Tuesday, August 4, 2015

نگهداری غبر قانونی زندانیان سیاسی درزندان

خودداری مقامات قضایی از اجرای قانون
خبرگزاری هرانا ـ بهاره هدایت زندانی سیاسی بند زنان زندان اوین، بیش از یک ماه است که با پایان یافتن دوران حبسش به طور غیرقانونی در زندان نگهداری می شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کلمه، این فعال دانشجویی که از نزدیک به ۵ سال و نیم قبل در زندان اوین به سر می برد، دی ماه سال ۸۸ بازداشت و پس از طی دوره ی بازجویی و انفرادی به ۷ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.
کمتر از یک سال بعد با تشکیل پرونده ای جدید و ابلاغ شش ماه حبس دیگر، این مدت به ۸ سال افزایش یافت تا حکم این فعال دانشجویی به یکی از سنگین ترین احکام قضایی علیه دانشجویان از ابتداى تاسیس انجمن هاى اسلامى دانشگاه ها تبدیل شود.
هم اکنون بهاره هدایت و مصطفی تاجزاده قدیمی ترین زندانیان هستند که هنوز هم در حبس به سر می برند.
بر اساس این گزارش، اگر مسئولان قضایی به اجرا قانون تن دهند و ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی را اجرا کنند، حکم بهاره هدایت به ۵ سال و نیم تقلیل می یابد. با این حساب وی باید اواخر خرداد ماه سال جاری آزاد می شد، اما مقامات قضایی ماههاست با طفره رفتن و پاسخ سربالا، از اجرای این قانون و آزادی خانم هدایت جلوگیری کرده اند.
ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مصوبه اردیبهشت سال ۱۳۹۲ مجلس است که از تایید شورای نگهبان نیز گذشته و برای اجرا به قوه قضاییه ابلاغ شده است. بر اساس این ماده قانونی، هرگاه فردی جرایم متعددی تا سه جرم مرتکب شود که هر کدام مجازات های حبس مختلفی داشته باشد، آن مجازات ها با یکدیگر جمع نمی شوند بلکه تنها بیشترین مجازات اجرا شود.
کارشناسان حقوقی معتقدند هم اکنون در پرونده بهاره هدایت آشکارا قانون نقض می شود و مسئولان امنیتی و قضایی در این خصوص با جلوگیری و خودداری از اجرای قانون، وضعیت خانم هدایت به نمادی واضح از نقض بی پروای قانون و عدالت از سوی نهاد متولی اجرای قانون و عدالت تبدیل کرده اند.
گزارش های رسیده به کلمه حاکی است آقای نصیرپور، مسئول اجرای احکام دادسرای اوین، به خانواده های زندانیان اعلام کرده که پرونده های مشمول ماده ۱۳۴ را برای بررسی و اعمال به دادستانی فرستاده است. او اذعان کرده که اجرای این قانون الزام آور است و نمی توان به طور سلیقه ای با آن برخورد کرد. وی حتی در پاسخ پیگیری های بهاره هدایت و خانواده اش گفته که اگر جای شما بودم شکایت می کردم، زیرا از نظر من و بنا بر قانون شما در حال حاضر آزادید.
بدین ترتیب پرونده بهاره هدایت در حال حاضر بین دادگاه و دادستانی، بلاتکلیف و بی سرانجام مانده است. دادستانی خبر می دهد که پرونده برای دادگاه رفته و قاضی دادگاه می گوید که پرونده ای دریافت نکرده است.
این بازی مقامات غیر مسئول با خانم هدایت و خانواده اش که تاکنون حاصلی جز استنکاف از اعمال قانون و آزاد کردن وی نداشته است، آخرین ظلمی است که پس از صدور حکم ناعادلانه، ممنوعیت های مختلف به بهانه های واهی در دوران تحمل حبس و فشارهای روحی و روانی بر او و خانواده اش توسط دستگاه قضایی بر این فعال دانشجویی روا شده است.

Monday, August 3, 2015

حا لا نوبت اسرا ییل است

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران می گوید در پی توافق تاریخی اتمی وین، مجهز بودن کشورها، از جمله اسرائیل، به تسلیحات اتمی دیگر قابل تحمل نیست.
محمدجواد ظریف در یادداشتی که روز جمعه در روزنامه گاردین منتشر شد، از اسرائیل و دیگر کشورهای دارای تسلیحات اتمی خواسته است در پاسخ به موافقت ایران با کاهش برنامه اتمی خود، روند خلع سلاح در منطقه را آغاز کنند.
برگردان فارسی این مقاله، که در وبسایت رسمی وزارت امور خارجه ایران منتشر شده، به شرح زیر است:
ما و طرف هاي مذاكراتي مان در ۱+۵ سرانجام توانستيم برنامه هسته ای ايران را از يک بحران غيرضروری به يك چارچوب همكاری در زمينه استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای و عدم اشاعه و حتی فراتر از آن تبديل نماييم. همانگونه كه من در وين توييت كردم: توافق وين يك سقف نيست، بلكه يك بنيان قوی و مستحكمی است که ما بايد بر آن بنائی بنيان نهيم. برنامه جامع اقدام مشترک - که نام رسمی این توافق است موقعيت ايران را به عنوان يك منطقه عاری از سلاح های هسته ای تثبیت نموده است. اينک زمان آن است كه اين وضعيت را به كل منطقه خاورميانه تعميم دهيم. 
تلاش ايران براي ممنوع كردن سلاح های كشتارجمعی در مناطق پیرامونی اش، يک تلاش مستمر بوده است. اين واقعيت كه علیرغم بكارگيری گسترده و مستمر اين نوع از سلاح ها از سوی صدام حسين، هيچ گاه اقدامات متقابلی در برابر آن از سوی كشور من انجام نشد، شاهدی بر عمق باور ايران به اين آرمان شريف است. با وجودی كه ايران در اين تلاش خستگی ناپذير از حمايت برخی دوستان عرب خود نيز برخوردار بوده است، رژيم اسراييل- به عنوان تنها دارنده برنامه تسليحات هسته اي در خاورميانه - تنها مانع است. اكنون و در سايه توافق تاريخی هسته ای، ما بايد به سرعت به اين چالش فوری و مستقيم بپردازيم. 
يكي از شگفتی های طنزگونه بی شمار تاريخی اين است كه كشورهای فاقد سلاح هاي هسته ای مثل ايران در جهت تثبيت رژيم عدم اشاعه، اقدامات عملی بسيار بيشتری از اقدامات اعلامی كشورهای دارای سلاح های هسته ای، انجام داده اند. ايران و ديگر كشورهای غيرهسته ای اقداماتی واقعی، صادقانه و عملیاتی زيادی در جهت تثبيت رژيم عدم اشاعه انجام داده اند.
همزمان، كشورهايی كه برخوردار از اين سلاح های ويرانگر هستند، تلاش كرده اند از وظايف خود برای خلع سلاح خود مطابق مفاد معاهده عدم اشاعه (ان.پی.تی) و قوانين عرفی بين المللی شانه خالی كنند و حتی به سختی حاضر بوده اند در اين رابطه حرفی بزنند. این تازه به قبل از آن است که كشورهايی كه عضو ان.پی.تی نيستند بپردازیم و یا رژيمی كه دارای سلاح های هسته ای اعلام نشده است و بیشترین ضدیت را با ان.پی.تی دارد و مسخره تر آن که همزمان علم مخالفت با توافق را نیز بر دوش دارد.
امروز، در سايه توافق هسته ای، زمان درست - شايد بهترين زمان - فرارسيده است كه كشورهای دارای سلاح های هسته ای، با قبول اجرای اقدامات جدی خلع سلاحی اين شكاف عميق را التيام بخشند و رژيم عدم اشاعه را با اقدامات جدی خلع سلاحی خود تقويت كنند.
اينك زمانی است كه اين كشورها بايد با يک واقعيت حياتی مواجه شوند: اين كه ما در یک  محيط امنيتی جهانی شده زندگی می كنيم؛ جايی كه ديگر نابرابری و عدم تقارن بين كشورهای برخوردار و غيربرخوردار و تحت تاثير پارادايم های به جا مانده از دوران جنگ سرد، ديگر امكان وجود يا تحمل را ندارند. 
برای مدت های طولانی مفهوم ديوانه وار «ويرانی قطعی متقابل» به عنوان ضامن حفظ ثبات و عدم اشاعه در جهان ديده شده است. با اين حال، اين موضوع هيچ ريشه ای در حقيقت ندارد. شيوع اين نوع دكترين بازدارنده در روابط بين الملل، مهمترين عامل پشت پرده وسوسه برخی كشورها به داشتن سلاح های هسته ای از یک سو و اقدام برخی ديگر از كشورها به افزايش تعداد و توسعه كيفی زرادخانه هسته ای شان است. همه اين ها در تناقض آشكار با اهداف خلع سلاحی است كه توسط جامعه بين الملل ترسيم گرديده اند. 
ضروری است اين پارادايم امنيتی غلط و خطرناک را به يك ترتيبات بهتر، امن تر و عادلانه تر تغيير دهيم. من صادقانه باور دارم كه توافق هسته ای بين كشور من، ايران - به عنوان يک  كشور فاقد سلاح های هسته ای- و گروه۱+۵ (كه تقريبا تمامی كلاهك های هسته ای جهان را كنترل می كنند) ، آنقدر اهميت نمادين دارد كه آغاز اين جابجايی پارادايمی را رقم بزند و شروع يک دوره جديد برای رژيم عدم اشاعه را نشان دهد.
در همين ارتباط، يک گام در مسیر درست می تواند شروع مذاكرات برای تدوين يک معاهده امحای تسليحات هسته ای باشد كه با سازوكارهای قوی نظارت و سنجش ميزان پايبندی كشورها پشتيبانی شود.
در مرحله مقدماتی، می توان با خارج كردن زرادخانه های هسته ای از حالت هشدار و آماده باش (جدا كردن كلاهک ها از ناقل های حمل آنها به منظور كاهش ريسك استفاده) شروع كرد و در مراحل بعد آن را با خلع سلاح همه كشورهايی كه تسليحات كشتار جمعی دارند، ادامه داد.
اين پروژه جهانی می تواند با يك حمايت قوی، جهان شمول و صادقانه برای ايجاد يك منطقه عاری از سلاح های كشتار جمعی در خاور ميانه، به يک هدف قابل دسترس تبديل شود، به شرطی که قدرت های مرتبط سرانجام به اين قناعت برسند كه اين موضوع نه فقط يک  آرمان پسندیده، بلكه يك ضرورت استراتژيک است. 
چنین معاهده جديدی، ان.پی.تی را برای كشورهای دارای سلاح های هسته ای احیا و بازتعريف می كند؛ و وظیفه خلع سلاح رژيم های را كه عضو پیمان ان.پی.تی نيستند، ولی به هر حال از منظر سياسی، از طريق رژيم بين المللی عدم اشاعه، و از منظر حقوقی به دلیل قوانین آمره حقوق بین الملل عرفی مکلف به خلع سلاح هسته ای می باشند، به یک تعهد قانونی مدون تبدیل می کند.
ايران، در ظرفيت ملی خود و همينطور به عنوان رئيس کنونی جنبش عدم تعهد آماده است تا فعالانه با جامعه جهانی برای دستيابی به اين اهداف همكاری كند و به خوبی آگاه است كه در اين راه موانع بسياری از سوی كسانی كه نسبت به صلح و ديپلماسی مشكوک هستند، ايجاد خواهد شد. با اين حال ما بايد همه تلاش خود را برای پافشاری بر اهداف و همراه سازی دیگران بکار بندیم، همانگونه كه در وين اين كار را كرديم. 

خوف وخفت وخفتن

 عصر دیروز – چهارشنبه – در اعماق منطقه ی پیروزیِ تهران به دیدن خانواده ی " آتنا دائمی" رفتم. دختر جوانی که سه صفحه ی تمام برایش جرم تراشیده اند یکی از دیگری خنده دارتر. مثلاً بازجو رمز صفحه ی فیسبوکش را خواسته و آتنا نداده، می بینی بازجو به قاضی امر فرموده بنویس: پنهان کردن آلت جرم. و قاضی نیز همین را در کنار جرم های خنده دار دیگری که بازجو برای آتنا تراشیده، در رأی نهایی جای داده است. یادم هست در روزهایی که هم کوبانی در معرض یورش وحشیان داعش بود و هم غزه توسط اسراییلی ها بمباران می شد، من و خیلی ها در چندین نوبت رفتیم جلوی دفتر نمایندگی سازمان ملل در تهران و نوشته ای را بالا گرفتیم به نشانه ی همدردی و اعتراض. می بینی از میان آن همه مردمی که به آنجا رفته بودند، بازجو و قاضیِ مأمور و معذور، بند کرده اند به این دختر بی نوا و برایش جرم تراشیده اند اینجور: ایستادن بدون مجوز در مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل و حمایت از مردم کوبانی. بعدش این جرم ها را که جمع بسته اند شده: چهارده سال. ناقابل است.
من تجسم می کنم چهارده سال بعد را که نه این رهبر در قید حیات هست و نه نوری زاد و نه جنتی و نه هاشمی و نه مکارم شیرازی و نه صافی گلپایگانی و نه نوری همدانی و نه عسگراولادی بازرگان و نه شیخ محمد یزدی و نه فلاحیان قاتل و نه جلال الدین فارسی آدمکش و نه بسیاری از اینهایی که برای دو روز زندگی و دو روز شهرت و دو روز مبسوط الید بودن زدند و مردم را کشتند و اموالشان را روبیدند و ناراضیان را به اعماق سکوتی مخوف و کوچی ناگزیر فرو فشردند. چهارده سال بعد، آتنا را می بینم که خندان تر از امروز از زندان بیرون می آید در حالی که بسیاری از قداره کشان و مال مردم خورها در زیر خاک پوسیده اند یا آنان که مانده اند در نوبت رفتن اند یک به یک. خود آتنا نیز مثل خیلی ها که آمده اند و رفته اند، خواهد رفت. منتها به پیشانی آتنا که می نگرم، جز پاکی و درستی و ادب بر آن ردی نمی بینم، و به پیشانی گنده های این نظام که می نگرم، جز ظلالت و نفرت و ظلم و بی ادبی، هیچ.
به پدر و مادر و خواهران آتنا گفتم: سرتان را بالا بگیرید که آتنا را جز پاکی و پاکدامنی و فهم و شایستگی هیچ نیست. آنانی سرشان را از شرم فرو ببرند که بر حقوق حتمیِ مردم پای می کوبند و اموال بی زبان مردم را می چرند و همچنان خود را آیت و نشانه و نور چشمیِ خدا می دانند.
دو: روز دو شنبه بود و روزِ لاستیک دنا. به محل که رسیدم دیدم پیش از من بانو گوهر عشقی – مادر ستار بهشتی – و آقای نعمتی در سایه ی دیواری ایستاده اند. رفتیم و سرِ جایمان ایستادیم و نوشته هایمان را بالا گرفتیم. پرچم بانو نیز مثل همیشه عکس ستارش را به سینه نشاند. مردم رهگذر می آمدند و دقیقه ای می ایستادند و عکس می گرفتند و می رفتند. بعضی هاشان جلو تر می آمدند و خوش و بشی می کردند. بانوانی نیز با چشمانی اشکبار صورت گوهر بانو را می بوسیدند و خود را شریک غم وی می دانستند. گوهر بانو یک نفس ردیفی از سخنان هماره اش را برای مردان و زنان پرسشگر باز می گفت: بچه ی مرا دو ساعته بردند که برش گردانند چهار روز بعد جنازه اش را تحویل من دادند. من از هیچ کس نمی ترسم. نه از رهبر نه از اطلاعات نه از سپاه. من تقاص خون بچه ام را می خواهم. من که راضی نیستم مادری دیگر مثل من سیاه پوش شود. می نویسم که قاتل پسرم را می بخشم. اما باید دادگاهی علنی تشکیل شود تا همه بدانند در این دستگاهها با بچه های ما چه می کنند. من آبروی اینها را خواهم برد. در همین هنگام دختری جوان با چند دسته گل رز آمد و روی گوهر بانو را بوسید و به من گفت: به شوق شماها آمده ام. خرم آبادی ام.
سه: حضور مردم در اطراف ما کم می شد و زیاد می شد. آنجا گذرگاهی است پر رفت و آمد. معمولا در اینجور صحنه ها، تصور مردم بر این است که این زن ها و مردهای کاغذ به دست، یا خل و چل و دیوانه اند یا بنای کاسبی و گدایی دارند. نیکبختانه کسی از مردم به این دو صورت به ما نگاه نکرد. کمی بعد در میان شلوغیِ رفت و آمد مردم، دکتر ملکی را دیدم که عصا زنان از آنسوی خیابان به سمت ما می آید. با دیدن وی به سویش دویدم و روی گلش را بوسیدم. این پیرمرد، پرچمی است برای این که فردا در تاریخِ این روزهای تاریک و سیاه ما بنویسند: اما هنوز غیرت نمرده بود.
چهار: دوستان و همراهان همیشگی یک به یک آمدند. پدر سعید زینالی نیز آمد و برگه ای را بالا گرفت که بر آن نوشته شده بود: سعید من کجاست؟ من از رهبر شکایت دارم. مادر امید علی شناس نیز آمد و تابلویش را که آزادی پسرش را در آن خواسته بود بدست گرفت. مردمِ تماشاگر زیاد شدند. از جناب سرگرد خبری نبود و مردم پشت سر هم فیلم و عکس می گرفتند. یکی می گفت: این عکس را می فرستم برای همه. یکی می گفت: این کار شماها فایده ای نداره. دیگری می گفت: کار کارِ انگلیسی هاست. یکی دیگر می گفت: خودتان را خسته می کنید. یکی می گفت: آخوندها سوار خری که شدند پیاده نمی شوند. جالب این که: همگی به احترام در ما می نگریستند و از اراذل و اوباشی که مسئول اکسیژن رسانی به جریانِ جاریِ جهالت اند، خبری نبود.
پنج: جناب سرگرد در لباس شخصی و بیسیمی که داشت سر رسید و فوراً گزارش داد و تعداد ما را بر شمرد و چند و چونِ نوشته های ما را نیز به مسئول خود خبر داد. این جناب سرگرد احتمال می دهم نوشته های پیشین مرا خوانده بود و دانسته بود که من گفته ها و رفتار وی را ریز به ریز می نویسم. شاید به این خاطر بود که اصلاً به من نزدیک نشد و دورا دور به آنانی که عکس می گرفتند بند می کرد و در جایی دورتر با مأموران لباس شخصی که تعدادشان از حد متعارف زیادتر شده بود جلسه ی ای ترتیب می داد ایستاده.
شش: بانویی آمد که کارش کندو داری بود. هزار مرد بود این بانو. رشید بود و فهیم و با جرأت. جناب سرگرد به وی اشاره کرد که از آنجا دور شود. این بانو آنچنان محکم گفت: فعلاً هستم، که جناب سرگرد پذیرفت که با یک آدم معمولی طرف نیست. این بانو با کمی شرم و تردید از من پرسید: به نظر شما این کار شماها فایده ای دارد؟ گفتم: ما در تاریکی شمعی افروخته ایم. حالا اگر چراغ ما نورافکن نیست یا توش و توانش محدود است، این محدودیت، روشنایی شمع ما را که منکر نمی شود. بضاعت ما به همین اندازه است. این بانو سری به تآیید تکان داد و از قول کنفوسیوس گفت: به تاریکی فحش نده. اگر می توانی مشعلی بیفروز.
هفت: مادر سعید زینالی نیز آمد. این بانو با کمر دردی که داشت آمد تا به ما بفهماند: یک زن می تواند سنگ هایی را از پیش پا بردارد که میلیون ها نفر از تکان دادنشان عاجزند. دانشجویان و کارمندان و بی کاران ما را دوره کرده بودند و به اشاره ی جناب سرگرد متفرق می شدند. جناب سرگرد با جمعی از مأموران لباس شخصی دورهم جمع شدند و نمی دانم در باره ی چه با هم گفتگو می کردند. به محسن شجاع گفتم: این اوباشان موتور سوار ما چند نفر را می توانند لقمه ی چپ شان کنند در یک یورش. محسن گفت: می توانند اما جلوی چشم این همه مردم. و این شاید برایشان کمی هزینه داشته باشد. جناب سرگرد در بیسمیش گزارش داد: ده نفرند. پنج زن و پنج مرد.
هشت: یکی که سرو وضعی بسیجی داشت جلو آمد و رو به من گفت: جمع کن این بساط را نوری زاد. تو که از خود این رژیمی. به وی گفتم: مگر نمی گویی از خود رژیمم؟ پس برو و بگذار به کارم برسم مزاحمِ مأموریت من نشو. این را که گفتم خاموش شد. چه داشت بگوید؟ دکتر ملکی حالش خوب نبود. باید می رفتیم. ده دقیقه به دوازده ظهر مانده بود که دکتر ملکی را نشاندم داخل یک تاکسی و گوهر بانو را سپردم به دوستی که از شهریار آمده بود. جناب سرگرد به من نزدیک نشد. من نیز هر چه از وی نوشتم دورا دور بود. مگر این که این دوشنبه سخنی و رفتاری دیگر با وی باشد.
نه: تخریب مسجد و نمازخانه ی سنیان در تهران، بیش از آنکه گزشی در تن و بدن سنیان بیندازد، آدم را به یاد امام جمعه ها و آیت الله های خودمان می اندازد که مثلاً جناب جنتی در تهرانِ دوازده میلیونی به نماز می ایستد با چهار هزار نفر. ضمن ابراز شرمندگی، به هموطنان سنی ام می گویم: عزیزان صبور باشید. یک روزی در همین نزدیکی ها خودمان در تهران برای شما مسجدی می سازیم با شکوه. و خودمان بر گلدسته هایش برق می اندازیم. و می گویم: تخریب نمازخانه ی شما سنیان، فراتر از گمان بی خردانه ی عمله های این نظام هردمبیل، بیش از آنکه شما را به انزوا در اندازد، شما را در وسطِ معرکه ی مظلومان و بی پناهان بر زمین می نشاند. آنان به گمان باطل خود نمازخانه ی شما را خراب کردند، بی آنکه بدانند با هر کلنگی که بر دیوارهای آن می کوبند، یکی از آجرهای برقراری خود را بیرون می کشند بلاتردید.
ده: من خودم یک چند وقتی است که درگیر یک مسئله ی شخصی ام. من باید هرطور شده گذرنامه ام را بگیرم. نمی دانم چرا مرا ممنوع الخروج کرده اند. من در خارج از کشور چه می توانم بکنم که در داخل نمی کنم؟ و یا مگر من مشتاق اینم که سفر کنم و دنیا را بگردم و به کشورم بازنگردم؟ و مگر نوری زاد در خارج از کشور بقدر یک هزارمِ اینی که در داخل می نویسد و سخن می گوید و منتشر می کند، می تواند منشأ اثر باشد؟ من بارها گفته ام و نوشته ام که هرگز این " درکنار مردم بودن" را با دنیا عوض نمی کنم. من اگر به خارج از ایران سفر کنم، یک ماه بعدش فی الفور به آغوش وطن بازخواهم گشت. منتها اوضاع شخصیِ من بگونه ای است که باید به عزیزانم سر بزنم. باید. وحتماً باید. دارم به این فکر می کنم که یک تنه در جایی - نمی دانم کجا - بست بنشینم شب و روز برای رفع ممنوع الخروجی ام. شاید یک چند وقت دیگر خبری پیچید که فلانی زده به سیم آخر. هرچه بادا باد. مرگ یک بار و شیون یک بار. با نگاه به صورت جماعتی از سران نظام، یک جور احساس ناخوشایندی در من پای می کوبد. احساسی در مجاورتِ تحقیر. که یعنی آیا مثلاً معدل شعوری که در این کشور دست بدست می شود، خروجی اش باید بشود این نمایندگانی که در مجلس شورا و مجلس خبرگان به خوف و خفت و خفتن دچار شده اند؟ نه، من کاری به این معدل و خروجی اش ندارم، من شاید زدم به سیم آخر.

Sunday, August 2, 2015

صحبت جام زهر تضعیف رهبری است

عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان با تاکید برلزوم" قوی بودن در برابر دشمن" گفت: در این دنیا باید قوی بود و ان شاء الله تا وقتی قوی هستیم جای هیچ نگرانی نیست.
به گزارش صدا و سیما، سید عباس عراقچی در جمع مدیران ارشد ، مدیران کل و سردبیران ارشد بخش های خبری و برنامه ساز سیاسی صداوسیما با بیان اینکه در مذاکره همیشه داد و ستد و بده و بستان صورت می گیرد ،گفت: به هر حال این یک مذاکره بود و در مذاکره قطعاً تا طرف مقابل چیزی گیرش نیاید به توافق رضایت نخواهد داد و حتماً دست خالی از مذاکره بیرون نمی رود لذا ما هم همانطور هستیم یعنی تا به خواسته های اصلی مان نرسیم و دستمان از آن چیزهایی که می خواهیم پر نشود قطعا به مذاکره رضایت نمی دهیم.
معاون امور حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه افزود: مذاکره برد و باخت نیست که یک طرف به طور کامل هر چه دارد از دست بدهد، دستهایش را بالا ببرد و از مذاکره خارج بشود چرا که در این صورت اصلا مذاکره صورت نگرفته و به سرانجام نمی رسد.
وی با اشاره به دستاوردهای مذاکره و توافق برای هر یک از طرفین، ادامه آن را چالش گفتمانی دانست و تصریح کرد: یعنی وقتی توافق تمام شد دیگر هر طرف ، گفتمان خودش را دارد به عبارتی تعبیری که مقام معظم رهبری به کار بردند و فرمودند رجز خوانی .
عراقچی گفت:‌ اینکه هر طرف شروع می کند به رجز خوانی و برجسته کردن گفتمان خودش و یا به عبارتی طرف ها سعی می کنند بگویند که دستاوردهای من اینها بوده است، مثلاً من بردم و یا چیز بیشتری در مذاکرات به دست آوردم ، من بودم که طرف مقابل را مجبور به تسلیم و پذیرش خواسته های خودکردم.
دیپلمات ارشد کشورمان این رفتار را طبیعی عنوان کرد و ادامه داد: گاهی حتی دو بچه کوچک هم بعد از پایان دعوا هر کدام برای دیگری رجز خوانی می کنند لذا ما حتما باید بتوانیم در این رقابت گفتمانی، گفتمان خودمان را غالب کنیم.
عراقچی با تاکید بر تلاش تیم مذاکره کننده کشورمان در رسیدن به خواسته های کلیدی کشورمان با رعایت خطوط قرمز، افزود: پس از مذاکره نیز در همین راستا باید گفتمان خود را غالب کنیم که اگر گرفتار رجز خوانی گفتمان دشمن شویم در حقیقت به مردم خودمان القاء‌کرده ایم که طرف مقابل برنده شده است و در این صورت دستاوردهای خودمان نادیده گرفته می شود.
وی با بین اینکه گاهی در تله تبلیغاتی طرف مقابل گرفتار می شویم ، تصریح کرد:مثال بارز آن قطعنامه شورای امنیت است که به نظر من هفت -هشت نقطه قوت مهم دارد که در تمامی بحث های بعد از قطعنامه به حاشیه رانده شد ولی دو تا موضوعی که دشمن برجسته اش کرد و آن موضوع بازگشت پذیری تحریمها و بحث موشکی است که توضیح دارد.
خروج ایران از ذیل فصل هفت منشور سازمان ملل
معاون وزیر امور خارجه نکته مهم این جمع بندی را خروج ایران از ذیل فصل هفت منشور سازمان ملل خواند و گفت: لغو یکجای شش قطعنامه شورای امنیت بدون اینکه یک ساعت اجرا شده باشد که شبکه بی بی سی نیز به آن اذعان داشت یک دستاورد بزرگ و دستاورد ده سال مقاومت است که اگر ما این رقابت گفتمانی و رجز خوانی را از دست بدهیم صحنه را می بازیم.
عراقچی در توضیح خواسته ها و دستاورد های دو طرف گفت: خواسته های ما در سه مقوله اصلی خلاصه می شد که اولی موضوعی کلاً فراتر از هسته ای است به این معنا که در یک رقابت ده ساله بین ما و غرب و بین ایران و آمریکا که خواست طرف مقابل تعطیلی غنی سازی بود و ما می گفتیم حتی یک روز هم غنی سازی را تعطیل نخواهیم کرد ،در نهایت اراده چه کسی غالب شد؟
وی با اشاره به دو سال اجرای تعلیق فعالیت های هسته ای توسط ایران، افزود: پس از از سر گرفتن دوباره غنی سازی، طرف مقابل نیز به سمت اعمال تحریم رفت درحالی که در هفت- هشت سال گذشته ما نیازی به غنی سازی فوری نداشتیم، هیچ کدام از نیروگاه های ما معطل سوخت نبود به جز 20 درصد سوخت مورد نیاز رآکتور تهران که آن هم داستان خودش را داشت.
ادامه غنی سازی سه و نیم درصدی در نطنز
عراقچی با اشاره به نیاز فوری غنی سازی سه و نیم درصدی در نطنز، ادامه داد: پافشاری ما به تعلیق نکردن حتی یکروزه فعالیت در نطنز و اصرار برادامه غنی سازی به نظر من فراتر از بحث هسته ای و فراتر از بحث اصلی غنی سازی این بود که موضوع غنی سازی به یک جنگ و نبرد اراده ها بین ما و غرب تبدیل شده بود ،اینکه کدام طرف زیر بار حرف دیگری خواهد رفت بلکه مهم این بود که موضوعی که تا آخرین قطره خون برایش می ایستیم غنی سازی نیست بلکه ما زیر بار سلطه نمی رویم واین بالاخره ثابت شد.
وی تصریح کرد: به نظر من پس از ده سال کسی که حرفش به کرسی نشست و بالاخره بدون تعلیق و توقف غنی سازی با غنی سازی از این ماجرا بیرون آمد، ایران بود.
معاون وزیر خارجه موضوع غنی سازی را بسیار مهم و شامل تکنیک های پیشرفته خواند و یاد آور شد: دعوا سر یک دعوای بزرگتر بود، اینکه شش قطعنامه شورای امنیت می گوید که ایران غنی سازی خودش را باید متوقف کند ولی نهایتا در یک قطعنامه جدید به ادامه غنی سازی ایران مشروعیت داده می شود و می گوید غنی سازی را ادامه بده و حتی به کشورهای دیگر هم می گوید که همکاری هم بکنید ، این خواسته اصلی ما بود که در طول این ده سال و در طول این مذاکرات اراده ملت ایران تثبیت شود و در پایان این جمهوری اسلامی ایران بود که در این دعوا با غنی سازی بیرون آمد.
تثبیت غنی سازی به عنوان بخشی از برنامه هسته ای ایران است
وی موضوع دوم را تثبیت غنی سازی به عنوان بخشی از برنامه هسته ای ایران عنوان کرده و افزود: اینکه غنی سازی ما از یک امر نامشروع و ممنوعه شورای امنیت به یک امر مشروع و پذیرفته شده از نظر جامعه بین الملل تبدیل شود همچنان که در قطعنامه اخیر شورای امنیت نیز اتفاق افتاد و در مذاکرات ما با شش کشور دنیا که خود این مذاکرات هم واقعاً یک امر استثنایی و بی سابقه در تاریخ روابط بین الملل است.
عراقچی گفت: اینها شعار نیست چرا که حتی خود غربیها هم گفتند سابقه ندارد که شش قدرت برتر دنیا جمع شوند و با یک قدرت متوسط از نظر خودشان بنشینند و مذاکره بکنند و دو سال وزیران خارجه شان بیایند و بروند تا در نهایت به مرحله آخر منتهی شود.
وی افزود: اینکه 18 روز وزیر خارجه آمریکا بیاید و یکجا مستقر بشود برای مذاکره ای که کاملاً در تاریخ آمریکا بی سابقه است و در آخر نیز به ایران غنی سازی بدهند و قبول کنند که برنامه هسته ای ایران ادامه پیدا بکند و نه در سطح دکوری و نمایشی که روزهای اول می خواستند بلکه ‌حتی جنبه تجاری و صنعتی بودن این برنامه را نیز به رسمیت بشناسند یعنی ‌ برنامه هسته ای ما در کلیت خودش تثبیت شده است.
عراقچی گفت: برنامه غنی سازی ایران حالا نه به عنوان امر دکوری بلکه به عنوان یک برنامه دراز مدت دارای ابعاد تجاری و صنعتی که خواسته دوم ما بود تثبیت شده است و شورای امنیت سازمان ملل هم بر آن صحه گذاشته است.
وی با اشاره به ضمیمه توافق برجام ، تاکید کرد: ضمیمه شماره 3 برجام به طور مفصل زمینه های همکاری با ایران را برشمرده و بر همکاری در موارد بیان شده نیز تشویق کرده لذا به نظر من این یک امر بزرگ است چرا که در تاریخ شورای امنیت بی سابقه است که این شورا به غنی سازی یک کشور در حال توسعه رسمیت بدهد، شما هیچ نمونه دیگری ندارید که شورای امنیت چنین کاری کرده باشد.
خواسته دیگر ما لغو فوری تحریم های اقتصادی و مالی بود
وی خواسته سوم را برداشته شدن تحریم ها بیان کرد و افزود: خواسته دیگر ما لغو فوری تحریم های اقتصادی و مالی و بقیه تحریم ها هم در یک فاصله معقول بود به تعبیری که مقام معظم رهبری بکار بردند، که این هم اتفاق افتاده است.
عراقچی تصریح کرد: آقای ریابکوف معاون وزیر خارجه روسیه و رئیس تیم مذاکره کننده روسی به من گفت که خدا شاهد است عین کلماتش را می گویم ، گفت (من دیشب به همکاران خودم می گفتم که این ایرانیها واقعاً نابغه اند نه تیم مذاکره کننده بلکه ایرانیها ، آمدند از شورای امنیت سازمان ملل چراغ سبز برای غنی سازی خودشان بگیرند ما به ازای چی؟ ما به ازای اینکه تحریم هایشان باید برداشته شود تازه یعنی نه تنها ما به ازایی هم نمی دهند بلکه در مقابل یک چیزی، یک چیزی هم می گیرند ، تحریم هایشان هم برداشته می شود و غنی سازی را می گیرند).
معاون وزیر خارجه سه خواسته کلان ایران را محقق شده دانست و افزود: خواسته اصلی طرف مقابل نیز این بود که مسیر ایران برای رسیدن به سلاح هسته ای را ببندد و آقای اوباما و کری ادعا کنند که ما بدون جنگ جلوی بمب اتمی ایران را گرفتیم که البته این خواسته از نظر ما هیچ مشکلی ندارد چون ما نه دنبال سلاح هسته ای بودیم و نه هستیم حتی فتوا داریم که داشتن بمب هسته ای را حرام می دانیم بنابراین اینکه دشمن بگوید که من جلوی بمب ایران را گرفتم ، بگیرد چیزی که وجود نداشته با گرفتنش مشکلی نداریم.
وی ادامه داد: اینکه دشمن بگوید من چهار مسیر ایران به سمت سلاح را بستم ،ببندد چرا که ما نه تاسیسات مخفی داشتیم و نه نطنز ، فردو و اراک ما برای سلاح طراحی شده بوده ،ما با این موضوع هیچ مشکلی نداشتیم و این را به دشمن دادیم یعنی اعتماد به او دادیم ،اعتماد که به سمت بمب نمی رویم.
عراقچی دستاورد طرف مقابل را اعتماد به ایران درخصوص نرفتن به سمت بمب عنوان و خاطر نشان کرد: ما این دستاورد را از دو طریق پذیرش برخی از محدودیت ها و دوم پذیرش برخی نظارت ها به طرف مقابل اعطا کردیم یعنی ‌در محدودیت ها در بحث تحقیق و توسعه به این شکل که برای ده سال تعداد ماشین ها را اینقدر نمی دانیم ،برای 15سال مرکز جدید غنی سازی تاسیس نکنیم که هر کدام را خواستید جزیی توضیح می دهم ولی دو اصل کلی را در پذیرش محدودیت ها مد نظر داشتیم و آن اینکه اولا هیچ محدودیتی ابدی نیست بلکه زمان دار است و بعد از مدتی منقضی می شود و دوم اینکه در پذیرش این محدودیت ها هیچ نیازی از کشور تعطیل نمی شود، شما تمام محدودیت ها را در برجام ببینید هیچ نیاز فوری از کشور نیست که به خاطر این محدودیت ها تعطیل شود و مثلادست ما جلوی کسی دراز شود .
پذیرش اعتماد سازی نظارت های بیشتر
وی اضافه کرد: نکته دومی که پذیرفتیم مربوط به اعتماد سازی نظارت ها و نظارت های بیشتر است به عبارتی اجرای پروتکل الحاقی را قبول کردیم و حالا برخی مسائل نظارتی در آن وجود دارد یعنی ‌در نظارتها، اولاً ما به طور کلی و اصولی هیچ مشکلی با پذیرش نظارت نداریم چرا که چیزی برای مخفی کردن نداریم ،برنامه هسته ای ما برنامه ای شفاف ، پاک و تمیزی است لذا هر چقدر می خواهند نظارت بکنند، کسی که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.
عراقچی در ادامه سوءاستفاده از نظارت ها را مشکل اساسی جمهوری اسلامی ایران با این نظارت ها خواند و تصریح کرد: این که به بهانه نظارت بر برنامه هسته ای ما بخواهند به اطلاعات نظامی ، صنعتی و اسرار هسته ای ما دسترسی پیدا بکنند در این امرکمال دقت را به کار بردیم یعنی هر نظارتی را که پذیرفتیم درخصوص آن با همه ارگانهای مربوطه مثل وزارت اطلاعات، وزارت دفاع و سازمان انرژی اتمی چک شده است و این در حالی است نظارت هایی را که می پذیریم کم بوده و هیچ صدمه ای برای ما نداشته باشد.
تا وقتی که به ان پی تی و پروتکل متعهدیم،پروتکل الحاقی نیز اجرا خواهد شد
عراقچی افزود: تا وقتی که به ان پی تی و پروتکل متعهدیم ، پروتکل الحاقی نیز اجرا خواهد شد ولی دو-سه نکته کوچک فراتر از پروتکل نیز وجود دارد که اینها هم هیچ ضرری ندارد، مثلاً در بعد نظارت بر معادن کنستانتره ما ،منظور تا 25 سال در توافق آمده است این در حالیست که واقعا کسی خیلی رغبت پذیرش آن را ندارد ولی بهرحال 25 سال نظارت بر معدن ما وسط بیابان ، هیچ مشکلی برای ما ایجاد نمی کند.
وی در خصوص نظارت بر قطعات کلیدی سانتریفیوژ بر طبق پروتکل الحاقی، گفت: قطعات کلیدی سانتریفیوژ زیر نظارت خواهد بود ولی حالا یک قطعه بیشتری را هم مثلاً برای 20 سال اینها بر تولیدش نظارت کنند این موضوع را هم ما با آقای صالحی رییس سازمان انرژی اتمی چک کردیم گفتند ما هیچ مشکلی نداریم، ما داخل خود سازمان داریم تولید می کنیم آن قطعه بغلیش را که باید اینها نظارت بکنند خب این را هم نظارت بکنند.
در قالب کلی، واقعاً برنده ایم
عراقچی با اشاره به حصول تصویر کلی خواسته های ایران درمذاکرات اخیر تاکید کرد: طرف مقابل هم به خواسته خودش یعنی اینکه بگوید جلوی بمب اتمی ایران را گرفتم ،رسیده است و این همان بده بستانی بود که صورت گرفته است لذا در این قالب کلی ما فکر می کنیم واقعاً برنده ایم، به خواسته های اصلی خودمان رسیده ایم و چیزی که دادیم امتیازی کم شده از ایران نیست بلکه بمب اتمی را دادیم، بمبی که نمی خواستیم و حرام می دانستیم.
وی با تایید پذیرفتن یکسری از نظارت ها و محدودیت ها ، افزود: ریزشدن در جزئیات این نظارت و محدودیت ها ممکن است آدم را اذیت بکند ،اما بیشتر از همه شما ما اذیت شدیم سر آْن 25 سال ، سر 20 سال سر بعضی از چیزها ولی بالاخره طرف مقابل هم باید یک چیزی گیرش بیاید چرا که اگرآن طرف نتواند در داخل کشورش و در کنگره زیر بمباران مخالفان از عملکرد خود دفاع کند خوب توافق نمی کند چرا که آنها نیز توافقی می کنند که بتوانند از آن دفاع کنند ،‌بتواند بگوید من چهار مسیر را بستم و به شکلی هم بگوید بسته ام که متخصصین و دانشمندان هسته ای شان نتوانند بگویند تو که میگویی 4 مسیر را بستیم مثلا این چیزی که توافق کردی اینکه گوشه اش باز است، ایران اگر بخواهد می تواند جلو برود.
عراقچی یادآور شد: اینکه طرف مقابل میگوید جلوی بمب اتمی ایران را گرفتیم اگر دقت کرده باشید در گفتمان انها گفته می شود من توانستم اگر ایران خواست به سمت بمب برود ، اراده ایران را یکسال با تاخیر مواجه کنم که این هم خیلی جالب است یعنی خودشان اعتراف می کنند که دیگر نمی توانند جلوی رسیدن ایران به سلاح هسته ای را بگیرند چرا که ایران تکنولوژی ،نیروی انسانی ، مواد و هم تجهیزاتش را در اختیار دارد، یعنی کل خواسته طرف مقابل در طول مذاکرات این بوده است و از این جا به بعد تماما رجزخوانی و گفتمانی می شود.
وی با اشاره به صحبت های اخیر جان کری در خصوص بازرسی روزانه ،گفت: حتی قبل از توافق ژنو در دولت گذشته هم شما سوال بکنید از دوستانی که در سازمان انرژی اتمی بودند تقریبا در هفته چهار- پنج روز بازرسین در تاسیسات ما بودند لذا ما با بازرسی هیچ مشکلی نداریم حالا در نطنز برای 24 ساعت که هیچ ، هر لحظه آنجا باشند و یا اصلا در آنجا بخوابند چرا که وقتی ما در نطنز چیزی برای پیدا کردن نداریم لذا مشکلی هم نداریم.
سخنان اخیر وزیر امور خارجه امریکا برای مصرف داخلی است
عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان سخنان اخیر وزیر امور خارجه امریکا را برای مصرف داخلی دانست و افزود: آقای کری هم برای اینکه بتواند در کنگره جلوی فشارهایی که می آورند و درمقابل صهیونیستها و لابی صهیونیست ها مقاومت کند بالاخره باید چیزهایی را بگوید و بزرگنمایی کند لذا ما نباید موضوعی را که او در داخل امریکا بزرگ می کند ،داخل ایران بزرگش کنیم چرا که رفتار طرف امریکایی حاکی از دست و پا زدن برای گذر از تصویب توافق در کنگره است.
وی مسوولان حاضر در نشست را آگاه به فضای رسانه ای دانست وتصریح کرد: کاری که صهیونیست ها با لابی انجام می دهند مثل 20 میلیون دلاری که فقط لابی مربوط به آی پک برای جلوگیری از توافق با ایران اختصاص داده و آقای نتانیاهو گفته که من اگر شده خودم را بکشم جلوی این توافق رو می گیرم ،و این کار را از طریق خریدن دو سوم نمایندگان کنگره برای جلوگیری از وتوی رییس جمهور امریکا انجام می دهد که البته بعید هم نیست که در این فرصت دو ماهه مسیر را عوض کنند.
سوال: آیا شما قبول دارید که قطعنامه بالاتر از برجام بوده و آیا آمدن موضوع موشکی در قطعنامه در واقع به عنوان تثبیتی بود که انها در عالم واقع به دنبالش بودند ودر واقع بمب هسته ای پوششی بر این جریان بود؟
فکر می کنم اینکه موضوع هسته ای یک بهانه ای برای اهداف بزرگ تر بود را همه قبول داریم همچنین اینکه دشمن وآمریکا توانست از موضوع هسته ای به عنوان بهانه ای برای فشار به جمهوری اسلامی ایران به دلیل مخالفت با کلیت جمهوری اسلامی و سیاست های ما استفاده کند درست است ولی باید قبول کنیم که بهانه هسته ای ، الحق بهانه قوی بوده و اینها به خوبی توانستند بر روی آن سوار شوند.
وی تصریح کرد: دشمن با استفاده از مشروعیتی که قطعنامه شورای امنیت علیه ما ایجاد کرد بحث موشکی و تسلیحاتی ما را که در این قطعنامه نیست مورد هدف قرار داد چرا که اگر به قطعنامه 1929 نگاه کنید، قطعنامه ها عقبه استراتژیک ما رو به سمت دشمن باز کرد تا دشمن ما رو به عنوان تهدید علیه صلح و امنیت بین الملل معرفی کند و ما را ذیل فصل 7 قرار داده ،برنامه هسته ای ما رو تهدید قلمداد کند، برنامه موشکی ما رو ممنوع کند چنان که قطعنامه های گذشته هر گونه کار موشکی بالستیک را برای ایران ممنوعه می کند، تحریم تسلیحاتی علیه ما بگذارد، به همه کشورها اجازه دهد کشتی ها و هواپیماهای ما رو بگردند، دانشجویان ما را از تحصیل ممنوع کنند ، صدور هرگونه کالای دو منظوره با کاربرد هسته ای را به ایران ممنوع کنند و بعد با تحریم های یکجانبه عقبه های به قول من استراتژیک اقتصادی ما راکاملا تصرف کند،سیستم بانکی و اهداف اقتصادی کشور ما رو فلج کند ،فروش نفت ما رامحدود کند و اگر توافق ژنو نبود ظرف یک سال بعدش به صفر برساند یعنی عقبه استراتژیک ما که فقط مرزها نیست فقط داخل خاک کشور نیست، چون اگر عقبه های فرهنگی خودت را هم باز کنی به سمت دشمن باختی ،عقبه اقتصادی و سیاسی هم همین طور است.
وی با بیان اینکه دشمن خیلی جلو آمد و در بحث موشکی و تسلیحاتی به خواسته خود رسید،گفت: بر اساس قطعنامه 1929 ، ذیل فصل هفت تصمیم گرفته می شود که ایران نباید فعالیت های موشکی که قابلیت حمل کلاهک های هسته ای را امکان پذیر می سازد انجام دهد.
عراقچی تصریح کرد: در طول 10 سال گذشته برنامه هسته ای ما پیشرفت کرد که البته دشمن هم در تحریم ها پیشرفت کرد، دستاورد ما سانتریفیوژهای ما در اراک بود و طبیعی هست همانطور که ما نمی خواهیم از دستاوردهای خودمان دست برداریم طرف مقابل حاضر نیست از اندوخته های خود در این 10 سال دست بردارد بنابراین بحث موشکی- تسلیحاتی داشته های طرف مقابل در مذاکرات بود و اینطور نبود که به آسانی حاضر به از دست دادن آنها باشد.
وی با تاکید بر لزوم مقایسه قطعنامه جدید و قبلی ،گفت:اولا در قطعنامه جدید ذیل فصل هفت دیگه با موضوع موشکی ما برخورد نمی کند و عبارتی که بکار برده شده می گوید کال آپن ایران از ایران درخواست می کنیم و فرق بین کال آپن و دی سایت شل در ادبیات شورای امنیت، فرق بین الزام آور بودن و نبودن آن است یعنی این قطعنامه جدید دیگر از نظر شورای امنیت ذیل فصل هفت الزام آور نبوده و همچنین ذیل ماده 41 نیز فقط عبارت درخواست و نه تصمیم به کار برده شده است.
وی با اشاره به بیانیه وزارت خارجه بعد از توافق تاکید کرد: در آن بیانیه ما خیلی صریح و روشن گفتیم ،بند 11 قطعنامه می گوید که موشک های ما از دامنه صلاحیت شورای امنیت بیرون است چرا که هیچ کدام برای این کار طراحی نشده است و ضمنا ما برای افزایش توانایی های دفاعی خودمان و حفاظت ،حراست ، صیانت از حاکمیت و امنیت کشورمان از هیچ اقدامی فروگذار نمی کنیم و جمهوری اسلامی ایران برای کمک به متحدین و دوستان منطقه ای خود برای مقابله با تروریسم به کمک به دوستان خود ادامه خواهد داد که این موضع رسمی وزارتخانه است.
متن برجام هیچ اشاره ای نه به موضوع موشکی و نه تسلیحاتی شده است
عباس عراقچی در ادامه اضافه کرد: بین اینکه قطعنامه و برجام کدام مهمتر است باید گفت هر کدام جایگاه خودش رو دارد مهم تفاوت بین این دو است چرا که در متن برجام هیچ اشاره ای نه به موضوع موشکی و نه تسلیحاتی شده و بنابراین بحث موشکی تسلیحاتی جزوی از برجام نیست و این در حالی است که در برجام عبارتی صریح دارد مبنی براینکه مفاد قطعنامه با مفاد برجام تفاوت داشته لذا این دو هر کدام مقوله ای جداست.
وی یادآور شد: در نهایت نیز اگر کسی مدعی شود که ایران برنامه موشکی خود در قطعنامه شورای امنیت را نقض کرده ، بله ما قطعنامه را نقض کردیم چرا که توافق نقض نشده است و در آن حالت نیز بازگشت پذیری اتوماتیک که به آسانی امکان پذیر نیست هم موضوعی نیست که جای نگرانی باشد.
ادامه برنامه موشکی و هسته ای طبق برنامه
وی گفت: ما به برنامه موشکی و هسته ای خودمان طبق برنامه ادامه خواهیم داد چرا که برنامه موشکی ما طبق برنامه مشکلی ندارد و در حوزه صلاحیت قطعنامه قرار نمی گیرد لذا برفرض قرار گرفتن نیز دیگر بدتر از 10 سال گذشته نخواهد بود.
عراقچی افزود: در همان اوایل مذاکرات اینها گفتند که آمادگی لغو فوری تحریم های اقتصادی و مالی را دارند ولی امکان لغو فوری تحریم تسلیحاتی نیست لذا ما هم گفتیم اگر نمی توانید تحریم های تسلیحاتی را بردارید پس اصلا توافق نداریم.
وی با اشاره به جایگاه حزب الله لبنان در سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ،تصریح کرد: گفتیم ما نمی توانیم به حزب الله سلاح ندهیم و حاضر نیستیم آنها را قربانی برنامه هسته ای خودکنیم لذا به کار خود ادامه خواهیم داد اگر می خوا هید تحریم های تسلیحاتی رابه عنوان بخشی از توافق نگه دارید و تا مدت ها سر این بحث می کردیم که اگر بخواهیم بگوییم واقعا این دوساله چه گذشته ماجراها دارد ولی بالاخره خود آنها امدند و گفتند ما قطعنامه را از توافق جدا می کنیم ،تحریم تسلیحاتی و موشکی را در قطعنامه می آوریم که نقض آن،نقض توافق نباشد.
عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان جدا شدن این دو را کلید راه گشای مذاکرات عنوان کرد و گفت: شاید جالب باشد آقای کری چند بار این جمله را گفت که " شما قربانی موفقیت های خودتان در منطقه هستید وقتی که در یمن، سوریه ،عراق و لبنان این موفقیت ها را به دست آوردید و این نفوذ رو دارید اگرما در این شرایط تحریم تسلیحاتی شما رو برداریم در حقیقت توافق را کشته ایم، دیگر نه می توانیم از این توافق دفاع کنیم و نه در مقابل متحدین خودمان، نه عرب ها، نه اسرائیل و نه در کنگره، یعنی توافق حتما نخواهد بود بنابراین ناچاریم تحریم تسلیحاتی را نگه داریم ".
وی با اشاره به رفع محدودیت های تسلیحاتی تا پنج سال دیگر ، افزود: علی ایحال مقوله تسلیحاتی و موشکی کاملا از توافق جدا است و جای هیچ نگرانی وجود ندارد وآن چیزی که در بحث بازگشت پذیری مطرح است اینکه ببینید چرا شش قدرت آمدند با ما مذاکره کردند و به توافق رسیدند؟ چرا حاضر شدند که قطعنامه های شورای امنیت را کنار بگذارند ؟چرا حاضر به قبول غنی سازی شدند ؟چرا همه این امتیازات را دادند؟
وی در توضیح علت این سوال ها گفت: علت این است که اینها ده سال هر راهی را که توانستند امتحان کردند ،تهدید نظامی را در حد اعلای خودش بکار بردند ،حالا شاید مردم از جزئیات آن باخبر نیستند ولی دوستان سپاهی و نظامی ما می دانند شب هایی بود حدود سال های مثلا 85- 86،که ما هر شب با این نگرانی که فردا صبح ممکن است تمام امکانات لازم برای حمله به ایران را دورتادور ایران چیده باشند.
وی یادآور شد: در جلساتی دوستان نظامی روی نقشه پایگاه هایی که وجود دارد توضیح می دادند چه هواپیماهایی را در چه پایگاه هایی مستقر کردند و حمله به ایران فقط به اراده سیاسی آقای اوباما مانده بودکه تصمیم بگیرند و بزنند.
وی خاطر نشان کرد: با این حال ما ایستادگی کردیم وکوتاه نیامدیم ،تحریم اقتصادی را تا جایی که می توانستند پیچش را سفت کردند و به جایی رسید که ادامه آن به درگیری می رسید ، بنابراین ده سال تحریم های اقتصادی و تهدیدهای نظامی را امتحان کردند و این قدرت و توانایی ما بوده است که اینها را پای میز مذاکره آورد.
عباس عراقچی افزود: آقای کری همین چند روز پیش گفت" حتی فکر حمله نظامی به ایران را نکنید"، آقای اوباما گفت" اگر زورمان می رسید که یک پیچ و مهره هم باقی نمی گذاشتیم، زورمان نرسید" و چون زورشان نرسید با ما وارد مذاکره شدند و تا وقتی که ما این توانایی را حفظ کنیم توانایی های دفاعی ،توانایی های منطقه ای ،ثبات سیاسی و داخلی را حفظ می کنیم.
عراقچی تاکید کرد: نه بازگشت پذیری در قطعنامه ها روی خواهد داد و نه می توانند به فعالیت های تسلیحاتی ما ایراد بگیرند.
دشمن به علت یاس از اثرگذاری تحریم ها پای میز مذاکره آمد
عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای در جمع مدیران ارشد ، دیران کل و سردبیران ارشد بخش های خبری و برنامه ساز سیاسی رسانه ملی گفت : دشمن به علت ناامیدی از اثرگذاری تحریم های اقتصادی به اصطلاح فلج کننده پای میز مذاکره آمد.
سید عباس عراقچی افزود: نمی توان انکار کرد که تحریم های اقتصادی برای ما خیلی هزینه داشت اما به زانو درنیامدیم.
وی گفت: هدف آنان از اعمال تحریم های فلج کننده این بود که جمهوری اسلامی ایران را به زانو درآورند به نحوی که تسلیم شویم اما این اتفاق نیفتاد و هرقدر هم به تحریم ها ادامه می دادند چنین نمی شد.
عراقچی افزود: گرچه در این مدت خیلی جاها کمبودها را تحمل کردیم اما به شیوه های مختلف تحریم ها را دور زدیم و جبران کردیم.
وی با طرح این پرسش که چرا دشمن پای میز مذاکره نشت و حاضر شد به ایران امتیاز بدهد گفت : دشمن از تحریم های اقتصادی نا امید شد ، نه اینکه هزینه ای برای ما نداشت بلکه از این که بتواند تا آن حد اثر بگذارد که ما تسلیم شویم و غنی سازی را تعلیق کنیم مایوس شد.
عراقچی افزود: در گذشته بحث ما همین بود که باید انقدر ایستادگی کنیم تا دشمن ناامید و مجبور به مذاکره شود که بالاخره این اتفاق افتاد.
دستاوردهای مذاکرات کنونی را ثمره 10 سال مقاومت مردم ایران و مقام معظم رهبری است
وی دستاوردهای مذاکرات کنونی را ثمره 10 سال مقاومت مردم ایران و مقام معظم رهبری دانست و گفت: رهبر معظم انقلاب ، هوشمندانه هدایت کردند تا به اینجا رسیدیم. در دوره اخیر که زمینه برای مذاکره ای معقول فراهم شود آقای روحانی استفاده کرد و انجام شد.
معاون وزیر امور خارجه در پاسخ به پرسشی درباره تصویب سند برنامه جامع اقدام مشترک در تهران و واشنگتن اظهار داشت: کنگره تا حداکثر دو ماه فرصت بررسی توافق را دارد که به احتمال بسیار زیاد آن را رد می کند و بعد رئیس جمهور آن را وتو خواهد کرد.
عراقچی گفت: دوباره کنگره 10 تا 12 روز مهلت دارد که وتوی رئیس جمهور را با دو سوم آرا بشکند. لابی صهیونیست به شدت فعال است که مانع از این اتفاق شود.
وی افزود: بعضی با تردید درباره واقعیت مخالفت صهیونیست ها آن را جنگ زرگری می دانستند و معتقد بودند که این اقدامات در قالب پلیس خوب و بد با هدف اعمال فشار بر ما انجام می شود . این تحلیل در زمان مذاکره ممکن بود درست باشد اما اکنون دیگر پلیس خوب و بد نداریم.
عراقچی اضافه کرد: اکنون دیگر مذاکره پایان یافته است و رژیم صهیونیستی، اعراب، لابی های مختلف و کنگره برای جلوگیری از اجرای آن در تلاشند و اختصاص میلیون ها دلار و استفاده از همه تلاش ها برای جلوگیری از آن نشان می دهد که معتقدند که این توافق برای امریکا و غرب توافق بدی است.
عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر این که چه مسیری درخصوص توافق باید در ایران طی شود گفت :‌ مجلس طبق مصوبه خودش باید این توافق را بررسی کند نه تصویب.
وی افزود: مقام معظم رهبری فرمودند روال قانونی باید طی شود اما در دو سه باری که به این موضوع اشاره کردند اسمی از مجلس نیاوردند . ظاهرا دو تا راه وجود دارد یا مجلس یا شورای عالی امنیت ملی باید آن را تصویب کند که اگر مصوبه این شورا را رهبر معظم انقلاب امضا کند ، این مصوبه هم تبدیل به قانون می شود.
عراقچی،طی شدن روال تصویب توافق را در شورای عالی امنیت ملی محتمل دانست و گفت: با این حال، مجلس شورای اسلامی نیز آن را ارزیابی خواهد کرد اما معتقدم به صلاح نیست که مجلس آن را تصویب کند زیرا مجموعه ای اقدامات داوطلبانه در برجام هست که اگر مجلس آن را تصویب کند تبدیل به اقدامات اجباری می شود.
عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای همچنین با رد پذیرش مشروط توافق افزود :‌ یا کلیت توافق را باید رد و یا آن را تایید کنیم . البته درباره قطعنامه ملاحظات خود را بیان کردیم و گفتیم که به کارمان ادامه می دیم اما درباره برجام این طور نیست.
وی گفت: این که شورای عالی امنیت ملی بگوید توافق را بدون پروتکل الحاقی قبول دارد این یعنی باید دوباره به مذاکره بازگردیم و فکر نمی کنم دوباره این اتفاق بیفتد.
زودتر نظر خود را اعلام کنیم
عراقچی تاکید کرد: باید زودتر نظر خود را اعلام کنیم تا اگر کنگره امریکا خواست توافق را رد کند تمام بار رد توافق و شکست مذاکرات به گردنش بیفتد که در این صورت حتما ما ضرر نخواهیم کرد و می توانیم به برنامه عادی خودمان بازگردیم و دنیا هم به ما حق می دهد.
عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای افزود: در این صورت دنیا هم می گوید ایران با طی کردن مراحل قانونی، توافق را تایید کرد و کنگره امریکا بازی را به هم زد بنابراین ما ضرر نخواهیم کرد پس باید زودتر نظرمان را اعلام کنیم.
وی در پاسخ به پرسش دیگری درباره اطلاع رهبر معظم انقلاب از جزئیات مذاکرات گفت: مقام معظم رهبری خودشان هم فرمودند که اصول ،چارچوب، کلیات و خطوط قرمز را به رئیس جمهور و بعضا به وزیر امور خارجه گفته اند.
عراقچی افزود: ایشان خیلی صراحت داشتند در اینکه به اصطلاح همه کلیات ، اصول ، چارچوب ها و خطوط قرمز از جانب ایشان تعیین شود و زیرا نظارت ایشان باشد و حتی بعضی جاها در جزئیات هم اظهارنظر کردند.
وی گفت: وقتی ایشان نخستین بار موضوع 190 هزار سو را مطرح کردند یعنی اصطلاحات فنی را بکار بردند یا در موضوع بازرسی ها جزئیان را بیان کردند نشان می دهد که حتی به جزئیات اشراف دارند و در صورت لزوم دخالت کردند و ما هیچ جا از رهبر معظم انقلاب هزینه نکردیم.
رهبری حتما حضور و دخالت مستقیم و نظارت قوی دارد
معاون امور بین الملل وزیر امور خارجه افزود : خیلی طبیعی است که در مهمترین موضوع کشور که به نوعی به جنگ و صلح مربوط است رهبری حتما حضور و دخالت مستقیم و نظارت قوی دارد.
عراقچی تصریح کرد: کسانی که می گویند رهبری را دور می زنند و با مقایسه دوره کنونی با صدر اسلام که وقتی زبان حضرت علی علیه السلام بسته است ما موظفیم صحبت کنیم یا از جام زهر صحبت می کنند، نقش رهبری را تضعیف و به ایشان جفا می کنند؛ این ها هیچ کمکی به رهبری نمی کنند.
وی گفت: رهبری کاملا هوشیار و در صحنه هستند و حواسش شان کاملا جمع است، ما که از نزدیک کاملا این را حس کردیم.
عراقچی با رد دیدگاهی که مذاکرات را سبب شکسته شدن ابهت انقلاب اسلامی می داند افزود: رهبری بیش از همه دلسوز و مراقب ابهت انقلاب اسلامی است که اگر احساس کنند که با مذاکرات ابهت انقلاب اسلامی شکسته می شود همان ابتدا جلوی آن را می گیرند.
وی اضافه کرد: ایشان همیشه رهنموندهایی درباره مذاکرات داشتند و برغم این که فرمودند زیر شبه تهدید مذاکره نمی کنیم یا به آنان خوشبین نیستیم ، آخرش گفتند وزارت خارجه کارش را ادامه دهد.
عراقچی با اشاره به سوابق مذاکرات هسته ای گفت: این مذاکرات از دولت گذشته آغاز شد؛ از زمانی که آقای کری در دوره سناتوری اش پیغام و پسغام هایی از طریق عمان فرستاد، همان زمان رهبر انقلاب دستور مذاکره دادند.
وی افزود : به سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در نوروز 92 در مشهد مقدس مراجعه کنید که هنوز سه چهار ماه به انتخابات مانده بود و حتی معلوم نبود که آقای روحانی نامزد شود و موضوع مذاکرات مطرح نبود که ایشان فرمودند که با مذاکره مستقیم با آمریکا مخالفتی ندارند.
عراقچی اضافه کرد : چه حادثه ای اتفاق افتاد و پشت صحنه چه می گذشت، موافقت و مخالفت هایی در این باره بود که ایشان تشخیص دادند موضوع را علنی کنند بنابراین جفا به ایشان است که احساس کنیم ایشان در جریان مذاکرات نبودند ، نیستند و توافق را ندیدند
عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای با اشاره به اشراف فوق العاده رهبر معظم انقلاب به محتوای کتاب ها و تذکر به مسئولان ذیربط درخصوص محتوای برخی کتاب ها گفت : با این حال ، مگر می شود ایشان در مهمترین موضوع کشور که خطوط قرمز را مشخص کردند کوتاه بیایند؟ حتما برخورد می کنند اگر احساس کنند که ابهت انقلاب اسلامی با مذاکره شکسته شده است.
وی با اشاره به حضور 18 روزه جان کری و مشارکت دیگر وزرای خارجه 1+5 در مذاکرات هسته ای در وین افزود: این درحالی است که این کشورها تا چند سال پیش حاضر نبودند حتی رئیس اداره به ایران بفرستند اما اکنون صف می کشند که به ایران بیایند و با وزیر خارجه کشورمان دیدار کنند . این گونه ابهت انقلاب اسلامی شکسته شد؟
عراقچی گفت: رهبر معظم انقلاب اسلامی در جریان کلیات قضیه و خطوط قرمز بودند و به موقع هم با هر یک از اعضای تیم مذاکره کننده که مدنظرشان بود تشکیل جلسه دادند و به ما هم ابلاغ می شد . در طول مذاکرات اخیر هم دو بار پیک هایی آمد و برای ما پیغام هایی آورد.
وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان این که پروتکل الحاقی از ابتدا جزو خطوط قرمز نبوده است افزود: یکی از خواست های اصلی طرف مقابل اجرای پروتکل الحاقی بود زیرا نظارت خیلی قوی ایجاد می کند و ما هم منتقل کردیم ؛ اینکه مشروط یا مدت دار تصویب شود اصلا سابقه ای ندارد و ممکن نیست.
عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای همچنین گفت: آن ها دو سال مذاکره کردند که به قول خودشان راه های رسیدن ما به بمب را ببندند یا مثلا هشت تن مواد را به 300 کیلوگرم کاهش دادند آیا اینقدر کوته نگرند که فورا بازی را بهم بزنند؟ در این صورت دوباره همین میزان تولید می کنیم.

مطمئن هستید که خامنه ای زنده است

دو سه سال بود که ملاعمر، رهبر طالبان مرده بود. اما همه (همه؟) فکر می‌کردند زنده است. به فرمان امیرالمؤمنین ملاعمر عملیات استشهادی انجام می‌دادند تا بکشند و خود کشته شوند، با این آرزو که مستقیما وارد بهشت شوند و از نکبت این دنیا خلاص گردند. این در حالی بود که ملا مرده بود. یک رهبر دیگر آدم‌کشان در افغانستان چنین داستانی داشته است: جلال الدین حقانی. رهبر طالبان حقانی، هم حدود یک سال پیش درگذشته، در حالی که مؤمنان پیرو قضیه را نمی‌دانسته‌اند و به نام او می‌جنگیده‌اند.
با توجه به همین دو مورد، هیچ اشکالی به لحاظ منطقی وجود ندارد که بپرسیم: نکند که ولی فقیه ما هم مرده باشد و ما خبر نداشته‌ایم؟ شاید این کسی که گاهی در میان خواص بابصیرت‌اش ظاهر می‌شود جنازه‌ای باشد، شبیه جنازه آن سرباز مرده‌ای که بنابر توصیف برتولت برشت، رژه می‌رفت و زندگان را به جنگ ترغیب می‌کرد، رژه می‌رفت، سان می‌دید، در حالی که بوی تعفن می‌داد. نکند ولی فقیه ما هم مرده باشد و ما نمی‌دانیم؟ نکند سر همه دارد کلاه می‌رود؟
این یک هشدار است: قضیه را جدی بگیرید! ای کسانی که به او امید بسته‌اید، ای کسانی که فکر می‌کنید زیرکی و نرمش قهرمانانه او باعث گذار از پیچ هسته‌ای شد، ای کسانی که می‌گویید خود او بود که مبتکر ارتباط با آمریکایی‌ها شد، ای کسانی که می‌گویید او بود که روحانی را آورد، ای کسانی که می‌‌گویید اوست که سد راه دلواپسان شده است! و از آن طرف: ای کسانی که فکر می‌کنید اوست که یک تنه دربرابر مستکبران ایستاده است، اوست که از حق مسلم هسته‌ای و بیضه اسلام دفاع می‌کند، ای کسانی که فکر می‌کنید اوست که کلید مملکت امام زمان را به شخص خود حضرت خواهد داد! این نگرانی بجا است، منهای نگرانی از حال حضرت که طبق اخبار و احادیث صادقه چندان خوش نیست. مبنای این نگرانی نظر به احوال دنیا است: بن لادن، ملاعمر، جلال الدین حقانی. همه رهبران طراز اول دنیای اسلام دارند می‌میرند، مرده‌اند، مرده‌ بودند و ما نمی‌دانستیم. چه اشکالی دارد فکر کنیم که ولی فقیه ما هم مرده است و ما مطلع نیستیم.
اگر فکر کنیم مرده است، جهان را بهتر می‌توانیم توضیح دهیم. مثلا دلواپسی دلواپسان را. اما شاید خیلی پیشتر مرده باشد و این موجود پرگو جنازه‌ای بیش نباشد. اگر فرض کنیم با مردن خمینی ولایت فقیه مرد، آنگاه می‌شود هر ولی فقیهی را مرده تلقی کرد. آن وقت لازم است بحث کنیم چرا این جنازه می‌تواند حکومت کند. لابد مشکل به آرایش قدرت برمی‌گردد، یا به ما برمی‌گردد. در هر صورت حتما مشکلی وجود دارد!
می‌گویند خمینی در آن دو سه سال آخر مرده بود و کسان دیگری به اسم او حکومت می‌کردند. در واقع بر ایران یک جنازه حکومت می‌کرد.
ولی اگر این قدر پیش برویم چه اشکالی دارد که فرض کنیم خمینی از ابتدا یک جنازه بود. فکر ‌کنید چقدر انقلاب ما جالب می‌شود اگر به جهانیان اعلام کنیم که در رأس انقلاب ما جنازه‌ها بودند، یک جنازه اعلای مُجنَز مَجنوز ما را رهبری کرد! با فرض جنازه بودن برخی چیزها را نمی‌توانیم توضیح دهیم، برخی چیزها اما به یکباره واضح و روشن می‌شوند!
ولی لازم نیست این قدر دور برویم، با اینکه در جهان ما هر چیزی ممکن است و فرض مجنوزیت ولایت فقیه، آن هم از ابتدای کار، به لحاظ منطقی بلااشکال است. اما با احتیاط بیشتر می‌توان گفت که آقا دیگر نیست: دوران پساسبز، پسااحمدی‌نژاد، پساتوافق، پساتحریم، دوران پساآقا هم هست. اما گویا ما متوجه صدق این واقعیت نیستیم. این هم از آن چیزهایی است که به قول امام خمینی تصورش باعث تصدیقش می‌شود، البته تصور دقیقش!

Saturday, August 1, 2015

در ایران برای ازدواج جوانان به صد سال پیش بر گشتیم

ز پسرها می‌پرسم می‌خواهند دختر شبیه کدام هنرپیشه باشد؟
"واسطه‌ها باید سعی کنند رواشناسی پسر دستشان بیاید. پسری که خط ابروی یک دختر برایش مهم است، مشکل ذهنی دارد و این مشکل باید با مشاور حل شود. پسرهای ما الان آنجلینا جولی می‌خواهند با اخلاق حضرت زهرا (س).
این روزها با بالارفتن سن ازدواج دخترها و پسرها، دغدغه‌شدن ازدواج برای خانواده‌ها و سختی آشنایی طرفین برای ازدواج، علاوه بر روش‌های دولتی و طرح‌های حکومتی که برای ازدواج جوانان ارایه می‌شود، بازار کسب‌وکار واسطه‌گرهای ازدواج که به صورت کاملاً مردمی و خودجوش فعالیت می‌کنند، داغ داغ شده است. آن‌هایی که از گذشته به این کار مبادرت می‌کردند، این روزها دفترهایشان مملو از اسم دخترها و گاهی پسرهاست و تلفن‌هایشان مدام زنگ می‌خورد و طرفین را برای ازدواج به یکدیگر معرفی می‌کنند. جوان‌ترها هم در این چند سال اخیر و با مسئله‌شدن امر ازدواج در میان جوانان، وارد گود واسطه‌گری شده‌اند و کار خود را شاید با روشی متفاوت‌تر انجام می‌دهند.
واسطه‌گری برای 600 دختر و تعداد خیلی کمتری پسر
امیری نیز که سابقه بیشتری نسبت به باقی واسطه‌گرهای حاضر در این نشست در امر واسطه‌گری دارد، درخصوص خود و نحوه فعالیت‌اش گفت: من از سال 59 که ازدواج کردم، وارد این کار شدم. آن زمان دوستان همسرم را به دخترهایی که در اقوام و دوستان می‌شناختم معرفی می‌کردم. خیلی‌ها هم به وصال منجر شد و مایه خوشحالی ما بود. بعد از آن کم‌کم آشنایان خودشان با من تماس می‌گرفتند و من هم پیگیری می‌کردم. بعد از مدتی دفترچه‌ای برای دخترها و دفترچه‌ای برای پسرها تهیه کردم و آن‌ها را با هم منطبق می‌کردم. در عین حال هم شاغل بودم و وقتم تنگ بود و وقت زیادی نداشتم، ولی تمام تلاش خودم را می‌کردم. اخیراً دیگر به‌شدت درخواست‌ها زیاد شده است. الان حدود 600 دختر دارم و تعداد خیلی کمتری پسر. در فضای مجازی هم گروه واسطه‌گری دارم.
واسطه‌گر مرد در ترغیب پسرها به ازدواج کمک‌کننده است
سپس بنی‌جمالی با بیان این‌که وجود یک واسطه‌گر مرد در ترغیب پسرها به ازدواج کمک‌کننده است، ادامه داد: بخواهیم یا نخواهیم متأسفانه در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که میل به ازدواج در مردان بسیار پایین است. چند وقت قبل هم بخش‌هایی از یک گزارش محرمانه چند نهاد متولی مانند بهزیستی، وزارت ورزش و جوانان و ...، منتشر شده بود که نشان می‌داد میل به ازدواج در مردان ایرانی به شدت کاهش یافته و تمام چیزهایی که به عنوان مانع ازدواج گفته می‌شود، برای سرپوش گذاشتن بر این کاهش میل است.
وی ادامه داد: زنان در هر نقطه دنیا آرزوی ازدواج دارند، ولی مردان متفاوت شده‌اند. به نظرم دیدن ازدواج دیگران می‌تواند ایجادکننده میل به اردواج باشد. اینکه خیلی‌ها تمایلی به ازدواج ندارند، برای آن است که اطرافیان آن‌ها هم ازدواج نمی‌کنند و به نظر می‌رسد که ازدواج‌نکردن اصلاً بد نیست؛ درحالی‌که در گذشته اگر مردی ازدواج نمی‌کرد، هویتش زیر سؤال بود. به هر حال با این اوصاف در کار ما تعداد مواردی که به وصلت می‌انجامد، محدود شده، ولی باز هم همین میزان کم غنیمت است و می‌تواند برای تشویق به ازدواج در سایرین مثمرثمر باشد.
در طول یک سال 60 دختر به یک پسر معرفی کردم
میرمرعشی در ادامه نشست با بیان این‌که در این چهار سال صرفاً با خانواده پسرها ارتباط داشته است، گفت: در این مدت شاهد بودم که حتی در طول یک سال، 60 مورد دختر به یک خانواده پسر معرفی می‌کردم و آن‌ها نیز به خواستگاری این 60 دختر می‌رفتند. اغلب این خانواده‌ها در ابتدا بسیار سخت‌گیرند و شرایط ویژه‌ای بدون در نظر گرفتن وضعیت خودشان از دختر انتظار داشتند. اما بعد از یک سال که به خواستگاری‌های متعدد می‌روند و بعد از توضیحات و صحبت‌هایی که در این مدت با آن‌ها دارم، خانواده‌ها از آن قله‌ای که در ابتدا به آن فکر می‌کردند، پایین می‌آیند. به نظر من اگر واسطه‌گرها به‌گونه‌ای عمل کنند که این تغییر نگاه و رویکرد برای خانواده پسرها حاصل شود، خانواده پسرها حد خود را بفهمند و بدانند که باید زن زندگی برای پسرشان انتخاب کنند نه عروسک، مغتنم و نقطه امید است.
در جامعه ما مرد هر چه که باشد؛ دختر برایش پیدا می‌شود، ولی دختر اگر کوچک‌ترین مشکلی داشته باشد، نمی‌تواند ازدواج کند
بنی‌جمالی با بیان این‌که ما در جامعه ای زندگی می‌کنیم که به نوعی دچار توهم است، تشریح کرد: من همکار مردی دارم که کمی ‌مشکل ذهنی دارد، با قدی کوتاه و آسیب‌دیدگی چهره. این آقا ازدواج کرده و فرزند هم دارد. یکی از فرزندان این آقا، پسری است که به نوعی عقب‌ماندگی دارد و این نقص در ظاهرش هم کاملاً مشهود است، اما با این شرایط این پسر ازدواج کرده و الان هم سه فرزند دارد. مسئله این است که در جامعه ما مرد هر چه که باشد؛ دختر برایش پیدا می‌شود، ولی دختر اگر کوچک‌ترین مشکلی داشته باشد، نمی‌تواند ازدواج کند.
پسرها معتقدند در هر خانه‌ای را بزنند، کلی دختر دم بخت برایشان نشسته است
این واسطه‌گر ازدواج ادامه داد: این اتفاق در تمام طول تاریخ رخ داده و اصلاً هم شاید غیرعادی به نظر نرسد. الان هم پسرها به نوعی معتقدند که دختر برایشان فراوان است و در هر خانه‌ای را که بزنیم، کلی دختر دم بخت برایمان نشسته است. در جامعه‌ ما خانواده پسرها به راحتی تصور می‌کنند آسمان باز شده و پسر آن‌ها نازل شده است.
خانواده پسر به من گفته‌اند که ما در هفته 4- 3 جا مراجعه می‌کنیم و دخترها را با هم مقایسه می‌کنیم
امیری در تأیید سخنان بنی‌جمالی اظهار داشت: من به هر پسری که دختری معرفی می‌کنم، پشت برگه پسر می‌نویسم که به او چه افرادی را معرفی کرده‌ام. زیاد هم معرفی نمی‌کنم که پسر بعد از چند وقت احساس نکند وفور دختر است. ابتدای کار تا دو مورد معرفی می‌کنم و بعد اگر به نتیجه نرسید، از خانواده پسر پیگیری می‌کنم که چرا به نتیجه نرسیدند و مورد ارزیابی قرار می‌دهم و اگر لازم بود، مورد بعدی را معرفی خواهم کرد. اوایلی که کارم را در سطح گسترده آغاز کرده بودم برای راحتی کار خودم، گاهی به خانواده پسر، تا 15 تا دختر معرفی می‌کردم، ولی همه بی‌نتیجه می‌ماند، اما دیگر این کار را نمی‌کنم؛ چراکه خانواده پسرها را بدعادت و متوهم می‌کند. پیش آمده که حتی خانواده پسر به من گفته‌اند که ما در هفته 4- 3 جا مراجعه می‌کنیم و دخترها را با هم مقایسه می‌کنیم. این اصلاً رفتار خوبی نیست.
پدر دختر راننده نباشد/ پدر و مادر دختر لهجه نداشته باشند!
میرمرعشی در تأیید این اظهارات گفت: پیش آمده است فردی به من زنگ زده که شغل پدرش کارمند خیلی ساده است، ولی تأکید می‌کنند دختری می‌خواهیم که لر و کرد و ترک نباشند، شغل پدرش راننده نباشد، ظاهر دختر هم فلان باشد، پدر و مادرش لهجه نداشته باشند و..؛ من چنین موردی می‌شناسم، ولی می‌دانم این پسر مثلاً در افسریه زندگی می‌کند و آن دختر سعادت‌آباد و این‌ها اصلاً به هم نمی‌خورند، ولی این خانواده پسرها این را باور ندارند؛ می‌روند و جواب منفی می‌شنوند و در نهایت زنگ می‌زنند به من و می‌گویند چقدر سطح توقع دخترها بالا رفته است!
پسرها حتی دست خالی خانه دختر می‌روند
امیری با تأکید بر این‌که واسطه‌ها بایستی این کفویت خانواده‌ها را بسنجند و بعد دختر و پسر را به یکدیگر معرفی کنند، خاطرنشان کرد: یکی از اتفاقات ناخوشایندی که در سال‌های اخیر زیاد شده است، این است که پسرها وقتی خانه دختر می‌روند، کاملاً دست خالی می‌روند و این خیلی بد است؛ این‌گونه خانواده پسر احساس می‌کنند همه چیز برایشان مفت تمام می‌شود.
در مورد پسرها مو داشتن و نداشتن و قد را چک می‌کنم
وی افزود: من مقایسه‌ها را خودم انجام می‌دهم. در مورد دخترها تأکید دارم که حتماً چهره‌شان را برای خانواده پسر تشریح کنم. از دید خودم قیافه دختر خانم را می‌نویسم و به فردی که معرفی می‌کنم می‌گویم. گاهی هم عکس محجبه دختر را به مادر پسر نشان داده‌ام. در مورد پسرها مو داشتن و نداشتن و قد را چک می‌کنم. به نظر من این روش‌ها کمک‌کننده است. واقعیت این است که پسرها به قیافه دخترها حساس شده‌اند و باید حتماً این موارد را در نظر گرفت.
از پسرها می‌پرسم می‌خواهند دختر شبیه کدام هنرپیشه باشد؟
میرمرعشی نیز درخصوص ظاهر دخترها گفت: من از مادر پسرها درخواست می‌کنم که از پسرشان بپرسند مدنظرشان این است که دخترخانم شبیه کدام هنرپیشه باشد؟
ما واسطه‌گر ازدواجیم، نه بازاریاب کالا!/ به این افراد اصلاً نباید دختر معرفی کرد
اما بنی‌جمالی در این خصوص معتقد است: به نظرم حد ورود به این جزییات ظاهری نباید به این صورت باشد. ما واسطه‌گر ازدواجیم، نه بازاریاب کالا در یک سوپر مارکت. وقتی شما به طرف اجازه می‌دهید در این حد وارد جزییات شود، انگار دارید کالا می‌فروشید و انقدر شأن و سطح دختر را پایین می‌آورید که فرد جرأت می‌کند در این زمینه‌ها اظهارنظر کند. فردی که انقدر درگیر ظاهر است، اصلاً نباید به او دختر معرفی کرد.
زینب قیاسی؛ واسطه‌گر دیگر ازدواج که حدود 10 سال است مشغول به این فعالیت است، گفت: من رشته علوم تربیتی خوانده‌ام و طی این تجربیات و تحصیلاتم به این نتیجه رسیدم که آن کفویتی که باعث دوام زندگی می‌شود، شخصیت و روان‌شناسی زوجین است. ازدواج‌هایی موفق است که از لحاظ معیارهای انتخاب همسر این کفویت را داشته باشند. وقتی فرد بداند آرامش‌اش در چه چیزی است، موفق است. فرد ممکن است رنگ قرمز را دوست داشته باشد و فکر کند که این رنگ به او آرامش می‌دهد؛ درحالی‌که اگر بداند این رنگ اضطراب‌آور است و علت این اضطراب‌هایش هم همین رنگ قرمزی است که اطرافش پر کرده است، این علاقه را کنار می‌گذارد و می‌فهمد که این، مطلوب او نیست.

متهمان سیاسی از حق دفاع مستقل بی بهره اند

اندکی پیش از آن‌که قانون جدید آیین دادرسی کیفری، در اول تیرماه اجرایی شود، تبصره‌ای به ماده‌ی ۴۸ این قانون اضافه شد که همه، خصوصاً جامعه‌ی وکالت را شوکه کرده است. این تبصره، فعالان سیاسی و مدنی را ملزم می‌کند وکلایی را اختیار کنند که توسط رئیس قوه‌ی قضاییه تعیین شده‌اند.
شادی صدر، روزنامه‌نگار و حقوقدان در این خصوص به خط صلح می‌گوید: “تغییر این تبصره، واقعاً در دقیقه‌ی ۹۰ و با فشار شورای نگهبان بود و از نظر زمانی دیگر امکانی برای اعتراض وجود نداشت.”
خانم صدر این تبصره را “نهادینه شدن” شیوه‌ای که کم و بیش در دادگاه‌ها به کار می‌رفته است عنوان می‌کند و ادامه می‌دهد: “سلب حق دفاع در مورد پرونده‌های سیاسی در نظام جمهوری اسلامی، سابقه‌ی طولانی دارد. در دهه‌ی اول پس از انقلاب، با وجود هزاران زندانی سیاسی در زندان‌های ایران، شاید تعداد انگشت شماری از حق داشتن وکیل برخوردار بودند.”
همان طور که مستحضر هستید، تبصره‌ی ماده‌ی ۴۸ قانون جدید آئین دادرسی کیفری، جامعه‌ی وکالت را با چالش مواجه کرده است. شما هدف از وضع چنین قانونی را چه ارزیابی می‌نمایید؟
قبل از هر چیز خوب است دقیقاً روشن کنیم از چه وضعیتی صحبت می‌کنیم. قانون آیین دادرسی قبلی، این‌که وکیل در مراحل تحقیقات مقدماتی حضور داشته باشد یا خیر را، چه در موارد اتهامات امنیتی و چه در موارد دیگر، به تشخیص و اجازه‌ی قاضی سپرده بود. به این ترتیب، وقتی یک فعال سیاسی یا مدنی بازداشت می‌شد، نه فقط در دوران بازجویی در زندان که در بیش‌تر بازپرسی‌های دادسرای انقلاب، اجازه‌ی داشتن وکیل نداشت. اگر هم در موارد استثنایی، وکیل اجازه‌ی حضور می‌یافت، اجازه‌ی دخالت در روند بازپرسی را نداشت. این وضعیت، در مورد پرونده‌های بسیار عادی هم صادق بود. به عنوان مثال در پرونده‌های زنان محکوم به سنگسار، من حتی یک مورد حضور وکیل را در تحقیقات مقدماتی ندیدم.
در قانون آیین دادرسی جدید، با این‌که دیگر قاضی حق ندارد که حق داشتن وکیل در مرحله‌ی مقدماتی را از متهمان سلب کند، اما در جرایم امنیتی و سازمان یافته، آن‌ها فقط مجازند از فهرست گزینش شده توسط رئیس قوه‌ی قضاییه، وکیل انتخاب کنند. وضع کنندگان این قانون، آن را این‌گونه توجیه می‌کنند که چون در این‌گونه پرونده‌ها، مسائل محرمانه ممکن است مطرح شود، جز عده‌ای از خواص، باقی وکلای دادگستری نامحرم هستند. اما به نظر من مهم‌ترین هدف این مصوبه، سلب حق دفاع از فعالان سیاسی و مدنی است که اغلب به جرایم امنیتی متهم می‌شوند. حق دفاع، یک حق بنیادین است و اولین لازمه‌ی تحقق آن، استقلال وکیل است. وکیلی که مشروعیتش را از رئیس قوه‌ی قضاییه که خود یک طرف دعواست بگیرد، از پیش معلوم است که نه شجاعت و نه کفایت لازم را برای دفاع مستقل از موکل خود نخواهد داشت. این وکلا، برای حفظ جایگاه خود، ناگزیر به حفظ منافع قوه‌ی قضاییه خواهند بود و اصل اساسی وکالت که حفظ منافع موکل است، در چنین شرایطی اساساً قابل تحقق نخواهد بود.
خانم صدر آیا پیش از تصویب چنین قانونی هم، مورد و یا مواردی را مشاهده کرده و یا شنیده بودید که متهمی از حق انتخاب وکیل محروم بوده باشد؟ منظور این است که در سیستم قضایی جمهوری اسلامی، تاکنون چقدر متهمان از حق برخورداری از انتخاب وکیل بهره‌مند بودند؟
سلب حق دفاع در مورد پرونده‌های سیاسی در نظام جمهوری اسلامی، سابقه‌ی طولانی دارد. در دهه‌ی اول پس از انقلاب، با وجود هزاران زندانی سیاسی در زندان‌های ایران، شاید تعداد انگشت شماری از حق داشتن وکیل برخوردار بودند. مصاحبه‌ی یک خبرنگار خارجی با لاجوردی، دادستان انقلاب تهران در یوتیوب در دسترس است که می‌گوید: “این ما نیستیم که این زندانیان را از داشتن وکیل محروم می‌کنیم بلکه این وکلا هستند که حاضر نیستند وکالت این تروریست‌ها را قبول کنند!” این در زمانی بود که کانون وکلای ایران، توسط رئیس انتصابی حکومت، آقای افتخار جهرمی که هم اکنون نیز جزو وکلای فعال است، اشغال شده بود و اعضای انتخابی هیات مدیره‌ی آن یا در زندان و تحت شکنجه های شدید بودند و یا مجبور به فرار از ایران شده بودند.
اساساً سلب حق دفاع از متهمان سیاسی- عقیدتی، با روش‌های مختلف، سابقه‌ی طولانی دارد. یکی از این روش‌ها، همین است که وکیلی را که از زندانی که اتهامش بهایی بودن است، دفاع می‌کند، به بهایی بودن متهم کنیم و تحت تعقیب یا آزار قرار دهیم. خب این فضای رعبی ایجاد می‌کند که باقی وکلا، از ترس بازداشت شدن یا از دست دادن پروانه‌شان، پرونده‌ی سیاسی قبول نمی‌کنند و بنابراین، این زندانیان، یا بدون وکیل می‌مانند یا از دفاع موثر بهره نمی‌برند.
یکی دیگر، تهدید خود زندانی یا خانواده‌اش که اگر وکیل بگیرد، وضعیتش بدتر خواهد شد یا اگر وکیل حقوق بشری بگیرد حکم سنگین‌تری علیه‌اش صادر خواهد شد.
البته که قانون آیین دادرسی سابق هم به قضات اجازه می‌داد که در مراحل تحقیقات مقدماتی که مهم‌ترین مرحله‌ی شکل گیری یک پرونده است، از حضور وکلا جلوگیری کنند.
اما این داستان فهرست وکلای خودی هم حتی سابقه دارد. در بسیاری از شعب دادگاه‌های انقلاب، منشی دادگاه یا حتی خود رئیس دادگاه، بعد از تهدید متهم به این‌که اگر فلان وکلا را بگیرد، پرونده‌اش سنگین‌تر می‌شود، تعداد معدودی اسم را به عنوان وکلای معتمد دادگاه انقلاب معرفی می‌کنند و با مرعوب کردن متهم، او را به سوی “انتخاب” آن‌ها سوق می‌دهند. این اتفاق به خصوص در پرونده‌هایی که ممکن است با حکم اعدام یا حبس ابد خاتمه یابند که طبق قانون در آن‌ها متهم باید وکیل داشته باشد بسیار می‌افتد. در واقع این تبصره اضافه شده به قانون آیین دادرسی کیفری، نهادینه شدن شیوه‌ای است که کم و بیش در دادگاه‌ها به کار می‌رفته است.
آیا وضع قانونی مشابه که برای متهمان چنین محدودیتی ایجاد کند، در دیگر نظام‌های سیاسی جهان-خصوصاً در حال حاضر- سابقه داشته است؟
من تحقیقی در مورد سابقه‌ی وضع قوانین مشابه در کشورهای دیگر نکرده‌ام که بتوانم جواب دقیقی به سئوال شما بدهم. برای دست یافتن به چنین پاسخی باید به وضعیت حق دفاع در نظام‌های ناقض حقوق بشر مثل چین و عربستان سعودی نگاه دقیق کرد.
خانم صدر، حق برخورداری از انتخاب وکیل در مراحل مختلف دادرسی(پیش از محاکمه و در دوران محاکمه) چه تاثیری می‌تواند در روحیه‌ی متهمان بگذارد؟
به عنوان کسی که خود هم وکیل مدافع بوده و هم متهم به جرایم امنیتی، می‌توانم بگویم که حضور وکیل، قطعاً برای متهمان آرامش بخش است زیرا حداقل کارکردش، بودن یک چشم سوم و یک شاهد در جریان تحقیقات مقدماتی است. ضمن این‌که اگر واقعاً متهم بتواند از مشاوره‌ی وکیل از همان لحظه‌ی اول مواجه شدن با اتهام برخوردار باشد، حقوق خود را خواهد دانست و بهتر می‌تواند با بازجویی‌های غیرقانونی و رفتارهایی مانند شکنجه، توهین و غیره برخورد کند. عموماً قضات و بازپرسان در حضور وکلا سعی می‌کنند حداقلی از تشریفات قانونی را رعایت کنند و دستشان برای هر نوع برخورد یا صدور هر حکمی چندان باز نیست. هرچند که موارد استثنا فراوان است که با وجود حضور وکیل، احکام غیرقانونی صادر می‌شود ولی می‌توانم به قطع بگویم که به طور کلی، دلیلی که نظام قضایی ایران از وکلا کینه به دل دارد همین است که آن‌ها را مزاحم رویه‌ها و احکام خلاف قانون خود به خصوص در پرونده‌های سیاسی می‌بیند؛ مزاحمینی که باید به اشکال مختلف، از سر راه برداشته شوند.
به عنوان آخرین سوال بفرمایید که احتمال حذف و یا بازنگری این تبصره را، چه میزان می‌دانید؟
قانون آیین دادرسی کیفری تازه بعد از سال‌ها، به مرحله‌ی اجرا رسیده است و مثل هر قانون تازه تصویبی، تا سال‌ها بعد امکان زیادی برای تغییر وجود ندارد؛ حتی اگر این تغییر در حد یک تبصره باشد. برخی مواقع، رسانه‌ها و جامعه‌ی مدنی وقتی نسبت به یک قانون حساسیت پیدا می‌کنند که آن قانون تصویب شده و دیگر امکان تاثیرگذاری بر متن آن وجود ندارد اما این بار، تغییر این تبصره، واقعاً در دقیقه‌ی ۹۰ و با فشار شورای نگهبان بود و از نظر زمانی دیگر امکانی برای اعتراض وجود نداشت. الان هم من اساساً خوشبین نیستم که چنین تغییری در سال‌های نزدیک ممکن باشد و به نظر می‌رسد متهمان سیاسی، تا سال‌ها، از حق دفاع مستقل بی‌بهره خواهند ماند.