Sunday, December 20, 2015

امروز تلویزیون از ستاد باز سازی حر مین شرفین بر نامه ای پخش کرد

مهندسان قهرمان ايراني مشغول گسترش حرم نجف بودند و همون داستاني رو كه براي مشهد اتفاق افتاده قراره انشاء الله اونجا پياده كنند. مدير ستاد با افتخار اعلام كرد كه گسترش حرم تا يكصد برابر مساحت اوليه حرم انجام خواهد شد انشاء الله بقول ايشون تا الان هفتصد ميليارد تومان خرج حرم شده و بيش از ده هزار نفر مشغول كار هستند در اونجا و ادمهايي رو نشون ميداد كه كلاه از سر برميداشتن و تعظيم ميكردند و دست رو سينه ميذاشتند از افتخارات ديگه اي كه ايشون با افتخار ازش نام ميبرد حرم نمادين حضرت زهرا بود كه كنار قبر امام علي داشتند ميساختند ! كه از نظر ايشون كاري بي نظير بود! و البته بنظر من هم بي نظيرترين كار دنياست در عصر حاضر ! 
دو چيز برام خيلي جالب بود يكي اينكه ما از هزينه خودمون مشغول تجهيز اماكني هستيم كه در نهايت خودمون قراره زيارت كننده و پول بارون كننده اونجا باشيم ! تا الان هزينه ٢٠٠ كارخانه ٣.٥ ميلياردي رو صرف اينكار كرديم و خدا عالمه كه تا تكميلش هزينه چند كارخانه رو بايد صرف برج و بارو براي كسي كنيم كه خودش به برج و بارو ساختن برا پيامبر خدا هم اعتقادي نداشت!
بنظرم رسيد برم در خونه رييس جمهور عراق با هم بشينيم چايي بخوريم و بعنوان يه ايراني مستاصل بهش پيشنهاد كنم كه مرد حسابي اماكن توريستي و زيارتي رو شما بايد بسازيد تجهيز كنيد بعد ملت قهرمان ما يكي دوساله با دلارهاييكه ميارن جبران هزينتون رو بكنند اين قانون همه دنياست! حالا پول نداريد درست يه لطفي به مردم بدبخت، ما زنهاي خودفروش ما، كودكان كار ما، كارگرهاي دو شغله گرسنه ما ميكردي از همون هزار ميلياردي كه غرامت جنگمونه و بايد از ٢٧ سال قبل ميداديد و نداديد و حتي خسارت كويت رو كه بعد ما بود داديد و اينو نداديد كم ميكرديد و حرمين رو ميساختيد مطمئن باشيد ما همشو يكي دوساله با پياده روهاي اربعين و كربلاييهاي ده بارمون جبران ميكرديم! شايد اين پولا صرف بدبختهاي ما ميشد ! آخه ما از پس مونده سفره شماها بايد چيزي گيرمون بياد! ببين اقاي رييس جمهور عراق عزيزم ما مشهد و خودمون ساختيم تجهيز كرديم اماده كرديم هتل ساختيم ! تازه امكانات ويژه هم براي زايرين شما فراهم كرديم تا بيان روزا به زیارت امام رضا و شبها هم دختراي بيست ودو ساله ايراني براشون استريپ برقصن! از ما ياد ميگرفتيد حداقل! خيلي زرنگي كرديد قبر دروغي فاطمه رو هم برديد اونجا! خوب اگه امكان اين هست كه يه قبري دروغي ساخته بشه اين يكي رو ميذاشتي ما بياريم ايران ببريم يه جاي عالي بسازيمش حداقل يه عده بيان اونجا دخيل ببندن خودشونو بمالن به ضريح يه چيزي هم گير اطرافيان بياد شما كه ٦ تا امام داريد بس نيست براتون!؟ ميذاشتين قبر دروغي رو ميبرديم بشاگرد يا خوزستان يا بلوچستان ميساختيم تا بدبختاي اونجا كه از پابرهنه هاي عراقي كمتر نيستن يه لقمه ببرن! 
شما به مسوولان ما سفارش ميكرديد حداقل بجاي گرون كردن دلار و چاپيدن توليد كننده ها و ملت خودشون، اندازه شما بفكر ملتشون باشن و هر سال براي كشورشون با استفاده از موقعيت كشور درامد كسب كنند! ويز اي ٤٠ دلاري بگيرن از ملتيكه اومدنشون سبب امنيت زناي شما از تجاوز داعش شده! يادشون ميداديد رندي كردن و بدهي يه كشورو ندادن و از ارتشش كمك گرفتن رو و از زايراش كرايه ٤ براير گرفتن و يك ميليارد دلار ويزا و هزينه اربعين گرفتنو! يادشون ميداديد بجاي نفت اينجورم ميشه پول دراورد! جوونامون باز بميرن اونجا و بشن مدافع حرميكه سودش مال شماست! و خونش از ما! 
خلاصه اقاي رييس جمهور ما از گفتن به اونوريا نوميد شديم! گفتيم با اينكه تو و ملت تو پدرانمونو كشتن شايد مهربونتر از كسايي باشي كه بدبختي ملتشونو ميبينن ولي باز دارن خونشونو ميمكن و تو جيب شما ميريزن ! اقا راه داره سفارش ما رو به اینا بکنید!!!

Friday, December 18, 2015

محمذ رضا حاج رستم بگلو شاعر بازداشت شد

محمدرضا حاج رستم بگلو، شاعر ایرانی روز گذشته، ۲۵ آذر در خانه‌اش به اتهام «توهین به مقدسات» و «نشر اکاذیب» بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
مادر محمدرضا به سایت «خبرنگاری جرم نیست» گفته است پسرش را ظهر روز چهارشنبه ۲۵ آذر در خانه‌اش بازداشت کردند. به گفته وی «ماموران تمام خانه محمدرضا را جستجو کردند و تبلت، وسایل کار، پرینتر و کامپیوتر وی را با خود برده‌اند.
مادر محمدرضا می‌گوید: «دیروز حدود ساعت سه بعد ازظهر بود که به خانه ما (خانه پدری محمدرضا)آمدند. ابتدا فکر کردم که فقط محمدرضا تنها است برای همین چادر به سر نداشتم و جلوی در رفتم که یکی از ماموران داد زد یه چیز بینداز سرت، ما می خواهیم بیایم داخل، من چادر سر کردم و آنها خیلی بی ادبانه وارد شدند.»
شش مامور لباس شخصی در حالی که به دست های محمدرضا دستبند زده بودند، وارد خانه پدری او شدند. مادر محمدرضا می‌گوید: «فکر می کنم محمدرضا را کتک زده بودند چرا که وضع خوبی نداشت و ظاهرش پریشان بود.»
مادر این شاعر می‌گوید که به ماموران به تاکید گفته «اینجا خانه محمدرضا نیست، خانه ماست و برای همین نمی توانید اتاق خواب و وسایل شخصی ما را تفتیش کنید». اما ماموران بدون توجه به این اعتراض ها پاسخ داده‌اند که «ما می توانیم و حتی وظیفه ما این است که اگر لازم شد با لگد در را بشکنیم و وارد خانه شویم.»
محمدرضا رستم بگلو شاعر ایرانی سال هاست که از تدریس رسمی منع شده و کلاسهای خود را با عناوین «دوره های مقدماتی زبانشناسی»، «درس های فلسفه هنر» و «شعر و فلسفه» در منزل شخصی خود، یا در کافه های عمومی شهر برگزار می کند.
در شبکه وبلاگ های فارسی غزلیاتی عاشقانه از او نیز منتشر شده است. «دو ساعت کم کند از عمر شاعر، مرگ یعنی این» از عاشقانه های اوست.
ویدیو: تهران؛ شعر و صدای محمدرضا حاج رستمبگلو

Monday, December 14, 2015

مجموعه فعا لان حقوق بشر در ایران

حقوق بشر در فضای پس از توافق، موضوع گفتگویی است که تارنمای دیدگاه نو با “کیوان رفیعی” بنیانگذار و دبیر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران انجام داده است،  متن کامل این گفتگو را در ادامه می خوانید:
حقوق بشر در فضای پساتوافق موضوع این گفتگو با کیوان رفیعی بود. کیوان رفیعی در ایران چندین بار بازداشت شد و چندسال را در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر برده است. کیوان رفیعی، بنیانگذار «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» است. او که اکنون دبیر این مجموعه است، در ایران و در دوره زندان خود کتاب آموزشی «کالبدشکافی حقوق بشر» را نیز تهیه کرده است. وضعیت حقوق بشر در فضای پساتوافق موضوع این گفتگو با کیوان رفیعی بود که البته بحث به دیدگاه‌های مختلف حقوق بشری نسبت به توافق هسته‌ای ایران و غرب نیز کشید.
تعدادی از فعالان سیاسی ایرانی در جناح اپوزیسیون جمهوری اسلامی بر این باور بودند که با توافق هسته‌ای، فضا از حالت امنیتی خود خارج می‌شود و بهتر و بیشتر می‌توان به مبحث حقوق بشر پرداخت و حتی گاهی این مساله را مطرح می‌کردند که توافق هسته‌ای و رفع تحریم‌ها می‌تواند به بهبود حقوق بشر بیانجامد. این ادعا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
باید از زاویه‌های مختلف به این موضوع نگاه کرد. من با رفع تحریم‌ها موافق بودم. اساسا این تحریم‌ها به هدف بهبود حقوق بشر در ایران تصویب نشده بود و هدفش محدودسازی برنامه اتمی ایران بود و هیچ ربطی به حقوق بشر نداشت. اما از آنجا که رابطه اقتصادی ایران با دنیا را نیز تحت الشعاع قرار داده بود، روی مسائل حقوق بشری نیز تاثیر منفی گذاشته بود. خب همین که با رفع تحریم‌ها جلوی این ضرر گرفته شد، خودش یک قدم مثبت است. با این ادعا که توافق و رفع تحریم می‌تواند به بهبود حقوق بشر بیانجامد نیز موافقم اما به صورت مشروط، و آن اینکه کدام حقوق بشر و در چه بازه زمانی؟ چون ما خقوق بشر را به سه نسل تقسیم می‌کنیم. در حقوق نسل اول مثل حق حیات، وضع نه تنها بهتر نشده است که بد‌تر هم شده است. ولی امید ما در کوتاه مدت بیشتر روی حقوق نسل دوم است. حقوق اجتماعی، وضعیت اقتصادی و…. در بلندمدت فکر می‌کنم این توافق روی بهبود حقوق نسل اول هم تاثیر مثبت بگذارد. اما با این ادعا که این توافق می‌تواند منجر به تمرکز بیشتر دنیا بر روی وضعیت حقوق بشر در ایران بشود، مخالفم. چون منافع اقتصادی متقابل کشور‌ها یک سری ملاحظات را ایجاد می‌کند. به عنوان مثال در بحث از قراردادن گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای ایران، بعضی کشور‌ها شاید دیگر حاضر به رای دادن علیه ایران نباشند.
یعنی این احتمال را می‌دهید که سال بعد عملا ماموریت گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای ایران لغو بشود؟
بله. سال دیگر ششمین سالی ست که آقای احمد شهید در این جایگاه است و باید گزارشگر جدید بیاید. چون دوره سه ساله دوم ایشان نیز تمام می‌شود و این احتمال که گزارشگر جدید بیاید نیاز به رای اعضا دارد و با توجه به شرایط جدید این احتمال، احتمالی شکننده است. چون کشورهایی که به طور سنتی علیه ایران رای می‌دادند، شاید در چارچوب منافع جدید دیگر رای ندهند و با این حساب، شاید این پوزیشن حذف شود.
پس از توافق هسته‌ای برخی سازمان‌های حقوق بشری مانند فدراسیون حقوق بشر که آقای لاهیجی آن را اداره می‌کند، نامه‌ای منتشر کردند و در آن از کشورهای اروپایی انتقاد کردند که در معادلات اقتصادی جدیدشان با جمهوری اسلامی بحث حقوق بشر را نادیده گرفته‌اند. با این دور جدید روابط و برقراری روابط جدید اقتصادی، به نظر شما دیگر واقعا چقدر حقوق بشر برای دولت‌های اروپایی جدی خواهد بود که بخواهند روی حکومت ایران برای بهبود حقوق بشر، فشار وارد کنند؟
باید در نظر گرفت دولت‌ها نگاه سیاسی به مساله حقوق بشر دارند. در تحریم‌های هسته‌ای هم تحریم‌ها با هدف حقوق بشری و دموکراتیزاسیون نبود و دغدغه‌ها امنیتی بودند. بنابراین هدف اصلی دولت‌های اروپایی بحث حقوق بشر نیست. مگر اینکه افکار عمومی در اروپا و نهادهای حقوق بشری بخواهند راجع به این مساله به دولت‌هاشان فشار وارد کنند. ما نمونه‌هایی سر این مساله داشتیم. مثلا ژاپن به ایران جرثقیل می‌فروخت. افراد و نهادهایی اعتراض کردند که این جرثقیل‌ها برای اعدام استفاده می‌شود و آن شرکت هم دیگر جرثقیل نفروخت. این تجربیات وجود داشته است. اما من راجع به وضعیت جدید ایران، بیشتر مدل عربستان را پیش بینی می‌کنم. یعنی اروپایی‌ها تا حدی فشار می‌آورند و ایران هم تا حدی به این فشار‌ها توجه می‌کند. اینگونه نیست که اروپایی‌ها هم به دنبال تحقق کامل استانداردهای اروپایی حقوق بشری در ایران باشند. ماهیت و ساختار جمهوری اسلامی به گونه‌ای نیست که بخواهد و بتواند استاندارد اروپایی را پیاده کند. بنابراین انتظارات اروپا هم در چارچوب همین ساختار موجود در ایران است. ایران هم تا حدی که به روابط اقتصادی آسیب نرسد، سعی می‌کند جلوی نق زدن اروپایی‌ها را بگیرد.
اما فکر نمی‌کنید جمهوری اسلامی به اصطلاح بی‌تعارف‌تر از این حرف هاست؟ مثلا در همین بازداشت‌های اخیر روزنامه نگاران. کسانی بازداشت شدند که اتفاقا موافق کلیت سیستم جمهوری اسلامی هستند. درواقع بر خلاف ایده شما که وضعیت تا حدی بهتر خواهد شد، شواهدی همچون بازداشت اخیر روزنامه نگاران نشان می‌دهد وضعیت بد‌تر شده است. چنانکه پروژه «نفوذ» برای تشدید فشار بر فعالان مستقل و منتقد کلید خورده است و حتی خامنه‌ای در نامه خود به روحانی درباره برجام، اجرای این توافق را به عدم فشارهای حقوق بشری از طرف غرب مشروط کرد.
متوجه منظور شما هستم. اما من به این بازداشت‌ها و تبعات سیاسی برجام برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، به چشم ری اکشن کوتاه مدت حکومت نگاه می‌کنم. خب خودتان بهتر می‌دانید اختلافات داخلی در خود حکومت وجود دارد. مثلا بین سپاه و دیگر نهاد‌ها و برخی از این سناریوسازی‌ها عملا از دل نهادهایی چون سپاه بیرون آمده است. ضمنا جمهوری اسلامی می‌خواهد ضعف خود در پذیرش توافق هسته‌ای را در جای دیگر جبران کند و با فیگورهایی مثل جلوگیری از نفوذ آمریکایی‌ها و دیگر اکشن‌های آمریکاستیزانه سعی می‌کند بگوید که عنان کار در دست اوست. خب ولی من این را در کوتاه مدت می‌بینم. اما در بلندمدت وضعیت را به گونه‌ای دیگر می‌بینم. مدعی بهترشدن کلی وضعیت در بلندمدت نیستم. اما چون ایران مجبور شد روابط بیشتر با دنیا را به تبع توافق هسته‌ای انتخاب کند، به نظرم حدی از پارامتری مثل آزادی بیان را هم مجبور است رعایت بکند. اگر از واکنش‌های مقطعی و کوتاه مدت حکومت در این روز‌ها بگذریم، درواقع من فکر می‌کنم وضعیت حقوق نسل اول مثل آزادی بیان، حق حیات، حق آزادی مذاهب، و… در بلندمدت و در شرایط ثبات بد‌تر از الان نباشد و بلکه شاید کمی بهتر شود.
یک نگاه دیگری هم در میان برخی مخالفان جمهوری اسلامی وجود داشت که حالا که جمهوری اسلامی مجبور شده است به دلیل تحریم‌های گسترده پای میز مذاکره بیاید، این مذاکرات به مباحث حقوق بشری هم گره بخورند و جمهوری اسلامی تعهدات حقوق بشری نیز بدهد. بر اساس این نگاه، در اینکه مساله هسته‌ای یک مساله امنیتی بود و تحریم‌ها نیز از این جنس بودند، تردیدی نیست اما خب اگر هسته‌ای بودن جمهوری اسلامی تبدیل به یک مساله امنیتی شد، به دلیل ماهیت جمهوری اسلامی بود. یعنی یک حکومت تنش زا، غرب ستیز، حامی تروریسم و برهم زننده نظم بین الملل. وگرنه خب کشوری مانند هند یا پاکستان هم به دنبال بمب هسته‌ای رفتند و این تنش و نگرانی گسترده به وجود نیامده بود. خب از این رو به نظر شما اخذ تعهدات منطقه‌ای و حقوق بشری از جمهوری اسلامی در قالب همین مذاکرات، مشروعیت نداشت؟
به نظر من این دید و نگاه ایده آلیستی ست. به نظر من این توافق اتمی خوب بود. منتها چیزی که شما می‌گویید خیلی بهتر بود. یعنی اینکه جمهوری اسلامی وادار به تعهدات منطقه‌ای و حقوق بشری شود. اما در یک دید واقع گرایانه، نه اراده سیاسی در طرف آمریکایی – اروپایی وجود داشت و نه اینکه گروه‌های حقوق بشری ایرانی توان تاثیرگذاری در این حد را داشتند که بتوانند این مذاکرات را به حقوق بشر گره بزنند. با فعالیت فیس بوکی که نمی‌شود به نتیجه رسید! اما گروه ما این حرف‌ها را قبلا زده بود. ما هشت سال پیش در هلند بحث «هزینه مندکردن نقض حقوق بشر برای ناقض آن» را مطرح کردیم. یعنی بحث تحریم برای نقض حقوق بشر را مطرح کردیم و از آن استقبال هم می‌کنیم. اما باید اعتراف کرد که گروه‌های حقوق بشری ایرانی در زمینه تاثیرگذاری در این ۱۲ سال اخیر سابقه خوبی نداشته‌اند و ضعیف ظاهر شدند و خب وقتی در توان خودمان نمی‌بینیم که بخواهیم در روند مذاکرات تاثیر داشته باشیم، سعی می‌کنیم حداقل سنگ اندازی نکنیم تا همین توافق بتواند به حقوق نسل دوم و نسل سوم یاری برساند. یعنی سعی کردیم با توجه به عدم تاثیرگذاری خود برای بهبود حقوق نسل اول، به نفع نسل دوم و سوم کنار بکشیم و همین نیمچه امید را نگاه داریم و حفظ کنیم. اما این بازی هنوز تمام نشده است. اگر واقعا این اراده وجود دارد، جامعه ایرانی و سازمان‌های حقوق بشری می‌توانند این تحریم‌ها را درخواست کنند و پیگیر آن باشند. به شرطی که دنبال تحریم‌های اثرگذار باشند. بعضی تحریم‌ها خنده دار بود. مثلا زندانبانی که تا مشهد هم نرفته است را از سرمایه گذاری در اروپا محروم کرده‌اند! باید اعتراف کرد که ما گروه‌های حقوق بشری آن اندازه ضعیف بودیم که نتوانستیم اراده‌های تحریم را هم جهت بدهیم. از این رو با توجه به این ضعف تاثیر، اگر قرار بود سنگ اندازی کنیم، خطر از دست دادن فرصت برای همین توافق هم جدی می‌شد. راستش، خود من هیچ امیدی به گره خوردن این مذاکرات به حقوق بشر نداشتم. اما این استراتژی هنوز وجود دارد. استراتژی‌ای که ما در هلند مطرح کردیم. یعنی هزینه‌مند کردن نقض حقوق بشر برای ناقض آن.
منظورتان از «ما» کدام گروه است؟
مجموعه فعالان حقوق بشر.  نماینده ما در آن نشست در هلند این ایده را مطرح کرد و در آن تاریخ کمتر گروهی جرات می‌کرد این بحث را مطرح کند. ما این را مطرح کردیم و هنوز هم از آن دفاع می‌کنیم. بنابراین ما از تحمیل هزینه بر جمهوری اسلامی ابا نداریم و از تحریم شدن تک تک کسانی که واقعا حقوق بشر را در ایران نقض می‌کنند، استقبال می‌کنیم. اما بحث بر سر مکانیز‌م ها و روش هاست.

Sunday, December 13, 2015

اجرای حکم اعدام دو زورگیر جوان

پیشاپیش برای انتشار این عکس‌ها پوزش می‌خواهیم. لطفا آن را به کودکان و نوجوانان و افرادی که در شرایط روحی مناسبی نیستند نشان ندهید.
یکم بهمن ماه، دیوان عدالت اداری، با به دار آویختن دو مجرم، به زندگی دو جوان خاتمه داد که اگر در کشور یا شهر یا محله‌ی دیگری متولد شده بودند شاید مجرم نمی‌شدند. شاید اگر نهادی می‌بود که پیش از آن که شوک‌های اقتصادی و فرهنگی و روانی آنان را به مرز چنین خطای فاحشی برساند، آنان را زیر پر و بال می‌گرفت تا بتوانند راه خود را پیدا کنند و از کار کردن و مفید واقع شدن احساس خوشبختی کنند آنان امروز در حال یاری به کسان دیگری می‌بودند. کسانی به خود اجازه دادند که جان آن دو را بگیرند که حتا از پسِ دوباره زنده کردنِ یک سلول مرده هم بر نمی‌آیند.
این عدالتخانه و مراحل قانونی تمام ناهنجاری‌ها را گردن این دو انداخت و انتقام همه‌ی نابسامانی‌ها را از این دو گرفت؛ با کشتن این دو نفر، آن هم در قلب یک محله‌ی فرهنگی و در دایره‌ی حضور مردمی که هرگز به چنین نابهنجاری آلوده نبوده‌اند، دستگاه عدالت وانمود می‌کند که دیگر نابهنجاری وجود نخواهد داشت. آیا راست می‌گوید؟
در حالی که شمارش معکوس برای اجرای حکم اعدام آغاز شده بود، محمدعلی تقاضای آب کرد که ماموران بلافاصله برای او آب آوردند.
زورگیری کرده بودند و ویدیوی آن همه جا دست به دست می گشت.
علیرضا گفت: «قبول دارم اشتباه کردم اما نمی دانستم حکمم اعدام است».
در ادامه محمدعلی هم گفت: «من نیازی به پول سرقتی نداشتم و فریب دوست ناباب را خوردم».
حالا مثلا قرار است درس عبرت شوند ولی آمارهای قبلی می‌گویند شعاع این نفرت، خودش باعث بزهکاری بیشتر می‌شود. راستی، سهم ما و شما و جامعه در درست کردن چنین افرادی چیست؟ فرض کنید علیرضای خودتان، یا محمدعلی خودتان در بستری از شرایط اجتماعی و خانوادگی یا دلایل اشتباه و بیهوده دست به خطای فاحشی بزند، آن گاه رای شما چه خواهد بود؟ اگر وکیلی می‌داشتند و می‌توانستند ثابت کنند که موقع ارتکاب جرم از تعادل روانی برخوردار نبوده‌اند، احتمالا به دار آویخته نمی‌شدند.
تلگرام شهروندیار را هم دنبال کنید: telegram.me/shahrvandyar
-----------------------------
اصل خبر این بود:
علیرضا مافیها و محمد‌علی سروری که در آذر ماه سال جاری با همکاری 2 نفر دیگر و با استفاده از سلاح سرد یک شهروند تهرانی را مورد حمله و ضرب و جرح قرار داده بودند، بامداد امروز در ضلع شمالی پارک هنرمندان و در خیابان بهشهر به وسیله جرثقیل به دار مجازات آویخته شدند.
به روایت خبرنگار مهر از اجرای حکم اعدام دو زورگیر، ساعت 5 و 48 دقیقه صبح متهمان با خودروی پلیس آگاهی همراه قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی تهران وارد محوطه اجرای حکم شدند.
در حالی که وحشت در چهره دو پسر زورگیر موج می زد سعی می کردند خود را خونسرد نشان دهند. محمدعلی که 20 سال سن داشت با دیدن طناب دار دیگر نتوانست خودش را کنترل کند.
علیرضا در گفتگو با خبرنگاران خود را بی گناه می دانست و گفت: «قبول دارم اشتباه کردم اما نمی دانستم حکمم اعدام است».
در ادامه محمدعلی هم گفت: «من نیازی به پول سرقتی نداشتم و فریب دوست ناباب را خوردم».
پس از آن دو پسر اعدامی را بالای جرثقیل بردند و طناب دار را بر گردن آنها انداختند. پس از قرائت قرآن، نماینده دادسرای جنایی تهران شروع به قرائت حکم کرد و گفت: «11 آذر امسال یکی از شهروندان هنگام ورود به شرکتی در خیابان خردمند مورد حمله چهار زورگیر موتورسوار قرار گرفت که فیلم این زورگیری در اینترنت منتشر شد. دزدان پس از سرقت با ایجاد رعب و وحشت از محل گریختند. با شکایت شاکی چهار زورگیر دستگیر شده و پرونده برای محاکمه به دادگاه انقلاب فرستاده شد که شعبه 15 دادگاه انقلاب دو نفر از زورگیران به نام های علیرضا مافیها و محمدعلی سروری را به اتهام محاربه به اعدام محکوم کرد. با تائید حکم در دیوان عالی کشور، دو زورگیر خشن امروز به دار مجازات آویخته می شوند».
در حالی که شمارش معکوس برای اجرای حکم آغاز شده بود، محمدعلی تقاضای آب کرد که ماموران بلافاصله برای او آب آوردند.
عقربه های ساعت 6 و 15 دقیقه صبح را نشان می داد که با دستور قاضی اجرای احکام حکم اعدام اجرا شد و دو پسر زورگیر با طناب سفید به دار مجازات آویخته شدند.
پس از 17 دقیقه اجساد آنها پائین کشیده شد و با تائید مرگشان از سوی پزشک، به پزشکی قانونی منتقل شدند تا پرونده زوگیری خیابان خرمند مختومه شود.
از آنجا که انتشار فیلم زورگیری خشن این دو جوان در پاییز امسال مورد توجه رسانه ها و افکار عمومی قرار گرفته بود، اجرای حکم زورگیران نیز از سوی رسانه ها مورد توجه قرار گرفت. در همین حال عکاسان خبری از خبرگزاری های مختلف صبح امروز با حضور در محل اجرای حکم لحظات ورود تا مرگ دو اعدامی را به ثبت رساندند. چهره و عکس العمل های دو جوانی که با خشونت در آذرماه امسال سعی در گرفتن پول از یک شهروند داشتند سوژه ویژه این عکاسان از خبرگزاری مهر، ایسنا، شبستان و فارس بود. 

Wednesday, December 9, 2015

دادگاه عدالت اروپا مدیران صدا وسیما ی جمهوری اسلامی را به دلدل نقض حقوق بشر محکوم کرد

شکایت محمد سرافراز، رییس سازمان صدا و سیما و حمیدرضا عمادی، سردبیر ارشد پرس تی‌وی، از تصمیم اتحادیه اروپا در قرار دادن نام آنها در فهرست تحریم‌های حقوق بشری رد شد. براساس رای دادگاه عدالت اروپا، این دو به دلیل مسئولیتشان در پخش اعترافات اجباری زندانیان سیاسی، در نقض جدی حقوق بشر دست‌داشته‌اند. این نخستین باری است که دادگاه عدالت اروپا در مورد یک پرونده حقوق بشری مرتبط با جمهوری اسلامی اعلام نظر می‌کند.
به این ترتیب، این دو مقام بلندپایه ایرانی همچنان در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا باقی خواهند ماند، اجازه ورود به هیچ‌یک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا را نخواهند داشت و دارایی‌ها و حساب‌های بانکی آنان همچنان از سوی کشورهای این اتحادیه توقیف خواهد ماند.
وکلای محمد سرافراز و حمیدرضا عمادی با شکایت به دادگاه عدالت اروپا مدعی شده بودند که تصمیم اتحادیه اروپا مبنی بر قراردادن آنها در فهرست تحریم‌های حقوق بشری، به شش دلیل، از جمله نقض حق آزادی سفر، حق اشتغال٬ آزادی بیان و حق دفاع، «غیرعادلانه و بی‌اساس» بوده است و خواستار تجدیدنظر در آن بودند.
شعبه دوم دادگاه عدالت اروپایی در دو رای جداگانه که هرکدام بیش از ۲۰۰ پاراگراف دارد، به طور مستدل، شکایت مدیران صدا و سیما را در هر شش زمینه رد کرده است. عالی‌ترین نهاد قضایی اتحادیه اروپا تصریحش کرده است که صرف‌نظر از اینکه شاکیان، شخصا در تولید مصاحبه‌های داخل زندان نقش داشته‌اند یا خیر، هر دو آنها به دلیل اینکه مصاحبه‌های یاد شده را از پرس تی وی پخش کرده‌اند بدون اینکه به تماشاچیان بگویند که این مصاحبه‌ها در زندان ضبط شده و بدون این که از مصاحبه‌شوندگان رضایت بگیرند، مسئول نقض شدید حقوق بشر به دلیل نقض حریم خصوصی و قواعد دادرسی عادلانه محسوب می‌شوند و تصمیم شورای اتحادیه اروپا در قراردادن این دونفر در فهرست تحریم‌های حقوق بشری، قانونی بوده است.
عدالت برای ایران طی چندین گزارش‌ تحقیقی از جمله گزارش “کات! پخش پرس تی وی باید متوقف شود”، که برپایه مصاحبه با زندانیان سیاسی سابق و خانواده‌های آنان و گردآوری اسناد و شواهد متعدد از برنامه های پخش شده از پرس‌تی‌وی نوشته شده بود، خواستار توقف پخش برنامه‌های این شبکه از طریق شرکت‌های بین المللی ماهواره ای و همچنین قراردادن نام مسئولان این شبکه به دلیل نقض حقوق بشر زندانیان سیاسی، به ویژه زندانیان اقلیت‌های اتنیکی شده بود. بالاخره در فروردین ۱۳۹۲ ( ۱۱ مارس ۲۰۱۳)، شورای اتحادیه اروپا، محمد سرافراز، معاون برون مرزی صدا و سیما در آن زمان و حمیدرضا عمادی، مدیراتاق خبر شبکه ۲۴ ساعته انگلیسی زبان پرس تی وی را به عنوان ناقض حقوق بشر، از ورود به کشورهای اتحادیه اروپا ممنوع و دارایی‌های آن‌ها را توقیف کرد.
در پی شکایت این دو مقام ایرانی به دادگاه عدالت اروپا از تصمیم یادشده، عدالت برای ایران درخواست ورود به پرونده را به عنوان شخص ثالث تسلیم دادگاه کرد که دادگاه در تصمیمی جداگانه، به دلیل اینکه گزارشهای عدالت برای ایران یکی از مهم‌ترین دلایل تصمیم اتحادیه اروپا برای تحریم سرافراز و عمادی بوده، این درخواست را قبول کرد. در دادگاه رسیدگی به این شکایت که روز۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ (۵ می ۲۰۱۵) در لوکزامبورگ برگزار شد، شادی امین و شادی صدر، مدیران عدالت برای ایران نیز به همراه راینهارد مارکس،‌ وکیل عدالت برای ایران به عنوان شخص ثالث حضور داشتند و به سئوالات هیات قضات درباره جزییات پخش اعترافات اجباری زندانیان سیاسی از پرس‌تی‌وی پاسخ دادند.
وکلای سرافراز و عمادی با بیان اینکه «عدالت برای ایران»، نه یک سازمان بی طرف که یک گروه سیاسی است که از حرکات علیه منافع نظام حمایت می کند، در صدد رد مستندات ارایه شده از سوی این سازمان حقوق بشری بودند. با این وجود، در حکم دادگاه اروپایی عدالت آمده است: «دادگاه‌های اروپایی در رابطه با حکمی که می‌دهند و در شرایط خاصی، می‌توانند گزارش یک سازمان غیردولتی را مدنظر قراردهند. در این پرونده هم ادعاهایی که توسط شاکی، مبنی بر تردید در بی‌طرفی سازمان مستقل عدالت برای ایران ارائه شده است، قابل اثبات نیست. به اضافه اینکه این از مستندات پرونده به نظر نمی‌آید که گزارش عدالت برای ایران غیرقابل اعتماد باشد.»
دادگاه همچنین در بخش دیگری از آرای خود، ادعای عدالت برای ایران را که پرس تی وی و مدیران آن ارتباط نزدیکی با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی دارند، تایید کرده است.
شادی امین، از مدیران عدالت برای ایران در مورد حکم دادگاه می‌گوید:«این یک پیروزی بزرگ برای عدالت برای ایران و مدافعین حقوق بشراست و نشان می‌دهد که پاسخگو کردن ناقضان حقوق بشر امری مربوط به فردا و فقط در جغرافیای سیاسی ایران نیست. امری مربوط به امروز و در سرتاسر جهان است.»
براساس رای دادگاه عدالت اروپا، سرافراز و عمادی موظف به پرداخت تمامی هزینه‌های دادگاه و همچنین هزینه‌های وکیل اتحادیه اروپا هستند که انتظار می رود این مبلغ کلان را از بودجه‌های عمومی که باید برای مردم ایران صرف شود هزینه کنند.
تحریم‌های حقوق بشری علیه مقامات و موسسات ایرانی، ضوابط محدودکننده‌ای هستند که شامل ممنوعیت سفر به کشورهای عضو این اتحادیه و بلوکه کردن دارایی های فرد یا نهادی می شوند که در نقض شدید حقوق بشر در ایران دست داشته است. اتحادیه اروپا تا کنون ۸۷ تن از مقامات ایرانی را به دلیل نقض جدی حقوق بشر در فهرست تحریم‌ها قرار داده است.

Friday, December 4, 2015

پس از اتهام زنی روسیه به ترکیه مبنی بر تجارت نفتی با گروه حکومت اسلامی داعش

و روز پس از اتهام زنی روسیه به ترکیه مبنی بر تجارت نفت با گروه «حکومت اسلامی»، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران نیز گفت که جمهوری اسلامی، «اطلاعات» و «فیلم»‌های فروش نفت این گروه «در ترکیه» را دراختیار دارد. محسن رضایی، روز جمعه، ۱۳ آذر، اعلام کرد: «اگر دولت ترکیه در جریان فروش نفت داعش در کشور خود نیست ما آمادگی داریم این اطلاعات را در اختیار آن‌ها قرار بدهیم.» وی اضافه کرد: «مستشاران ایران در سوریه از تمامی مسیرهای کامیون‌های نفت داعش به ترکیه عکس‌برداری و فیلم‌برداری کرده‌اند و این اسناد قابل ‌ارائه و انتشار است.» گفته‌های دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران درحالی بیان شده است که رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، گفته که به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، نسبت به اتهام‌زنی رسانه‌های ایرانی به خانواده او درباره تجارت نفت قاچاق با داعش هشدار داده است. حسین جابر انصاری، سخنگوی وزارت خارجه ایران، اما آقای اردوغان را به «رعایت نزاکت» دعوت کرده است. آنتونی آنتونوف، معاون وزارت دفاع روسیه، روز چهارشنبه، ۱۱ آذر، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، و خانواده او را متهم کرده بود که در تجارت نفت قاچاق با گروه «حکومت اسلامی» (داعش) دست دارند. درهمین حال سرگئی رادسکوی، فرمانده عملیاتی نیروی انسانی وزارت دفاع روسیه، اعلام کرده که مسکو مسیرهای انتقال نفت قاچاق سوریه و عراق به ترکیه را هم شناسایی کرده است. احمد داود اوغلو، نخست وزیر ترکیه روز پنجشنبه سوم دسامبر در پاسخ به اتهامات مسکو گفته است که اتهامات روسیه در خصوص تجارت نفتی ترکیه با گروه حکومت اسلامی (داعش) یادآور دروغ‌های ماشین تبلیغاتی دوران اتحاد جماهیر شوروی است. پیش از این ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، دولت ترکیه را به تجارت نفت با داعش متهم ساخته بود، اما رجب طیب اردوغان اطمینان داده که اگر چنین اتهامی اثبات شود، او از منصب خود استعفا خواهد داد. پیش از این اتهام زنی روسیه به آقای اردوغان، برخی رسانه‌های ایران نیز دولت ترکیه را به خرید نفت از گروه «حکومت اسلامی» (داعش) متهم کرده بودند. ایران و ترکیه درباره درگیری های سوریه و یمن اختلاف نظر جدی دارند و درحالیکه جمهوری اسلامی ایران از بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، حمایت می‌کند، ترکیه درسالهای گذشته خواستار کناره گیری آقای اسد از قدرت شده است. RF

Wednesday, December 2, 2015

پاسخ یک جوان از انگلستان به نامه اخیر رهبر ایران

سلام...من مایکل هستم و از انگلستان برایتان نامه مینویسم... امروز عصر پستچی نامه ی شما را برای من آورد. در ابتدا تعجب کردم از اینکه رهبر ایران برای من نامه نوشته است. ولی بعد فهمیدم پستچی ما که اسمش پیتر است با من شوخی کرده و یک نسخه از نامه ی شما را که خطاب به جوانان اروپایی نوشته بودید را برای من پرینت گرفته و آورده. شاید اگر پیتر  این کار را نمیکرد من فرصت خواندن نامه ی شما را هیچوقت پیدا نمیکردم چون به هر حال این نامه ها در رسانه های ما زیاد منعکس نمیشود... به هر حال نامه ی شما را خواندم و حالا میخواهم برای شما جواب بنویسم به این امید که شاید در ایران هم پیتر نامه رسانی باشد که به شوخی این نامه را به دست شما برساند. من اسم شما را در اخبار زیاد شنیده بودم و خواندن نامه ی شما در عین حال که برایم سرگرم کننده بود اما چند سوال نیز برایم ایجاد کرد. شما در نامه تان از تروریسم اعلان بیزاری نموده اید و برخی مصادیق آن را برشمردید...در بخشی از نامه تان به اسرائیل اشاره کرده بودید و نوشته بودید که: « به گلوله بستن بانویی در وسط خیابان فقط به جرم اعتراض به سربازِ تا دندان مسلح، اگر تروریسم نیست پس چیست؟ »
من بعد از خواندن این بخش از نامه شما کنجکاو شدم و در یوتیوب واژه ی "گلوله خوردن دختر جوان به خاطر اعتراض" را سرچ کردم و راستش از چیزی که پیدا کردم هم شوکه شدم و هم کمی گیج شدم...آیا شما دختری به اسم "ندا" میشناسید؟ در توضیحات این فیلم در یوتیوب دقیقا همین چیزهایی که شما در نامه تان اشاره کرده بودید آمده بود، اما محل آن را به جای اسرائیل، تهران نوشته بود. به هر حال در نامه ی بعدیتان برایم در مورد این فیلم بنویسید چون واقعا کنجکاوم بدانم که چرا یک دختر جوان به خاطر اعتراض باید گلوله بخورد و بمیرد. من با شما در این مورد کاملا موافق هستم که چنین عملی از مصادیق تروریسم است و امیدوارم که مرتکبین آن به سزای خود رسیده باشند.
شما در ادامه به وضعیت فلسطینی ها اشاره کرده بودید که بر اثر شهرک سازی ها خانه ها و املاکشان در برابر چشمان اشکبار زنان و فرزندان ایشان ویران میشود و  پرسیده بودید  آیا در دنیای امروز قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید؟ نمیدانم واقعا این سوال شما جنبه ی پرسشی دارد یا خیر...به هر حال اگر واقعا میخواهید بدانید من چیزهایی در مورد رفتار با اقلیتهای مذهبی در ایران شنیده ام...مثلا چیزهایی که در مورد برخورد با پیروان آئین بهایی در ایران میگویند اگر صحت داشته باشد باید بگویم پاسخ سوالتان مثبت است. البته شما رهبر ایران هستید و بهتر از من میدانید... در مورد بهائیان و وضعیت ایشان هم ممنون میشوم اگر اطلاعات موثقی دارید در نامه ی بعدی برای من بنویسید.
در نامه تان از پرخاشگری و بی بند و باری اخلاقی در فرهنگ ما انتقاد کرده بودید. راستش کسانی که من اینجا میشناسم همگی انسانهایی آرام و مهربان هستند و حتی در هنگام بروز  تصادفات هم معمولا مودب و خویشتندار هستند. احتمال میدهم شما تجربه ی بدی از سفر به کشورهای غربی داشته اید و من از این بابت متاسفم... برایم بنویسید که آخرین بار کی به غرب سفر کردید و چه اتفاقی افتاد؟ در مورد بی بند و باری راستش من متوجه منظور شما نشدم...در کشور ما روابط آزاد تا وقتی مبتنی بر احترام و نیاز و خواست دو طرف باشد مساله ای پذیرفته شده است و کسی را بابت آن بازخواست و یا قضاوت نمیکنند. ما در اینجا قوانین سختگیرانه ای در مورد زندگی خصوصی آدمها نداریم. یک مسلمان اینجا همانقدر آزاد است که کسی که به خدا باور ندارد و هر دوی اینها در کشور من مطابق فکر و سلیقه ی خود زندگی میکنند. مایلم بدانم در کشوری که شما رهبر آن هستید  اوضاع چطور است؟ در این مورد هم حتما برای من بنویسید.
در بخش دیگری از نامه تان پرسیده بودید چرا یک جوانی که در اروپا به دنیا آمده و بزرگ شده است باید به گروههایی مثل داعش بپیوندد و به اعمالی خشن و بی رحمانه دست بزند و نتیجه گرفته بودید که اینها ثمره ی زندگی در محیط فرهنگی ناسالم و پر ازخشونت غرب است... تا جایی که من میدانم درصد بسیار کمی از کسانی که در سوریه به داعش و سایر گروههای درگیر پیوسته اند از کشورهای غربی به آنجا رفته اند که تازه همانها هم تحت تاثیر تعلیمات و آموزه های بنیادگرایانه ی اسلامی جذب این گروه ها شده اند ...با فرمول شما از انجا که  بقیه ی کسانی که هر روز در سوریه و عراق مرتکب خشونت و جنایت میشوند همه ی عمر در محیط ها و کشورهای اسلامی زندگی کرده اند باید نتیجه گرفت که فرهنگ اسلامی فرهنگی ناسالم و پر از خشونت است. نمیدانم شاید هم جایی دارم اشتباه میکنم که خواهش میکنم در این صورت من را راهنمایی کنید.
خیلی حرف زدم...امیدوارم سرتان را درد نیاورده باشم...تجربه ی نامه نگاری با رهبر کشور ایران چیزی نبود که بخواهم ان را از دست بدهم. بی صبرانه منتظر پاسخ و نامه ی بعدی تان هستم.
راستی من این نامه را میدهم به پیتر...اینکه دیگر آن را چطور به دست شما میرساند را من نمیدانم. به هر حال پیتر حتما یک راهی پیدا میکند... مراقب خودتان باشید و سعی کنید بیشتر استراحت کرده و از زندگی لذت ببرید.
به امید دیدار...مایکل.
شفیلد – 2015/30/11