Friday, July 3, 2015

دیدار فعالان آذربایجانی با خانواده حسین علی محمدی


جمعی از فعالان آذربایجانی با خانواده حسین علی محمدی فعال زندانی آذربایجانی دیدار کردند.
به گزارش اویان نیوز، دوشنبه ۸تیر۹۴ جمعی از فعالان آذربایجانی از شهرهای تبریز، اهر و عجب شیر با حضور در منزل پدری حسین علی محمدی با خانواده وی دیدار کردند.
در این دیدار، خانواده حسین علی محمدی از روال پرونده و شرایط این فعال آذربایجانی در زندان مرکزی تبریز برای حاضران توضیح دادند.
خانواده حسین علی محمدی در این دیدار عنوان کردندعلی رغم چندین ماه پیگیری، مسئولان قضایی از آزاد کردن وثیقه ممانعت می کنند.
حسین علی محمدی فعال ملی – مدنی آذربایجانی از سوی شعبه ۳ دادگاه انقلاب به ۱۳ سال زندان محکوم شده است وی هم اکنون در زندان مرکزی تبریز در حال گذراندان دوران محکومیت خود می باشد.
اخیرا شعبه ۷ دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی با بیان «اشکال شکلی» دادنامه صادره علیه این فعالان آذربایجانی این پرونده را برای اصلاح به شعبه ۳ دادگاه انقلاب تبریز ارجاع داد.
حمید باقرپور ریاست شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز حسین علی محمدی و طه کرمانی را به اتهام «توهین به مقدسات اسلامی» و «تحریق اموال عمومی به قصد مقابله با حکومت اسلامی»، به ۱۰ سال حبس در مرحله بدوی محکوم کرده بود.
ایشان پیش‌تر نیز به «اتهام تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری»، به دلیل نشر مطالبی در نشریه «سوسما» و وبلاگ «سوسوزگول»، از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز، به ٣ سال حبس محکوم شده بودند که در دادگاه تجدید نظر نیز عیناً تأیید شد.
حسین علی محمدی و طه کرمانی در حالی هر کدام مجموعاً به ۱۳ سال حبس محکوم شده‌اند که استناد دادگاه در خصوص اسنادِ دال بر محکومیت اتهامات انتسابی، اعترافات مربوط به دوران بازجویی قید شده است و دادگاه زیر عنوان این‌که دلایل متهمین نافی گزارش اداره کل اطلاعات تبریز نبوده ایشان را مجرم شناخته است.
این در حالی است که کرمانی و علی‌محمدی در جلسه دادگاه هر دو ضمن رد اتهامات وارده خبر از اعمال شکنجه روحی، روانی و جسمی در بازداشتگاه انفرادی اداره اطلاعات در دوران بازجویی داده و خواستار رسیدگی قضایی و انجام تحقیق و تفحص از وضعیت بازداشتگاه و روال بازجویی اداره مذکور شده بودند.
حسین علی محمدی و طه کرمانی روز ۱۳آبان۹۲ از سوی ماموران امنیتی در تبریز بازداشت و پس از نزدیک به ۶ ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان مرکزی تبریز آزاد شدند.
در روزهای بازداشت این فعالان در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز اخباری مبنی بر «شکنجه شدید» ایشان در برخی از رسانه ها منتشر شد.
پیشتر حسین علی محمدی روز ۲۱شهریور۹۲ در جریان دیدار تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز و ملوان بندرانزلی به همراه فرزاد مهدوی(آلتای) از سوی ماموران امنیتی بازداشت و پس از یک روز بازداشت به قید وثیقه ملکی آزاد شد.
در آن زمان ماموران امنیتی هنگام بازداشت حسین علی محمدی در ورزشگاه یادگار امام تبریز وی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ در اثر این ضرب و شتم آثار کبودی و التهاب در گردن و کمر این فعال آذربایجانی تا چند روز بوضوح قابل مشاهده بود.

اعتراض صنفی و مدنی؛ نامه سرگشاده وکلا به سران سه قوه / تصاویر نامه


جمع زیادی از وکلای دادگستری کل کشور، طی یک نامه سرگشاده به افزایش محدودیت های غیرقانونی و غیر اخلاقی نسبت به وکلا اعتراض کرده اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران این نامه که کانون ها و گروه های مختلفی از وکلای سراسر کشور حول آن اجماع کرده و همچنان در حال جمع آوری امضا هستند، خطاب به سران سه قوه نوشته شده است، بازرسی غیرقانونی و نامناسب وکلای دادگستری در مراجع قضایی، جلوگیری از ورود لیستی از وکلای زن به محاکم به بهانه بدحجابی، رفتار غیر قانونی با یکی از وکلا آقای محمد مقیمی حین انجام امور وکالت و اعتراض به تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری، چهار مورد اصلی است که طی این نامه بررسی شده و مورد اعتراض قرار گرفته است.
آقای پیام درخشان وکیل دادگستری و یکی از امضا کنندگان این نامه در این باره به گزارشگر هرانا می گوید: “هسته اولیه امضا کنندگان این نامه را ۲۲ نفر از وکلا از کانون ها و گروه های مختلف از سراسر کشور به عهده داشته اند که بعضا برای اولین بار است که برای یک اعتراض صنفی و مدنی کار مشترکی انجام می دهند و اگرچه نامه خطاب به سران سه قوه نوشته شده است ولی مخاطب اصلی ما رئیس جمهور است، ایشان خودشان را حقوقدان معرفی کرده اند و ما امیدواریم حقوقی بررسی کنند.”
آقای درخشان درباره مواردی که مورد اعتراض وکلا قرار گرفته است، می افزاید: “بازرسی که حین ورود وکلا به محاکم انجام می شود گاه از متهمین و محکومین هم سفت و سخت تر است و غیرقانونی است، یک لیستی از همکاران وکلای خانم تهیه کرده اند از چندی پیش که از ورود آنها به بهانه بی حجابی جلوگیری شود بدون اینکه تخلف آنها ثبت و رسیدگی و اثبات شده و یا رسیدگی قضایی انجام شده باشد و این کار غیرقانونی و محرومیت از حقوق شهروندی است چه درباره وکلا باشد و چه هر شهروندی.”
پیام درخشان، اعتراض به رفتاری که با آقای محمد مقیمی یکی از وکلای دادگستری شده را نیز یکی دیگر از محورهای این نامه اعتراضی برمی شمارد: “یک وکیل دادگستری حین ملاقات با موکل به دلیل اینکه موکلش عجله کرده و دستش را دراز کرده و ایشان هم در یک لحظه دست داده، این اتفاق برای هرکسی می تواند پیش بیاید مخصوصا که هم موکل و هم وکیل بلافاصله معذرت خواهی کرده اند، این تذکر می توانست یک امر به معروف ساده باشد یا نهایتا اینکه صورت جلسه شود و بعدا رسیدگی شود، ولی به همین دلیل به شیوه ای غیرقانونی به وکیل دستبند زده اند و بازداشت و بعد هم انتقال به زندان رجایی شهر و وسط مجرمین خطرناک نگه داشته اند و صبح روز بعد هم با دستبند و پابند برده اند دادسرا، این مسائل واقعا قابل بررسی است.”
آقای درخشان تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری را که یکی دیگر از موار مورد اعتراض است، تقسیم وکلا به خودی و غیرخودی می داند و معتقد است این قانونی نیست که ما بدون هیچ دلیلی “فرزندان این آب و خاک” را به خودی و غیر خودی تقسیم کنیم و به این شکل یک لیست خوب ها و بد ها تهیه کنیم.
لازم به یادآوری است که مطابق تبصره ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری، متهمین جرائم امنیتی و سازمان یافته، باید وکلای خود را از میان کسانی انتخاب کنند که مورد تایید قوه قضائیه باشد.

اگر مذاکرات هسته‌ای سقوط کند چه خواهد شد؟


حدود دویست تندرو در سایه برج آزادی تهران با کلاههایی از روزنامه های تا شده بر سر بر روی صندلی های آبی رنگی در مقابل بلندگویی با صدایی گوشخراش نشسته اند.
سخنران ها علیه «ستمگری های» ایالات متحده یا به گفته ی آن ها «شیطان بزرگ» فریاد می زنند و حاضران را به سر دادن شعار «مرگ بر آمریکا» فرا می خوانند. آن ها خواهان یک «توافق هسته ای خوب» در مذاکرات وین هستند؛ توافقی که در آن ایران دست به مصالحه نزده باشد.
ترافیک در پس زمینه در حال حرکت است. تهران و ۱۲ میلیون سکنه اش حتی در ماه رمضان به طور دائم از سویی به سویی دیگر می روند ولی این تجمع کوچک تندروها ساکن و بی حرکت است.
مباحثات طولانی بر سر برنامه هسته ای ایران و لغو احتمالی تحریم ها موجب اختلاف میان آن هایی شده است که مستاصلانه قصد حفظ آرمان های انقلاب ۱۳۵۷ را دارند و آن هایی که خواهان عبور از وضعیت کنونی هستند.
برای گروه نخست، زندگی سیاسی راحت و بی خطر است. تندروها کنترل چندین رسانه را در اختیار دارند و حامیانی در قوه قضاییه، مجلس، نیروهای امنیتی، و صدا و سیما دارند.
پس از چندین سخنرانی آیت الله خامنه ای که در آن ها رهبر جمهوری اسلامی از مذاکرات و مذاکره کنندگان حمایت کرد تندروها دیگر نمی توانند به طور علنی با مذاکرات مخالفت کنند. اما آن ها انتقاد می کنند و بسیاری شان به هیچ عنوان اعتقادی به حصول یک دستاورد مثبت از مذاکرات ندارند.
علیرضا زاکانی، از مقام های پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اینک نماینده مجلس شورای اسلامی است، به حاضران در مقابل برج آزادی گفت: «ایرانیان با غیرت بیدار شوید! به خارجی ها اعتماد نکنید.» تجمع کنندگان به نشانه تایید سر تکان می دادند.
یکی از سازمان دهندگان تجمع گفت یک میلیون امضا برای پیگیری خواست شان جمع کرده اند. اما، در لیست شان در اینترنت که در آن تنها امضای پنج هزار نفر دیده می شود اسامی متعددی دوبار تکرار شده است.
سازمان های خبری ایرانی و بین المللی همانطور که سازمان دهندگان تجمع انتظار داشتند از مراسم تصویربرداری می کردند. یکی از سخنرانان خطاب به فضای سبز خالی اطراف برج آزادی فریاد می زد: «مردم ماییم.»
علی ۳۵ ساله سوار بر موتور هوندای ۲۵۰ خود در فاصله ای دورتر با تاسف سر تکان می داد. او می گفت واقعیت مورد نظر تجمع کنندگان با آن چه او در زندگی اش تجربه کرده به کلی تفاوت دارد.
یک کارگر کارخانه می گفت با وجود دو شیفت کار به سختی خرج و دخلش را جور می کند: «انرژی هسته ای برای من مهم نیست. این جماعت نماینده من نیستند. این ها ۲۰۰ نفر از جمعیتی ۱۲ میلیونی اند.» علی که خواست نام خانوادگی اش به دلیل نگرانی از اقدامات تلافی جویانه منعکس نشود در حال رانندگی در مسیر ترافیک می گفت بسیاری چون او هستند: «من یک زندگی عادی می خواهم.»
ایرانیان عمدتا حرفشان را علنی نمی زنند. با این وجود بیشتر مردم مناطق شهری که اجازه تظاهرات یا برنامه ریزی برای برگزاری آن را ندارند با سیاست های تهاجمی در داخل و خارج ایران مخالفت دارند و در پی یک فضای آرام اجتماعی و سیاسی اند.
آن ها در خلوت خانه شان، با تغییرات زمانه پیش می روند. آمار نشان می دهد آن ها تندتر طلاق می گیرند، کمتر بچه دار می شوند، برنامه های تلویزیونی ماهواره ای نگاه می کنند، و تعطیلاتی را در سواحل ترکیه یا دوبی می گذرانند.
به نظر می آید آن ها به لحاظ جمعیتی به مراتب بیشتر از تندروها باشند اما دشوار بتوان گفت چه تناسب جمعیتی برقرار است. تلویزیون حکومتی از زمان تظاهرات میلیونی پس از جنبش سبز مردم را فقط موقعی نشان می دهد که بخواهد عشق آن ها را به کشور نشان دهد یا موقعی که مردم برای شادی از پیروزی تیم والیبال یا فوتبال به خیابان ها ریخته باشند.
سعید لیلاز، اقتصاددان و فعال سیاسی، می گوید: «دریایی از مردم نامرئی وجود دارد که به نظر صدایشان شنیده نمی شود اما آن ها قویا مشتاق توافق هستند.»
آن ها برای حمایت شان از توافق امیدوار به تحولات سیاسی بزرگی نیستند. منیر داوری، ۲۳ ساله، دانشجوی طراحی داخلی، می گوید: «من خواهان توافق هستم زیرا توافق یعنی ما کمتر منزوی خواهیم بود. من فقط می خواهم با جهان در تماس باشم.» دیگران خواهان کار، کاهش قیمت ها، سهولت دریافت ویزای دیگر کشورها، سرمایه گذاری خارجی بیشتر، و در یک کلمه چرخشی صحیح در تاریخ کشورشان هستند و احساس می کنند توافق هسته ای مسیر را برای این امر هموار می کند.
حجت کلاشی، جامعه شناس و کارشناس علوم سیاسی، در توصیف اینکه چطور فقط شمار محدودی مجاز به صحبت در مورد مساله هسته ای هستند می گوید فردگرایی غیر سیاسی محصول کار حکومت و رسانه های تحت کنترلش است: «مردم کاملا متفاوت از آن هایی حکومت تربیت کرده است زندگی می کنند. آن ها خواست های معمولی دارند چون واقعا از قدرت و بزرگی خود خبر ندارند.»
در رسانه های خبری ایران بحث حساسی در چارچوب تمایلات سیاسی مرسوم در جریان است اما آن هایی که طرفدار توافق هستند بسیار محتاطانه تر از منتقدان سخن می گویند.
روزنامه کیهان که سخنگوی جناح تندرو است در سرمقاله ای صریح به قلم سردبیرش حسین شریعتمداری نوشت هیچ توافقی در پیش نخواهد بود: «باز هم مانند دوازده سال گذشته مذاکرات در مرحله پایانی خود با شکست روبرو می شود... هر دو طرف در پی توافق خوب هستیم... اما اختلاف نظر در تعریف توافق خوب است.»
روزنامه اصلاح طلب شرق در مطلبی نوشته است توافق امضاء شده ای در کار نیست بلکه یک توافق قابل اظهار اعلام خواهد شد. شرق به نقل از منبعی ناشناس می گوید توافق در سه فاز در دوره هایی ۴ تا ۶ ماهه تقسیم بندی و اجرا خواهد شد.
به جهت محدود بودن امکان بحث در این باره، بسیاری در تهران می گویند روند سیاسی گفتگوهای هسته ای را دنبال نمی کنند. تجربه ضرب الاجل های متعدد طی سال های گذشته و از دست رفتن مکرر امیدها آن ها را عمدتا به این سو سوق داده که در انتظار یک نتیجه عملی بمانند.