Sunday, January 31, 2016

بد ون حکم همسر دوم بگیرید

ا جمهوری اسلامی است از این بهتر نمی‌شه بلکه بدتر هم خواهد شد
رضایت ‫#‏همسر‬ اول تا دو سال قبل، تنها شرط ‫#‏ازدواج‬ دوم آقایان محسوب می‌شد تا اینکه پس از کش‌و‌قوس‌های فراوان در مجلس شورای اسلامی قانون حمایت از خانواده در سال 92 به تصویب رسید و بر اساس این قانون هیچ مردی اجازه ندارد بدون حکم دادگاه و حتی در صورت رضایت همسر اول، همسر دوم اختیار کند اما ظاهرا کسانی وجود دارند که این قانون را با پول دور می‌زنند.
به گزارش آنا بر اساس این قانون هیچ مردی اجازه ندارد بدون حکم دادگاه همسر دوم اختیار کند و حکم دادگاه هم به سادگی به هر فردی داده نمی‌شود.
در حالی که دو سال از تصویب این قانون می‌گذرد از گوش و کنار خبرهای خوبی شنیده نمی‌شود.
خبرهای در گوشی می‌گویند کافی است کمی پول داشته باشی تا به سادگی این قانون را نادیده بگیرند. با یک جست‌و‌جو در اینترنت به سادگی شماره دفاتر ازدواج و طلاق را پیدا می‌کنم. شماره اول متعلق به دفتری نزدیک خیابان سلسبیل است. دو بوق می‌خورد و پیرمردی تلفن را جواب می‌دهد. بدون اینکه خود را خبرنگار معرفی کنم، می‌پرسم: «می‌خواهم به عنوان همسر دوم با آقایی ازدواج کنم اما بدون حکم دادگاه راه حلی وجود دارد؟»
کمی تامل می‌کند و می‌گوید: «نه خانم جان راه حلی وجود ندارد. باید حتما حکم دادگاه داشته باشید.»
رضایت زن شرط نیست
اصرا می‌کنم شاید بتوانیم راه‌حلی پیدا کنیم اما پیرمرد جوابش «نه» است و تلفن را قطع می‌کند. شماره بعدی متعلق به دفتر خانه‌ای حول‌و‌حوش منطقه پونک است. تلفن را مرد میانسالی پاسخ می‌دهد. خواسته‌ام را که مطرح می‌کنم، مرد می‌گوید: «مردی که می‌خواهی با او ازدواج کنی باید به دادگاه مراجعه کند. ادله بیاورد، قاضی شرایط را می‌سنجد و اگر ادله مناسبی ارائه شده بود مثل عدم تکمین، ناتوانی در بارداری و مواردی از این دست آنگاه دادگاه شاید حکم به ازدواج دوم دهد. در ضمن حتی اگر زن اول هم راضی باشد اما حکم دادگاه وجود نداشته باشد، نمی‌توانیم عقد را به صورت رسمی ثبت کنیم. اگر تنها رضایت زن شرط بود هر مردی می‌توانست به زور کتک از همسر اولش رضایت بگیرد.»
وضعیت مالی مناسب شرط اصلی کمک
بر خواسته‌ام اصرار می‌کنم که می‌پرسد: «شما طلاق گرفته‌ای؟» پاسخ می‌دهم: «بله» با کمی تامل می‌پرسد: «آن بنده خدایی که می‌خواهید با او ازدواج کنید وضعیت مالی مناسبی دارد؟» پاسخ مثبت که می‌دهم، می‌گوید: «مدارکتان را به همراه طلاق‌نامه و البته مردی که می‌خواهید با او ازدواج کنید، بیاورید تا یک جلسه مشاوره با هم داشته باشیم تا اگر خدا بخواهد کاری برایتان انجام دهیم.»
دفترخانه بعدی در خیابان نازی آباد است. دختر جوانی تلفن را پاسخ می‌دهد: «راه حلی وجود ندارد جز اینکه صیغه شوید.» می‌گویم: «نمی‌خواهم صیغه شوم فقط عقد دائم. کسی را نمی‌شناسی که به من کمک کند؟»
چند دقیقه سکوت می‌کند و بعد می‌گوید «تنها آقای «م» می‌تواند به شما کمک کند» این را می‌گوید و شماره‌اش را در اختیارم قرار می‌دهد.
با آقای «م» تماس می‌گیرم و تمام شرایط و خواسته‌ام را برایش توضیح می‌دهم که می‌گوید: «چند دفترخانه هستند که این کار را انجام ‌می‌دهند اما نزدیک دو و نیم میلیون تا دو میلیون و 700 هزار تومان پول می‌‌گیرند. یکی را چند روز پیش برای این کار معرفی کردم که به من گفت همین حول‌وحوش ازش پول گرفتند.»
سند ازدواج هم ‌می‌دهیم
می‌گویم: «عقدنامه معتبر هم می‌دهید؟» پاسخ می‌دهد: «در شناسنامه آقا اسم شما را ثبت نمی‌کنند تا مبادا چشم همسر اولش به اسم شما نیفتد اما سند ازدواج به شما داده می‌شود و اسم آقا هم در شناسنامه شما وارد می‌شود. با این شرایط نه مشکلی برای شما به وجود می‌آید و نه برای آقا.»
آدرس دفترخانه‌ای که این کار را انجام می‌دهم، می‌پرسم که پاسخ می‌دهد: «به شما جواب نمی‌دهد خانم. اگر خواسته‌ات حتمی است من با دفترخانه صحبت می‌کنم. شما هم یک عکس و شناسنامه بیاورید تا برایتان معرفی نامه بنویسیم تا به آزمایشگاه بروید و روز عقد هم شما با من تماس می‌گیری و من هماهنگی آخر را انجام می‌دهم.»
حبس یک ساله در انتظار تخطی‌گران
در همین راستا ابراهیم یوسفی محله، حقوقدان به خبرنگار آنا می‌گوید: «بر اساس قانون مجازات اسلامی مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر اینکه با اجازه دادگاه باشد و دادن این مجوز از سوی دادگاه در صورت وجود شرایطی است. چنانچه همسر اول مرد رضایت به ازدواج مجدد شوهرش داشته باشد یا از ایفای وظایف زناشویی خودداری کند و زندگی خانوادگی را ترک کند، دادگاه به مرد اجازه ازدواج مجدد را می‌دهد.»
او ادامه می‌دهد: «مرد برای تجدید فراش باید دادخواستی به طرفیت همسر اول خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و علل تقاضای خود را بیان کند. دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی یک نسخه از دادخواست را برای همسر اول ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند، پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق از زن اول و پس از احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت بین همسران به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد و چنانچه مرد شرایط و اوضاع مالی مساعدی نداشته باشد و زن نیز حاضر به تمکین و ایفای وظایف زناشویی باشد با درخواست او مخالفت خواهد کرد. دفاتر ازدواج حق ندارند، بدون اجازه دادگاه، ازدواج مجدد را به ثبت برسانند و اگر شوهر بدون اجازه دادگاه ازدواج مجدد کند و از طرفی آن را به ثبت نرساند، به دلیل عدم ثبت واقعه ازدواج، مجرم محسوب می‌شود و به حبس تا یکسال محکوم خواهد شد.»
این وکیل دادگستری با اشاره به ماده 56 قانون حمایت از خانواده اضافه می‌کند:« هر سردفتر رسمی که بدون اخذ گواهی، بدون اخذ اجازه نامه یا حکم صادرشده درمورد تجویز ازدواج مجدد یا برخلاف مقررات به ثبت ازدواج اقدام کند یا بدون حکم دادگاه یا گواهی عدم امکان سازش یا گواهی این قانون یا حکم تنفیذ راجع به احکام خارجی به ثبت هریک از موجبات انحلال نکاح یا اعلام بطلان نکاح یا طلاق مبادرت کند، به محرومیت و مجازات اسلامی از اشتغال به سردفتری محکوم می شود.»

Friday, January 29, 2016

هشدار واشینگتن با بت امریکا یهای ایرانی تبار به ایران

هشدار واشینگتن: آمریکایی‌ها در صورت ‫#‏سفر‬ به ایران با خطر بازداشت روبرو هستند
وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه ۹ بهمن با صدور یک هشدار مسافرتی اعلام کرد شهروندان آمریکایی که به ایران سفر می‌کنند بویژه ایرانی- آمریکایی‌ها با خطر دستگیری و زندان در جمهوری اسلامی روبرو هستند.
این توصیه امنیتی چند روز پس از آزادی پنج آمریکایی از جمله چهار شهروند با‫#‏تابعیت‬ دوگانه ایرانی‌-آمریکایی صادر می‌شود که در نتیجه برنامه مبادله زندانیان دو کشور از زندان‌های ایران آزاد شدند.
آمریکا نیز هفت ‫#‏زندانی‬ ایرانی‌تبار را که به اتهام‌های گوناگون از جمله نقض تحریم‌های ایالات متحده بازداشت شده بودند آزاد کرد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، وزارت امور خارجه آمریکا گفته است که هدف از این هشدار، «تکرار و روشن ساختن خطر دستگیری و زندانی شدن شهروندان آمریکایی، بویژه افراد با تابعیت دوگانه ایرانی- آمریکایی، در ایران است».
این بیانیه می‌افزاید: «نیروهای متعددی در ایران همچنان نسبت به ایالات متحده حالت خصمانه دارند» و ایران از زمان امضای توافق هسته‌ای وین در تیرماه امسال «به آزار و اذیت، بازداشت و دستگیری شهروندان آمریکایی بویژه دو تابعیتی‌ها، ادامه داده است».
ایران در سال‌های اخیر چهار شهروند ایرانی- آمریکایی شامل جیسون رضاییان، امیر حکمتی، نصرت‌الله خسروی و سعید عابدینی را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و جاسوسی، بازداشت و آنها را به زندان‌های طولانی مدت محکوم کرد.
ماتیو تیروتیک، دانشجوی آمریکایی، که برای آموزش زبان فارسی به ایران رفته بود نیز پاییز امسال بازداشت شده بود.
آقای ترویتیک روز پنجشنبه هشتم بهمن در هشداری مشابه بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا به شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان گفته بود: «من به هیچ‌کس توصیه نمی‌کنم که به ایران برود. متاسفانه به نظر من هنوز شرایط برای رفتن مناسب نیست. من هیچ‌کس را تشویق نمی‌کنم که به ایران برود».
جیسون رضاییان، خبرنگار واشینگتن پست، که پس از آزادی از زندان اوین به آمریکا بازگشته است، روز پنجشنبه در نخستین حضور علنی خود در یک نشست، از جان کری وزیر امور خارجه آمریکا برای مذاکره به منظور آزادی وی و دیگران قدردانی کرد.
ایران و آمریکا با یکدیگر روابط دیپلماتیک ندارند و به همین دلیل ایالات متحده امکان محدودی برای کمک به آمریکایی‌ها در ایران دارد. سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران فعالیت می‌کند ولی مقام‌های ایرانی غالبا از دسترسی کنسولی این کشور به اتباع بازداشت شده آمریکایی خودداری کرده‌اند.

Thursday, January 28, 2016

نظر علم الهدی در مورد ورزش زنان که باید دینی شود

- امام جمعه مشهد گفته است فضای ورزش بانوان باید به فضای آموزشی و دینی تبدیل شود تا بانوان ورزشکار خارج از سیاست‌بازی‌ها از یک دیگر سبقت بگیرند.
به گزارش شهرآراآنلاین، «احمد علم‌الهدی» در دیدار با «امیررضا خادم»، معاون وزیر ورزش و جوانان افزوده است:«شاهد آلودگی‌هایی در فضای ورزش بانوان هستیم و باید این فضا با تدبیر مسوولان وزارت ورزش و جوانان پاک سازی شود.»
وی گفته است در ورزش بانوان، مشکل با ورزش‌کردن آن‌ها نیست: «وقتی در استادیوم‌ها فیلم‌برداری، عکس‌برداری و برخی حرکات آزاد است، برای ورزشکار یک ارزش می‌شود که سبب آلودگی فضای ورزشی بانوان شده و باید این فضا پاک سازی شود.»
علم‌الهدی اضافه کرده است: «خانم ایرانی در مسابقات جهانی مدال طلا می‌گیرد و متأسفانه با پوشش و حجابی نامناسب بر روی سکو، مقابل یک مرد هندی می‌ایستد تا مدال طلا به گردنش انداخته شود و پرچم ایران بالا برود. من منکر ورزش بانوان نیستم اما چنین حرکاتی که با عکس و لبخند همراه است و در سراسر جهان منتشر می‌شود، برای جوامع اسلامی یک فاجعه است.»
عضو مجلس خبرگان رهبری گفته است: «اگر بانوان متدین وارد عرصه ورزش قهرمانی شوند، بسیار موفق‌تر از کسانی خواهند بود که اهمیتی به این موضوع نمی‌دهند. به آقای علی‌آبادی، رییس سابق سازمان تربیت‌بدنی گفتم که بالاترین کار، بین‌المللی کردن حجاب اسلامی است و چنین حجابی در ورزش‌های بانوان در سطح بین‌المللی پسندیده می‌شود. قرار شد که در پوشش ورزش‌هایی که با اندام سر و کار دارد، تجدیدنظر شود اما هنوز تفاوتی مشاهده نشده و اصلاح شرایط کنونی نیازمند تدبیر مسوولان وزارت ورزش و جوانان است.»
علم‌الهدی خواسته است مدیریت ورزشی فضا به‌گونه‌ای شود که یک مرد در محیط ورزشی بانوان حاضر نباشد:« بهترین کار در این راستا، استفاده از بانوان باحجاب و متدین در فضاهای متعلق به این گروه است و همان گونه که در گذشته محیط پزشکی آلوده بود و این آلودگی برطرف شد، محیط ورزش بانوان هم باید اصلاح شود.»
علم‌الهدی گفته است اگر برند قهرمانی ورزش بانوان، ورزشکاران باحجاب باشند، این موضوع در کشور توسعه می‌یابد.

حبس الکترونی و حبس در منزل بزودی اجرا میشود

ـ رئیس سازمان زندانها گفت که حبس الکترونیکی و حبس در منزل از جمله طرح هایی است که اقدامات مطالعاتی و همچنین اجرای آزمایشی آن انجام به زودی اجرا می شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، اصغر جهانگیر با اشاره به طرح کاهش جمعیت زندانیان گفت: “با توجه به تاکید رهبر و تدابیر ریاست قوه قضاییه طرح کاهش جمعیت زندانیان به طور جدی در دستور کار است”.
وی افزود: “حبس الکترونیکی و حبس در منزل از جمله این طرح هاست که اقدامات مطالعاتی و همچنین اجرای آزمایشی آن انجام و به زودی مورد اجرا قرار خواهد گرفت. در طرح کاهش جمعیت زندانیان برای حبس های کوتاه مدت، جرایم مالی و سبک نیز طرح های مختلفی  پیش بینی شده است که به زودی اجرا خواهد شد”.
رئیس سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور به طرح خروج زندان ها از شهرها نیز اشاره کرد و گفت: “خروج زندان ها از شهر مستلزم تامین اعتبارات لازم است که امیدواریم در برنامه ششم توسعه اعتبار خروج زندان ها از حریم شهرها پیش بینی شود”.
جهانگیر با اشاره به فعالیت های گسترده اصلاحی و تربیتی در زندان ها گفت: “هدف این برنامه ها بازاجتماعی کردن زندانیان است و ما تلاش می کنیم با اصلاح شخصیت زندانیان با ارائه آموزش های شغلی زمینه را برای ورود آنان به چرخه اشتغال در جامعه فراهم کنیم”.

Sunday, January 24, 2016

مجلس شورای اسلامی 11جرم غیر سیاسی را تعیین کرد

مجلس شورای اسلامی ایران، یکشنبه چهارم بهمن ماده‌ای از طرح جرم سیاسی را تصویب کرد که به موجب آن ۱۱ مصداق غیرسیاسی بودن یک جرم تعیین می‌شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، بر اساس این ماده قانون «مباشرت، مشارکت، معاونت و شروع به انجام جرم» در این ۱۱ مورد از جرایم، جرم سیاسی به شمار نمی‌آید.
به موجب این ماده «سوء قصد به مقامات داخلی و خارجی»، «بمب‌گذاری و تهدید به آن، هواپیماربایی و راهزنی دریایی»، «جاسوسی و افشای اسرار» و «تحریک مردم به تجزیه طلبی، جنگ، کشتار و درگیری» جرم سیاسی نخواهد بود.
مجلس نهم، سه‌شنبه ۲۹ دی برای اولین بار پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، کلیات طرح جرم سیاسی را با ۱۲۰ رأی موافق، ۲۱ رأی مخالف و هشت رأی ممتنع تعریف کرد. جزئیات جرم سیاسی که در ماده دوم این طرح آمده هنوز به تصویب مجلس نرسیده است.
این طرح در مجلس ششم نیز مطرح شده بود و شورای نگهبان آن را در ۱۸ مورد خلاف شرع و قانون اساسی تشخیص داده بود.
بر پایه این ماده تصویب شده «جرائم مستوجب حدود، قصاص و دیات»، «آدم‌ربایی، گروگان‌گیری و سلب غیرقانونی آزادی افراد»، «سرقت و غارت اموال، ایجاد حریق و تخریب عمدی»، «حمل و نگهداری غیرقانونی، قاچاق و خرید و فروش سلاح، مواد مخدر و روانگردان»، «رشا و ارتشاء، اختلاس، تصرف غیرقانونی در وجوه دولتی، پولشویی، اختفای اموال ناشی از جرم مزبور»، «اختلال در داده‌ها یا سامانه‌های رایانه‌ای و مخابراتی به کار گرفته شده برای ارائه خدمات ضروری عمومی یا حاکمیتی» و «کلیه جرائم علیه عفت و اخلاق عمومی اعم از جرائم ارتکابی به وسیله سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی یا حامل‌های داده یا غیر آن» دیگر جرم‌هایی هستند که درفهرست جرائم غیرسیاسی قرار می‌گیرند.
به گزارش رادیو زمانه، پیش از این رسیدگی و تعریف جرم سیاسی بر اساس اصل ۱۶۸ قانون اساسی بر عهده محاکم دادگستری و بر پایه «موازین اسلامی» معین می‌شد.
بر اساس تصریح این ماده قانون اساسی، متهمان سیاسی باید در دادگاه علنی و با حضور هیأت منصفه محاکمه شوند، اما در حال حاضر چنین متهمانی در دادگاه‌های ایران، معمولاً به جرائم امنیتی متهم و در بسیاری از موارد، غیر‌علنی محاکمه می‌شود.
آمار دقیقی از تعداد کل زندانیان سیاسی در ایران منتشر نشده است. مقامات ایرانی می‌گویند که در ایران «زندانی سیاسی نداریم».
دستگیری وسیع اعضا و هواداران احزاب مخالف جمهوری اسلامی ایران در دهه ۶۰ و اعدام بیش از چند هزار تن از کسانی که به دلیل گرایش‌های سیاسی‌شان در طول این دهه بازداشت شده بوند، بازداشت‌های گسترده پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و دستگیری روزنامه‌نگاران، هنرمندان و نویسندگان دگراندیش نمونه‌هایی از بازداشت افرادی است که به جرم سیاسی در ایران به زندان افتادند.
کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران، ایران را پس از ترکیه دومین زندان بزرگ روزنامه‌نگاران در جهان معرفی می‌کند.

حکومت و مردم دانش و سواد را فراموش کرده انذ

بی توجهی به نسلهای نو

بیکاری  دانش آموختگان پس از انقلاب به نسلهای بعدی پیامی واضح داد : سواد و دانش شما تأثیر چندانی در آینده تان ندارد. شما با هر سطح دانش و آگاهی تکنیکی که باشید برای موفقیت باید از ایران خارج شوید! نسلهای تازه می آیند بی آنکه دانش و علم را ارج نهند. آنچه هنجار امروز جامعه ایران است پول است و بس. ارزشها شکسته شده اند. طبیعت ایران ، با ارزش ترین چیزی که متعلق به همه ماست سالهاست که بشدت آسیب می بیند و ایرانیها براحتی آب و خاک خود را نابود کرده اند، غافل از اینکه شاید فردایی نباشد و هرگز نمی تواند آسیبهای جدی به طبیعت ایران را جبران نمود.
رژیم اسلامی به مردم ایران آموزش داد که چگونه با دروغ و ریاکاری می توان در عین بی لیاقتی به بالاترین مقامها رسید. جمهوری اسلامی مدرکی تاریخی است که نشان دهد ایرانیان چقدر دروغگو و ریاکارند.
رژیم اسلامی به مردم ایران آموزش داد که چگونه با دروغ و ریاکاری می توان در عین بی لیاقتی به بالاترین مقامها رسید. جمهوری اسلامی مدرکی تاریخی است که نشان دهد ایرانیان چقدر دروغگو و ریاکارند.
نسلهای نو ، امروز در مدارس معلمی را می بینند که سالها درس خوانده است و به نان شبش محتاج است. در  دانشگاه استادانی را می بیند که با فشار درس و فقر همزمان به جنون رسیده اند. در ایران امروز فقر بسراغ دانش آموختگان می آید و چه فقر غم انگیزی است بی پولی در عین داشتن تخصص و دانش.
نسلهای نو ، امروز می بینند که میلیونها دانش آموخته دهه شصت در بیکاری و اعتیاد رو به فراموش شدن هستند. آنچه به چشم نسلهای نو بیشتر می نماید ، شکاف طبقاتی ناشی از ریاکاری و دروغ سالاری جامعه است.در اجتماعی که رشوه ، کلاهبرداری و دروغ از ابزارهای پیشرفتش باشد ، چه انتظاری از مدارس و دانش آموزانش باید داشت؟ آموزگار چگونه کودکان را به دانش و علم فرا بخواند وقتی آنها می بینند که معلمشان از اولین نیازهای طبیعی یک انسان هم بی بهره است؟ امروز جامعه معلم ایران توانایی پرداخت هزینه مسکن و خوراک خانواده اش را هم ندارد. معلم بیچاره شاید روزی هزار بار آرزو می کند که ای کاش بیسواد بود ولی یک دکّه سر خیابان داشت!
آموزگار چگونه کودکان را به دانش و ععلم فرا بخواند وقتی آنها می بینند که معلمشان از اولین نیازهای طبیعی یک انسان هم بی بهره است؟ امروز جامعه معلم ایران توانایی پرداخت هزینه مسکن و خوراک خانواده اش را هم ندارد. معلم بیچاره شاید روزی هزار بار آرزو می کند که ای کاش بیسواد بود ولی یک دکه سر خیابان داشت!
کودکان کار و بیسوادی در میان ایشان از مشکلاتی است که در سالهای گذشته افزایش داشته است. مشکلات اقتصادی و به تبع آن فشار خانواده ها برای ایجاد درآمدی کوچک برای کودکانشان ، نسل جدیدی از کودکان بیسواد را ایجاد کرده است که با دستفروشی و کارهای مانند آن سعی دارند فقر خانواده را جبران نمایند. بیسوادی در میان افراد زیر خط فقر ایران بسیار فراگیر است و شوربختانه رو به گسترش هم هست.

مرفّهین بیسواد ! مدیران بیسواد !

معضل جدیدی که بسیاری از ما با آن سر و کار داریم مرفّهین بی درد و بیسواد است. این می تواند از  گروه دانش آموز جامعه نوکیسه ایران باشد تا حتی مدیران سطح بالای اقتصادی که با کمترین دانش و سواد ، در سرنوشت جامعه ایران بیشترین تاثیر را دارند. جالب است که برخی از جوانان کم سواد در جامعه مرفه ایران دیپلم و لیسانس هم دارند ولی چهار کلمه فارسی را درست نمی نویسند و فرق استان را از شهرستان نمی دانند ولی تا دلتان بخواهد فنون کلاهبرداری و زیرآبی رفتن را بلدند!
تا دلتان بخواهد در فضای مجازی بلبل زبانی می کنند و با همان غلط املائی در اینستاگرام و فیس بوک فعّالند! برج و پل و کارخانه می سازند بی آنکه توانایی ساختن یک خانه را داشته باشند. مدیرانی در جامعه امروز ایران حاکمند که حتی توانایی مدیریت یک خانواده را ندارند ولی بر سرنوشت جامعه ایران دخالت مستقیم دارند. بیسوادی در میان مدیران و میلیادرهای امروز ایران نشانه دروغ سالاری و غالب بودن باندبازی و زد و بند در سطح مدیریت کلان است.
مدیرانی در جامعه امروز ایران حاکمند که حتی توانایی مدیریت یک خانواده را ندارند ولی بر سرنوشت جامعه ایران دخالت مستقیم دارند. بیسوادی در میان مدیران و میلیادرهای امروز ایران نشانه دروغ سالاری و غالب بودن باندبازی و زد و بند در سطح مدیریت کلان است.

جامعه ایران نومید از علم و دانش

وضعیت اسفبار بیکاران تحصیلکرده و همچنین به نوا رسیدن افراد نالایق و کم سواد در رده های بالای اقتصاد رانتی ایران ، مردم را از کسب علم و دانش نا امید کرده است. سقوط ارزشها و تغییر هنجارهای جامعه ایرانی از هنجارهای علمی و فرهنگی به هنجارهای مالی و قدرتی باعث شده است که کسی در ایران خواستار دانش و فرهنگ نباشد؛ در مقابل آن چشم اندازی را شاهد هستیم که در فقر اقتصادی و علمی کشور ، مردم به کارهای پولساز و بی ارزش نظیر دلّالی و قاچاق مشغولند. بخش بزرگی از اقتصاد بازار ایران به قاچاق و رانت وابسته است و شاید نتوان قسمتی از اقتصاد ایران را یافت که به قاچاق و یا رانت آلوده نباشد.
امروز آموزگاران فراوانی را می بینیم که محکوم به اجاره نشینی تا ابد هستند ولی بیسوادان دستفروش و یا قاچاقچی بسیاری هم هستند که در خانه های آنچنانی زندگی می کنند. اگر ۴۰ سال پیش شهرکهای کارمند نشین در بهترین نقاط شهرها قرار داشتند، امروزه کارمندهای جزء مجبورند که اجاره نشینی ابدی را تحمل نمایند. درآمد آموزگاران ایرانی کفاف خرید یک قبر چند ده میلیون تومانی را هم نمی دهد!
اگر 40 سال پیش شهرکهای کارمند نشین در بهترین نقاط شهرها قرار داشتند، امروزه کارمندهای جزء مجبورند که اجاره نشینی ابدی را تحمل نمایند. درآمد آموزگاران ایرانی کفاف خرید یک قبر چند ده میلیون تومانی را هم نمی دهد!

آمار تأسّف بار

بیش از دو میلیون ایرانی زیر ۵۰ سال بیسواد مطلقند که نیمی از آن کودکان هستند. در ایران ۲۶ میلیون نفر نیز بیسواد نسبی هستند، یعنی اگر چه می توانند بخوانند ولی در نوشتن و تشخیص معانی دچار مشکل جدی هستند! بعنوان مثال یک سند ازدواج را نمی توانند درک کنند و بدون خواندن و درک آن امضایش می نمایند.
 همچنین میانگین نمرات دانش آموزان در مدارس کاهش چشمگیری داشته است. یک سوم از صندلیهای  دانشگاههای کشور هم خالی مانده است که نشان از بی میلی جوانان به تحصیلات دانشگاهی دارد. این آمار تأسّف بار  زنگ خطر برای جامعه ایران است. علت بروز این مشکلات بسیار است که برخی را در این گفتار اندکی توضیح دادیم. درد اصلی اینجاست که کسی هم در فضای دعواهای جناحی و چپاول منابع معدنی ایران توجهی به فرهنگ و دانش هم ندارد.


ادامه مطلب: حکومت و مردم دانش و سواد را فراموش کرده اند | فضول محله http://www.fozoolemahaleh.com/2016/01/17/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86#ixzz3yEXUohYe

Thursday, January 21, 2016

سخنان داد ستان تهران

پلیس از شکل گیری تجمع های غیرقانونی جلوگیری کند
عباس جعفری دولت‌آبادی، ‫#‏دادستان‬ عمومی و انقلاب تهران، روز سه شنبه از پلیس خواست در صورت برگزاری تجمعی به گفته او «در مقابل یک مرجع رسمی کشور» روی دهد،‌ آمادگی های لازم را داشته باشد.
به گزارش تارنگار ‫#‏حقوق_بشر‬ در ایران به نقل از ایسنا، او با اشاره به برخی تجمع های اخیر در تهران که آنها را «غیر قانونی» نامید، گفت: پلیس باید از شکل گیری این‌گونه تجمع ها و اقدامات برخلاف قانون جلوگیری کند تا به گفته او،‌ «زمینه هجمه علیه پلیس فراهم نشود.»
آخرین تجمعی که در تهران برگزار شد،‌ ‌مربوط به تجمع روز یکشنبه حدود ۳۰۰ تن از کارکنان پتروشیمی های اراک، اصفهان و امیرکبیر (از بندر امام) در تهران بود.
به گزارش خبرگزاری ایلنا،‌ این کارکنان در ‫#‏اعتراض‬ به نامشخص بودن وضعیت استخدامی پس از واگذاری واحدهای پتروشیمی به بخش خصوصی، در مقابل وزارت نفت تجمع کردند.
پس از آن نیز شماری از رادیولوژیست ها روز شنبه در مقابل وزارت بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشکی تجمع کردند که خبر آن از جمله در خبرگزاری فارس انعکاس یافت.
هادی قائمی،‌ در پاسخ به این پرسش که آیا تجمع های صنفی می توانند غیر قانونی نامیده شوند،‌ به اصل ۲۷ قانون اساسی ایران استناد کرد که می گوید «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها،‌بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است.»
آقای قائمی گفت:‌ «تجمع های صنفی کاملا شامل اصل ۲۷ می شود و هیچ دلیلی وجود ندارد که غیر قانونی نامیده بشوند و این افراد، خواسته های صنفی و واضحی داشتند که خواستند با این تجمع ها آنها را به گوش مقام های جمهوری اسلامی ایران برسانند.»
این فعال حقوق بشری از مقام های جمهوری اسلامی ایران خواست تا این تجمع های صنفی را تحمل کنند و افزود که تحمل نکردن این اعتراض های صنفی به این معناست که فضای کشور بسته است.
در این میان،‌ به نوشته خبرگزاری فارس، رادیولوژیست‌ها در تجمع روز شنبه خود به تصمیم حسن هاشمی، وزیر بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشکی، در مورد دادن اجازه انجام سونوگرافی و رادیولوژی به پزشکان، معترض بودند.
تجمع‌کنندگان می گفتند که چهار سال دوره تصویربرداری و سونوگرافی می ببینند ولی پزشکان دیگر، این دوره را فقط در یک دوره سه ماهه می‌گذرانند.
اما این تجمع، ‌برخورد پلیس امنیت را به دنبال داشت و به گفته خبرگزاری های فارس، مهر و ایلنا، تعدادی از رادیولوژیست ها بازداشت و سایر تجمع کنندگان را متفرق کرد. البته این خبرگزاری ها اشاره ای به تعداد بازداشت شدگان نکرده اند و نیز وضعیت آنها تاکنون مشخص نشده است. از جمله اینکه اتهام آنان چه بوده است.
در این ارتباط، به گزارش خبرگزاری فارس، وزیر بهداشت، ‌درمان و آموزش پزشکی، درباره این بازداشت ها گفت که باید علت بازداشت‌ها را از پلیس امنیت پرسید و افزود: اگر تجمعی به صورت غیرقانونی انجام شود، طبق قانون باید با آن برخورد شود.‌
همزمان،‌ جواد افشاری، مدیرکل حقوقی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، با غیرقانونی خواندن تجمع رادیولوژیست ها گفت: این وزارت خانه تسلیم آنچه «خواسته‌های غیرمنطقی» نامید، نمی‌شود.
او افزود:«اصل برگزاری تجمع‌ها فرایندی دارد که با اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح با آرامش و رعایت حقوق دیگران انجام می‌شود و در آینده با هرگونه تجمع غیرقانونی در مقابل وزارت بهداشت توسط دستگاه‌های ذی‌ربط برخورد قانونی خواهد شد.»
در سالیان اخیر، ‌تجمع های صنفی در ایران با برخورد مقام های جمهوری اسلامی ایران مواجه شده است و آنان از این اعتراض ها به عنوان برهم زدن نظم عمومی یا محل کار، ‌اخلال و ایجاد تشویش نام برده اند.
هادی قائمی با توصیف اینگونه برخوردها به عنوان «سیاست های بسیار اشتباه» گفت که این رفتار عواقب ناگواری خواهد داشت.
او افزود:‌ «کارگران، ‌کارمندان و سایر افرادی که در حرفه های دیگر شاغلند، نیاز دارند تا به طور جمعی بتوانند صدای خود را به گوش کارفرمایان و یا مقام های مسئول برسانند. به طور متعارف،‌ تشکل های صنفی، اتحادیه ها و‌ سندیکاها باید درمحل های کار تشکیل شوند و قانونی باشند تا این افراد بتوانند از طرق متعارف و تشکیلاتی وارد مذاکره با کارفرمایان شوند یا مسایل خود را مطرح کنند. اما حکومت ایران اجازه ایجاد این تشکل ها را نمی دهد.»
برخورد با اعتراض های صنفی در ایران در سال های اخیر اعتراض سازمان های حقوق بشری و نیز اتحادیه های صنفی در جهان را به دنبال داشته است.
‫#‏تهران‬ ‫#‏مشهد‬ ‫#‏اصفهان‬ ‫#‏کرج‬ ‫#‏تبریز‬ ‫#‏شیراز‬ ‫#‏اهواز‬ ‫#‏خوزستان‬ ‫#‏قم‬‫#‏کرمانشاه‬ ‫#‏ارومیه‬ ‫#‏رشت‬ ‫#‏گیلان‬ ‫#‏کرمان‬ ‫#‏زاهدان‬ ‫#‏همدان‬ ‫#‏اراک‬ ‫#‏یزد‬‫#‏قزوین‬#اردبیل ‫#‏یاسوج‬ ‫#‏کردستان‬ ‫#‏مازندران‬‫#‏سیستان_بلوچستان‬#شهرکرد#چهارمحال_بختیاری

Sunday, January 10, 2016

زندان اوین 6 ماه بلا تکلیفی زندانی سیاسی شکوفه اذرمنش

20دیماه 94- شکوفه آذرمنش دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی بین‌الملل با نام مستعار پریسا آزادی در تاریخ ١٨ خرداد ماه ١٣٩۴ ساعت ١١ شب با یورش مأموران وزارت بدنام اطلاعات در منزل مسکونی‌اش واقع در رودهن دستگیرشد. بعد از6ماه که از بازداشت او می‌گذارد وی هم‌چنان در زندان به‌سر می‌برد.
شکوفه آذرمنش با نوشتن نامه‌یی در بند 209 زندان اوین وضعیت بازجویی و محاکمه ناعادلانه و 6ماه بلاتکلیفی‌اش را چنین گزارش کرده است:
اینجانب شکوفه آذرمنش ماسوله با نام مستعار پریسا آزادی، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی بین‌الملل با رتبه سه رقمی در کارشناسی ارشد، در تاریخ 18خرداد 94 و دقیقاً در شب امتحان پایان ترم، توسط مأموران وزارت اطلاعات، بدون حکم قانونی و بدون ذکر دلائل بازداشت، ارائه حکم بازداشت و تفتیش منزل و بدون اطلاع به اقوام بازداشت و به بند ۲۰۹ اوین منتقل شدم.
بیش از دو هفته در بند ۲۰۹ اوین تحت فشار بازجویی قرار گرفتم و بعد از آن به بند نسوان زندان اوین منتقل گردیدم و تا ۶۹ روز بعد حتی تفهیم اتهام با ذکر دلایل اتهامی نشدم که این روند طبق اصل ۳۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قوانین بین‌المللی و قوانین حقوق‌بشری، غیرقانونی است. (در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذکر دلائل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر مدت ۲۴ ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد.)
در تاریخ 24مرداد 94 در شعبه ۶ دادسرای شهید مقدس تفهیم اتهام شدم و عنوان فعالیت تبلیغی علیه نظام در پرونده‌ام درج شد. همچنین بازپرس عنوان مجرمانه اقدام علیه امنیت ملی از طریق تجمع و تبانی و شرکت در تجمعات غیرقانونی را نیز به موارد اتهامی اضافه نمود. وی برای من وثیقه ۷۰۰ میلیون ریالی تعیین نمود که بعداً تبدیل به کفالت یک میلیارد ریالی شد.
در طی این مدت یعنی تا مدت شش ماه پس از تاریخ بازداشت به‌دلیل از دست دادن خانواده درجه یک (فوت پدر و مادر و تک فرزند بودن) از ملاقات محروم بوده و حتی اجازه تماس تلفنی مستمر با اقوام برای پیگیری روند پرونده و مشاوره با وکیل و تماس تلفنی با وکیل را نیز نداشته‌ام. نهایتاً هر دو ماه یکبار تماس تلفنی با اقوام بعد از نامه‌نگاریهای اداری متعدد به مسئولان بند نسوان، اجرای احکام و انجام می‌گرفته است. و این یعنی عملاً مدت ۶ ماه است که تقریباً هیچ‌گونه تماسی با خارج از زندان ندارم. این در حالیست که تا کنون چندین بار طبق نامه‌های متعدد به مسئولان زندان درخواست ملاقات با وکیل و تعیین تکلیف وضعیت ام را نموده‌ام که هیچگونه اقدام موثری در این خصوص حتی اجازه تماس دوره‌ای با خانواده و یا وکیل به‌دلیل نداشتن ملاقات انجام نشده است.
در تاریخ 7آذر 94 جهت برگزاری محاکمه به دادگاه اعزام شدم. برخی از اتهامات مطروحه به این شرح است:
1. اخلال و آشوب و شرکت در تجمعات غیرقانونی
۲- فعالیت تبلیغی علیه نظام و غیره
این در حالی است که از داشتن وکیل در دادگاه محروم بودم و بدون مطالعه پرونده پیش از برگزاری جلسه دادگاه در این محاکمه شرکت کرده‌ام که به‌دلیل انتساب اتهامات ناروا و بی‌اساس که حتی در بازجویی و بازپرسی و در سایر مراحل تحقیقات مقدماتی عنوان نشده بود و عدم حضور وکیل، از حق دفاع مشروع و قانونی از خود محروم شدم.
اینجانب بعد از دیدن کیفرخواست بحدی شوکه شدم که از همان شب در بند نسوان به بهداری فرستاده شدم که پرونده آن نیز موجود است. مجدداً در تاریخ 25آذر 91 به دادگاه انقلاب شعبه ۲۶ اعزام شدم و به‌دلیل نداشتن وکیل اعلام نمودم که از خود دفاعی نخواهم کرد و باید با وکیل معرفی شده از سوی اینجانب قبل از دادگاه ملاقات داشته باشم که تا کنون این امر محقق نشده است. با توجه به این مسأله که این اتهامات را کاملاً تکذیب می‌کنم و به همین دلیل نیز هیچگونه دفاعیه‌ای در جلسه دادگاه تا زمان حضور وکیل که حداقل شرط دادرسی عادلانه است ارائه نخواهم کرد.
سال گذشته و در روزهای ماه آذر مشغول آماده کردن خود برای امتحانات میان ترم ارشد و ارائه موضوع دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد و برنامه‌ریزی برای سالهای آینده و ادامه تحصیل و رویاپردازی برای آزمون دکترا بودم و امسال با ناباوری با کیفرخواست کاملاً ناعادلانه و بند نسوان و آینده نامشخص تحصیلی و شغلی‌ام می‌نگرم.
من با ده سال سابقه کار در شرکتی خصوصی و معتبر با سمت مدیر تضمین کیفیت قطعات خودرو وابسته به سایپا، پارس خودرو و زامیاد و بعد از سالها تلاش برای قبولی در کنکور کارشناسی ارشد و با میانگین نمرات در سطح عالی در طول ترم و بدون هیچگونه سابقه کیفری تا کنون، امروز دو ترم دانشگاه را از دست داده و متهم به شرکت در تجمعات غیرقانونی هستم. عملی که با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی فعالیتی کاملاً قانونی، مدنی و اجتماعی محسوب می‌شود.
اینجانب در اعتراض به اتهامات مطرح شده در کیفرخواست و نداشتن وکیل تا کنون در تمامی مراحل دادرسی حتی در جلسه رسیدگی به اتهامات که در واقع به نوعی توهین و تحقیر تلقی می‌شود و هیچگونه ادله قانونی برای آن وجود ندارد و همچنین روند ناعادلانه و قطع هر گونه ارتباط با خارج از زندان به مدت بیش از شش ماه بلاتکلیفی برای احقاق حقوق خود ناگزیر به استفاده از سایر طرق اعتراض و دادخواهی خواهم شد که تا کنون نه تنها از این طرق استفاده نکرده‌ام بلکه هیچ‌گونه اعتراض علنی و شفاف سازی در ارتباط با شرایطم نداشته‌ام و این عادلانه نخواهد بود

Thursday, January 7, 2016

عاشق ایران وایرانی

روزی که اعراب برای همخوابگی با دخترانه ایرانی به مشهد اومدند باید عزای عمومی اعلام می شد . روزی که 300 ایرانی 3 دقیقه بعد از تک اف هواپیما در مهراباد از بین رفتند باید عزای عمومی اعلام می شد . روزی که رو صورت دخترامون تو اصفهان اسید پاشیدند . روزی که معلمی رو در بروجرد با چاقو کشتند . روزی که دخترامون برا تجارت به دبی می رفتند .روزی که معلم رو دست بسته به زندان انداختند . روزی که جوونای ما بخاطر سرطان پر پر شدند . روزی که به ایرانی تو فرودگاه تجاوز شد .روزی که نیروی انتطامی دست دختر ایرانی دست بند زدند روی زمین کشیدنش بخاطر حجاب!!!
ازین روزا تو ایران زیاد داریم .عزای عمومی برای این روز هاست . خیلی وقته هر روز در ایران عزای عمومیه . 
عزای عمومی من موقعی بود که دختر بچه ها تو کلاس اتیش گرفتن وجزغاله شدن و كسى نبود بگه چرا و چى شد!
عزای عمومی من موقعی هست که ماه رمضان میاد و گرونیش واسه ملته حتى اون پدرى كه شرمنده خانه و خانوادش ميشه.چیزهای مفتم سر سفره فلسطینی ها ميره و كشور رو غارت ميكنن 
عزای من اختلاس میلیاردی اقا زاده هاست كه جولونشون با فلان ماشينها توى بالا بالاهاى شهره
عزای عمومی من موقعی که یک پرایدو ۲۰تومان فرو میکنن به ملت و ۳/۵به کشورهای افغانستان ميدن! حاجی ما خیلی وقته عزاداریم.
یاد محمد رضا شاه خائن افتادم که وقتی دولت عربستان یه حاجی ایرانی را کشت اول سفیر عربستان رو احضار کرد بعد به شاپور غلامرضا دستور داد چنان کشیده ای بهش زد که به گفته شاهدان سفیر عربستان از شدت ضربه به زمین خورد بعد به مدت چهار سال حج رو ممنوع کرد و تا عذرخواهی رسمی دولت عربستان و دریافت خسارت کامل و پادر میانی دولتهای دیگه کوتاه اومد
ولی حالا به یمن عزت جمهوری اسلامی زنهامونا تو عربستان میدزدن و به پسرامون تجاوز میکنن و ما فقط از رافت اسلامی و برادری دینی حرف می زنیم و آخوندامون تو تلویزیون از زبان بهشتی اعراب دفاع میکنن 
و وقتی هواپیماهامونا راه نمیدن و دکل رو سرمون خراب میکنن دیگه خیلی که گندش در میاد و مثل حکومتای دیکتاتوری هزار سال پیش برا هوس گردش یه شازده سعودی صد تا صدتا مردممون زیر دست و پا خفه میشن به جای سیلی زدن و انتقام گرفتن تازه یادمون میافته که تو کشور خودمون عزای عمومی اعلام کنیم و تو سر خودمون بزنیم . روحت شاد شاهنشاه نیستی ببینی از این همه عزت داریم خفه میشیم .
چرا نمیگیم مرگ بر عربستان .
چطور می گیم مرگ بر اسراییل در حالیکه عراقی ها نزدیک یک میلیون ایرانی را کشته و معیوب کردند تو 8 سال جنگ تحمیلی!!!
چرا میگیم مرگ بر اسراییل وقتی که عربستان تو سال 67 نزدیک به 500 زائر بیگناه ایرانی رو به خاک و خون کشیدند در مکه!!! 
چرا می گیم مرگ بر اسراییل اونوقت عراقی ها به صورت گروهی به نوامیس ایرانیان تو جنگ تجاوز می کردند!!!
چرا میگیم مرگ بر اسراییل اونوقت که ایران تو جنگ با عراق فقط 1700 اسیر فلسطینی گرفته بود!!!
چرا میگیم مرگ بر اسراییل اونوقت که عرب ها به خلیج پارس می گن خلیج عرب!!! و اونوقت که اسراییل میگه خلیج پارس درسته،دیگه صداتون درنمیاد!!!
چرا مرگ بر اسراییل میگیم اونوقت که همین بشار الاسد به خلیج عربی رای داد!!!
وقتی که حسن نصرالله میگه ایران تمدن نداشت و عرب ها تمدن رو بردن ایران!!!!
بعید میدانم اسراییل تاکنون حتی 4 ایرانی را کشته باشد!!! در حالیکه میلیونها ایرانی از زمان حمله عمر تا صدام به ایران،شهید شده اند. 
اندیشیده ای؟!!!!
همین فلسطینیا تو جنگ ایران و عراق به طرفداری از صدام با ایرانیان می جنگیدند
کاسه داغ تر از آش یعنی چی؟!!!
بزار برات بگم
کاسه داغ تر از آش یعنی اینکه ورزشکارای ما که یه عمر زحمت کشیدن ، تو مسابقاتی که میخوان نتیجشو بگیرن میخورن به یه حریف اسراییلی و در حمایت از مردم مظلوم فلسطین ، آینده حرفه ای شون رو باطل میکنن و با حریف بازی نمیکنن و با اشک زمین رو ترک میکنن؛ اونوقت تو تیم ملی فلسطین تو جام ملت های آسیا 5 تا بازیکن اسراییلی وجود داره !!!
بعدشم خود فلسطين با اسرائيل بازى دوستانه ميكنه
و از همه جالبتر اینه که تیم فوتبال فلسطین بازی دوستانه با تیم ملی مارو رد میکنه!!

حمایت علم الهدی از حمله گنند گان به سفارت عر بستان

سومالی با ایران قطع‌رابطه کرد؛ کومور سفیرش را فرا خواند
در حالی که تقریبا تمامی مقامات دولتی، قضایی، نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی، حمله به سفارت عربستان و اشغال و آتش زدن آن را محکوم و آن را با کلماتی چون "مشکوک"، "سازمان‌یافته" و "کار نیروهای خودسر" توصیف کرده‌اند، احمد علم‌الهدی، "امام‌جمعه" مشهد به طور تلویحی از حمله‌کنندگان دفاع می‌کند.
به نوشته‌ی وب‌سایت آقای "علم‌الهدی"، او در یک سخنرانی که به بهانه‌ی اعدام "شیخ نِمِر" عربستانی، در مشهد برگزار شد، گفته: «اتهام شیخ نمر فقط ابراز مخالفت با حکومت سعودی بوده نه اینکه اسلحه بردارد و مبارزه کند. و بعد سرش را از تنش جدا کنند که چرا گفتی حکومت را قبول نداری و در دنیا هم اصلا تعقیب نشود. بعد از آن، مردمی هم که اعتراض کردند، افراطی، تندرو و قانون‌شکن خطاب شوند.»
وی هم‌چنین در واکنش به قطع روابط دیپلماتیک عربستان و چند کشور عربی دیگر با جمهوری اسلامی اظهار داشته: «بروید به جهنم که سر به تن‌تان نباشد، نابود شوید؛ چه نیازی جامعه انقلابی ما به شما دارد. جز نکبت برای اسلام چیز دیگری نیستید؛ لکه ننگ بر دامن قرآن روی کره زمین شما هستید و وجود شما اهانت به قرآن است. بعد از اینکه در این مملکت انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندیم و مزدوران شاه را با نکبت و ذلت از مملکت بیرون کردیم و بعد از این همه افتخارات، این یک افتخار است که ذرات ناپاک و نجس‌العین و مزدور آمریکا و اسراییل با این مملکت نتوانستند زندگی کنند و بساط خود را جمع کردند و از این مملکت رفتند به جهنم.»
گفتنی است بعد از عربستان، بحرین، سودان و جیبوتی، امروز پنج‌شنبه (۱۷ دی-۷ ژانویه) کشور سومالی نیز به سفیر جمهوری اسلامی ۷۲ ساعت و به "نمایندگی کمیته امداد امام‌خمینی"، یک هفته فرصت داد تا خاک این کشور را ترک کنند.
سخنگوی دولت سومالی جمهوری اسلامی را به «سازماندهی یک گروه شبه‌نظامی» در این کشور نظیر آن‌چه گفته می‌شود در یمن و سوریه ایجاد کرده، متهم نموده است.
روز پنج‌شنبه همچنین مجمع‌الجزایر کومور در جنوب شرقی افریقا، در همبستگی با عربستان، سفیر خود را از تهران فرا خواند و به قطر، کویت و امارات متحده عربی پیوست که پیش‌تر اقدام مشابهی را انجام داده بودند. در این میان، امارات متحده عربی، مناسبات خود با ایران را به سطح "رییس دفتر حافظ منافع" کاهش داده است.

Saturday, January 2, 2016

وزیر محترم بهداشت ودرمان جناب اقای دکتر هاشمی از طرف عالی پیام

من محمدرضاعالی پیام، فیلمساز ممنوع کار و شاعر طنز پرداز متخلص به هالو به عنوان زندانی سیاسی این نامه را از زندان رجایی شهر، بند دو، سالن شش، برای شما می نویسم.
هرچند قبلن نیز طی نامه هایی از شما دعوت کرده بودیم سری به این زندان بزنید و از نزدیک شاهد وضعیت بهداشتی و درمانی و تغذیه ای ما باشید که چه والذاریاتی است. نمی دانم وقت شما ایجاب نکرد، یا زندانیان جزء جمعیت کشور به حساب نمی آیند، یا سلامتی آنها مهم نیست، یا شما وزیر زندانی ها نیستید، یا شاید اصلن نامه های ما به دست شما نرسیده است.
اما این نامه را نه برای توصیف وضعیت بهداشتی زندان، که به عنوان شکایت از مسئولین و کارکنان بیمارستان امام خمینی می نویسم. هرچند امید رسیدگی نمی رود.
در تاریخ 6 دی ماه من با 58 سال سن که علاوه بر فشار خون و آرتروز، مبتلا به بیماری صرع می باشم، ساعت 9 صبح دچار حمله ی عصبی و تشنج شدم همبندان مرا به سرعت به درمانگاه زندان رساندند. درآنجا ضمن معاینه از من نوار قلب گرفتند و اعلام نارسایی کامل خون به قلب کردند که پس از وصل یک سرم با آمبولانس به بیمارستان امام خمینی اعزام گردیدم.
هنوز ساعت 12 ظهر نشده بود وارد بیمارستان شدم. روی یک برانکار چرخدار، دستبند به دست و پابند به پا در گوشه ی راهرویی قرارم دادند. جایی که تابلو (اورژانس شماره یک) را در رو به رو می دیدم. تا ساعت هفت و سی دقیقه بعدازظهر یعنی حدود هشت ساعت، نه تنها ویزیت نشدم، حتی یک نفر نیامد اسمم را بپرسد. بگوید زنده ای یا مرده ای. یک گوشی به قلبم بگذارد. فشارم را بگیرد. نبضم را بگیرد. فقط هر چند وقت یکبار یکی از کادر بیمارستان رد می شد و می گفت این را چرا اینجا گذاشتید، راه را بند آورده است. بعد من را از این طرف به آن طرف می بردند. حتی یکبار به قسمتی که پشت پرده ای قرار داشت بردند که خانومی وارد شد و فریاد زد: این را کی آورده اینجا؟ زود ببریدش بیرون.
جناب آقای دکتر هاشمی
در تمام مدت 8 ساعتی که در بیمارستان بودم از سرما به خود می لرزیدم و یک نفر پیدا نشد که یک پتو روی من بیندازد. این علاوه بر دو ساعتی بود که در آمبولانس لرزیدم. چون موقع حمله ی عصبی دوستان مرا با همان لباس داخل بند به بهداری بردند و لباس مناسب فضای بیرون به تن نداشتم.
لازم است بگویم آمبولانسی که مرا انتقال داد، فاقد هرگونه امکانات اولیه ی پزشکی، حتی اکسیژن بود و به جز مامورین بدرقه، هیچ کادر درمانی همراه ما نبود.
در بیمارستان هیچ کس نگفت تو معده هم داری؟ گرسنه ات نیست؟ از ساعت 9 صبح که مرا به بهداری بردند تا 10 و نیم شب که به زندان برگشتم، حتی کیک و آب میوه ای را هم که فرزندم خرید، اجازه ی خوردن ندادند. مامورین گفتند: ممنوع است. با احتساب شامی که شب قبل ساعت 6 بعدازظهر خورده بودم تا ده و نیم شب که بازگشتم، من 28 ساعت و نیم گرسنه بودم.
جناب آقای دکتر هاشمی
سرمی را که ساعت 10 صبح در بهداری زندان به دست من وصل کردند، ساعت 12 تمام شد و هیچ کس نبود که آن را از دستم جدا کند. از هر کسی که رد می شد می پرسیدم: آقا این سرم هشت ساعت است تمام شده.کی از دست من باز می کنه؟ یکی می گفت: پرستار و رد می شد. پرستار می گفت : دکتر باید دستور دهد و رد می شد.
وقتی پسرم در قسمت پذیرش در مقام اعتراض به خانم شیما حیدری گفت: چرا به پدرم رسیدگی نمی کنید؟ آن خانوم که فهمیده بود من سیاسی هستم، گفت: من اصلن نمی دانم سیاست چی هست.
جناب آقای دکتر هاشمی
طبیعی است که کادر بیمارستان امام خمینی ندانند سیاست چیست. اما آیا نمی دانند معنی بیمار اورژانسی چیست؟ نمی دانند نارسایی خون به قلب چیست؟ نمی دانند تشنج یک بیمار مبتلا به صرع چیست؟ اصلن می دانند بیمار چیست؟ قلب چیست؟ مغز چیست؟ فشار خون چیست؟ خون چیست؟
پس از هشت ساعت معطلی و توهین و تحقیر در گوشه ی راهرو، چون فشار دستبند و پابند و سرما و گرسنگی امانم را بریده بود، از مامورین خواستم مرا به زندان برگردانند تا لااقل داروهایم را بخورم. چون آنجا اگر از ناراحتی قلب و مغز نمی مردم، حتمن از سرما و گرسنگی تلف می شدم.
در نتیجه ساعت هفت و نیم بیمارستان را بدون هیچ گونه اقدامی از پرسنل و پزشکان ترک کردم.
جناب آقای دکتر هاشمی
اگر وضعیت اعزام یک بیمار اورژانسی و رسیدگی در بیمارستان های شما این است، بدین وسیله رسمن درخواست می کنم در صورت بروز هرگونه مشکلی برای من مرا به بیمارستان اعزام نکنند و مسئولیت مرگ من یا هر اتفاق ناگوار دیگری برگردن مسئولین پزشکی کشور و در راس همه خود شما خواهد بود.
این نامه را چون نمی دانستم به چه طریق باید به شما رساند، در صفحه ی فیس بوکم قرار دادم تا شاید یک آشنا آن را به شما برساند.
فایده ای هم دارد؟
والسلام
بااحترام، عالی پیام