فقط هم افراد شناخته شده نیستند افراد دیگر هم در شبکه‌های مجازی عکس‌های خانوادگی‌شان را منتشر می‌کنند و این یک مسئله عمومی است اما به کسانی که می گویند نباید عکس منتشر می‌شد و این دیدار مخفی می‌ماند باید بگویم ما عادت به مخفی کاری، تظاهر، ریاکاری و دروغ گفتن نداریم. وقتی هم کاری می‌کنیم اصرار نداریم مخفی بماند. من کار خطایی نکرده‌ام که بخواهم مخفی بماند یا نگران باشم. پرسیدند عکس بگیریم؟ گفتم بگیرید چه اشکالی دارد؟ من کار خطایی نکرده‌ام و عادت هم به مخفی کاری ندارم خانواده ما اصلاً این‌طوری هستند و خیلی‌ها معتقد هستند چوب‌هایی که ما می‌خوریم و هزینه‌هایی که می‌دهیم به خاطر صداقت و سادگی‌مان است که نمی‌توانیم دروغ‌گو باشیم و تظاهر کنیم. الآن هم پشیمان نیستم.
فائزه هاشمی می‌گوید: این موج هم می‌گذرد من نگران نیستم، نگذشت هم مهم نیست باید هزینه داد.
خبرگزاری فارس فتوای قدیمی آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را منتشر کرده که هرگونه معاشرت با بهائیان را منع کرده و گفته بود همه پیروان فرقه گمراه بهائیت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزی، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به اموری که مشروط به طهارت است، واجب است.
روزنامه‌های جوان و کیهان و وب‌سایت‌های رجانیوز، جهان نیوز و تسنیم هم همچون خبرگزاری فارس، مطالب و مصاحبه‌هایی علیه بهائیان ایران و فائزه هاشمی منتشر کرده‌اند. بیشتر مطالب شبیه به هم و فشار بر اکبر هاشمی رفسنجانی برای موضع‌گیری و اعلام برائت از دخترش است. آقای هاشمی تاکنون عکس‌العملی به این مسئله نشان نداده است.